قرار بود ایران به زانو درآید آمریکا از پا درآمد
دو منحنی «تحولات میدان» و «لفاظیهای ترامپ» در نمودار جنگ کاملاً معکوس هم رفتار میکنند. هر قدر که لفاظیهای ترامپ بیشتر میشود، قدرت آمریکا در منطقه رو به افول میگذارد و بر خلاف لفاظیهای ترامپ، اقتدار ایران را بیشتر بازتاب میدهد. به همین علت هم هست که روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال دیروز تأکید کرد: مثل همیشه باید ببینیم ایران چه میکند و چه میگوید، نه ترامپ و دولتش.
همچنین نشریه پولیتیکو معتقد است: با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا و نبود تصمیم مشخصی از سوی ترامپ برای پایان دادن به جنگ با ایران، تاثیر اظهارات متناقض او بر بازارها به ویژه بازار نفت، رو به کاهش است. افزون بر این، تحلیلگران بسیاری معتقدند که ایران در حال برقراری نظم جدید در خاورمیانه بر خلاف اراده آمریکاست.
لفاظیهای تکراری ترامپ
دونالد ترامپ در روزهای اخیر پس از عقبنشینی از لاف حمله بزرگ به ایران گفت: ما در حال حاضر در پاسخ به درخواست ایرانیها در حال گفتوگو با آنها هستیم و این آخرین فرصت آنهاست. این آخرین فرصت ایران برای رسیدن به یک توافق خوب است. میخواهم پیش از هرگونه اقدام، آخرین فرصت ممکن را به ایران بدهم. تنگه هرمز ممکن است تا روز سهشنبه بهطور کامل باز شود. مرحله دوم این روند، خلع سلاح هستهای ایران خواهد بود؛ موضوعی که کمی زمان خواهد برد.
ترامپ درباره دریافت عوارض در تنگه هرمز هم گفت: اجازه نمیدهم ایران هیچگونه عوارضی دریافت کند. اگر قرار باشد کسی عوارضی تعیین کند، آن ما خواهیم بود. ما کنترل کامل داریم.
التماس مذاکره و بازی محاصره!
او در عین حال در شبکه خود نوشت: ایرانیها به طرز باورنکردنیای ریاکار هستند! آنها درخواست ملاقات میکنند، برخی میگویند «تمنا میکنند»، مذاکرات آغاز میشود، و جلسات بیشتری در آینده نزدیک برنامهریزی شده است، و در عین حال، به صراحت و با افتخار اعلام میکنند که هیچ بحثی در جریان نیست، هیچ موضوعی مورد گفتوگو قرار نمیگیرد، و آنها فقط با «عمان» در ارتباط هستند. سپس، آنها به سخنان همیشگی خود ادامه میدهند و ادعا میکنند که تنگه هرمز به طور کامل توسط آنها کنترل خواهد شد، در حالی که در حال حاضر، این تنگه به طور کامل تحت کنترل نیروی دریایی ایالات متحده و «محاصره» ما، یا همانطور که برخی میگویند، «دیوار فولادی ایالات متحده» است.
هیچ چیز به ایران نمیرسد، مگر اینکه ما بخواهیم، و هیچ چیز نخواهد رسید، مگر اینکه یک توافق حاصل شود، یا ایران به طور کامل تسلیم شود. چه ایران این را بپذیرد یا نه، در واقع، ما در حال بررسی راهحلی برای مشکلی هستیم که آنها برای دههها ایجاد کردهاند. این موضوع بسیار ساده است: ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت!
شاید دوشنبه یا سهشنبه، شاید هم نه!
همزمان و در اقدامی هماهنگ برای آرام کردن بازارهای ملتهب، بسنت وزیر دارایی آمریکا دیروز ادعا کرد: ما با ایرانیها در مذاکره هستیم و فکر میکنم این شانس وجود دارد که امروز یا فردا به توافقی برای باز کردن تنگه هرمز و حرکت به سمت وضعیتی عادیتر در این مناقشه برسیم. باز شدن تنگه هرمز باعث تثبیت قیمت انرژی خواهد شد.
بسنت در پاسخ به این پرسش که آیا ایران در چارچوب این توافق عوارضی دریافت خواهد کرد گفت: «فکر میکنم آزادی تردد وجود خواهد داشت.»
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا هم دیروز اظهار کرد: در گفتوگوها با ایران و عمان درباره افزایش تردد کشتیها از تنگه هرمز پیشرفتهایی حاصل شده، اما هنوز توافق نهائی به دست نیامده است. امیدواریم این اتفاق بهزودی رخ دهد.
اما همزمان با این عملیات روانی و سیاسی، سنتکام، اعلام کرد: نیروهای آمریکا همچنان به طور سختگیرانه محاصره آمریکا علیه ایران را اجرا میکنند و از ابتدای آغاز محاصره دریایی سواحل و بنادر در جنوب ایران تاکنون ۴۴ کشتی تجاری مجبور به تغییر مسیر شدهاند. دو کشتی هم از کار انداخته شده و دو کشتی دیگر مورد بازرسی قرار گرفتهاند.
باید ببینیم که ایران چه میگوید؟
با وجود همه این فضاسازیها، روزنامه وال استریت ژورنال دیروز در گزارشی نوشت: مثل همیشه باید ببینیم ایران چه میکند و چه میگوید، نه ترامپ و دولتش! هفته گذشته شاهد حملات به کشتیها در تنگه هرمز و حمله موشکی به پایگاه آمریکایی در اردن بودیم و تهدیدهای همیشگی و تکراری ترامپ. تا اینجا مشخص است که این رفت و برگشت، از جنگ و نابودی تا صلح، روش آشفته جنگ ترامپ است. او ممکن است فکر کند که این کار، دشمن را در حال حدس و گمان نگه میدارد، اما از طرف دیگر مردم آمریکا را نامطمئن، آشفته و عصبی کرده است، همانطور که نظرسنجیها نشان میدهند، رأیدهندگان از جنگ دلسرد شدهاند.
ترامپ در گوشه رینگ افتاده و چارهای ندارد
ویل شرایور مورخ و تحلیلگر آمریکایی در ارزیابی وضعیت میدان، بر خلاف لفاظیهای مقامات آمریکایی نوشت: ایران ترامپ را در گوشه رینگ قرار داده و تنها دو گزینه تلخ برایش باقی گذاشته است؛ وارد جنگی شود که ایران میخواهد، یا شکست را بپذیرد و منطقه را ترک کند. هر دو حالت، به معنای شکست راهبردی قاطع ایالات متحده است.
از سوی دیگر، اسکات مودل، افسر پیشین سیا و رئیس شرکت تحلیل راهبردی «گروه انرژی راپیدان» اذعان کرد: واشنگتن توان ایران را دستکم گرفت و حالا گیر افتاده است. ایران عقبنشینی نمیکند و ترامپ چارهای جز تسلیم شدن ندارد! آمریکا به این نتیجه رسیده که ساقط کردن حکومت ایران غیرممکن است. واشنگتن توان نظامی و قدرت استقامت ایران را دستکم گرفته بود. ارتش آمریکا با کمبود تجهیزات و بنبست راهبردی روبهروست. تنشها به چرخهای پوچ و مدیریتشده صرفاً برای کنترل بازار نفت و سهام تبدیل شده است. تنها راه برونرفت از این بنبست، پذیرش تصمیمات سخت شامل رفع تحریمها، آزادکردن داراییهای مسدود شده، پایان محاصره دریایی و تنشزدایی واقعی بر اساس مفاد تفاهمنامه است.
نشریه آتلانتیک هم با بیان اینکه آمریکا از تحولات اخیر در روشهای جنگ غافلگیر شده، مینویسد: متحدان آمریکا به یک برنامه جایگزین در شرایط کمبود ذخایر مهمات نیاز دارند. آمریکا از آغاز جنگ با ایران، ۲ سوم از موشکهای دفاعی خود را مصرف کرده است. آمریکا از تحولات اخیر در روشهای جنگ غافلگیر شده و فاقد ظرفیت تولید نظامی لازم برای انطباق سریع با این تحولات است. نگرانیها در مورد کاهش ذخایر تسلیحاتی، در حال حاضر، گزینههای استراتژیک واشنگتن را محدود میکند.
