آثـار تـرک انفـاق
جعفر خدایاری
انسان موجودی اجتماعی است که نیازهای خویش را از طریق دیگران برآورده میسازد. بنابراین، هرکسی به دیگری نیاز دارد و بیدیگری نمیتواند نیازهای ابتدائی خود را نیز تامین کند. از جمله نیازهای بشری نیازهای مالی و مادی است که انسانها با همکاری یکدیگر آن را برآورده میکنند. بر این اساس اگر جامعهای به گونهای سامان یابد که به نیازهای مادی و مالی یکدیگر بیتوجه باشند، در شرایط ضد اجتماعی قرار میگیرند و آثار و پیامدهایی برای این رفتارشان است که نویسنده با بهرهگیری از آموزههای قرآن در صدد تبیین آنها برآمده است.
***
انفاق، راهیابی به دلها
واژه انفاق از نفق به معنای راه نهانی در درون زمین است که جانورانی چون موش آن را میکنند تا راههایگریز و آمد و شد متعددی داشته باشند. گرایشهای این جانوران به جهات گوناگون وگریزش آنان در هنگام انواع خطرها، کارآمدی این نفق را دو چندان کرده است. کسی که انفاق میکند راههای گرایش و گریزش متعددی را برای خود میسازد که توانایی او را برای بهرهگیری از فرصتها و رهایی از تهدیدها دو چندان میکند. انفاق هر چند به معنای اخراج مالی از ملک و ملکیت خود و بخشیدن آن به دیگری است(مجمعالبيان، ج1-2، ص121) اما در اصطلاح قرآنی اختصاصی به مال و اخراج آن ندارد، بلکه انفاق در اصطلاح قرآنی، اعمّ از مال و غير مال و نیز از واجب و غير واجب است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه نفق) بنابراین، هر گونه خدمات مالی و غیر مالی که شخص نسبت به دیگری انجام میدهد میتواند به عنوان یک عمل انفاقی و نیک مطرح باشد و آثار و برکات انفاق بر آن مترتب شود.
از نظر قرآن، انفاق یک عمل صالح است که انسانهای مؤمن و متقی به آن پایبند هستند و همواره در کنار اعمال عبادی چون نماز، به آن در قالب پرداخت زکات و صدقات و خدمت رسانی و مانند آن میپردازند.
این عمل صالح عبادی که به قصد عبادت و بندگی انجام میگیرد، دارای آثار اجتماعی است که از جمله آنها میتوان به امنیت اجتماعی و تقویت بنیه دفاعی جامعه(بقره، آیه 195؛ انفال، آیه 60)، رفع مشکلات اقتصادی از سوی ثروتمندان جامعه(نور، آیه 22) و آثار فردی چون آرامش درونی
(بقره، آیات 262 و 265 و 274)، آسانی کار و زمینهساز تسهیل امور دنیوی و اخروی(لیل، آیات 5 و 7)، آمرزش و بخشش گناهان(بقره، آیات 267 و 268)، قرارگیری در زمره صالحان (منافقون، آیه 10) و نیکوکاران و محسنان
(آل عمران، آیه 134)، امدادهای خاص الهی(بقره، آیه 270)، برکت(بقره، آیه 245 و 272) و مانند آنها خواهد بود.
انسان اگر بخواهد در دل مردمان جا گیرد و بر دلها حکومت کند، باید انفاق در همه اشکال آن را در دستور کار قرار دهد؛ چرا که با چنین رویهای میتوان محبت مردمان را به دست آورد و از گرایش آنان سود برد؛ زیرا انفاق عبادی موجب تقرب به خدا (توبه، آیه 99) و محبت الهی (بقره، آیه 195؛ آل عمران، آیه 134) میشود و کسی که محبوب و مقرب درگاه الهی شد، خداوند او را در دلها جا میدهد.
عوامل ترک انفاق
برخی از افراد به علل واهی و بهانههای باطل ترک انفاق میکنند که قرآن نسبت به آن واکنش نشان داده است. این علل و عوامل شامل اموری میشود که برخی از آنها عبارتند از:
1. نفاق: نفاق عاملی برای ترک انفاق از سوی مردم است. منافقان نه تنها خود به انفاق اقدام نمیکنند بلکه دیگران را نیز از انفاق کردن باز میدارند. (منافقون،
آیه 7)
قرآن میفرماید که از خصلتهای منافقان ترک انفاق به دیگری است(توبه، آیه 67) و آنان گاه این عمل را به این سبب انجام میدهند تا مردم از دور پیامبر(ص) پراکنده شوند و به سبب فشار اقتصادی و تنگناهای معیشتی دست از ایمان بردارند و به خداوند و پیامبرش کافر شوند.(منافقون، آیه 7)
2. بخل: عامل دیگری که موجب ترک انفاق میشود، بخل ورزی است. بخیل کسی است که حاضر نیست خیری از او به دیگری برسد.
