معجزه و کرامت در گذشته و حال
شبهه: اگر معجزه و کرامت نشانهای روشن از دخالت الهی است، چرا در گذشته معجزاتی انکارناپذیر مانند زنده شدن مردگان یا شفای کور مادرزاد رخ میداد، اما امروز حتی آنچه «معجزه» یا «کرامت» نامیده میشود -مثل شفای بیمار یا بازگشت از کما- بهگونهای است که میتوان برای آن توضیحات طبیعی یا احتمالات دیگر ارائه داد و نمیشود به صورت قطعی آن را نتیجه دعا و توسل و دخالت خدا دانست؟
پاسخ: یکی از چالشبرانگیزترین پرسشها در باب اراده الهی این است که چرا در ادوار گذشته، شاهد معجزاتی بیشبهه و آشکار همچون احیای مردگان یا شفای کوران مادرزاد بودیم که هیچ راهی برای انکار آنها وجود نداشت، اما در عصر حاضر حتی آنچه به عنوان «معجزه» یا «کرامت» (مانند بهبودی بیماران یا بیداری از کما) رخ میدهد، اغلب دارای توجیهات طبیعی یا احتمالات علمی است و نمیتوان با قطعیت آن را صرفاً نتیجه دعا و دخالت مستقیم خداوند دانست. در پاسخ به این ابهام، برخی بر این باورند که پیشرفت علم و آگاهی انسان، پوششهای خرافی را کنار زده و واقعیتها را تبیین کرده است؛ اما برای درک صحیح موضوع، لازم است ابتدا تفاوت ماهوی میان «معجزه» و «کرامت» روشن شود و سپس با نگاهی دقیقتر به بستر تاریخی و اجتماعی این پدیدهها، دلایل این تغییر در نحوه ظهور آیات الهی بررسی گردد.
مداخله همیشگی خدا در جهان
معجزه هرچند نشانهای آشکار و برجسته از دخالت مستقیم خداوند در زندگی انسانهاست، اما تنها راهِ اثبات حضور او نیست؛ بلکه قرآن و روایات تأکید دارند که خودِ نظمِ حاکم بر هستی، بزرگترین شاهد قدرت و حکمت پروردگار است. در این دیدگاه، هیچ پدیدهای در جهان، از ریزترین ذرات تا کلانترین رویدادها، بیهدف نیست و همگی نشان میدهند که عالم تسخیرِ خداوند است و هیچ چیز خارج از اراده و نظارت او رخ نمیدهد. قرآن کریم در این باره میفرماید:«مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانههای (روشنی) برای خردمندان است.»(1)
بنابراین، هم نظم عادی جهان و هم خرق این عادت منظم (معجزه)، نشانه آشکار از مداخله همیشگی خدا هستند. به بیان دیگر، روشن بودن دخالت الهی منحصر به رخدادهای شگفتانگیز و خارقالعاده نیست و «الهی» بودن یک واقعه، لزوماً به معنای غیرقابلتبیین بودنِ آن از منظر ظاهری و علل طبیعی نیست.(2)
ماهیت و فلسفه معجزه
امور خارقالعادهای که از سوی اولیای خاص الهی سر میزنند، از نظر هدف و کارکرد، به دو دسته تقسیم میشوند:
الف) «معجزه»: رخدادی فراتر از قوانین معمول عالم که با اراده خداوند از سوی پیامبر یا امام ظاهر میشود و هدف اصلی آن، گواهی بر صدق ادعای نبوت یا امامت و اقامه حجت بر مخالفان است.