گدایی ایده
در وضعیت ازهم پاشیدگی ستاد پنتاگون
اما گزارش خواندنی و منحصر به فرد، متعلق به وبسایت شبکه سیانان است که دیروز گزارش داد: پنتاگون از تحلیلگران و افسران خود خواسته پیشنهادهایی «خلاقانه و غیرمتعارف» برای افزایش فشار بر ایران ارائه کنند. این اقدام در ساختار فرماندهی ارتش آمریکا غیرمعمول محسوب میشود. یکی از افسران ارشد شاخه اطلاعات سنتکام در ایمیلی خطاب به گروهی از کارشناسان نظامی نوشت: «ما به دنبال راههای خلاقانه و غیرمتعارف جدید برای تحت فشار گذاشتن و تنبیه ایران هستیم. ما به ایده نیاز داریم»!
کدام ارتش دارای استراتژیست، ابتدا جنگ را با توهم پیروزی دو- سه روزه آغاز میکند و سپس در ماه ششم، عاجزانه از افسران زیر دست گدایی میکند تا برای خروج او از باتلاق، «ایده خلاقانه و غیر متعارف» بدهند؟! افشاگری سیانان در حالی است که نشریه انگلیسی تلگراف، سه ماه قبل، (سوم اردیبهشت) در گزارش بسیار مهمی نوشته بود: «پنتاگون تحت فشار جنگ با ایران فروپاشیده است. پنتاگون که تحت رهبری پیت هگست به هرج و مرج و خیانت کشیده شده، در حال از دست دادن ایدههایی برای پایان دادن به درگیری است».
دو نشانه فروپاشی راهبردی در پنتاگون
پاتریشیا مارینز تحلیلگر آمریکایی در واکنش به خبر سیانان خاطر نشان کرد: لطفا من را ببخشید، اما به نظر من این موضوع نشانهای روشن از فروپاشی چندلایه در ساختار تحلیلی پنتاگون و همچنین انزوای حلقه تصمیمگیری آن است. اکنون میخواهند از همین تحلیلگران درخواست نظر و پیشنهاد کنند؛ اما بعید است این کار موفق شود، زیرا پیوندهای ارتباطی و اعتماد متقابلی که برای شکلگیری روابط میان تحلیلگران و ساختار فرماندهی ضروری است، به شدت آسیب دیده یا از بین رفته است. نشانه دیگری از این فروپاشی، خودِ واقعیت افشای همین ایمیل طبقهبندی شده است. پنتاگون استراتژیستهای توانمندی دارد که از همان ابتدا نادیده گرفته شدند. در این مرحله، کار چندانی جز تمدید آتشبس و انجام اصلاحات ساختاری باقی نمانده؛ اصلاحاتی که باید از بازسازی فرآیندهای داخلی و ترمیم روابط میان بخشهای مختلف آغاز شود.
گرفتار در بنبست خودساخته
در حالی که نیوزویک مینویسد «جنگ نشان داد که بستن تنگه هرمز میتواند خطرناکتر از داشتن سلاح هستهای باشد»، مارک کلی، سناتور و سیاستمدار آمریکایی گفت: تاکنون ۱۸ آمریکایی جان خود را از دست دادهاند و قیمتها در سراسر آمریکا به شدت افزایش یافته است. من اکنون در ایالت اوهایو هستم و چند روز پیش با تعدادی از کهنهسربازان دیدار کردم. آنها واقعاً با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند. بسیاری از نیروهای بازنشسته ارتش دیگر توان پرداخت هزینه بنزین خودروهایشان را ندارند. از پسِ خرید مواد غذایی برنمیآیند و اجارهبها نیز پیوسته در حال افزایش است.
او افزود: ترامپ به سبب رویکرد خود در قبال ایران در تنگنا و بنبست به سر میبرد. ترامپ موضع متناقضی را در پیش گرفته است، حرفی میزند و در عمل کار دیگری انجام میدهد، آنها در بنبست و تنگنا هستند. ترامپ وارد جنگی بدون هدف راهبردی و بدون طرح و جدول زمانبندی شده است
قرار بود ایران به زانو درآید، اما...