از نظر قرآن بخیل با این کار خویش علیه خداوند طغیان میورزد و از حدود الهی بیرون میرود.
(قلم، آیات 23 و 24 و 31) خداوند در قرآن میفرماید برخی از یاران پیامبر(ص) با وجود دارایی، از انفاق و گشاده دستی پرهیز میکنند که رفتاری نادرست و غلط است.(نور، آیه 22)
3. شرک: شرک عاملی دیگر برای ترک انفاق است. مشرکان با وجود کثرت ثروت و دارایی بسیار، حاضر به انفاق نیستند.(اسراء، آیه 100)
4. بهانههای واهی: برخی از مردم به سبب بهانههای باطل و واهی ترک انفاق میکنند. به عنوان نمونه گروهی از مسلمانان به بهانه بروز خطا ازسوى نیازمندان حاضر نمیشوند به آنان انفاق کنند و بر این باورند که خطا و اشتباه نیازمندان موجب میشود که مستحق انفاق نباشند؛ در حالی که باید از خطا و اشتباه آنان چشم پوشید و با عفو و صفح از خطا در مقام اکرام به ایشان انفاق کرد. (نور، آیه 22)
5. کفر: از دیگر علل و عوامل ترک انفاق، کفر به خدا و قیامت و معاد است. کسی که به خداوند کافر است حاضر نیست به دیگران انفاق کند.(یس، آیه 47)
6. غفلت از خدا: عامل مؤثر دیگر در ترک انفاق،غفلت انسان از خدا است که در آیاتی از جمله آیه 67 سوره توبه به آن توجه داده شده است.
7.غفلت از مرگ: غفلت از مرگ، از عوامل ترك انفاق مال است.(منافقون، آیه 10)
8. غفلت از قیامت: غفلت از قيامت از عوامل ترك انفاق مال از سوی مردم است که قرآن به آن توجه داده است.(بقره، آیه 254)
9. ترس از فقر: ترس از تهىدستى و فقر و نداری در آینده با انفاق مال خود،از مهمترین موانع انفاق در میان ثروتمندان است که آیات قرآن به آن توجه داده و به عنوان یک بهانه واهی تلقی و تفسیر شده است.(بقره، آیات 267 و 268؛ اسراء، آیه 100)
10.تلقین سوء: تلقین سوء افراد و گروههای جامعه ممکن است موجب ترک انفاق از سوی دیگر افراد شود؛ به عنوان نمونه برخی با اشاره به سوءاستفاده از انفاقات از سوی برخی افراد یا نهادها بر آن میشوند تا اصل انفاقات به ویژه مالی را زیر سؤال ببرند و از گرایش مردم به انفاق بکاهند و در حقیقت خود که تارک انفاق هستند مانع خیر نیز میشوند و دیگران را به بخل دعوت میکنند.(نجم، آیه 34؛ روایات تفسیری)
11.حرص و ثروت اندوزی: حرص و آزمندی برای تکاثر گرایی و ثروت اندوزی از دیگر عوامل ترک انفاق از سوی افراد دارا و ثروتمند جامعه است. (توبه، آیات 34 و 35)
12.جبرگرایی: بينش جبرآلود افراد، مانع انفاق مال ازسوى آنان میشود. بر اساس این بینش هر کسی آنچه دارد و ندارد به سبب امری بیرون از اختیار افراد است و این اراده طبیعت یا خدا است که خواسته برخی دارا و برخی دیگر ندار شوند و اگر افراد انفاق کنند در حقیقت تصرف در طبیعت یا حکمت و اراده و مشیت الهی است. به این معنا که اگر خدا میخواست خودش میداد؛ در حالی که بینش و نگرش اسلامی بر اساس «بین الامرین» سامان یافته است و اگر خداوند در تکوین نداده ولی در تشریع خواسته تا با انفاق دستگیر دیگران باشیم. (یس، آیه 47)
13. جهل و نادانی: نادانی افراد موجب میشود تا به ترک انفاق پرداخته و خود را از آثار و برکات آن محروم سازند. اینان گمان میکنند که خداوند دانایی و توانایی انجام کمکرسانی را ندارد در حالی که خزائن الهی در دست اوست و او دانا و توانا به هر کاری از جمله انفاق به هر کسی است. به هر حال جهالت افراد موجب میشود تا کارهایی را انجام دهند که هیچ تاثیری جز ظلم به خودشان ندارد و اگر میدانستند، این کارها را انجام نمیدادند که از جمله آن ترک انفاقات است.(منافقون،آیه 7)
14. شیطان: از دیگر عواملی که موجب ترک انفاق از سوی افراد میشود، شیطان و وسوسههای اوست.(بقره، آیات 267 و 268) شیطان گاه وسوسه میکند تا شخص از مال خوب و برتر انفاق نکند.(همان) یعنی اگر شخص بخواهد انفاق کند او را وسوسه میکند که از جنس خوب انفاق نکند.
