شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز بیاعتنا به لافهای گزاف ترامپ
سرویس سیاسی-
جنگی که با هدف تسلیم بیقیدوشرط ایران از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شد، پس از پنج ماه با ته کشیدن ذخایر موشکی، جهش قیمت نفت، شکاف در میان متحدان و تسلط کامل ایران بر تنگه هرمز، به یک شکست تمامعیار برای واشنگتن بدل شده است. تا جایی که ترامپ چارهای جز تسلیم در برابر قواعد بازی دیکتهشده از سوی جمهوری اسلامی ایران ندارد.
نبرد سنگینی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ با نیت شوم واشنگتن علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، از همان ابتدا مبتنی بر محاسباتی کاملاً غلط و متوهمانه در کله پوک ترامپ بود. قمارباز کاخ سفید با این تصور وارد میدان شد که میتواند با تکیه بر قدرت هوائی و پشتیبانی صهیونیستها، در کوتاهترین زمان ممکن، ساختار دفاعی ایران را فروپاشیده و سناریوی «تسلیم بیقید و شرط» یا تجزیه کشور را محقق سازد و به قول وطن فروشها «کار را یکسره کند». اما پاسخ صاعقهوار و ضربات خردکننده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به ویژه با به کارگیری اهرم استراتژیک «انسداد تنگه هرمز»، تمام جدول محاسباتی دشمن را به هم ریخت.
انسداد این شریان حیاتی، خیلی زود صدای زوزه ترامپ و متحدانش را درآورد. ترامپ که پس از ۴۰ روز نبرد تمامعیار، خود را در بنبست میدید، تلاش کرد با «تفاهمنامه اسلامآباد» فرجهای برای نفسگیری پیدا کند. او به زعم باطل خود تصور میکرد که با یک توافق تاکتیکی میتواند ایران را مهار کرده و سپس خر خود را بتازاند؛ به همین دلیل در اوج گستاخی، فاتحه تفاهم نامه را خواند و به زیرساختهای و حتی منازل مسکونی در جنوب حمله کرد.
اما نیروهای مسلح ایران بلافاصله دکترین و قاعده جدید میدان را دیکته کردند: «زیرساخت در برابر زیرساخت». اشراف اطلاعاتی فرادستی نیروهای مسلح و انهدام تار و پود نظامی ارتش تروریست آمریکا در منطقه، تلفات سنگینی روی دست دشمن گذاشت تا ترامپ متوجه شود هزینه نبرد چقدر بالا رفته است.
در همین راستا تنگه هرمز مجدداً با قاطعیت بسته شد و کاخ سفید ناکام از تمام ابزارهای زورگویانه دوباره به خدعه مذاکره متوسل شد. واشنگتن پس از رو کردن تمام کارتهای نظامی و دیپلماتیک خود و مواجهه با کلکسیونی از شکستهای مفتضحانه، حالا فتح تنگه و بازگشایی آن را به عنوان تنها دستاورد خیالی خود میجوید؛ تا شاید ترمز قیمت لجامگسیخته نفت را بکشد، از سقوط آزاد محبوبیت ترامپ جلوگیری کند و درهای خروجی این جنگ را بیابد. در سوی مقابل، جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز را نه یک مسئله تاکتیکی، بلکه یک سلاح راهبردی بیبدیل میداند که با مدیریت هوشمندانه آن، موازنه قدرت را به نفع خود و محور مقاومت رقم زده است. این در حالی است که ایران هنوز از تمام ظرفیتها و «شگفتانههای نظامی» خود رونمایی نکرده و کارتهایی چون انسداد کامل «بابالمندب» را همچنان دستنخورده در اختیار دارد.
خط قرمزهای جمهوری اسلامی ایران به روایت شورای عالی امنیت ملی
دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در همین رابطه طی پیامی صریح، اتمام حجت کرد و شرایط ۶ گانه جمهوری اسلامی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز را رسماً اعلام نمود:
«بسمهتعالی
تا آمریکا رفتارش را تصحیح نکند، تنگه هرمز باز نمیشود. تصحیح رفتار یعنی:
1. ایران را هرگز و با هیچ زبانی تهدید نکرده و به مقدسات این ملت توهین نکند.
