کد خبر: ۳۳۶۰۳۹
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۴
بررسی دخالت نظامی و شکست چند عملیات مداخله‌جویانۀ آمریکا در جهان-بخش نخست

شکست‌های آمریکا از طبس تا خلیج‌ فارس

فائقه بزاز 

در آمریکا علاقه دارند که از نیروهای ویژۀ نظامی قهرمان بسازند و به موفقیت اقدامات آن‌ها در سراسر جهان افتخار کنند؛ اما تاریخ گواهی می‌دهد که چندین عملیات ویژۀ نظامی مداخله‌جویانه، شکست‌های بزرگی را برای آمریکا به ارمغان آورده است. حمله ناموفق به جزیرۀ مکین در اقیانوس آرام، عملیات کنترل بر ارتفاع ۲۰۵ در کره شمالی، شکست عملیات «پنجۀ عقاب» در ایران، عملیات «جرقۀ خشم» آمریکا در گرانادا، ماجرای خلیج خوک‌ها و ناکامی در جنگ ویتنام، چند نمونه از این رسوایی‌های نظامی است.
ماجرای به‌گل‌نشستن بالگردهای آمریکایی در طبس، پنجه‌درپنجه‌افکنی با قدرت لایزال الهی قلمداد شده است. آمریکا پس از تحقیر مفتضحانه‌اش در ماجرای گروگان‌گیری در سفارت‌خانه‌ای که بیش از آنکه سفارت باشد، جاسوس‌خانه بود، تصمیم گرفت با عملیات «پنجۀ عقاب» نسخه‌ای کپی از فیلم‌های هالیوودی‌اش را در تهران تجربه کند؛ اما در میان شن‌های کویر طبس زمینگیر شد. واقعه‌ای تاریخی که مردم ایران امتدادش را حدود ۴۶ سال بعد و در کویرهای شهرضا تجربه کردند.
تاریخچۀ شکست آمریکا در ایران
سال ۱۹۷۹ است. سفارت‌خانۀ آمریکا در ایران توسط دانشجویان انقلابی پیرو خط امام تسخیر شده و ۵۳ آمریکایی به اتهام جاسوسی به اسارت گرفته شده‌اند. جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، که آخرین ماه‌های دورِ اول ریاست‌جمهوری‌اش را می‌گذراند، تصمیم دارد خودی نشان دهد و با توسل به عملیاتی خاموش توسط نیروهای دلتا، جاسوسان آمریکایی را از دست دانشجویان آزاد کند و به آمریکا بازگرداند.
نقشه همه‌جانبه و منطقی است. دستور شروع باید از مأمور مستقر در «موقعیت ما قبل آخر» صادر شود. پس از فرمان حمله، در نقاط مختلف سفارت چند انفجار کوچک رخ می‌دهد و به واسطۀ انتشار گاز حاصل از این انفجارهای هدفمند، تمام افراد حاضر در این فضاها بیهوش می‌شوند. در این لحظه، نیروها به داخل سفارت حمله می‌کنند و مستقیماً به سمت محل نگهداری گروگان‌ها رفته، همۀ افراد سر راه را از بین می‌برند.
قرار است «امجدیه» (استادیوم شهید شیرودی فعلی) محل فرود بالگردهای آپاچی باشد. کامیون‌ها نیز به سمت این ورزشگاه خواهند رفت و گروگان‌ها از کامیون به بالگرد منتقل خواهند شد و به سمت آمریکا پرواز خواهند کرد.
به نظر همه‌چیز درست می‌آمد؛ اما بنا بر اعتراف و نوشتۀ «نشنال اینترست»، «این عملیات به یکی از نادرست‌ترین تصمیمات پنتاگون معروف شد که در جریانش ده‌ها نظامی آمریکایی جان خود را از دست دادند.» چون ایران با بقیه پروژه‌ها متفاوت است.
