دروغ؛ عوامل و پیامدهای آن
رضا محسنیان
دروغ، سخن ناراست، خلاف حقیقت، قول ناحق و مانند آن است؛ هر چند که اصل دروغ در گفتار است که میتواند درباره خبر و گزارشی نادرست از گذشته یا آینده یا حتی وعده دروغ باشد، اما میتواند در فعل نیز خود را نمایش دهد.
دروغ میتواند نسبت به هر کسی باشد، خواه خدا و خواه خلق. از همین رو دروغ و افتراء نسبت به خدا و پیامبران و نیز مردم مطرح است.
عوامل و اهداف دروغ
عواملی در نفس انسان دروغگو تحقق مییابد که او را به دروغ سوق میدهد. از مهمترین عوامل نفسانی – باطنی میتوان به عوامل مرتبط با هواهای نفسانی از جمله گرایش به گناهپیشگی و فجور و بیتقوایی (حاقه، آیات ۶ و ۷)، شیطنت شیاطین جنی و الهامات و وسوسههای شیطانی (شعراء، آیات ۲۲۱ و ۲۲۲)، سلطه شیطان بر انسان (مجادله، آیات ۱۴ تا ۱۹)، حسادت برخاسته از طمع و حرص نسبت به داشتههای مادی و معنوی دیگری (یوسف، آیات ۹ تا ۱۱)، مکر زنانه برای دستیابی به مقاصد و اهداف خویش (یوسف، آیات ۲۵ تا ۲۸) و مانند آنها اشاره کرد.
خاستگاه اصلی دروغ در اقسام گوناگون آن نسبت به خالق و خلق، غیر از وسوسههای شیطانی بیرونی، همان هواهای نفسانی است که به فرموده پیامبر(ص)؛ «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک؛ دشمنترین دشمنان تو همان نفسی است که در میان توست.» که تفسیر روایی از گرایش به فجور و گناهپیشگی، حسادت، کید زنانه و حتی سلطهپذیری نسبت به شیطان جنّی و پذیرش وسوسههای شیطانی، ریشه در همان هواهای نفسانی و شاکله پیچیده نفس انسانی دارد که او را میان احسن تقویم و اسفل سافلین (تین، آیات ۵ تا ۷) و شکر و کفران (انسان، آیه ۳) و تقوا و فجور (شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و حق انتخاب اختیاری و آزاد میان آنها قرار میدهد. در حقیقت این نفس انسانی و شاکله پیچیده خلقتی و فطری انسان است که او را در میان «صدق و کذب» قرار داده و در فتنهای چالشبرانگیز گرفتار انواع ابتلائات میکند «تا سیهرو شود هر که در او غش باشد.»
باید توجه داشت که خالق نفس انسانی، او را مجهز به روحانیت اسمای الهی و انوار هدایتهای باطنی و قدرت تشخیص حق و باطل و گرایش به حق و گریزش از باطل کرده است و در همان حال او را «ظلوم، جهول، عجول، هلوع» (احزاب، آیه ۷۲؛ اسراء، آیه ۱۱؛ معارج، آیه ۱۹) و مانند آنها قرار داده که این تضاد درونی و حق انتخاب آزاد سرنوشت خوب یا بد را برای انسان به دنبال خواهد داشت. از آنجا که عامل اصلی در گرایش به کذب و گریزش از صدق، هواهای نفسانی است، میتوان گفت که دروغ با فلسفه و اهداف نفسانی انجام میشود؛ چنانکه گرایش ابلیس به سوگند دروغین (اعراف، آیه ۲۱)، همچنین گرایش شیاطین جنی که موجوداتی دروغگو و القاگر شنودها به شکل دروغین بر افراد دروغپرداز گناهپیشه انسانی (شعراء، آیات ۲۲۲ و ۲۲۳) هستند در چنین فضایی انجام میشود.
دشمنان خدا و پیامبران، برای پیشبرد اهداف شوم و پلید خویش، به «افتراء» و خلق اموری میپردازند که از پایه و اساس دروغ است، اما آن را میسازند تا بتوانند علیه خدا و پیامبران و اهداف الهی به کار گیرند. چنانکه آنان برای تضعیف وحی و جایگاه پیامبران، ایشان را متهم به «افتراء» به خدا میکنند تا اینگونه اهداف پلید خویش را تحقق بخشند و مردم را نسبت به صدق و صداقت پیامبران به شک اندازند و در نهایت با انکار وحی، ارزش و اعتبار آموزههای الهی و تشریع را از میان ببرند. (فرقان، آیه ۴)
از نظر قرآن، چنین رویکرد باطل دشمنان خدا و پیامبران، ریشه در ظلم و دروغ آنان دارد که بیانگر گرایشهای نفسانی باطلشان است. (همان؛ مجمعالبیان، ج ۷ و ۸، ص ۲۵۳)
بنابراین، از مهمترین اهداف دروغ، تضعیف حق و حقگویان و حقجویان است؛ زیرا اصولاً نفس انسانی با نور هدایت فطری و گرایش الهی خویش، نسبت به کذب واکنش منفی نشان میدهد. پس کسی که متهم به افتراء و کذب و دروغ شود، مردم گرایش خویش به او را از دست میدهند.
از همین رو پیامبران متهم به کذب و افتراء به خدا میشوند تا وحی الهی از زبانشان شنیده نشود و اینگونه با انکار وحی، ارتباط میان انسان و خالق و نیز شریعت و آموزههای شرعی و تعالیم آن بیمعنا خواهد شد. (فرقان، آیه ۴)
از دیگر اهداف دروغ از سوی دروغگویان میتوان به پنهان کردن جرم و خطا و گناه اشاره کرد؛ زیرا با برملا شدن حقیقت، در خطر قرار میگیرند؛ پس تلاش میکنند تا پشت دروغ مخفی شوند و در امنیت بمانند. (یوسف، آیات ۱۷ و ۱۸)
فریبکاری نیز از دیگر اهدافی است که دروغگویان برای آن اقدام میکنند. بیگمان تمسک شیطان به دروغ به جهت فریب آدم و چشیدن از میوه درخت ممنوع و اخراج از بهشت ابتدائی و گرفتار شدن به شقاوت آسایشی (اعراف، آیه ۲۰؛ طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۲۱)، تمسک کافران به دروغی چون ما بار گناهان شما را حمل میکنیم (عنکبوت، آیه ۱۲)، توسل منافقان به سوگند دروغ برای اثبات ایمان خویش و نهان کردن کفر (مجادله، آیه ۱۴)، توسل منافقان به شهادت دروغ نسبت به پیامبری پیامبر و نهان شدن در پشت این گواهی دروغین جهت فریب (منافقون، آیه ۱) و مانند آنها از مصادیق دروغ به هدف فریبکاری است.
برخی از انسانها همانند برخی از جنیان درباره خدا دروغ میگویند تا اهداف باطل خویش را پیش ببرند. (جن، آیه ۵)
اگر بخواهیم از دروغگویان، فهرستی ارائه دهیم میتوان با این فهرست عوامل و اهداف پلید و پلشت دروغگویان را نیز به دست آوریم.
این افراد شامل گروههایی چون: شیاطین جنی (شعراء، آیات ۲۲۲ و ۲۲۳)، اهل قذف (نور، آیه ۱۳)، مشرکان (انعام، آیات ۲۳ و ۲۸)، متکبران (زمر، آیه ۶۰)، سر باز زنندگان از فرمانهای پیامبر (توبه، آیات ۲۲ و ۲۳)، کافران منکر (هود، آیات ۹۱ و ۹۳)، نهیکنندگان از نماز (علق، آیات ۹ تا ۱۶)، اهل کتاب گرفتار شرک و کفر (کهف، آیات ۴ و ۵)، منکران معاد (مؤمنون، آیات ۸۲ تا ۹۰)، تکذیبکنندگان دین (علق، آیات ۱۳ تا ۱۶) و مانند آنها را برشمرد.
این گروهها همگی به عللی چون هواهای نفسانی، وسوسهها و الهامات یا وحی شیطانی و اهداف پلشت و پلید، دروغ میگویند و دیگران را به دروغ و دروغگویی متهم میسازند.
همانگونه که گرفتاران هواهای نفسانی، بستری برای گرایش به دروغ و گریختن از صدق و راستی دارند، همچنین این افراد شرایطی را دارا هستند که قلبشان را محل نزول شیاطین قرار میدهد تا بیشتر از پیش در این گناه بزرگ غرق شوند. (شعراء، آیات ۲۲۱ و ۲۲۲)
آثار دروغ و کیفر دروغگویان
دروغ جزو گناهان کبیره است و عملی برخلاف حق و عدالت به شمار میرود. پس کسی که دروغ میگوید و به دروغ، دیگران را متهم به دروغ میکند، از مسیر صراط مستقیم دین و حق و عدالت خارج شده است.
