کد خبر: ۳۳۵۸۱۹
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۱
سالگرد تبعید گروهی یاران امام خمینی(ره)

دنباله رازهای یک معجزه تا به امروز

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
شاید هنوز اینکه چگونه با وجود امام در تبعید 13 ساله و روحانیون و یاران در زندان و تبعید یا ممنوع‌المنبر و تبلیغات عظیم منفی و شدید رژیم شاه و غرب حامی او از طریق ده‌ها و صدها رسانه دیداری و شنیداری و مکتوب و علمی و... اما پس از شهادت حاج مصطفی خمینی و توهین مزدوران شاه به حضرت امام، ملت ایران همچون آتشی زیرخاکستر برافروخت و شعله کشید و در کمتر از 16 ماه، آنچنان طومار رژیم 2500 ساله ستم‌شاهی را در هم پیچید که کمتر کسی باورش می‌آمد، برای خصوصا آنها که روزهای فوق را ندیده و درک نکرده‌اند و شاید روی کاغذ و با حساب دو دو تا چهارتا و با مقایسه با سایر انقلاب‌ها و نهضت‌ها، غیرممکن در حد یک معجزه تلقی شود.
اما با دقت و تحقیق در سیر وقایع انقلاب، رازهایش برایمان گشوده شده و از ورای این رازها به روشنی ردپای الطاف الهی را مشاهده می‌کنیم، همان طور که حضرت امام پس از شهادت فرزند بزرگوارشان سید مصطفی، آن را از الطاف خفیه الهی دانستند. یکی از آن الطاف الهی در گرمای تابستان سال 1352 اتفاق افتاد که مرورش، یکی از آن رازها را بر ما می‌گشاید:
با یک گزارش ساواک شروع شد
«...از ساواک
... افرادی که لیست آنان به پیوست ایفاد می‌گردد از روحانیون و عناصر اخلالگر و ناراحت شهرستان قم هستند که فعالیت‌هایی در جهت ایجاد تشنج و تحریک مردم به شورش و بلوا داشته‌اند که طبق رای کمیسیون امنیت اجتماعی مورخه 22/5/1352 شهرستان قم به سه سال اقامت اجباری در مناطق مختلف کشور محکوم شده‌اند...
رئیس ‌سازمان اطلاعات و امنیت کشور، ارتشبد نصیری...»
برخی از افراد یاد شده در گزارش ساواک و مکان تبعید آنان عبارت بودند از:
حضرات آیات ربانی شیرازی به چاه بهار، احمد جنتی به اسدآباد، ابوالقاسم خزعلی به گناوه، یحیی انصاری به کوهدشت، محمد یزدی به کنگان، حسینعلی منتظری به طبس، علی مشکینی به ابهر، صادق خلخالی به انارک، محمد مؤمن به شهداد، ربانی املشی به شوشتر و...
در اسناد دیگر ساواک آمده است که روحانیون و علمای یاد شده، از مدت‌ها قبل تحت نظر ماموران و مزدوران ساواک قرار داشتند، از فروردین 1345 که برخی از آنها به دلیل ارتباط با طلاب پخش‌کننده اعلامیه‌های ضد رژیم در صحن حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) دستگیر شده و ساواک به وجود تشکیلاتی مخفی در میان مدرسین انقلابی حوزه علمیه قم پی برد‌، اما به دلیل هوشمندی و هوشیاری برخی از آن مدرسین مانند آیت‌الله مصباح یزدی، نتوانست به عمق آن جریان دست یافته و آنها را گرفتار نماید.
پس از آن، شاهد صدور اعلامیه‌های مختلفی که از سوی حوزه علمیه قم بر علیه رژیم ستم‌شاهی بود و همچنین انتشار نشریات انقلابی مانند «بعثت» و «انتقام» که از درون حوزه بیرون می‌آمد و مهم‌تر از همه‌، بیانیه معروف و تعیین‌کننده 12 نفر از همین مدرسین انقلابی در اعلام مرجعیت و اعلمیت حضرت امام خمینی در خرداد 1349 که موجب تثبیت رهبری و اوج‌گیری نهضت امام شد.
تبعیدی که باعث ترویج شد
اما این بار رژیم شاه براساس همه آن سوابق، مدرسین مبارز و پیرو امام را به طور دسته‌جمعی بازداشت نموده و بدون برگزاری حتی یک دادگاه فرمایشی و تظاهر به صدور رای و بدون قائل شدن حق داشتن وکیل یا ابراز کوچک‌ترین دفاع، آنها را به تبعید فرستاد.
طرفه آنکه تبعید دسته‌جمعی مدرسین انقلابی حوزه قم نه تنها باعث خاموش شدن نهضت امام حتی در قم نشد، بلکه موجب گسترده شدن دامنه آن به اقصی نقاط ایران گردید. در واقع روحانیون مبارز حوزه، از این فرصت گران‌بهایی که به خواست خدا برای آنها و نهضت مردم مسلمان ایران فراهم آمده بود، نهایت بهره‌برداری را نموده و به این ترتیب نهضت امام خمینی را سال‌ها به جلو بردند.
آیت‌الله مکارم شیرازی که بعد از آن، خود نیز به تبعید محکوم شد، در این باره گفته است:
«... یکی از‌ اشتباهات بزرگ دستگاه طاغوت، تبعیدها و مخصوصا تبعید شخصیت‌ها به مناطق دوردست بود. این تبعیدها سبب شد که صدای اسلام و انقلاب به همه مناطق کشور برسد... چرا که این شخصیت‌ها در مناطق تبعیدی بیکار نمی‌نشستند و به هر عنوان و بهانه‌ای بود، برنامه‌ها را شروع می‌کردند... و مردم را به مسائل انقلاب و مظالم شاه و دار و دسته او آشنا می‌کردند...»
نقل می‌کنند در آغاز ورود هر یک از روحانیون نامبرده به مناطق مربوطه، مردم از هم می‌پرسیدند: مگر این شیخ یا سید چه کرده که دولت او را به این‌جا تبعید کرده است؟ 
اگرچه این مدرسین حوزه در نقاط دورافتاده به سختی و با مرارت زندگی خود را می‌گذراندند و به قول مرحوم آیت‌الله ربانی املشی، سخت‌ترین دوران زندگی و مبارزه حتی رنجبارتر از دوران زندان و شکنجه را طی نمودند اما نمازهای جمعه و جماعت برپا کردند، بعضی در قالب دروس دینی، برخی در هنگام تفسیر قرآن یا درس نهج‌البلاغه و تعدادی هم به وقت پاسخ به سؤالات جوانان محل، آموزش‌های انقلابی ارائه دادند و به تربیت و پرورش جوانان مبارز برای نهضت امام پرداختند. منازلشان و مساجدی که در آن نماز می‌خواندند، کانون‌های گرم مبارزه در مناطق دوردست کشور شد و پیام‌ها و آرمان‌های امام را به اقصی نقاط این سرزمین رساندند.
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
آیت‌الله جنتی در این باره گفته است:
«... این تبعید بسیار مفید بود، چراکه منطقه اسدآباد، منطقه‌ای بود که مسائل انقلاب در آنجا کمتر مطرح شده بود... این سه چهار سال اقامت من در آنجا سبب شد که به هر حال عده‌ای با انقلاب آشنا شوند... در یک مسجدی هم نماز می‌خواندم و بدون اینکه عنوان منبر داشته باشد، نشسته صحبت می‌کردم. پس از گذشتن مدتی مردم به ما علاقه‌مند شدند... در آنجا یک حرکت انقلابی به وجود آمد و کم‌کم عده زیادی طرفدار انقلاب شدند و جوان‌هایی نیز کاملا ساخته شدند...»
ساواک از یکی از سخنرانی‌های آیت‌الله خلخالی در محل تبعیدش چنین گزارش داده است:
«... خلخالی در یکی از سخنرانی‌های خود در انارک که گویا در یکی از شب‌های احیا هم بوده، اظهار داشته است: ایران نفت به آمریکا می‌فروشد و آمریکا هم در اسرائیل از نفت ایران بر علیه اعراب استفاده می‌کند، یعنی با نفت و بنزین ایران است که جنگنده‌های آمریکایی با مصر و سوریه و سایر کشورهای عربی می‌جنگند و بر آنها پیروز می‌شوند...»
