کد خبر: ۳۳۵۸۰۹
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۱

اگر رسول خدا نبود، بودن را چه سود‌؟! (به جای گفت و شنود)

در آستانه سالروز عروج ملکوتی پیامبر اعظم و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا صلوات‌الله علیهم اجمعین، ستون طنز گفت‌و‌شنود را به روال این روزها متفاوت می‌نگاریم و آن را به نقل خاطره‌ای از سال‌های دفاع مقدس 
۸ ساله و اولین شب موشک‌باران تهران اختصاص می‌دهیم که پیش از این در صدر یکی از یادداشت‌های کیهان آورده بودیم. نگارنده در آن شب، پاسخ پرسشی را یافت که پیش از آن و به هنگام نوجوانی نیز از استاد شهید مرتضی مطهری و مرحوم علامه جعفری و دیگران‌، پرسیده و پاسخ‌های دقیق و مستدلی دریافت کرده بودم. اما، آن شب پاسخی از نوع دیگر یافتم که دلنشین بود و مصداق عینی آنچه بزرگان یاد‌شده با دلایل نظری گفته بودند. آنچه درپی خواهد آمد بخشی از همان یادداشت کیهان است. بخوانید!
 
« آن شب اولین شب موشک‌باران تهران بود. اولین موشک ساعتی به غروب مانده در خیابان شیخ ‌هادی فرود آمده و بیمارستانی را ویران کرده بود. مردم هنوز نمی‌دانستند که آن غرش‌ها و انفجارهای مهیب و پی‌درپی ناشی از موشک‌پرانی صدام است. تصور می‌کردند بمباران هوائی است، مثل دفعات قبل و در تعجب بودند که چرا مثل همیشه قبل از بمباران، آژیر قرمز کشیده نمی‌شود. ما در سپاه می‌دانستیم که موشک‌های عراقی - بخوانید تولید مشترک قدرت‌های استکباری- است که با افزایش برد به تهران رسیده است. خیابان‌های تهران خلوت بود و موشک‌ها هر از چندگاه با غرشی بلند به آسمان تهران می‌رسید و چند ثانیه بعد، صدای انفجاری مهیب در فضا می‌پیچید... آخر شب بود که موشک دیگری از راه رسید، خط آتش آن نشان می‌داد که به سمت کوه‌های شمال تهران می‌رود و بعد... انفجاری مهیب در همان حوالی... دوستی که در کنارم بود با رنگ پریده پرسید؛ جماران؟!... هر دو 
به دلشوره افتادیم... با برادران سپاه در جماران تماس گرفتیم.... خبری نبود. راستی اگر آن شب یکی از موشک‌ها به جماران و خانه محقر و بدون پناهگاه امام اصابت می‌کرد چه می‌شد؟ تصور فاجعه نیز هولناک بود... اگر امام می‌رفت؟... آن شب این سؤال در ذهن نگارنده با نگرانی چرخید و چرخید تا به این‌جا رسید که اگر موهبتی به نام خمینی نبود چه می‌شد؟... ما می‌ماندیم و دنیای پر از پلشتی‌ها و آدم‌ها و مکتب‌های بدرد نخوری که بودند و هستند، ریگان و آمریکا با لیبرال دموکراسی خفن و سردمداران بی‌شخصیت و عفن، شوروی و مارکسیسم انسانیت‌سوز، انگلیس و نوادگان دزدان دریایی که در آن به حکومت رسیده بودند... دنیایی با این رنگ‌ و بو و مکتب‌هایی با این سمت و سو به چه دردی می‌خورد؟... کم‌کم به پاسخ آن سؤال نزدیک شده بودم... اگر رسول خدا(ص) نبود و محمد مصطفی(ص) به پیامبری مبعوث نشده بود، بودن در دنیا با کدام بهانه‌ای توجیه‌پذیر بود؟... و خلقت مردمان و آفرینش زمین و آسمان را چه سود؟!... و این پاسخ و توضیح خالی از ابهامی بود برای آن کلام نورانی که خدا خطاب به رسول گرامی اسلام فرموده بود... «لولاک لما خلقت الافلاک... اگر تو نبودی، جهان را نمی‌آفریدم...».
 «در جریان جنگ احد، هنگامی که شایعه شهادت رسول‌خدا(ص) بر زبان‌ها افتاد، جماعتی از مؤمنان که با رفتن او، همه چیز را از دست رفته می‌دیدند، غمگین و دل پریش، پای از میدان پس‌کشیدند و خداوند سبحان، آنان را ملامت فرمود که؛ «اگر رسول خدا(ص) رحلت کند یا به شهادت برسد، آیا به گذشته‌ها باز می‌گردید؟» و آنان که پا پس کشیده بودند، سر از شرم به‌گریبان بردند و بر غفلت خود حسرت خوردند که آنچه ماندگار است، رسالت رسول خداست، اگر چه رفتن او نیز بر مؤمنان سخت و ناگوار است و این‌گونه بود رحلت خمینی کبیر. وقتی از دنیایی که هرگز به آن دل نبسته بود، رخت بر بست، باب رهبری بسته نماند و مراد غایبمان (ارواحنا له الفداء) رسالتش را به آقای شهیدمان که بزرگمرد دیگری از سلاله پاک رسول خدا بود منتقل فرمود و با شهادت حضرتش، نماینده دیگری برگزیده و به خبرگان معرفی فرمود تا به امت معرفی کنند... راستی اگر سلسله ملکوتی رهبران برگزیده الهی نبود، دست و پای امت به زنجیر ظلم قدرت‌های استکباری بسته شده و در سلسله بود. نبود؟!
حسین شریعتمداری
captcha