2. به جنگ و تجاوز علیه ایران و متحدان ایران در لبنان، فلسطین، یمن و عراق برای همیشه پایان دهد.
3.محاصره دریایی را بردارد و نیروهای نظامی (دریایی و هوایی) خود را از پیرامون ایران خارج کند.
4.خسارتهای دو جنگ تجاوزکارانه و تحمیلی به ایران را بیکم و کاست بپردازد.
5.تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی علیه ملت ایران را بردارد.
6.دارائیهای مسدود شده و دزدیده شده مردم ایران را بیقید و شرط آزاد کند.
اینها مطالبات مردم مبعوث شده ایران است که در یکصد و شصت روز حضوری بیامان در میدان و خیابان آن را فریاد زدهاند.
شورای عالی امنیت ملی هرگز کوتاه نخواهد آمد؛ چه در جنگ و چه در مذاکره.»
عراقچی: تا زمانی که نقض تعهدات
از سوی آمریکا ادامه دارد
شروع مجدد مذاکرات ممکن نیست
همچنین سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در پاسخ به سؤالات خبرنگاران درباره آخرین وضعیت رایزنیها تأکید کرد:
«در حال حاضر مذاکرهای با آمریکا نداریم؛ تبادل پیام صرفاً از طریق واسطهها صورت میگیرد و اسم این روند را نمیتوان مذاکره گذاشت. برخی کشورهای واسطه همچنان تلاش میکنند تا زمینه مذاکره را مجدداً فراهم کنند، اما از نظر ما تا زمانی که نقض یادداشت تفاهم اسلامآباد از طرف آمریکایی به پایان نرسد و آمریکا آنچه را نقض کرده جبران نکند، امکان شروع مجدد مذاکرات وجود ندارد.»
وزیر امور خارجه در ادامه درباره روند مذاکرات با عمان پیرامون ترتیبات جدید عبور و مرور در تنگه هرمز افزود:
«مذاکرات با عمان درخصوص تعیین مسیر دریایی جدید در تنگه هرمز ادامه دارد، تاکنون خوب پیش رفته و در مراحل پایانی آن قرار داریم. در نتیجه این روند، مسیرهای قدیمی با مسیرهای جدید جایگزین خواهند شد و متخصصان روی نقشهها کار میکنند. اما این به معنای باز شدن تنگه هرمز نیست؛ ممکن است این توافق فنی حاصل شود، اما باز شدن تنگه منوط به تحقق شروط دیگری است که این شروط از طریق واسطهها به طرف آمریکایی منتقل شده است.»
والاستریتژورنال: ترامپ
در آرزوی فرار بدون توافق هستهای
روزنامه والاستریتژورنال (رسانه نزدیک به حزب جمهوریخواه) هم در گزارشی با عنوان «ترامپ فکر میکرد باز کردن تنگه هرمز قریبالوقوع است، اما ایران برنامههای دیگری داشت» ابعاد جدیدی از درماندگی کاخ سفید را فاش ساخت.
به گزارش این رسانه، رئیسجمهور آمریکا به دستیاران ارشد خود اعلام کرده که حاضر است حتی بدون دستیابی به هیچگونه «توافق هستهای جدید»، سفره این جنگ را جمع کرده و از نبرد خارج شود. این گزارش تصریح میکند که درخواستهای جدید و قاطعانه تهران برای اخذ امتیازات عمده، درست چند روز پس از آن مطرح شد که کاخ سفید با شتابزدگی ادعا کرده بود توافق برای آزادسازی گذرگاه تجاری هرمز در دسترس است. مقامات آمریکایی اذعان کردهاند دونالد ترامپ هفتهها زمینهسازی میکرد تا در صورت بازگشایی کامل تنگه، رسماً اعلام پیروزی کند؛ اما اصرار ایران بر شروط سنگینی چون دریافت میلیاردها دلار غرامت، خروج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه و رفع محاصره دریایی، این هدف کوچکشده را نیز از دسترس ترامپ خارج ساخت.
