کد خبر: ۳۳۵۵۳۱
تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۷

دل مرده‌ام، قبول، تو اما مسیح باش یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن(چشم به راه سپیده)

مسیح من! 
گاهی از آسمان خیالم عبور کن
در ازدحام واژه به قلبم خطور کن
تاریک خانه دلم از روشنی تهی است
چیزی بگو و قلب مرا غرق نور کن
طومار انتظار جهان را فرو بپیچ
یا خود دل بلازده‌ام را صبور کن
 دل مرده‌ام، قبول، تو اما مسیح باش
یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن
بر انتظار کهنه من طعنه می‌زنند
چشمان شور رهگذران است، کور کن
غمنامه‌هایمان که به دستت رسیده است
اندوه را به یمن جوابی سرور کن
خورشید پشت ابر به جایی نمی‌رسد
مردیم پشت پرده غیبت، ظهور کن
«امید مهدی‌نژاد»
 
حساب نیست!
من صد هزار جمعه طلب دارم از خدا
این جمعه‌ها بدون تو آقا حساب نیست
؟؟؟؟؟
 
کران سبز
کران شرق، کمان خطر کشید، بیا
کویر فتنه امان مرا برید، بیا
در آسمان کبودم، کران سبزی باش
بیا که قامت این کهکشان خمید، بیا
خدای تیغ رهایی! چه حاجت آن که دهد
طلوع سبز تورا این فلک نوید؟ بیا
دل خمیده که در خود فرو رود هر دم
به انتهای تکاپوی خود رسید، بیا
فرخنای اناالحق! برای دیدن تو
به روی دار، سرم باز سر کشید، بیا
به خون نشست هزاران دل تماشایی
هزار دیده به یاد تو آرمید، بیا
محمد سرور تقوی
 شاعر افغانستانی
 
عطر غنچه  
ز کعبه عزم سفر کن به این دیار بیا
چو عطر غنچه نهان تا کی، آشکار بیا
حریم دامن نرگس شد از تو رشگ بهار
گل یگانه گلزار روزگار بیا
تو جلوه‌ای ز محمد، تو آیتی ز علی
تو سیف منتقمی، عدل پایدار بیا
مرحومه سپیده کاشانی
 
زودتر از نامه‌رسان 
منتظر مانده زمین تا که زمانش برسد
صبح همراه سحرخیز جوانش برسد
خواندنی‌تر شود این قصه از این نقطه به بعد
ماجرا تازه به اوج هیجانش برسد
پرده چاردهم وا شود و ماه تمام
از شبستان دو ابروی کمانش برسد
لیله‌القدر بیاید لب آیینه درک
سوره فجر به تاویل و بیانش برسد
نامه داده ست ولی عادت یوسف اینست
عطر او زودتر از نامه‌رسانش برسد
شعر در عصر تو از حاشیه بیرون برود
عشق در عهد تو دستش به دهانش برسد
ظهر آن روز بهاری چه نمازی بشود
که تو هم آمده باشی و اذانش برسد
 
قاسم صرافان
 
گر نیائی ...
گر نیایی فقیر می‌میرم
مثل دنیا حقیر می‌میرم
چون کبوتر که در قفس حبس است
تک و تنها اسیر می‌میرم
ای شکوه ترنم باران
در فراقت کویر می‌میرم
توی شهر دلم زمین لرزه است
زیر آوار پیر می‌میرم
بی تو زجرآور است جان کندن!
وای بر من؛ چه دیر می‌میرم!
تو بیا، می‌خورم قسم به خدا
چون بگویی بمیر، می‌میرم
«مهدیا» ‌ای تمام هستی من
گر نیایی فقیر می‌میرم
فاطمه معین‌زاده

 

captcha