ب) «کرامت»: سایر رخدادهای غیرعادی که از اولیای خدا صادر میشود، اما هدف از آن اثبات مقام یا دعوی خاصی نیست؛ بلکه نشانهای از کرامت و عنایت خاص الهی به بندگان صالح است.(3)
از این رو، معجزه باید به گونهای آشکار و بیشبهه باشد که هیچ تبیین و توضیح رقیب و بدیلی در برابر تبیین الهی باقی نگذارد؛ زیرا رسالت آن شکستن انکار و روشن کردن حقانیت است. معجزات بزرگ گذشته دقیقاً در نقطهای رخ میدادند که هیچ راهی برای تردید عقلانی باقی نماند. زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی(ع)، یا تبدیل عصا به اژدها توسط حضرت موسی(ع)، بهگونهای بود که هیچ تبیین علمی قطعی یا احتمالی برای آن قابل تصور نبود.(4) اما در عصر حاضر، نه پیامبر جدیدی وجود دارد و نه امام ظاهری که بخواهد با معجزهای قاطع، ادعای امامت یا نبوت خود را اثبات کند. بنابراین، اساساً انتظار معجزات انکارناپذیر جدید با فلسفه هدایت در عصر خاتمیت ناسازگار است.
کرامت و حدود تبیینپذیری
کرامت -که از قدیم تاکنون به وفور در زندگی ائمه معصومین، علما، شهدا و دیگر اولیا ثبت و گزارش شده است- اغلب هدفش اثبات ادعایی در برابر دیگران نیست و به همین جهت، ملاحظاتی که در مورد معجزه بیان شد، در آن مطرح نیست. به بیان دیگر، معجزه باید بهگونهای رخ دهد که هرگونه تردید در «الهی بودن و اتصال آن به مبدأ هستی» را از بین ببرد تا ادعای معصوم اثبات شود؛ اما بسیاری از کرامتها فاقد چنین کارکردی هستند و چه بسا به گونهای رخ دهند که نتوان از آنها به عنوان نشانهای آشکار و غیرقابل انکار از دخالت مستقیم الهی استفاده کرد.(5) همین ویژگیِ کرامت سبب شده که برای گروهی از ناظران، امکان تبیینهای طبیعی یا احتمالات دیگر در آن وجود داشته باشد. بر خلاف معجزه که به دلیل کارکرد حجتآور خود، لزوماً باید هرگونه ابهام و تردید را از میان بردارد کرامت، بیشتر نقش نشانهای و تربیتی دارد و چنین لزومی در آن مطرح نیست. از این رو، تشخیص وقوع کرامت و متمایز کردن آن از رخدادهای صرفاً طبیعی، همواره دشوارتر و نیازمند دقت در بستر تاریخی، زمینه فردی و میزان تعلق قلبی شاهدان است، در حالی که بسیاری از معجزات انبیا به دلیل اقتضای رسالت و اثبات ادعا، همواره با شفافیت، قطعیت و ویژگیهای غیرقابل انکار ظهور مییافتند.
نتیجه:
در عصر پیامبران، بسیاری از معجزات، برای اقامه حجت و اثبات حقانیت آنان رخ میداد و ناگزیر هر تبیین آشنا و مادیای که الهی بودن آن را زیر سؤال میبرد، کنار میزد؛ اما پس از عصر خاتمیت، پدیدههای دینی غالباً در قالب کرامت و امداد الهی تجلی مییابند که اغلب هدفشان، نه اثبات ادعایی تازه در باب نبوت یا امامت، بلکه تقویت ایمان و یاری بندگان است. از این رو، آشکار بودن منشأ الهی، شرط تحقق کرامت نیست و به همین دلیل، امکان ارائه تبیینهای صرفاً طبیعی برای آن وجود دارد. تفاوت امروز با گذشته، ناشی از تفاوت در هدف و جایگاه تاریخی این نشانهها در نظام هدایت الهی است، نه کاهش دخالت پروردگار در عالم.
پینوشتها:
1. آل عمران، آیه190. 2. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، هفدهم، 1384ش، ص51. 3. همان، صص220-221 4. سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل، قم، مرکز العالمی للدراسات الاسلامیه، سوم، 1412ق، ج3، ص111. 5. مصباح یزدی، آموزش عقاید، صص220-221.
* مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی