معیارهای تشخیص کرامات از خرافات
آیتالله محمدی ری شهری
توجه به خطر افراط و تفریط در نقل کرامات اهل بیت(ع) و یا استناد به کرامات و سایر امور خارقالعادهای که برای تودۀ مردم جاذبه دارد و چه بسا به تحریف ارزشهای دینی میانجامد، نکتهای ضروری است.
عدّهای به دلیل جهل و یا با انگیزههای غیر الهی، از علاقۀ مردم به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و تمایل طبیعی آنان به حل مشکلات زندگی خود از راههای خارقالعاده، سوءاستفاده میکنند و در انتساب اینگونه امور به آنان، بدون در نظر گرفتن صحت و سقم مستندات آن، به قدری افراط میکنند که به تحریف جایگاه واقعی آن بزرگواران میانجامد؛ زیرا چنین وانمود میشود که:
اولاًً: آن بزرگواران، موجوداتی هستند فوق انسان و غیر قابل الگوگیری، نه انسانهایی فوق دیگران، که زندگی آنان میتواند سرمشق انسانهای طالب کمال باشد!
ثانیاًً: آنان، جز حل مشکلات و گرفتاریهای شخصی مردم، کار دیگری در جهان ندارند! هرکس که کمترین شناختی از سیرۀ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و خاندان رسالت داشته باشد، میداند که چنین تصویری، تحریف شخصیت والای آنهاست.
در مقابل، گروهی دیگر، مقامات و کرامات اولیای الهی را با خرافات، یکسان میپندارند و تفاوتی میان گزارشهای درست و نادرست قائل نیستند.
هر چند در جامعۀ ما خطر انکار، به اندازۀ خطر خرافهگرایی نیست، ولی به هر حال، انکار مقامات اهل بیت و پیروان راستین آنها (از اهل معرفت) نیز یک آسیب جدّی برای شناخت حقیقت و حرکت در جهت رسیدن به مقصد انسانیت است. خطر این آفت، به حدّی است که امام خمینی(ره) در نامۀ عرفانی خود به فرزند عزیزش مرحوم حاج احمد آقا، مُنکِران مقامات اهل معرفت را «قُطّاع طریق حق» نامیده است:
پسرم! آنچه در درجۀ اوّل به تو وصیّت میکنم، آن است که انکار مقامات اهل معرفت نکنی، که این، شیوۀ جُهّال است و از مُنکِرین مقامات اولیا بپرهیزی که اینان، قُطّاعِ طریقِ حق هستند.
همچنین در توصیه به همسر فرزند بزرگوارش مینویسد:
من نمیخواهم تطهیر مدّعیان را بکنم، که «ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد!». من میخواهم اصل معنا و معنویّت را انکار نکنی؛ همان معنویّتی که کتاب و سنّت از آن یاد کردهاند.... در هر صورت، با روح انکار، نتوان راهی به سوی معرفت یافت. آنان که انکار مقامات عارفان و منازل سالکان کنند، چون خودخواه و خودپسند هستند، هر چه را ندانستند، حمل به جهل خود نکنند و انکار آنان کنند تا به خودخواهی و خودبینیشان خدشه وارد نشود.
بنابراین، افراطگرایی، چه در نقل کرامات اولیا و چه در انکار مقامات آنان، نکوهیده و خطرناک است؛ چرا که بدون دلیل قاطع، نه میتوان آنچه را به اولیا نسبت داده شده، انکار کرد و نه میتوان آن را پذیرفت و در گفتار و نوشتار، بدان استناد نمود؛ بلکه برای پیشگیری از افراطگرایی از هر سو، ارزیابی دقیق گزارشهای یاد شده جهت جداسازی خرافه از حقیقت، سَره از ناسَره و صحیح از سقیم، ضروری است.
البتّه این مهم کار هرکسی نیست؛ بلکه نیازمند تخصّص است. چه بسا کسانی که با انگیزۀ خرافهزدایی به میدان میآیند؛ ولی به دلیل نداشتن آگاهی و تخصّص لازم، ندانسته، مرتکب ظلمی فاحش و نابخشودنی در حقّ اولیای الهی میگردند و در دامِ «افراطگری در انکار مقامات» میافتند و به گفتۀ امام خمینی، مصداق «قُطّاع طریق حق» میشوند.