گزارش والاستریتژورنال تاکید دارد که رویدادها نشاندهنده محدودتر شدن شدید گزینههای ترامپ است. ترامپ که بارها تهدید به تشدید کارزار بمباران کرده و سپس مجبور به عقبنشینی شده، با حریفی روبهروست که کاملاً برای یک نبرد طولانی و فرسایشی آماده است. مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده CSIS در این باره میگوید: «درخواستهای سختگیرانه ایران، ایجاد یک راه خروج آبرومندانه از این درگیری را برای رئیسجمهور آمریکا به طور فزایندهای دشوار میکند.» همچنین گرگوری برو، کارشناس گروه اوراسیا معتقد است: «ایرانیها کاملاً معتقدند که ترامپ میخواهد از این مخمصه خارج شود و بر باز کردن تنگه تمرکز دارد؛ به همین دلیل است که فشار را حداکثر کردهاند.»
از سوی دیگر، توانایی ایران در مسدودسازی تنگه هرمز با حملات موشکی و پهپادی، بازار انرژی جهان را متلاطم کرده و قیمت بنزین در آمریکا را به ارقام بیسابقهای رسانده است. در فاصله کوتاه باقیمانده تا انتخابات میاندورهای، ترامپ به دنبال قالبکردن یک پیروزی ساختگی به مردم آمریکاست؛ او حتی در شبکههای اجتماعی با به اشتراک گذاشتن مقالهای مدعی پیروزی شد، اما واقعیت ملموس اقتصاد آمریکا خلاف آن را اثبات میکند.
مقامات آمریکایی دلخوش به این هستند که با تخریب برخی سایتهای هستهای در سال گذشته، ایران امکان بازسازی فوری را ندارد؛ تصوری که والاستریتژورنال آن را ناشی از ارزیابیهای سست میداند. مسئله معافیتهای نفتی ایران و جبران خسارات مالی، به کلاف سردرگمی برای ترامپ مبدل شده که بدون گشودن آن، کلید بازگشایی تنگه هرمز هرگز به دست واشنگتن نخواهد افتاد.
حتماً مدیریت تنگه هرمز را
به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، نیز نقشه راه کلان جمهوری اسلامی را در این مواجهه تبیین کرده است. ایشان در پیام نوروزی خود با قاطعیت فرموده بودند: «حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»
ایشان همچنین به مناسبت روز ملی خلیجفارس، این آبراه را «مسیر حیاتی و منحصربهفرد اقتصاد جهانی» خوانده و تأکید داشتند: «ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیجفارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید.» این هدایت راهبردی نشان میدهد که کنترل هرمز یک مانور موقت نیست، بلکه تثبیت قدرت بومپایه ایران بر جغرافیای منطقه است.
شکنجه اقتصادی ترامپ با اهرم تنگه هرمز!
برای درک اهمیت انسداد تنگه هرمز و چرایی فلج شدن اقتصاد غرب، باید زنجیرهای از اعترافات صریح و متناقض مسئولان ارشد کاخ سفید و تحلیلگران غربی را در کنار هم گذاشت.
دونالد ترامپ در مواضعی ملتمسانه صراحتاً اقرار کرد که ادامه نبرد، تمام ذخایر استراتژیک نفت آمریکا را در کمتر از 4 هفته نابود میساخت و ادامه بمباران نیز حاصلی جز مینریزی کامل تنگه و به پرواز درآمدن موشکها بر فراز کشتیهای میلیاردی نداشت؛ رویدادی که او را به شدت از تبدیل شدن به «هربرت هوور» جدید و بانی رکود بزرگ در تاریخ آمریکا ترسانده است.
این اضطراب با تحلیلی که کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا ارائه داد عمیقتر میشود؛ آنجا که او بازگشت قیمت بنزین را مستقیماً منوط به توافق با ایران دانست. اگرچه افرادی مانند جیدی ونس، معاون ترامپ تلاش کردند با استناد به عبور موقت و محدود برخی نفتکشها وضعیت را عادی جلوه دهند، اما خود او ناخواسته معترف شد که تحریمهای آمریکا علیه نفت ایران کاملاً بیاثر بوده است. همزمان، کوین هَسِت و بسنت، از مشاوران و وزرای اقتصادی دولت ترامپ هشدار دادند که جهش هزینههای انرژی، رشد دستمزد خانوارها را بلعیده و تنها راه نجات اقتصاد، امضای سریع توافق با تهران است.