سناریونویس‌های آمریکایی اطلاعات درستی از شرایط جوی و آب‌وهوای ایران نداشتند. عواملی در سازمان هواشناسی ایران پیش‌بینی‌های هوا را در اختیار آمریکایی‌ها قرار داده بودند؛ اما پیش‌بینی‌ها درست از آب درنیامد. گردوخاک و طوفان شن پیش‌بینی شده بود؛ اما نه در این وسعت و حجم.
به‌همین دلیل، بالگردهای نیروهای ویژه حتی نتوانستند به تهران برسند. یک بالگرد در عرشۀ ناو هواپیمابر بلافاصله پس از بلند شدن سقوط کرد، یکی دیگر در آب افتاد و بقیه بالگردها نیز در شن‌های کویر زمینگیر شدند. پس از دریافت دستور لغو عملیات، یکی از بالگردها به هواپیمای حامل سوخت اصابت کرد؛ در اثر انفجار، تعدادی از سرنشینان آن کشته شدند و بازماندگان به سمت پایگاه‌های هوایی خود در منطقه گریختند. شکست مفتضحانه‌ای که سبب شد جیمی کارتر در انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری رأی نیاورد و رئیس‌جمهوری باشد که تنها یک دوره اقامت در کاخ سفید را تجربه کرده است.
اقدامات نامعقول کارتر و تحقیر ملی آمریکا
با شکست تجاوز نظامی آمریکا، بلافاصله کارتر طی بیانیه‌ای که از طریق رادیو آمریکا در سراسر جهان پخش گردید، به عدم موفقیت کشورش در این طرح اعتراف کرد. مجلۀ تایم نیز در مورخ ۵ مه ۱۹۸۰ در مقاله‌ای تحت عنوان «شکست در صحرا» نوشت: «مأموریت کارتر برای نجات گروگان‌ها در درون شعله‌ها فرو رفت. برای کارتر به‌طور اخص و برای آمریکا به‌طور اعم، ماجرای طبس یک شکست نظامی و سیاسی بود. یک بار ارتش پرقدرتش در ویتنام در حالی که از پا می‌افتاد و به خود می‌پیچید، به زبونی و بیچارگی افتاد، و حالا به نظر رسید که قادر نیست حتی زمانی که هیچ دشمنی نمی‌داند که آن‌ها در آنجا هستند و علی‌رغم چهار ماه تمرین مداوم، نمی‌توانند هواپیماها را از برخورد با یکدیگر حفظ کنند.»
برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، می‌گوید: «ماجرای مفتضح ایران (حادثۀ طبس) یکی از سه عامل مهم شکست کارتر بود و این ماجرا احساس ناامیدی ملی را برانگیخت.» 
همچنین ویلیام سولیوان، سفیر آمریکا در تهران، از این واقعه با عنوان «دوران تحقیر ملی آمریکا» یاد کرده و می‌نویسد: «روش سست و بی‌قید حکومت کارتر و اقدامات نامعقول او... به گروگان‌گیری اعضای سفارت آمریکا منجر شد و یک دوران تحقیر ملی که در تاریخ آمریکا نظیر آن دیده نشده است، آغاز 
گردید.»
کارتر احساس نکرده با چه ملتی روبه‌روست 
و با چه مکتبی بازی می‌کند؟
اما حضرت امام خمینی (ره) نیز پس از تهاجم نظامی آمریکا در طبس، با نگاه تیزبین خود، پیام بسیار مهمی به ملت ایران صادر کردند. در بخشی از این پیام آمده است: «ملت رزمندۀ ایران، دخالت نظامی آمریکا را شنیدید و عذرهای کارتر را نیز شنیدید. این‌جانب که کراراً گفته‌ام کارتر برای وصول به ریاست‌جمهوری حاضر است به هر جنایتی دست بزند و دنیا را به آتش بکشد، شواهد آن یکی پس از دیگری ظاهر شده و می‌شود؛ و اشتباه کارتر در آن است که گمان می‌کند با دست‌زدن به این مانورهای احمقانه می‌تواند ملت ایران را که برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز از هیچ فداکاری روی‌گردان نیست، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند.
