اصول، مبانی و روش تفسیر اهل بیت(ع) (۴)
پرسش:
اهلبیت(ع) پیامبر اکرم(ص) که خود تجسم عینی عمل به آموزههای وحیانی قرآنکریم بودند، چگونه و با چه اصول و مبانی و روشی قرآن را برای مخاطبان خود تفسیر میکردند؟
پاسخ:
در سه بخش قبلی پاسخ به این سوال به مبانی تفسیر قرآن اهلبیت(ع) در پنج مبنا شامل: 1- قرآن کتابی است که به زبان خود مردم نازل شده است 2- قرآن کلام خداست نه کلام بشر 3- التزام به وحی بیانی و تفصیلی 4- یاری جستن از قواعد عقلی 5- جاودانگی قرآن و روششناسی تفسیر اهلبیت(ع) شامل: 1- روش تفسیر قرآن با استناد به قواعد عربی 2- روش تفسیر قرآن به قرآن پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی میگیریم 2- امام صادق(ع) در تفسیر «عفو» در آیه «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ» (بقره-219) فرمود: مراد از عفو در این آیه همان است که خداوند فرمود: «الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً » (فرقان-67) در خرج کردن هم نه ولخرجی میکنند و نه خسیسبازی در میآورند، بلکه راه میانه این دو را پیش میگیرند
3- روش تفسیر قرآن با استناد به حدیث پیامبر(ص)
بدون تردید اهلبیت(ع) وارثان علم پیامبر(ص) هستند، از اینرو در بسیاری از موارد، بهویژه آیات احکام که جزئیات آن به تفصیل در قرآن بیان نشده است، با استناد به گفتار و رفتار رسول گرامی اسلام(ص) به تبیین آیات قرآن میپرداختند. همانگونه که در تفسیر آیه: «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ» دیدیم که امام باقر(ع) فرمود: پیامبر اکرم(ص) فرموده است که مراد از این آیه، مسح بر بخشی از سر است. همچنین امام صادق(ع) نیز میفرماید: «پیامبر اکرم(ص) در تفسیر: «وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» فرمود: «كَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً وَ كَادَ اَلْحَسَدُ أَنْ يَغْلِبَ اَلْقَدَرَ » (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 722، ح 31)
4- روش تفسیر قرآن با استفاده از قواعد عقلی
روش تفسیر اهلبیت(ع) براساس قواعد عقلی در آیات قرآنکریم جلوه بارزی دارد، بهویژه در جایی که معنای ظاهری لغوی مخالف با استلزامات عقلی باشد. در اینجا به دو نمونه اشاره میکنیم: 1- از امام صادق(ع) در مورد تفسیر آیه: «وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ» (انعام- 3) سوال شد: آن حضرت فرمود: آیه دلالت دارد بر اینکه خداوند در همهجا هست. راوی گوید: آیا خودش در همهجا هست؟ حضرت فرمود: «وای بر تو! مکانها دارای اندازههای خاصی هستند، اگر بگویی که خداوند در یک مکان خاصی است، لازم میآید که او را دارای اندازه بهشمار آوری. لکن خداوند جدا از محدودیتهای آفریدگانش است. او بر آنچه آفریده است، کاملا احاطه دارد، هم از نظر علم، هم از جهت قدرت و سلطنت و فرمانروایی. (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 704، ح 20)
۲- از امام رضا(ع) در مورد آیه: «بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ»(مائده - ۸۴) سوال شد که آیا منظور از ید در آیه دستی به مانند دست انسان است؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: خیر، اگر چنین باشد لازم میآید که خداوند مخلوق باشد.(همان ، ص 650، ح 279)
ارزش و اعتبار تفسیر اهلبیت(ع)
از آنجا که بنابر نص قرآنکریم، اهلبیت(ع) مطهر و معصوم هستند، بیان آن بزرگواران در تفسیر قرآنکریم نیز همچون دیگر کارهایشان معصومانه است. قرآنکریم میفرماید: ««إِنَّمَا يُرِيدُ اللَهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» خداوند میخواهد هرگونه ناپاکی را فقط از شما اهلبيت(ع) (محمد، علی، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام» دور نگه دارد و نیز شما را کاملا پاک و پاکیزه نگه دارد.(احزاب-۳۳) بنابراین اگر ثابت شود که سخنی از اهلبیت(ع) صادر شده است، در حجیت آن نمیتوان تردیدی روا داشت. زیرا آن بزرگواران با استناد به منابع متقن علاوه بر ملکه عصمت خود، سخن گفتهاند. امام صادق(ع) میفرماید: خداوند حلال و حرام و تأویل را به پیامبر(ص) آموخت و آن حضرت نیز همه آنها را به حضرت علی(ع) تعلیم داد. از اینرو علوم پیامبر(ص) که به علی(ع) سپرده شد و پس از آن در اختیار اهلبیت(ع) قرار گرفت. همچنان که امام صادق(ع) میفرماید: «نَحنُ تَراجِمَةُ وَحيِ الله»، ما ترجمان عملی آموزههای وحیانی قرآن هستیم(کافی، ج ۱، ص۱۹۲). علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ»(نحل-44) میفرماید: این آیه بر حجیت سخن (تفصیلی) در صورت آیات قرآن دلالت دارد. همچنین بهدلیل حدیث متواتر ثقلین و دیگر احادیث، بیان اهلبیت پیامبر(ص) نیز از این حجیت برخوردار است.(المیزان، ج ۱2، ص 261)