تأسیسات هستهای برای شیرین کردن آب دریا بر روی کشتی
اواسط ماه مه وزیر انرژی و زیر ساخت پروفسور یوول نعمان برای بررسی شخصی موضوع تحقیق و توسعه در زمینه انرژی هستهای از جمله برنامه شیرین کردن آب توسط انرژی هستهای به اتحاد جماهیر شوروی رفت. او در بازگشت از این بازدید در کنست سخنرانی کرد و به طور صریح گفت که با توجه به عوارض جانبی خرید این تأسیسات حساس از عوامل خارجی، اسرائیل از خارج از کشور راکتور هستهای برای تولید برق نخواهد خرید. بسیاری دیدند تلاشها برای ایجاد تأسیسات آب شیرینکن از طریق انرژی هستهای در اسرائیل این چنین پایان یافت، اما من تسلیم نشدم. کمتر از شش ماه بعد از این که پاسخ منفی از وزیر علوم و انرژی دریافت کردم، برای ملاقات با ویتالی کونولف وزیر انرژی اتمی و زیر ساخت دوباره به اتحاد جماهیر شوروی رفتم. در آن جلسه و جلسات دیگر که با پروفسور ولیکف رئیس مؤسسه انرژی هستهای این آکادمی برگزار کردیم، مجدداً تأسیس نیروگاه هستهای برای شیرین کردن آب دریا مورد بحث قرار گرفت. این مسیر کنونی تا حد زیادی متفاوت بود.
بعد از اینکه متوجه شدم اسرائیل برای ایجاد نیروگاه هستهای ساخت خارج اجازه نخواهد داد، یک پیشنهاد جدید را با دانشمندان روسی طرح کردم: تأسیسات هستهای برای شیرین کردن آب دریا بر روی کشتی یا قایق باری نصب شود و خارج از آبهای داخلی کشور اسرائیل مستقر شود. این یک تأسیسات شناور بود که از مرکز جمعیتی اسرائیل دور خواهد بود و با تکنولوژی مشابه کشتیهای یخشکن روسی، که با انرژی هستهای کار میکنند، برق تولید خواهد کرد. دانشمندان شوروی با نظر من موافق بودند که این پیشنهاد جدید بر مخالفتهایی که در اسرائیل برای تأسیس نیروگاه هستهای ساخت شوروی به پا شدهاند، غلبه خواهد کرد. حتی آنها پیشنهاد دادند که این تأسیسات شناور در مالکیت شوروی باشد و آبهای شیرینشده به دولت اسرائیل فروخته شود.
این پیشنهاد را به خوبی بررسی کردم و از آن خوشم آمد.
همچنین در مسکو مهندس الی راخمیلویچ باتجربه با من بود که بعد از بازنشسته شدن در تجارتها به من کمک میکرد. راخمیلویچ این پیشنهاد را بررسی کرد و تأیید کرد که این موضوع امکان پذیر است.
او همچنین مشخصات فنی نیروگاه هستهای شوروی را که برای شیرین کردن آب و با این تکنولوژی استفاده میشد، بررسی کرد. از دانش فنی گسترده او و تسلطش بر زبان روسی بسیار کمک گرفتم. به تماسها با دانشمندان روسی ادامه دادم و در فوریه 1993 برای پیشبرد این موضوع دوباره به مسکو بازگشتم. اینبار دو پیشنهاد احتمالی را ارائه کردیم: طبق پیشنهاد اول راکتور هستهای بر روی تأسیسات شناور در قلب دریا نصب خواهد شد و برق به تأسیسات آب شیرینکن که بر روی خشکی نصب خواهد شد انتقال خواهد یافت و طبق پیشنهاد دوم تأسیسات آب شیرینکن بر روی تأسیسات شناور در قلب دریا نصب خواهد شد و آبهای شیرینشده به لولهها در منطقه اسرائیل انتقال خواهند یافت.
باور داشتم که اسرائیل یکی از دو پیشنهادی را که ارائه دادیم خواهد پذیرفت، و در پایان جلسات در مسکو به اسم «توسعه زمین» با مرکز علوم روسی «مؤسسه کورچاتف» توافقنامهای امضا کردم که طبق آن این موسسه درباره امکانپذیری اقتصادی و اجرای تولید انرژی و شیرین کردن آب دریا از طریق راکتور هستهای که بر روی تأسیسات شناور در قلب دریا واقع خواهد شد، تحقیق کند. در بازگشتم به اسرائیل در مجموع، بیستوپنج هزار دلار به مؤسسه کورچاتف به عنوان سهم خود برای اجرای تحقیقات امکان سنجی دادم. دانشمندان روسی تحقیقات امکان سنجی را در مدت کوتاهی تکمیل کردند و در ماه مه گزارش کاملی به من ارائه شد.
این گزارش به مزایای روشن این روش اشاره میکرد: پاکیزگی محیطزیست، جلوگیری از انتشار آلایندهها در هوا، جلوگیری از آسیب به لایه اُزن، و مهمتر از همه صرفهجویی چشمگیر در هزینهها. قرار بود هزینه یک مترمکعب آب شیرین به این روش حدود نیم دلار برای اسرائیل بشود، در مقایسه با هزینههای یک تا یکونیم دلاری در روشهای شیرین کردن متداول.
