اربعین مسیر درست تاریخ
دکتر حسن خلیل خلیلی
تاریخ هرگز متوقف نمیشود، اما گاه در نقطهای از زمان، ثقلی مییابد که جهت حرکت قرنها را دگرگون میسازد. از ظهر تفدیده عاشورا که صدای «هیهات منّا الذلّه» در نینوا طنینانداز شد تا ایستادگی بیمانند حضرت زینب کبری (س) در کاخ ستمگران شام، یک حقیقت مسلم آشکار گردید: حق هرگز دفنشدنی نیست؛ بلکه از شریانی به شریان دیگر منتقل میشود تا در عصر سرگشتگی بشر مدرن، به ناگاه در کالبد راهپیمایی عظیم اربعین حلول کند. امام حسین(ع) به درستی و در زمان درست تاریخ قیام کرد و از ظهر عاشورا، این زینب کبری (س) بود که مسیر درست تاریخ را طی کرد و با جهاد تبیین، مانع تحریف حقیقت شد. اینک در امتداد همان مسیر نورانی، کلانراهبرد پیادهروی اربعین که توسط رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای (ره)، احیاء و بنیان گذاشته شد، موتور محرک تبدیل ملتهای پراکنده به «امت واحده اسلامی» و بیداری آزادگان جهان است. این شاهراه سراسر نور، دیگر تنها یک مناسک عبادی ساده نیست؛ بلکه مانیفست یک تمدن در حال تولد و طلیعه مدینه فاضلهای است که جهان خسته از فردگرایی غربی، در انتظار آن روزشماری میکند.
در جهانی که نظریهپردازان غربی سالها از «پایان تاریخ» سخن گفته، لیبرالدموکراسی را آخرین منزل تمدن بشری معرفی کردند و رسانههای سلطه کوشیدند انسان را در حصار فردگرایی، مصرفزدگی و انزوای اجتماعی محبوس کنند، هر سال در جاده نجف تا کربلا حقیقتی متفاوت رخ مینماید. این جریان عظیم، نظریه لیبرالدموکراسی را به چالش میکشد و نشان میدهد تاریخ، برخلاف تصور مدعیان قدرت، هنوز با منطق عاشورا و آرمان عدالتخواهی در حرکت است؛ حقیقتی که نه با قدرت نظامی، نه با سرمایه و نه با تبلیغات سازمانیافته، بلکه با ایمان، ایثار و محبت میلیونها انسان شکل میگیرد. تاریخ، برخلاف آنچه نظریهپردازان مادی میپندارند، نه با اراده فاتحان زر و زور، بلکه با حقیقت محض مسیر خود را مییابد. چه بسیار قدرتهایی که جهان را در سیطره خود پنداشتند، اما جز نامی در کتابها از آنان باقی نماند و چه بسیار خونهای پاکی که بر خاک ریخت، اما مسیر رودخانه تاریخ را برای همیشه تغییر داد. عاشورا از همین جنس است؛ حادثهای که در ظاهر، کاروانی اندک در برابر سپاهی عظیم ایستاد، اما در حقیقت، نقطه آغاز حرکتی شد که هنوز پس از قرنها، الهامبخش ملتها و بیدارکننده وجدانهای خفته است.
اربعین تنها یک آیین سوگواری نیست؛ نمایش زنده مسیری است که حقیقت را بر تحریف، ایمان را بر قدرت و اراده ملتها را بر محاسبات صاحبان زر و زور ترجیح میدهد. اگر عاشورا نقطه عطف تاریخ بود، اربعین استمرار همان مسیر و گواهی روشن بر این حقیقت است که تاریخ هنوز در مسیر عدالت و کرامت انسانی جریان دارد.
قرآن کریم میفرماید: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ»؛ آنان میخواهند نور خدا را خاموش کنند، اما خداوند نور خود را کامل خواهد کرد. عاشورا، تجلی این سنت الهی است. بنیامیه میخواستند حقیقت اسلام را در زیر غبار تبلیغات و شمشیر دفن کنند، اما خون سیدالشهدا(ع) نهتنها خاموش نشد، بلکه به چراغی تبدیل شد که قرنهاست مسیر آزادگان جهان را روشن میکند.
امام حسین(ع) در مقطعی قیام کرد که خطر اصلی، صرفاً حکومت فاسد یزید نبود؛ خطر بزرگتر، استحاله دین و وارونهنمایی حقیقت بود. جامعهای که ظلم را عدالت و سکوت را مصلحت میپنداشت، بیش از هر زمان دیگری به قیامی نیاز داشت که مرز میان حق و باطل را دوباره ترسیم کند. عاشورا از این منظر، تنها یک نبرد نظامی نبود؛ نقطه آغاز نهضتی برای احیای حقیقت بود؛ نهضتی که اگر در همان صحرای کربلا متوقف میشد، شاید در غوغای تبلیغات اموی به فراموشی سپرده میشد.