و مرحوم آیت‌الله ربانی املشی هم در همان زمان طی نامه‌ای از محل دوم تبعیدش نوشت:
«... در ماه رمضان در مسجد جامع این شهر (فردوس) به درس تفسیری ‌اشتغال داشتم. خیلی مطلوب واقع شده بود. تقریبا همه تحصیلکرده‌ها و محصلین و فهمیده‌های این شهر شرکت می‌کردند. ولی... از جانب شهربانی جلوگیری شد. یکی دو هفته‌ای است که شب‌ها در مسجد نماز جماعت اقامه می‌کنم و بین‌الصلاتین چند جمله‌ای صحبت دارم. بازهم اقبال مردم زیاد است، جمعیت چند برابر گذشته شده...»
تبعید در تبعید: ترویج در ترویج
و این جنبش علمای تبعیدی، آن گاه پرشورتر و وسیع‌تر شد که ساواک دریافت‌، آنها در محل تبعید خود، تحت عنوان نماز جماعت و جلسات تفسیر و پاسخ به سؤالات، در واقع کلاس‌های آموزش نهضت امام را دائر کرده‌اند. در این‌جا بود که روحانیون به تعبیر ساواک اخلالگر را از آن شهر دورافتاده به شهر دورافتاده دیگری فرستادند تا ادامه تبعید را در آن شهر بگذرانند.
اما روحانی دوباره تبعید شده، بازهم همان اقدامات انقلابی در تبعیدگاه قبلی را در این محل جدید نیز انجام می‌داد و بازهم گروهی دیگر از مردم را نسبت به امام و نهضت و انقلاب آگاه می‌ساخت. به دلیل همین فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر و جسورانه، حتی برخی از این مدرسین انقلابی، ادامه دوران تبعیدشان به تبعیدگاه سوم هم رسید و به این ترتیب رژیم شاه ناخواسته و به مصداق ضرب‌المثل معروف «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، به نشر هرچه بیشتر آرمان‌ها و اهداف نهضت امام خمینی کمک کرد!
مرحوم آیت‌الله مؤمن درباره این تغییر محل تبعید گفته است:
«... بنده هم به سهم ناچیزی که داشتم در محل اول تبعیدم که در شهداد کرمان حدود 
8 ماه بودم، توانستم آنجا فعالیتی داشته باشم... در آن حدی که خداوند توفیق داده بود، روشنگری برای آنها داشتم تا اینکه بعد هم در اواخر سال 1353 به تویسرکان منتقل شدم و بقیه تبعید را در تویسرکان بودم و بحمدالله توانستم در آنجا به لطف خدا در قشر برادران جوان و نوجوان عزیز تاثیر خوب و روشنگری داشته باشم...»
مرحوم آیت‌الله مشکینی نیز درباره سه بار تغییر محل تبعید خود اظهار داشت:
«... یک سال هم در آنجا (کاشمر) تحت مراقبت شدیدتر از پیش قرار گرفتم، این بار در هر مسجدی که چند روز شروع به نماز می‌کردم، به سراغم آمده، نماز را تعطیل می‌کردند... گاهی در مدارس و در تاریکی، نماز جماعت می‌خواندیم و چندین بار رئیس‌ شهربانی مرا تهدید کرد که عاقبت کار وخیم خواهد بود. ما هم حرفش را از گوشی به گوش دیگر تحویل داده، مشغول کار بودیم... در تمام این دوران، زمینه قیام را در روحیه مردم... امیدوار‌کننده می‌دیدم...»
اما وقتی در تابستان سال 1355، اغلب علما و مدرسین یاد شده از تبعیدگاه‌ها بازگشتند، بیش از 50  شهر ایران تحت تاثیر سخنرانی‌ها و جلسات درس و آموزش آنها با نهضت 
امام خمینی آشنا شده و بعضا آمادگی هرگونه قیام و انقلاب را در راه این نهضت پیدا کرده بودند. چنان‌که وقتی سال بعد پس از شهادت آیت‌الله حاج مصطفی خمینی، جرقه‌های اوج‌گیری نهضت امام زده شد، شهرهای یاد شده، هرکدام به فاصله اندکی به امواج خروشان انقلاب پیوستند.
اما آن رازهای انقلاب تا به امروز با همان الطاف الهی و این بار با معجزه بعثت ملت ایران در مقابل تجاوز قدرت‌های بزرگ جهانی ادامه یافت و همچنان برای بسیاری از جهانیان همچون یک راز سر به مهر باقی است.

captcha