سرهنگ دنیل دیویس، نظامی بازنشسته آمریکا و تحليلگر مشهور سیاسی هم اذعان کرد: با این جنگ قرار بود ایران به زانو درآید، اما به ابرقدرت منطقه تبدیل شد و آمریکا گرفتار شده است. آمریکا فکر میکرد با حمله به ایران، او را ساقط و تسلیم خواهد کرد، اما همه اعتراف میکنند که به هیچ یک از اهدافش نرسید. ادعاها و تهدیدهای ترامپ برعکس شد و حالا این ایران است که تهدید میکند و در زدن اهداف، فوراً عمل خواهد کرد. نهایتاً نه فروپاشی ایران اتفاق افتاد، نه تسلیم؛ فقط خسارت و هزینههای گزاف برای آمریکا به ارمغان آورد.
تقریباً تمام موشکهای دوربرد پنتاگون
مصرف شده
خبرگزاری رویترز میگوید: آمریکا در طول جنگ با ایران «تقریباً تمام» موشکهای دقیق و دوربرد خود را مصرف کرده است. ارتش آمریکا در پنج ماه جنگ با ایران، بخش عمدهای از ذخایر موشکهای دقیق و دوربرد (ATACMS و PrSM) را مصرف کرده است. ایالات متحده تقریباً تمامی این تسلیحات را به کار گرفته و نزدیک به نیمی از ذخایر جهانی موشکهای «تاماهاوک» را تخلیه کرده است. این وضعیت نگرانیهایی را درخصوص آمادگی آمریکا برای درگیریهای احتمالی با چین یا روسیه ایجاد کرده است.
ایران در حال فرسایش آمریکاست
رویترز همچنین در گزارش دیگری مینویسد: ایران با تبدیل کردن مسیرهای تجاری و زیرساختهای انرژی منطقه به ابزارهای فشار، تلاش میکند واشنگتن را به عقبنشینی و پذیرش مطالبات خود درباره تنگه هرمز وادار کند. تهران بهجای پیروزی نظامی قاطع، روی استراتژی تشدید تنش محاسبهشده و فرسایش صبر ائتلاف به رهبری آمریکا حساب کرده است؛ راهبردی که با گسترش تهدیدات فراتر از هرمز و به چالش کشیدن اقتصاد جهانی، هزینه رویارویی را برای غرب افزایش داده و دونالد ترامپ را در آستانه انتخابات میاندورهای تحت فشار گذاشته است.
نظرسنجی جدید رویترز/ایپسوس نشان میدهد همزمان با افزایش قیمت سوخت پس از جنگ با ایران، محبوبیت ترامپ به 35 درصد کاهش یافته و برای نخستین بار در نزدیک به یک دهه، دموکراتها در زمینه مدیریت اقتصاد از جمهوریخواهان پیشی گرفتهاند. همچنین اگر انتخابات کنگره امروز برگزار شود، 42 درصد از رأیدهندگان به دموکراتها و 37 درصد به جمهوریخواهان رأی خواهند داد.
بازی ایران، دست ترامپ را بسته است
نشریه اسرائیل هیوم ضمن بررسی «راز عقبنشینیهای مکرر ترامپ در برابر تهران» تأکید کرد: ترامپ بار دیگر در آستانه اقدام نظامی عقب نشست و به توافقی با ایران فرصت داد؛ در حالی که میداند تهران احتمالاً به توافق پایبند نخواهد ماند. ریشه این تردید بیش از آنکه نظامی باشد، سیاسی است. انتخابات کنگره نزدیک است، اکثریت جمهوریخواهان در سنا شکننده مانده و رقابت در مجلس نمایندگان، که همه کرسیهایش به رأی گذاشته میشود، حساستر است. ترامپ برای دو سال پایانی ریاست به کنگرهای همراه نیاز دارد. فرماندهان سپاه پاسداران نیز این نقطهضعف را درک کردهاند و با فشار همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب میکوشند امتیازهای بلندمدت بگیرند. تهدید جدیتر تهران، به آتش کشیدن چاههای نفت خلیجفارس و وارد کردن خسارت سنگین به پالایشگاهها و زیرساختهای انرژی است؛ سناریویی که از مسیر قطر به ترامپ منتقل شد. امیر و نخستوزیر قطر به کاخ سفید هشدار دادند حمله گسترده آمریکا، بهویژه علیه تأسیسات انرژی، با ضدحمله ایران روبهرو میشود، صنعت انرژی خلیجفارس را فلج میکند و قیمت نفت را جهش میدهد.