حکومت اموی میکوشید با حفظ ظاهر اسلام، حقیقت آن را دفن کند و عاشورا نقطه انفجار حق در برابر بزرگترین عملیات تحریف تاریخ بود. اما این حقیقت برای ماندن، به رسانهای نیاز داشت که پیام خون را به گوش نسلها برساند؛ رسالتی که حضرت زینب (س) بر دوش گرفت و اجازه نداد دستگاه تبلیغاتی بنیامیه، حقیقت را قربانی روایتهای جعلی خود کند. اگر آن جهاد تبیین بیمانند نبود، عاشورا در غبار تحریفها دفن میشد و امروز، کلانرویداد اربعین به عنوان تجلی زنده آن مسیر، پیام عاشورا را از مرز حادثهای در گذشته عبور داده و به حقیقتی زنده، جاری و اثرگذار در متن زندگی ملتها تبدیل کرده است. این حرکت فراتر از یک همایش مذهبی، تجلی عینی هندسه نوین قدرت اسلام در برابر نظام سلطه است. در جغرافیای اربعین، ملیتها، زبانها و مرزهای اعتباری رنگ میبازند و یک کل منسجم و همافزا به نام «امت واحده» شکل میگیرد؛ امتی که جبهه مقاومت فرهنگی و اعتقادی مستضعفان جهان را در برابر استکبار جهانی تحکیم میکند و نقطه پرگار تجمع آن، عشق به حسین بن علی(ع) و عدالتخواهی است.
اگر تمدنها را با توانایی آنها در تولید معنا، سرمایه اجتماعی و همبستگی انسانی بسنجیم، اربعین تنها یک اجتماع میلیونی نیست؛ بلکه نمایش عملی ظرفیت تمدنی اسلام در عصر بحران معنا و فروپاشی پیوندهای اجتماعی است.
یکی از شگفتانگیزترین ابعاد پدیده اربعین و راز عظمت آن، استقلال ساختاری و هدایت کاملاً مردمی آن است. اربعین تحت سیطره و مدیریت هیچ دولت، سازمان یا جریان بوروکراتیک و سیاسی نیست. هرچند حاکمیتها وظیفه تسهیلگری در زیرساختها و برقراری امنیت را بر عهده دارند، اما موتور پیشران و گرداننده اصلی این رویداد عظیم میلیونی، تودههای مردم مؤمن و مخلص هستند. در این فضا، کلیشههای رایج مدیریت مادی درهم میشکند و «اقتصاد هدیه و ایثار» جایگزین معادلات نفعگرایانه بازار میشود. میلیونها خادم، بیهیچ چشمداشتی، خانهها، داراییها و سرمایه زندگی خود را وقف خدمت به زائران میکنند. در اینجا، هر کس با هر میزان توانایی و کمترین بضاعت مادی، میتواند نقشی تاریخی و ماندگار ایفاء کند؛ شاید هیچ تصویری رساتر از آن نباشد که کودکی با لبخند و التماس، بطری آبی را به زائر خسته تعارف میکند و پیرمردی، حاصل دسترنج یک سال خود را برای برپا داشتن موکبی کوچک هزینه میکند. این همان فرهنگی است که عاشورا بنیان گذاشت و اربعین آن را به نمایش گذاشته است. این مشارکت بیمرز، کارآمدی الگوی مدیریت اسلامی مبتنی بر ایمان را به رخ نظریهپردازان غربی میکشد و ثابت میکند جامعهای که بر ایمان و محبت استوار باشد، میتواند بدون سازوکارهای پیچیده بوروکراتیک، بزرگترین عملیات خدمترسانی جهان را سامان دهد.
از منظر جامعهشناختی، اربعین شبیهسازی عینی سبک زندگی مهدوی و تمرین عملی جامعه موعود است. در این جغرافیا، ثروت، مقام، ملیت، زبان و رنگ پوست، امتیاز نمیآفرینند. همه، یا زائرند یا خادم؛ و گاه خادم، خود را بیش از زائر محتاج عنایت سیدالشهدا(ع) میداند. مفاهیمی چون ایثار، مواسات، همدلی و گذشت که در ادبیات مدرن غربی به افسانه شبیهاند، در جاده نجف تا کربلا به عینیترین شکل ممکن متجلی میشوند. سادگی، بیتکلفی و بیپیرایگی زائران و خادمان، بستری بینظیر برای ارتباطات انسانی عمیق و شبکهسازی مؤمنانه فراهم میآورد. عناوین اجتماعی، پستهای اداری و تفاخرهای طبقاتی در پشت مرزها جا میمانند و موکبهای اربعین، به تالارهای گفتوگوی بینالمللی مستضعفان جهان تبدیل میشوند. در دنیایی که بوقهای رسانهای صهیونیسم بینالملل تلاش دارند انسانها را منزوی، ترسان و جدا از هم نگه دارند، گفتوگوهای چهره به چهره در مسیر اربعین، اقیانوسی از قلبها و نگاههای مشترک پدید میآورد. این پیوند عمیق، اعتماد به نفسی باورنکردنی در آحاد زائران تزریق میکند؛ حسی حاکی از اینکه جبهه حق، جمعیتی بیپایان، مصمم و همراه دارد.