کارتر باز احساس نکرده با چه ملتی روبه‌روست و با چه مکتبی بازی می‌کند. ملت ما ملت خون و مکتب ما جهاد است. این شخص انسان‌دوست! برای رسیدن به چند سال ریاست و جنایت، جان گروهی را تباه کرد که محتمل است برای کم‌جلوه‌دادنِ جنایتش، هشت نفر را اقرار کرده باشد، در صورتی که طبع واقعه شهادت می‌دهد که ده‌ها نفر جان خود را در راه شهوات او از دست داده‌اند و ده‌ها نفر هم در کویر لوت سرگردان و در معرض مرگ‌اند. ادعای اینکه همه مسافران هواپیما را برده‌اند، مخالف گزارش‌هایی است که به ما داده‌اند. کارتر باید بداند که اگر این گروه به مرکز جاسوسی آمریکا در تهران حمله کرده بودند، اکنون از هیچ‌یک از آنها و از پنجاه نفر جاسوس محبوس در لانۀ جاسوسی خبری نبود و همه رهسپار جهنم شده بودند.» (صحیفۀ امام، ج۱۲، ص ۲۵۵ و ۲۵۶)
تکرار طبس، ۴۶ سال بعد:
 یک شب آتش و هلی‌برن در دشت مهیار
نیمه‌شب پانزدهم فروردین ۱۴۰۵، سه فروند هواپیمای C-130 در دشت مهیار واقع در جنوب استان اصفهان فرود آمدند. در این منطقه به دلیل دارا بودن شرایط کشاورزی، از گذشته یک باند خاکی به طول حدود دو کیلومتر و عرض حدود ۱۵۰ متر برای فرود هواپیماهای سم‌پاشی ایجاد شده بود که همین باند مورد استفاده دشمن برای فرود نیروهایش قرار گرفته است. هوشیاری یک خانواده عشایری که در فاصلۀ حدود پنج کیلومتری محل حضور داشتند، نقشۀ دشمن را برهم زد. آنها با ۱۱۳ تماس گرفتند و پس از تماس، با فراخوان نیروهای مسلح، یگان‌های ارتش، سپاه و یگان ویژۀ نیروی انتظامی وارد صحنه شدند و درگیری از چند جهت آغاز گردید. هوشیاری مردم و نیروهای اطلاعاتی مانع از اقدام دشمن در تجاوز به خاک وطن شد؛ اقدامی که مانند طبس به بهانۀ آزادکردن دو خلبان آمریکایی اسیر انجام شده بود. صدرالحسینی، کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل، در بیان واقعه طبس در سال ۱۳۵۹ و تکرار این رویداد حدود ۴۶ سال بعد در «جنگ رمضان» و سرنگونی جنگنده‌های اف‑۳۵ و آواکس به صبح‌صادق می‌گوید: «واقعیت امر این است که توانمندی خداوند در این عملیات خود را نشان داد. رهبر شهید نیز به این موضوع اشاره می‌کردند که «مردم حواستان باشد، ما یک مراقب قدرتمندی به نام امام‌زمان (عج) داریم؛ دست خدا پشت سر این انقلاب است» و این یک واقعیت است. حالا، ۴۶ سال پس از آن واقعه طبس، واقعه‌ای که می‌دانیم در منطقۀ عمومي شهرضا اتفاق افتاد و شاهد سرنگونی تعدادی از بالگردها و هواپیمای اف‑۳۵ آمریکا بودیم. همه اینها نشان می‌دهد مسیر مردم، مسیر انقلاب اسلامی واقعاً درست بوده و هیچ مشکلی از قبیل غرور، خودخواهی، خودبزرگ‌بینی و قطع ارتباط با خداوند در این ۴۶ سال به وجود نیامده و خداوند دست پرِ عنایت خود را از سر ملت ایران برنداشته است؛ بنابراین من تفاوت قابل‌توجهی نمی‌بینم، مگر برای بعضی از افراد که تصورشان بر این بود که این حرکت‌های انجام‌شده در ایران، حرکت‌هایی معمولی، سیاسی و اجتماعی بوده و با فرمول‌های علوم اجتماعی و علوم سیاسی قابل‌تحلیل است؛ برای این افراد این نکته روشن شده است که دست قدرتمندی پشت این انقلاب هست که از تصور ما قوی‌تر است. البته کنار توسلات، توکل به خدا و ائمه، فناوری‌های ما هم با تلاش همین جوانانی که اهل توکل و توسل هستند افزایش یافته و خداوند در این زمینه دستاوردهای بیشتری را به ما عنایت کرده است.»
کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل در ارتباط با تغییر معادلات حاکم بر خاورمیانه و نقش بازدارندگی ایران بیان می‌کند: «آنچه اکنون ارزیابی می‌شود، فقط قدرت بازدارندگی و قدرت نظامی ما در ماجرای طبس نیست؛ طبس تنها یک نمونه از آن است. ما توانستیم برخی مسائل را برای اولین‌بار ایجاد کنیم: آواکس، هواپیماهای سوخت‌رسان، هواپیماهای نظامی اف‑۳۵، و شرایطی که در این ایام وجود داشت. بیش از ۱۷۰ هواپیمای بدون سرنشین سرنگون شدند. حتماً در معادلات بازدارندگی منطقه‌ای و بین‌المللی تغییراتی حاصل خواهد شد. در دفعات گذشته، مانند وعده صادق ۱، ۲ و ۳، کاملاً کورشدن رادارهای آمریکایی مطرح شد و این مسئله به وجود آمد. اگر بخواهیم حساب کنیم، از زمانی که موشک‌های ما شلیک می‌شوند تا به سرزمین‌های اشغالی برسند، حداقل هفت رینگ پدافندی وجود دارد. این رینگ‌ها به‌ویژه در عملیات وعده صادق ۴ با قدرت‌نمایی ایران کاملاً غیرعملیاتی شدند و امکان عملیاتی‌شدن نداشتند؛ به‌همین دلیل نیز به‌راحتی موشک‌های ما عبور می‌کردند و عملیات موفقیت‌آمیز بود. بر این اساس می‌توانم بگویم مجموع آنچه اتفاق افتاد، هم در پدافند، هم در شلیک موشک‌های ما، هم در اقدامات نظامی و تهاجمی دریایی ما، کاملاً معادلات بازدارندگی منطقه را به نفع جمهوری اسلامی تغییر خواهد داد. همان‌گونه که فروش سامانه «تاد» پس از عملیات وعده صادق۲ کاهش پیدا کرد و بعضی از کشورهای منطقه به سمت خرید برخی پدافندهای غیرآمریکایی رفتند.»
خط بطلان بر توهم شکست‌ناپذیری آمریکا
محاسبات غلط دشمن سبب حمله به ایران شد و نتیجه‌اش تغییر معادلات به نفع ایران بوده است. این وضعیت به معنای خاتمۀ تصور شکست‌ناپذیری رژیم صهیونیستی و فروپاشی هیمنۀ پوشالی آمریکاست. تصویری که چندین دهه سرمایه‌گذاری سیاسی و نظامی برای ایجاد آن با پشتیبانی قوی رسانه‌های حاکم بر افکار عمومی دنیا صورت گرفته بود، اکنون با یک جنگ دومرحله‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی ایران آسیب جدی دیده است.
اکنون فضاحت جدیدی برای آمریکا و همقطارانش رقم خورده است. آمریکا دیگر قادر به بازگرداندن نظم منطقه‌ای تحمیلی موردنظر خود نیست. بحران‌های سیاسی داخلی، فشارهای انتخاباتی و شکاف‌های ساختاری، دست واشنگتن را کوتاه کرده است. جایگاه آمریکا از واکنش‌دهنده به وقایع تغییر کرده است و به قول فرمایش امام شهیدمان، «جمهوری اسلامی و ملت عزیز ایران قدرت خود، عزم و ارادۀ خود، استقامت خود، دست پُر خود را به دنیا نشان داده است.»

captcha