«ما» میگوییم و «آنها» کار خودشان را میکنند!(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
تنور فوتبال ایران با به گردش درآمدن چرخ بیست و ششمین دوره لیگ برتر با نام «خلیج همیشه فارس» بار دیگر گرم شد و از این پس مهمترین اخبار و گزارشهای مربوط به فوتبال داخلی بر روی این رقابتها متمرکز است، ضمن اینکه دوستداران پرشمار ورزش و علاقهمندان به رشته جذاب فوتبال در سراسر کشور، پس از ماهها دوری از رشته مورد علاقه و تیمهای محبوب خود میتوانند به یاری حضرت حق، پیگیر این مسابقات و نتایج و فراز و نشیبهای آن باشند و از آن به عنوان یک سرگرمی سالم به بهترین نحو استفاده کنند.
میدانیم که این دوره از رقابتهای لیگ برتر در حد فاصل میان جامجهانی و جام ملتهای آسیا برگزار میشود. قبلا به سهم خود نوشتهایم به همان میزانی که از رقابتهای جام جهانی درس بگیریم و ضعف و قوتهای فوتبال خود را به درستی یعنی عالمانه و منصفانه نقد و تحلیل کرده و از دریافتها و برداشتهای به دست آمده در عمل به بهترین وجه استفاده کنیم و اشتباهات و کجرویها را تکرار نکنیم و به اصلاح مسیر حرکت فوتبال بپردازیم، میتوانیم به آینده بهتر ورزش و فوتبال امیدوار باشیم اما اگر به هر دلیلی همچنان به بیراههروی و تکرار خطاها اصرار داشته باشیم، انتظار آینده بهتر و قویتر و موفقتر انتظار بیجایی است، چون چنانکه همه میدانیم و به آن ایمان قلبی داریم خالق هستی، دنیا را براساس نظم و قانون و حساب و کتاب بنا کرده و هیچ برگی از درخت به عبث بر زمین نمیافتد و شلختگی و بیقانونی در آن جایی ندارد و همینطوری و بیحساب و کتاب هیچ فرد و جامعهای به پیشرفت و پیروزی و هدف خود نمیرسد.
این راست است و کسی کمترین شکی در آن ندارد و ما نیز به سهم و اندازه فهم خود در این باره نوشتهایم که متاسفانه در اداره ورزش- و علیالخصوص رشته پرطرفدار و پرهیاهویی مثل فوتبال- بسیاری از اصول بدیهی به دلایل مختلف رعایت نمیشود و برخی از مدیران ورزش در سطوح و رشتههای گوناگون یا نمیخواهند و یا نمیتوانند در انجام وظایف خود به اصول ثابت شده و تاثیرگذار مدیریتی عمل کنند، اصولی مثل نظارت، شایستهسالاری، پاسخگویی و...
این واقعیتی است غیر قابل انکار که تقریبا همه اهالی ورزش به آن اذعان دارند و تلاش برای کتمان آن، بیهوده و مضحک است. درباره دلایل مختلفی که از درون و بیرون حوزه ورزش اجازه نمیدهد مدیریت ورزش به درستی به وظیفه خود عمل و اهداف را محقق کند، بسیاری از کارشناسان و اهل فن بارها گفته و نوشتهاند اما چون گوش شنوایی نبوده و کسانی هستند که از بیرون و درون ورزش این حرفهای حسابی و منطقی را به ضرر و زیان خود و جیب و موجودی خود میدانند و اجاره نمیدهند این سخنان درست و دلسوزانه شنیده و بدتر از همه، به آنها عمل شود، اتفاق خاصی در جهت تحول مثبت رخ نمیدهد. بارها نوشتهایم که ورزش مستعد و غنی ایران تقریبا همه چیز برای تحقق اهداف خود و خاصه مهمترین هدف یعنی «ایران قوی، ورزش قوی» - که توصیه اکید و مطالبه بسیار مهم رهبر شهید انقلاب بوده- دارد ولی چون این داشتهها به درستی مدیریت نمیشود و قدر نعمتهای سرشار در بعد مادی و انسانی را نمیدانند و بسیاری جاها به معنای واقعی «کفران نعمت» میشود، حرکت ورزش ما به سوی اهداف ملی و مطالبات مردمی- به ویژه هدف توصیه شدهای که بالاتر به آن اشاره شد- بسیار کند و حتی میتوان گفت در بعضی جاها با ایست کامل یا پسروی مواجه شده است.
بارها گفته و نوشته شده که درمان دردهای ورزش را باید جدی گرفت و مدیران ارشد به جای پرداختن به روزمرگیها و امور کم اهمیت باید برای ایجاد تحول ضروری در ورزش شبانهروز به آسیب شناسی و تحلیل مسائل خرد و کلان دست بزنند ولی «ما» میگوییم و «آنها» کماکان به مشغولیتهای خود سرگرم هستند و هم فرصت مدیریتی را به روزمرگی و بیهودگی سپری میکنند و هم وقت و سرمایه ورزش را هدر میدهند. اگر حرفهای ما از سر بیاطلاعی و خلاف واقعیت است، خوب است مدیران ورزش و شخص وزیر محترم- که وارد سومین سال وزارت خود شده- بیایند و در جلسهای عمومی و رسانهای بگویند که برای اصلاح ورزش چه کردهاند و برای تحقق مطالبات و اهداف- به ویژه توصیه رهبر شهید- چه انقلاب و برنامه و اقداماتی در دستور کار دارند یا لااقل بگویند چقدر به شعارها و وعدههای خود که دو سال پیش تقریبا همین موقعها- به ویژه در جلسهای با نمایندگان مردم در مجلس- مطرح میکردند، در عمل وفادار و صادق بودهاند؟!