باید توجه داشت که دروغ همانند شراب، کلیدی برای گناهان و شرور دیگر است؛ از همین رو جزو گناهان کبیره دانسته شده که شخص را مستحق عذاب دنیوی و اخروی در دوزخ غضب جلال الهی میکنند. دروغ و گفتههای بیاساس، خاستگاه بدعت در دین است (نحل، آیه ۱۱۶)، همچنین دروغگویی مستمر موجب بیماردلی و گرایش انسان به نفاق و خروج از ایمان میشود. (منافقون، آیات ۷ و ۸؛ توبه، آیه ۷۷) دروغ بیش از آنکه به دیگری زیان برساند، از مصادیق ظلم به خویش است و دروغگو خود بیشتر و بیش از دیگران آسیب خواهد دید؛ زیرا آثار دروغ به خود دروغگو بازمیگردد. (غافر، آیه ۲۸) دروغ امری زیانآور برای انسان است (همان) چنانکه موجب روسیاهی او در آخرت (زمر، آیه ۶۰)، قرارگیری در جرگه ظالمان (آل عمران، آیه ۹۴؛ انعام، آیات ۲۱ و ۹۳ و ۱۴۴)، محرومیت از درک آیات الهی (جاثیه، آیات ۷ و ۸)، محرومیت از نور هدایت (زمر، آیه ۳؛ غافر، آیه ۲۸)، محرومیت از رستگاری (یونس، آیه ۶۹؛ نحل، آیه ۱۱۶) و مانند آنها میشود. همانگونه که دروغ گفتن خوب نیست و انسان باید از آن اجتناب کند (حج، آیه ۳۰)، همچنین شنیدن دروغ هم خوب نیست؛ زیرا انسان را به گروه دروغگویان پیوند میزند و از جنس آنان میکند؛ چنانکه منافقان اینگونه گرفتار نفاق و در نهایت کفر شدند.
(مائده، آیات ۴۱ تا ۴۲) پس همان عذابی که برای دروغگویان است، همچنین برای استماع دروغ و پذیرش آن بیهیچ دلیل و برهانی است. (همان) این آثار میتواند شامل آثار دنیوی و اخروی شود. (همان)
برخی از دروغگویان برای اینکه خود را در امان نگه دارند، با انداختن توپ در زمین دیگران شرایط را برای مؤمنان و پیامبران سخت میکنند.
از همین رو بر مؤمنان است تا با برهان و دلایل عقلانی و مقبول، اتهام دروغ را از خویش دور سازند و اجازه ندهند تا دروغگویان ایشان را به اتهام دروغ از میدان به در کنند. این حرکتی است که همه پیامبران در طول تاریخ در برابر اتهام دروغ از خویش بروز دادند. (اعراف، آیات ۶۶ و ۶۷؛ شعراء، آیات ۱۷۶ تا ۱۸۹؛ هود، آیات ۲۵ تا ۲۸؛ یس، آیات ۱۳ تا ۱۵)
دروغگویان انسانهای ملعون (نور، آیات ۶ و ۷؛ آل عمران، آیه ۶۱؛ ذاریات، آیات ۱۰ تا ۱۲) و گرفتار خواری و ذلت دنیوی و اخروی و عذابهای دوزخی و زبانههای آتشین هستند. (علق، آیات ۱۶ تا ۱۸؛ جاثیه، آیات ۷ و ۸؛ هود، آیات ۹۱ تا ۹۳)
به هر حال، از نظر قرآن، زشتی دروغ امری فطری است که همه انسانها بر اساس نور هدایت باطنی آن را میشناسند و از آن گریزان هستند (غافر، آیه ۲۸)؛ از همین رو مؤمنان به سبب حفظ فرصت خویش و تقوای باطنی و نفسانی از آن پرهیز دارند و هیچ گرایشی به دروغ نشان نمیدهند (نحل، آیه ۱۰۵)؛ اهل بهشت به سبب همین فطرت الهی هرگز به سوی دروغ گرایشی ندارند و همراه صدق و صداقت حاکم بر زندگی آنان است، چنانکه تلاششان در دنیا نیز اینگونه بوده است. (نباء، آیات ۳۱ تا ۳۵)
وعدههای الهی نسبت به مؤمنان و اهل بهشت صادقانه است؛ اما دشمنان خدا و خلق همواره با بهرهگیری از دروغ و وعدههای دروغین تلاش میکنند تا مردم را فریب دهند و از راه عقل و عقلانیت و سلامت فطری دور سازند و به دروغ و دروغگویی و گناه و امور دیگر سوق دهند. (عنکبوت، آیه ۱۲)
نتیجهگیری
دروغ فقط یک عمل نادرست فردی نیست، بلکه به عنوان یک سیستم اخلاقی و اجتماعی تهدیدی برای انسجام و عدالت اجتماعی تلقی میشود.
دروغ میتواند در سطح فردی و اجتماعی اثرات منفی عمیقی به همراه آورد، لذا اجتناب از آن و حفظ صداقت، بنیادی انکارناپذیر در زندگی دینی و اجتماعی است.