قصههای کوچک از یک حماسه بزرگ
گاهی یک تصویر، هزاران جمله را روایت میکند؛ کودکی که لیوان آب تعارف میکند، پیرمردی که با تمام توان قدم برمیدارد، خادمی که خستگی را فراموش کرده و زائری که تمام مسیر را با یک دعا در دل طی میکند. در جاده نجف تا کربلا، لحظههایی رقم میخورد که شاید در میان ازدحام جمعیت دیده نشود، اما هرکدام بخشی از حقیقت این سفر بزرگ است.
در ادامه روایتهای خبرنگار کیهان از مسیر پیادهروی اربعین، این بار سراغ قابهایی رفتهایم که نه در آمارها دیده میشوند و نه در گزارشهای رسمی؛ روایت انسانهایی که با عشق آمدهاند، خدمت کردهاند،گریستهاند و هر کدام گوشهای از این حماسه را ساختهاند.
آنچه میخوانید، روایتهایی کوتاه از دل همین لحظههاست؛ قصههایی از زائران و خادمانی که نشان میدهد اربعین تنها در رسیدن به مقصد خلاصه نمیشود، بلکه مسیر آن نیز پر از درس و خاطره است.
سید محمد مشکوهًْ الممالک
میگوید علیرضا اعظمی، زائر اهل اصفهان هستم. از سال ۱۳۹۷ تاکنون تقریباً هر سال در پیادهروی اربعین حضور داشتهام. علاقه به امام حسین(ع) حد و مرزی نمیشناسد و همین عشق است که انسان را به این سفر معنوی دعوت میکند. در این مسیر، آدم احساس میکند به اهلبیت(ع) نزدیکتر شده و نیرویی معنوی پیدا میکند که سختیهای زندگی را برایش آسانتر میسازد.
اگر امسال به این سفر نمیآمدم، بزرگترین حماسه حضور آزادگان جهان را از دست میدادم؛ راهپیمایی اربعین، نماد اقتدار و همبستگی آزادگان دنیاست. نخستین باری که در این مسیر قدم گذاشتم، تنها یک احساس داشتم؛ اشتیاقی وصفناشدنی برای رسیدن به حرم امام حسین(ع). حسی که با هیچ واژهای قابل توصیف نیست.
در این سفر بیش از هر چیز برای مردم ایران، نیروهای مسلح کشور و رهبر انقلاب دعا میکنم تا خداوند به همه صبر، استقامت و عزت عطا کند و ایران مقتدر از این روزهای سخت عبور کند.
اگر امروز امام حسین(ع) روبهرویم باشد، تنها یک جمله میگویم؛ «سپاسگزارم که همیشه پشت ملت ایران بودهاید.» باور دارم هرچه در زندگی دارم از برکت امام حسین(ع) است. ایشان کشتی نجات و چراغ هدایت هستند و هر نفسی که میکشم، مدیون مکتب و آموزههای آن حضرت است.
هدیهای کوچک از کودکی بزرگ
در گرمای طاقتفرسای مسیر، تنها عشق به امام حسین(ع) است که زائر را تا مقصد میرساند. یکی از ماندگارترین صحنههایی که هرگز فراموش نمیکنم، دیدن دختر بچهای دو یا سه ساله در مسیر «طریقالعلماء» بود که تنها دارایی خانوادهاش چند دستمال کاغذی بود، اما همان را با لبخند به زائران تعارف میکرد. وقتی فهمیدم همه داراییشان همین است، بیاختیار اشک ریختم. آن صحنه برای همیشه در ذهنم ماند.
بارها نیز زائرانی را دیدهام که با وجود نداشتن پا یا تحمل سختترین شرایط جسمی، با عشق خود را به این مسیر رساندهاند. این عشق، انسان را به حرکت وامیدارد و هیچ مانعی جلودارش نیست.
بخش مهمی از زندگی امروز من نیز حاصل همین مسیر است. بسیاری از بهترین دوستانم را در اربعین پیدا کردهام. یکی از این رفاقتها از نخستین سفر کربلایم در سال ۱۳۹۴ آغاز شد و اکنون بیش از یازده سال است که ادامه دارد. حتی گاهی فقط برای دلتنگی امام حسین(ع)، چهلوهشت ساعته راهی مهران میشویم، زیارت میکنیم و بازمیگردیم.