آثار زیانبار ترک انفاق بر فرد و جامعه
همان گونه که انفاق آثار و برکات مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی برای انسان و جامعه انفاق گر دارد، ترک آن نیز آثار و پیامدهای زیانباری به دنبال دارد که توجه به آنها میتواند زمینه گرایش به انفاق شود. از این رو خداوند در آیات قرآن به مسئله ترک انفاق و آثار آن پرداخته است.
برخی از آثار و پیامدهای آن عبارتند از:
1. انحطاط جامعه: ترک انفاق موجب انحطاط جامعه میشود. این انحطاط به ویژه در ترک انفاق در حوزههای دفاعی و نظامی بشدت به چشم میآید؛ زیرا موجب سقوط جامعه میشود.(بقره، آیه 195)
2.هلاکت جامعه: اگر جامعه به اصل انفاق اهتمام نداشته باشد و آن را ترک کند باید در انتظار هلاکت و نابودی باشد؛ زیرا ترک انفاقات مالی و غیر مالی موجب میشود تا ارتباط اجتماعی سست شود و جامعه نتواند نیازهای ابتدائی و طبیعی خود را از طریق اجتماع تامین کند و از همین رو موجب تباهی و هلاکت افراد جامعه میشود.(بقره، آیه 195)
3.حسرت: ترك انفاق تا هنگام مرگ، موجب حسرت و پشيمانى انسان است.(منافقون، آیه 10)
4.سرزنش: ترك انفاق مال به ديگران درخور مذمّت و سرزنش خالق و خلق است. کسی که انفاق نمیکند باید منتظر سرزنش باشد و امید نداشته باشد با ثروتی که دارد مذموم در نزد خدا و خلق نباشد.(نجم، آیات 33 و 34)
5.ستم ورزی: ترك انفاق مال، موجب ظلم به خويشتن است؛ زیرا مالی که خداوند داده برای رشد و رسیدن به کمالات و بهره مندی فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی است و کسی که ترک انقاق میکند خود را از باقیات صالحات و آثار و برکات بسیار انفاق محروم میکند که خود مصداق ظلم به خویش است.(بقره، آیه 270؛ قلم، آیات 23 و 24 و 29)
6.گرایش به زشتیها: خوددارى از انفاق، زمينه گرايش افراد و جامعه به زشتىها و نابهنجاری اجتماعی است. (بقره، آیات 267 و 268) به طوری که از درون سست و بیپایه شده و فروپاشی را برای خود رقم
میزند.
7. محرومیت از امداد الهی: ترك انفاق موجب محروميّت از يارى خداوند و امدادهای الهی میشود که هر کسی و هر جامعهای نیازمند آن است تا بتواند از مشکلات و بحرانها عبور کند. (بقره، آیه 270؛ قصص، آیات 76 و 78 و 81)
8.محرومیت از لطف الهی: محروميّت از لطف خدا، از آثار ترك انفاق است که در آیاتی از قرآن به آن توجه داده شده است.(توبه، آیه 76)
9.عذاب الهی در دنیا و آخرت: ترك انفاق از سوى ثروت اندوزان، در بر دارنده عذاب دردناك الهی است که در آیات قرآن از جمله آیه 34 سوره توبه به آن اشاره شده است؛ خداوند در آیات 17 تا 33 سوره قلم نیز ترك انفاق در راه خدا از سوی مردم را در پى دارنده عذاب دنيوى و اخروى دانسته است.
10. خشم الهی و هلاکت: ترک انفاق موجب خشم الهی میشود و جامعه تارک انفاق باید خود را آماده بلایایی چون زلزله و سیل و توفان و مانند آن بکند که به ظاهر جزو بلایای طبیعی است ولی همین بلایای طبیعی با اراده و مشیت خداوند است که میتواند زیانهایی به انسان و جامعه برساند یا نرساند. اگر خداوند قارون را به خشم خویش با خانهاش دفن کرد، دیگر تارکان انفاق را نیز با زلزله و سیل و رانش زمین و کوه و مانند آنها دفن میکند.(توبه، آیه 34؛ قلم، ایات 17 تا 33؛ قصص، آیات 76 تا 81) آنچه بیان شد تنها گوشهای از آثار و پیامدهایی است که خداوند برای ترک انفاق بیان کرده است. در آیات و روایات به جزئیات بیشتر این کلیات اشاره شده و به آدمی و جوامع بشری هشدار داده شده است تا مواظب باشند با ترک انفاق بلایا را به جان نخرند و برای خود هلاکت و تباهی را رقم نزنند.