متأسفانه این پیشنهاد جذاب هم از مانع وزرای دولت عبور نکرد. در همین حال (در جولای 1992) دولت در اسرائیل تغییر کرد و دو وزیر جدید که قرار بود به این موضوع رسیدگی کنند، وزیر انرژی امنون روبینشتاین و وزیر محیطزیست یوسی سارید با این برنامه مخالفت کردند. با اینکه تمام گزارشها به مزایای این روش اشاره میکردند، در دولت اسرائیل فقط هیروشیما و چرنوبیل را به یاد میآوردند. همچنین استفاده از تأسیسات شناور برای تأمین آب شیرین برای غزه را نیز پیشنهاد کردم. این یک ایده انقلابی دیگر برای پیشبرد صلح بین اسرائیل و فلسطین بود. دولت این پیشنهاد را هم رد کرد. بدینسان، رؤیایی که برای راه حل نوآورانه مشکلات آب اسرائیل طرح کرده بودم ناپدید شد.
هنگامی که امروز در روزنامهها تیترهای دراماتیک و نسخههای خبری گزارشهای تاریک درباره شرایط غمانگیز دریاچه کینرت و بحثهای بیپایان که آیا شیرین کردن آب ارزش دارد یا توسط تانکرها از ترکیه حمل شود، را میخوانم؛ غمگین و عصبانی میشوم. غمگینم، از آنجا که نگران آیندهام و آب بخش مهمی از این آینده است، و عصبانیام، چون من میدانم که ۹ سال ارزشمند را در رابطه با شیرین کردن آب در اسرائیل هدر دادیم.
تبدیل زباله به انرژی برای شیرین کردن آب
با این وجود علاقهام را به شیرین کردن آب در اسرائیل از دست ندادم و راهحلهای جایگزین و بدیع طرح کردم. یکی از آنها بر پایه تکنولوژی جدیدی که در روسیه توسعه یافته بود قرار داشت: سوزاندن زباله (زباله شهری) برای تولید انرژی، که تأسیسات آب شیرینکن به روش پیرولیز (ذوبشدن در گرما) را راهاندازی میکرد. جولای 1997 دوباره به مسکو رفتم و با پروفسور یوگنی ولیکف رئیس «مؤسسه کورچاتف» وابسته به آکادمی علوم روسیه که به نام دانشمند اتمی روسی که بمب هیدروژن را توسعه داد خوانده میشد، یک توافق همکاری امضا کردم. اگر چه این روش شیرین کردن آب اندکی گرانتر از شیرین کردن آب از طریق انرژی هستهای بود، هنوز هم نصف هزینههای شیرین کردن آب متداول در اسرائیل بود. درباره این تماسها به سه وزارتخانه دولتیِ مرتبط گزارش دادم: وزارت زیرساخت ملی، وزارت کشاورزی و وزارت محیطزیست. با وزیر محیطزیست رافائل ایتان و دانشمند ارشد وزارتخانهاش پروفسور یوری مینگل گارین ملاقات کردم و او با من به دکتر اشلومو والد کارشناس سوزاندن زباله و پیرولیز و عضو مرکز تحقیقات هستهای ناحال سورک مراجعه کرد. دکتر والد این روش را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که اگرچه این روند تا حدودی گران است، اما بهترین تکنولوژی موجود برای رسیدگی به زبالهها از نظر حفظ محیطزیست است. از اضافه برق تولید شده از سوزاندن زبالهها برای شیرین کردن آب دریا و بهبود توانایی رقابت این تأسیسات پیشنهادی استفاده میشد.
در طول 1998 با وزیر رافائل ایتان ملاقات کردم و این پروژه را به او ارائه کردم. برای این ملاقات دو دانشمند روسی که این تأسیسات را توسعه دادند با خودم آوردم، ولادیمیر خملنیک و والری گندنکو. احساس کردم که ما در حال دستیابی به این موضوع هستیم و من از همیشه به تحقق رؤیای آوردن تأسیسات پیشرفته و جدید برای شیرین کردن آب دریا به اسرائیل نزدیکتر هستم.
وزیر ایتان شیرین کردن آب در اسرائیل را مشتاقانه دنبال کرد و برای ارائه درخواست دریافت کمک هزینه برای تحقیقاتِ این تکنولوژی پیشنهادی به دفترش توصیه کرد و به من قول داد که هر طوری که بتواند کمک کند. اما در نهایت این طرح هم تحقق نیافت.
در جولای 1999 دوباره دولت در اسرائیل تغییر کرد. به طور کلی دولت جدید به ادامه طرحهایی که دولتهای قبلی آن را آغاز کرده بودند مشتاق نبود. وزیر جدید به وزارت محیطزیست آمد و این موضوع با رافائل ایتان از دستورکار ناپدید شد.
هنگامی که به تلاشهایم برای توسعه تأسیسات برای شیرین کردن آب در اسرائیل فکر میکنم، سخت باور میکنم که چه اتفاقی در اینجا رخ میدهد. در این چند دهه من مشغول شیرین کردن آب دریا بودم. شاه ایران و تاجرانِ کشورش را برای سرمایهگذاری دهها میلیونی در تأسیسات آب شیرین کن متقاعد کردم و البته در کشورم با دیوار بلندی مواجه شدم که این طرح را
متوقف کرد.