ذوقزدگی تکراری با آبنبات ترامپ!
بیانیه اخیر «حزب توسعه ملی ایران اسلامی» با تحریف تاریخ و توهم حلوفصل منازعات بر سر میز دیپلماسی، بار دیگر رونمایی از جریانی بود که کلید اداره کشور را در لبخند آمریکا میجوید.
جریانی در داخل کشور که سالهاست نگاهی کاملاً سادهساز، توهمآلود و گسسته از واقعیت به مسئله تعامل با غرب و آمریکای دغلباز دارد، بار دیگر در قالب بیانیهای رسمی از سوی «حزب توسعه ملی ایران اسلامی» رونمایی شد؛ این حزب مدعی اصلاحات در بیانیه اخیر خود با چشمپوشی بر حقایق میدان، خطاب به مردم مدعی شده است: «ملت شریف ایران؛ مقاومت قهرمانانه شما و جانفشانی نظامیان دلاورمان در میدان نبرد دشمن متجاوز را ناگزیر از پذیرش مذاکره و توافق با ایران مقتدر کرده است.» اما بلافاصله با چرخش ۱۸۰ درجهای و در ادعایی عجیب، نقش اصلکاری را به دیپلماسی داده و مینویسد: «واقعیت این است که به جز موارد استثنایی، همواره منازعات نه در میدان جنگ بلکه در عرصه دیپلماسی حل و فصل شدهاند» و در ادامه با تحریف واقعیتهای جنگ 8 ساله مدعی گردیده«چنان که دفاع مقدس در برابر تجاوز صدام نیز با مذاکره به پایان رسید!»
این فرمولنویسی مغالطهآمیز برای تسلیم در حالی است که هر خردورزی میداند تحمیل اراده ملت ایران به صدامِ تا بن دندان مسلح، محصول ۸ سال دفاع مقدس ملت ایران و عملیاتهای بزرگ غرورآفرین و خون مطهر هزاران شهید بود که ماشین جنگی بعث را زمینگیر کرد، نه لبخندهای دیپلماتیک!
جالبتر آنکه این جریان سازشکار، منتقدان و دلسوزان انقلاب را هدف حمله قرار داده و مدعی شده است:«به رغم این تجارب روشن و در حالی که مسؤلان کشور میکوشند دستاوردهای فرزندان سرفراز ایران در برابر تجاوز شرارت بار آمریکایی صهیونیستی را با توفیقات دیپلماتیک تکمیل کنند، جریانی بحران زا که موجودیت خود را در ادامه جنگ میداند، هم سو با دشمن صهیونیستی تمام تلاش خود را برای تخریب مسیر دیپلماسی و تحمیل ویرانی بر کشور به کار بسته است.»
آنها در بخش دیگری از بیانیه، تفاهمنامه اخیر را «عصای موسی» پنداشته و آوردهاند: «تفاهم نامه میان ایران و آمریکا هم در شکل و هم در محتوا دستاورد دیپلماتیک درخشانی برای ایران محسوب میشود. در شکل، زیرا طی آن بزرگترین قدرت جهان که فقط به دیکته کردن شرایط به طرف مقابل عادت داشت، به رغم رجزخوانیهای اولیه به گفتوگویی برابر با ایران نشست و در محتوا زیرا به اعتراف دوست و دشمن، مفاد آن متضمن حداکثر خواستههای ممکن ایران بود.»
این حزب مدعی اصلاحات، مصرانه خواهان ادامه ابتکارات دیپلماتیک برای تبدیل این تفاهمنامه به توافقی جامع است؛ آن گونه که تحریمهای ظالمانه علیه ایران لغو و امکان ارتباط و همکاریهای اقتصادی با جهان و زمینههای قرار گرفتن کشور در مسیر توسعه فراهم شود.
این بیانیه در نهایت با پوشش دلسوزی برای معیشت مردم، نسخه سازش میپیچد: « ما بر این باوریم وضعیت «نه جنگ و نه مذاکره» و قرار دادن کشور در حالت تعلیق و زیر سایه جنگ، جز فقر و عقبماندگی و فرسایش توان ملی پیامدی برای ایران در پی نخواهد داشت.»
این ذوقزدگی نوبرانه برای تفاهم نامه بیخاصیت در حالی رخ میدهد که ترامپ با اعلام یکطرفه پایان آن، به زیر ساختها در جنوب کشور حمله کرد و نشان داد نمیتوان به آمریکا اعتماد کرد.
بله! همان جریانی که روزی میگفت «دنیای فردا دنیای گفتمانهاست و نه موشکها» و برجام ننگین را «فتحالفتوح» میخواند، امروز همان مسیر خسارتبار را تکرار میکند. تاریخ ثابت کرده وقتی دشمن مکار میبیند جریانی در داخل با یک امضای بیارزش ذوقزده شده و با یک آبنبات فریب میخورد، دیگر هیچ انگیزهای برای پایبندی به تعهدات خود
نخواهد داشت.