از این منظر، اربعین را باید فراتر از یک مناسک عبادی تحلیل کرد. این حرکت عظیم، ظرفیت آن را دارد که به یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی و اجتماعی جهان اسلام تبدیل شود. هر گام زائر، تنها پیمودن یک مسیر جغرافیایی نیست؛ گامی در جهت بازسازی هویت اسلامی، تقویت همبستگی امت و زنده نگه داشتن آرمان عدالتخواهی است. به همین دلیل، اربعین بیش از آنکه یک رویداد سالانه باشد، یک جریان دائمی فرهنگی و تمدنی است.
از منظر روانشناسی معنوی، اربعین داروی شفابخش انسان خسته از مادیگرایی دنیای امروز است. سختیهای مسیر، گرما و پیادهروی طولانی نه تنها زائر را فرسوده نمیکند، بلکه به ابزاری برای تطهیر روح و صیقل دادن ایمان تبدیل میشود. انسان در اربعین، تنها کیلومترها راه نمیرود؛ بلکه از خودخواهی به ایثار، از تنهائی به همدلی و از روزمرگی به معنا سفر میکند. سختی راه به عشق حسین(ع) آسان میشود و این تجربه شیرین رهایی از خودخواهی، کششی مغناطیسی پدید میآورد که شوق تکرار آن را سال به سال در وجود انسان شعلهورتر میسازد؛ رازی فرامادی که تحلیلهای مادی از درک آن عاجزند. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری، گرفتار بحران معنا، فروپاشی خانواده، گسترش تنهائی و بیاعتمادی اجتماعی است. پیشرفت فناوری، اگرچه رفاه بیشتری فراهم کرده، اما نتوانسته است عطش معنویت و احساس تعلق را در انسان فرو بنشاند. در چنین شرایطی، اربعین پاسخی به بحران انسان معاصر است. زائر در این مسیر، تنها راه نمیرود؛ از خودخواهی به ایثار، از فردگرایی به همدلی و از روزمرگی به معنا سفر میکند. همین تجربه است که هر سال میلیونها انسان را دوباره به این مسیر فرا میخواند. و همه اینها نشان میدهد که هنوز میتوان بر محور ایمان، عشق، خدمت و عدالت، جامعهای ساخت که انسان در آن احساس کرامت، امنیت و تعلق کند.
این حرکت عظیم آیینی، به عرصهای برای شکلگیری پیوندهای اجتماعی و هویتی در مقیاسی فراتر از مرزهای ملی تبدیل شده است. میلیونها زائر بدون قراردادهای سیاسی و مناسبات رسمی، شبکهای از ارتباطات انسانی را شکل میدهند که آثار آن محدود به ایام اربعین نمیماند؛ زیرا هر اندازه سرمایه اجتماعی و اعتماد میان ملتها افزایش یابد، امکان همگرایی و همکاری نیز بیشتر خواهد شد. تجربه اربعین الگویی متفاوت از همکاری داوطلبانه و مسئولیتپذیری را به نمایش میگذارد که در آن، هویتهای دینی و فرهنگی نقشی فعال در بسیج اجتماعی ایفاء میکنند.
اربعین، پایان یک مراسم نیست؛ آغاز یک افق است. افقی که از کربلا آغاز شد، با پیامرسانی حضرت زینب کبری(س) در تاریخ ماندگار شد و امروز در قامت بزرگترین اجتماع مردمی جهان، نویدبخش آیندهای است که در آن، حقیقت بر تحریف، عدالت بر ظلم و معنویت بر مادیگرایی غلبه خواهد کرد. اربعین فقط یادگار عاشورا نیست؛ نقشه راه آینده امت اسلامی و نشانهای روشن از آن حقیقت بزرگ است که تاریخ، برخلاف همه محاسبات قدرتهای مادی، همچنان در همان مسیری حرکت میکند که سیدالشهدا(ع) با خون خود ترسیم کرد. این راهپیمایی عظیم، نه فقط حرکت پاها در جاده نجف تا کربلا، بلکه حرکت دلها در مسیر بازگشت به خویشتن، ایمان، همدلی و مسئولیت انسانی است. مسیر اربعین، بیتردید همان مسیر درست تاریخ است.