این فشار خردکننده در تحلیلهای رسانههای معتبر غرب نیز نمود یافته است؛ سیانان از تخلیه خطرساز مخازن حیاتی نفت آمریکا در کاشینگ خبر داد، نیویورکتایمز خالی شدن سریع ذخایر جهانی را انگیزه اصلی ترامپ برای چانهزنی خواند، نیویورکر با صراحت اعلام کرد نبرد هرمز کمر اقتصاد غرب را شکسته و تا مرز ۱۸۰ دلار برای هر بشکه پیش رفته است و در نهایت انجمن انرژی آمریکا از تحمیل هزینه پرداختی سنگین ۶۰۰ دلاری بیشتر به هر خانواده آمریکایی خبر داد؛ واقعیتهایی که نشان میدهد هرمز چگونه به شکنجهگاه اقتصادی آمریکا تبدیل شده است.
ترامپ رمقی برای ادامه جنگ ندارد...
از سویی، ارزیابی صحنه میدانی و گزارش رسانههای غربی نشان میدهد که ماشین جنگی ایالات متحده دچار یک فرسایش عمیق ساختاری شده و ادامه نبرد از توان واشنگتن خارج است.
نخستین مؤلفه مهم، بحران ذخایر تسلیحاتی آمریکا است. بر اساس گزارش افشاگرانه روزنامه نیویورکتایمز، موجودی موشکهای رهگیر حیاتی پاتریوت آمریکا به کمتر از ۱۷۰۰ فروند سقوط کرده است. مصرف بیش از ۱۵۰۰ فروند از این موشکهای گرانقیمت در مواجهه با آتش ایران، واشنگتن را ناچار کرده حتی تحویل سفارشهای متحدان اروپایی و آسیایی خود را تعویق بیندازد؛ بحرانی که جبران آن به حداقل دو سال زمان نیاز دارد.
شبکه سیانان افشا کرد ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در جلسهای محرمانه به ترامپ اتمام حجت کرده که ایالات متحده باید فوراً «راه فراری» برای خروج از جنگ با ایران بیابد، چرا که هرگونه تشدید عملیات نظامی نتیجهای معکوس و فاجعهبار برای ارتش آمریکا خواهد داشت.
در ضلع دیگر، جامعه آمریکا دچار سوختگی عاطفی و نارضایتی شدید از جنگ شده است. نظرسنجی جدید مؤسسه رویترز/ایپسوس فاش میکند ترامپ بدترین محبوبیت اجتماعی را در تاریخ نبردهای خارجی آمریکا به ثبت رسانده است؛ جایی که تنها ۳۵ درصد مردم از ادامه نبرد حمایت میکنند و اکثریت مطلق، نگران جهش قیمت بنزین هستند. حتی در میان پایگاه رای جمهوریخواهان نیز تردیدهای جدی درباره نتیجهبخش بودن این نبرد شکل گرفته است.همزمان با این فرسایش داخلی، هندسه قدرت در منطقه نیز دچار تغییر شده است. کشورهای منطقه با درک انفعال و عجز کاخ سفید، به این باور رسیدهاند که امنیت اجارهای و غربی قابل اعتماد نیست. شکلگیری پیمانهای منطقهای چندجانبه مانند «پیمان مکه» بدون مداخله مستقیم آمریکا، مصداق روشنی از افول هژمونی واشنگتن و تحقق نظمی «چندمرکزی» است که کشورهای آسیا و جنوب جهانی در آن ایفاگر نقش اصلی هستند.
سخن آخر
جنگی که دولت تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف تسلیم بیقید و شرط ایران آغاز کردند، پس از ۵ ماه به یک شکست راهبردی تمامعیار برای واشنگتن بدل شده است. فرسایش شدید زرادخانهها، هراس متحدان، خشم افکار عمومی و حاکمیت مقتدرانه ایران بر تنگه هرمز، واشنگتن را در بنبستی بیسابقه گرفتار ساخته است. ترامپ چه بخواهد و چه نخواهد، مجبور است تسلیم قواعد بازی دیکتهشده از سوی جمهوری اسلامی ایران شود؛ چرا که صحنه نبرد اثبات کرد دورانی که آمریکا دیکته میکرد و حاکمان سرسپرده منطقه مشق میکردند، به سرآمده است.