در میان همین دوستان، کسانی بودند که در مقاطع حساس زندگی، دستم را گرفتند و اجازه ندادند از مسیر حق دور شوم. به باور من، مکتب امام حسین(ع) همین است؛ هرکس به آن نزدیک شود، دستش گرفته میشود و راه هدایت را پیدا میکند.
اگر بخواهم ثواب این سفر را به شهیدی تقدیم کنم، آن شهید، شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی است. او را شهید خدمت میدانم؛ مدیری که برای تسهیل زیارت اربعین و خدمت به مردم تلاش فراوانی کرد و همواره مسئولیت را فرصتی برای خدمت میدید.
و اگر قرار باشد در این مسیر همقدم شهیدی شوم، بیتردید شهید حاج قاسم سلیمانی را انتخاب میکنم؛ مردی که با مجاهدتهایش امنیت این مسیر را حفظ کرد و زمینه حضور میلیونها زائر را فراهم ساخت. نخستین سخنم با او، تشکر برای امنیتی است که با ایثار خود به زائران هدیه داد.
در پایان نیز تنها یک دعا دارم؛ اینکه خداوند ظهور حضرت ولیعصر(عج) را نزدیک کند. امروز بیش از هر زمان دیگری جهان به حضور یک منجی نیاز دارد و امید دارم خداوند توفیق درک آن روز بزرگ را نصیب همه ما کند.
جستوجوی آرامش در مسیر حسین(ع)
علیرضا طایی، از شهرستان سمیرم هستم. حدود هفت یا هشت سال است که خداوند توفیق حضور در اربعین را نصیبم کرده و هر بار با شوق بیشتری راهی کربلا میشوم. امسال با وجود شرایط جنگی منطقه، هیچ تردیدی برای آمدن نداشتم؛ چرا که امام حسین(ع) همه هستی خود را برای اسلام و قرآن فدا کرد و ما نیز باید ادامهدهنده همان راه باشیم. تا زمانی که مسیر کربلا باز باشد، این راه را ادامه خواهیم داد.
چند ماه پیش برای عرفه به کربلا آمده بودم و تصمیم داشتم امسال دیگر به اربعین نیایم، اما هرچه به این روزها نزدیکتر میشدم، احساس میکردم گمشدهای دارم. وقتی دوباره به کربلا رسیدم، همان آرامشی را پیدا کردم که دنبالش بودم.
بیشترین دعایم در این سفر برای تعجیل در فرج حضرت ولیعصر (عج)، سلامتی رهبر انقلاب و رزمندگان اسلام است. امسال جای خالی فرماندهان شهید بیش از همیشه احساس میشود و همین داغ، حال و هوای زائران را متفاوت کرده است.
امام حسین(ع) به من آموخته است که در هر شرایطی بر سر عقیده خود بایستم. اگر امروز روبهروی حضرت قرار بگیرم، تنها میگویم: «آقاجان، اگر لایق بدانید، همین جان ناقابل را تقدیم راه شما میکنم.»
اربعین؛ نمایش عزت و برادری
به باور من، امام حسین را همه مردم دنیا میشناسند؛ اما حقیقت این شناخت را باید در اربعین دید. وقتی کودکی خردسال، پیرمردی سالخورده و میلیونها انسان از ملیتهای مختلف در این مسیر قدم برمیدارند، دیگر نیازی به معرفی نیست.
با وجود گرمای شدید و سختی راه، لحظهای احساس خستگی نمیکنم؛ زیرا هیچ تضمینی نیست که سال آینده زنده باشم. باید تا فرصت هست، از این سفر بهره برد.
اگر قرار باشد ثواب این قدمها را به شهیدی هدیه کنم، آن را تقدیم فرمانده شهید میکنم؛ کسی که راه مقاومت را برای ما هموار کرد. بزرگترین درسی که از شهدا آموختهام، ایستادگی بر سر عقیده تا پای جان است.
در این سالها صحنههای فراوانی دیدهام که هرگز فراموش نمیکنم؛ از سبقت گرفتن مردم برای خدمت به زائران گرفته تا مهماننوازی بینظیر مردم عراق که با تمام وجود از زائران پذیرایی میکنند. بهراستی این روحیه ایثار و محبت را فقط در اربعین میتوان دید.