ملاکهای تشخیص خرافات از کرامات
برای ارزیابی گزارشهایی که دربارۀ کرامات اهل بیت(ع) و اولیای الهی نقل میشوند، چند معیار میتوان ارائه کرد. این معیارها، عبارتند از:
یک) صحّت سند
نخستین چیزی که باید در ارزیابی کراماتِ نقل شده به آن توجه کرد، سند آنهاست. تجربه نشان میدهد که بطلان بسیاری از گزارشهای نادرست، در همین مرحله آشکار میشود.
دو) انطباق با موازین عقلی و علمی
دومین میزان ارزیابی گزارش کرامات، انطباق آنها با موازین عقلی و علمی است. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده:
إذا أرَدتَ أن تَختَبِرَ عَقلَ الرَّجُلِ فی مَجلِسٍ واحِدٍ فَحَدِّثهُ فی خِلالِ حَدیثِکَ بِما لا یَکونُ، فَإِن أنکَرَهُ فَهُوَ عاقِلٌ وَ إن صَدَّقَهُ فَهُوَ أحمَقُ؛ هرگاه خواستی خِرد کسی را در یک نشست، بیازمایی، در لابلای سخنت به امری مُحال، اشاره کن، اگر انکار کرد، خردمند است و اگر تصدیق کرد، احمق است. (الاختصاص:ص 245)
هر چند کرامات اولیای الهی، خَرق عادت است، امّا خَرق عادت نمیتواند بر خلاف موازین عقلی و منطقی باشد. بر این اساس، گزارشهای نامعقولی که سند آنها صحیح است، حاکی از اشتباه و کجفهمی گزارشدهنده است. همچنین ادّعاهایی که با موازین عقلی و علمی، ناسازگارند، هرچند مدّعی آنها ظاهرالصلاح باشد، قابل قبول نیستند و کسانی که این گزارشها و ادّعاها را میپذیرند، سادهلوح و به تعبیر حدیث بالا، احمقند.
آیتالله بهجت در توصیف نمونۀ این حماقتها فرمود:
میگوید: «نوشتهای گذاشتم در ضریح که: از من راضی هستید یا نه؟» و فردا میآید و میبیند جواب آمده که: «از تو راضی هستم!».
چه نیاز به این حرفها هست؟! یکی میآید آن نامه را برمیدارد و جوابی مینویسد!
سه) انطباق با کتاب و سنّت
سومین معیار جداسازی کرامات از خرافات، انطباق و یا عدم انطباق کشف و کرامات نقل شده، با محکماتِ کتاب و سنّت است. آیتالله بهجت در اینباره فرمودند:
ما معیار داریم: قرآن، معیار است: ما خالَفَ القُرآنَ فَاضْرِبُوهُ عَلَی الْجِدارِ! آقای [سیّد زین العابدین] مقیمی، یکی از نمایندگان مجلس زمان رضا شاه - که اهل محلّ ما بود - [در ارتباط با مسئلهای] در مجلس گفته بود: آقایی دید کسی مسجد را نجس میکند. دستور داد او را بیرون کردند. خواب دید که: این شخص را بیرون نکن! فردا دوباره دستور داد او را بیرون کردند. مجدّداً خواب دید که: او را بیرون نکن! بار سوم هم دستور داد او را بیرون کنید. این بار، آن شخص در خواب به او گفت: مگر نگفتم او را بیرون نکن؟! به وی گفت: مگر تو که هستی؟ گفت: من صاحبالزمانم. گفت: پدرْ فلان شده! تو شیطانی.
بنابراین، برای پیشگیری از خطر افراطگرایی در نقل کرامات، در نظر گرفتن معیارهای یاد شده، ضروری است.
سخن آخر اینکه کرامات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و خوارق عاداتی که از پیروان راستین آنها در دوران غیبت امام عصر(عج) صادر میشود، روزنهای است به عالم غیب، که ثبت و ضبط و نقل آنها، در کنار براهین عقلی، میتواند نقش مؤثری در تحکیم باورهای دینی و گسترش ارزشهای اخلاقی و عملی ایفا نماید، مشروط به در نظر گرفتن معیارهای یاد شده و اجتناب از افراط و تفریط.
خاطرههای آموزنده، نوشته آیتالله محمدی ریشهری انتشارات دار الحديث قم