به اعتقاد من، رسانهها هرگز نمیتوانند عظمت واقعی اربعین را به تصویر بکشند. شاید گوشهای از این شکوه دیده شود، اما حقیقت این اجتماع میلیونی را فقط باید از نزدیک لمس کرد.
بزرگترین آرزویم کنار ضریح امام حسین(ع)، تعجیل در ظهور حضرت مهدی(عج) و عاقبتبخیری است. از حضرت میخواهم که جهان از ظلم و ستم رهایی یابد و سایه عدالت بر سر همه مردم گسترده شود.
من بارها دست امام حسین(ع) را در زندگیام احساس کردهام و باور دارم اربعین، پیش از آنکه انسان را به کربلا برساند، او را به شناخت خودش نزدیک میکند. هر کس در این مسیر خود را پیدا کند، خدا و امامش را نیز خواهد شناخت و این همان بزرگترین هدیه اربعین است.
جانم فدای امام حسین(ع)
من اشرف علیمحمدی، اهل کاشان هستم و برای سومین بار توفیق حضور در پیادهروی اربعین را پیدا کردهام. با وجود شرایط جنگی، هیچ تردیدی برای آمدن نداشتم. من خواهر شهید هستم و از کودکی با فرهنگ ایثار و شهادت زندگی کردهام. عشق به امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) باعث شد دوباره راهی این سفر شوم.
اگر امسال نمیآمدم، تا آخر عمر عذاب وجدان داشتم. با خودم گفتم انسان فقط یک جان دارد و اگر قرار باشد این جان در راه امام حسین(ع) باشد، چه افتخاری بالاتر از این؟
وقتی برای نخستین بار وارد این مسیر شدم، احساس کردم وارد بهشت شدهام. جایی زیباتر از این ندیده بودم. در این سفر بیشتر برای فرج امام زمان (عج)، پیروزی رزمندگان اسلام، نابودی دشمنان اسلام و سلامتی خانوادهام دعا میکنم. اگر امروز امام حسین(ع) روبهرویم باشد، فقط یک جمله میگویم؛ «جانم فدای شما.»
گرههایی که به برکت اهل بیت باز شد
سالهاست باور دارم که اهلبیت(ع) دست انسان را در سختترین لحظههای زندگی میگیرند. خودم بارها این لطف را دیدهام. مشکلات فرزندانم یکی پس از دیگری به برکت توسل به امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) برطرف شد و هرچه از این خاندان خواستم، با کرامتشان گره از کارم باز شد.
با وجود درد زانو و بیماری، باز هم در این مسیر قدم گذاشتم. حتی پیش از سفر، سردردهای شدیدی داشتم و مدام داروی مسکن مصرف میکردم، اما وقتی در مسیر اربعین قرار گرفتم، حال روحی و جسمیام بهتر شد و خستگی را فراموش کردم.
یکی از زیباترین صحنههایی که هر سال مرا تحت تأثیر قرار میدهد، دستههای عزاداری و شور مردم در مسیر است. همچنین مهماننوازی مردم عراق برایم درس بزرگی بوده است. اتحاد، اعتقاد و عشق آنان به امام حسین(ع) ستودنی است و همین روحیه باعث شده دو ملت ایران و عراق امروز مانند دو برادر در کنار یکدیگر باشند.
اگر ثواب این قدمها را به کسی هدیه کنم، آن را به روح برادرم، شهید عزیزم، تقدیم میکنم. همیشه به ما سفارش میکرد که حجابمان را حفظ کنیم و هیچگاه از نسبت خود با شهدا برای برتریجویی استفاده نکنیم. همین وصیت ساده، سالهاست چراغ راه زندگی من شده است.
به باور من، اربعین فقط یک زیارت نیست؛ نمایش بزرگ وحدت مسلمانان است. هرچه این اجتماع باشکوهتر شود، دشمنان اسلام بیشتر از اتحاد امت اسلامی هراس خواهند داشت. از همه کسانی که هنوز توفیق حضور در این مسیر را پیدا نکردهاند، میخواهم اگر توانایی دارند، فقط یک بار اربعین را تجربه کنند. شکوه این راه را نمیتوان با کلمات توصیف کرد؛ باید آمد، دید و با تمام وجود لمس کرد.
اگر امام حسین(ع) امشب به خوابم بیاید، تنها یک خواسته دارم؛ ایمان و اعتقادم را محکمتر کند تا بتوانم تا پایان عمر در مسیر اهلبیت(ع) باقی بمانم. اربعین به من آموخت که پیش از شناختن راه، باید خود انسان، خودش را بشناسد و وقتی این شناخت حاصل شود، راه حسین(ع) نیز روشنتر از همیشه پیش روی او خواهد بود.
عشقی که ترس را از دل میبرد
نرگس کمانی هستم و امسال برای دومین سال متوالی راهی اربعین شدم. با وجود همه نگرانیهایی که درباره شرایط منطقه وجود داشت، حتی یک لحظه هم به خطرات فکر نکردم. تنها چیزی که در دلم بود، عشق و دلتنگی امام حسین(ع) بود. اگر این سفر نصیبم نمیشد، احساس میکردم زیارتی بزرگ را از دست دادهام.
بیشترین دعایم در این مسیر برای تعجیل در فرج حضرت ولیعصر (عج) است. اگر امروز روبهروی امام حسین(ع) قرار بگیرم، تنها از ایشان میخواهم که از خدا بخواهند ظهور امام زمان (عج) نزدیکتر شود.
امام حسین(ع) به من آموخته است که از گناه فاصله بگیرم و در مسیر درست زندگی قدم بردارم. اگر بخواهم ایشان را به کسی که نمیشناسد معرفی کنم، میگویم امام حسین(ع) کسی بود که جان خود را برای حفظ اسلام فدا کرد؛ اگر آن قیام نبود، امروز نه از نماز خبری بود و نه از بقای دین.
زیباترین صحنهای که در این سفر دیدم، اجرای تعزیه در تل زینبیه بود؛ صحنهای که تا همیشه در خاطرم خواهد ماند.
برکت اربعین در زندگی
بارها دستگیری امام حسین(ع) را در زندگیام احساس کردهام. پیش از سفر، خودرویی که قرار بود با آن راهی عراق شویم، ناگهان از کار افتاد. با خودم گفتم شاید اگر این اتفاق در میانه راه رخ میداد، حادثهای تلخ پیش میآمد. این را لطف امام حسین(ع) میدانم. در زندگی فرزندانم نیز همیشه عنایت اهلبیت(ع) را دیدهام و خدا را شکر میکنم که آنان را از بسیاری از لغزشها حفظ کرده است.
امسال با وجود شرایط منطقه، جمعیت زائران از سال گذشته بیشتر بود و فضای اربعین را معنویتر از همیشه دیدم. مردم عراق نیز با گذشت و مهماننوازی مثالزدنی خود، درس بزرگی از عشق به امام حسین(ع) به ما میدهند؛ آنان با جان و مالشان در خدمت زائران هستند.
اگر قرار باشد ثواب این قدمها را به شهیدی هدیه کنم، آن را به شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید محسن حججی تقدیم میکنم؛ شهدایی که برای امنیت و عزت اسلام و ایران از جان خود گذشتند. به باور من، شهدا هیچگاه به خودشان فکر نکردند و همه زندگیشان را وقف مردم و آرمانهایشان کردند.
اربعین برای من تنها یک سفر زیارتی نیست، بلکه حرکتی تمدنساز است که اتحاد و استقامت شیعیان را به جهان نشان میدهد. بزرگترین دعایم در این سفر، «اللهم عجل لولیک الفرج» است و کنار ضریح امام حسین(ع) از خدا میخواهم که محبت اهلبیت(ع) در نسلهای آینده خانوادهام نیز باقی بماند. برای کسانی که به هر دلیل توفیق حضور در اربعین را پیدا نکردهاند، دعا میکنم که خداوند راه این سفر را برایشان هموار کند. یقین دارم هر کس یکبار این مسیر را با دل تجربه کند، خواهد فهمید که زندگی با محبت اهلبیت(ع)، معنایی دیگر پیدا میکند.
(ادامه دارد)