میراث سلیمانی همچنان در خاورمیانه کار میکند
روزنامه انگلیسی تلگراف با تأکید بر نفوذ انکارناپذیر ایران در منطقه نوشت: میراث سلیمانی آمریکا را در خاورمیانه رها نکرده است. باوجود گذشت چندین سال، یادگار سلیمانی، فرماندۀ سابق سپاه قدس ایران همچنان در منطقه درحال نقشآفرینی است. گروههای مقاومت، به عنوان میراثهای او در بافت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی عراق تنیده شدهاند، شبکههای تجاری ایجاد کرده و کرسیهایی در پارلمان و دولت دارند. دولت ترامپ به مسئولان عراقی فشار آورده تا این گروهها را مهار کنند، اما کارشناسان عراقی میگویند که نیروهای بسیج مردمی را هیچکس نمیتواند منحل کند.
حرف ایران، حرف است؛ حرف ترامپ، باد هوا
«جورج گالوی»سیاستمدار انگلیسی و عضو سابق پارلمان معتقد است: ترامپ همیشه در آخرین لحظه عقبنشینی میکند به عبارت دیگر، همیشه جا میزند. او در نهایت به این نتیجه رسید که نمیتواند جنگی تمامعیار علیه جمهوری اسلامی ایران را از سر بگیرد و بار دیگر ایران پیروز شد. کشورهای وابسته به آمریکا در خلیجفارس اکنون در وضعیت وحشت شدیدی به سر میبرند. زیرا وقتی ترامپ سخنی میگوید، هیچکس نمیداند باید آن را باور کند یا نه اما وقتی ایران حرفی میزند، همه میدانند که به وعده خود عمل میکند؛ حتی اگر آن وعده خبر خوشی نباشد.
آمریکا، گزینه پیروزی ندارد
ترامپ در جنگی گیر افتاده است که نه میتواند در آن پیروز شود و نه میتواند در آن شکست بخورد. وبسایت سیانان ضمن انتشار این ارزیابی مینویسد: اگر ترامپ نتواند راهی برای خروج از بنبستی که در قبال ایران در آن گرفتار شده پیدا کند، تاریخ ممکن است تصمیم او برای ورود به جنگ را بهعنوان اشتباهی سرنوشتساز و تعیینکننده در دوران ریاستجمهوریاش به یاد آورد.
تاریخ نشان میدهد رؤسایجمهوری که برای یافتن راهی جهت خروج از جنگ، یا برای حفظ اعتبار شخصی خود یا حیثیت ایالات متحده، درگیریها را تشدید کردهاند، اغلب وارد سراشیبی خطرناکی شدهاند. در جنگهای ویتنام، عراق و افغانستان، آنان در بسیاری از موارد، هرچند با اکراه، جنگهایی را شدت بخشیدند که دیگر امکان پیروزی در آنها وجود نداشت. ترامپ اکنون هزینههای بیشتری را نسبت به ایران برای جنگ متحمل میشود. ایران آماده است فشارهای اقتصادی را تحمل کند و تمایلی به عقبنشینی ندارد.
پایان دوره تاریخی قدرت آمریکا
تاکر کارلسون، مجری مشهور و حامی سابق ترامپ، شکست در جنگ را فراتر از یک شکست عادی دانست و نوشت: هر کسی که با دقت اوضاع جنگ را دنبال میکرد، میدانست قابل پیروزی نیست و تنها به ایالات متحده آسیب خواهد زد. و من پیش از آنکه ترامپ این کار را انجام دهد، بارها این موضوع را به او گوشزد کردم. از نظر من، این صرفاً یک اشتباه نبود. این رویداد شبیه پایان یک دوره کامل در تاریخ جهان بود؛ دورهای که در آن ایالات متحده از قدرت کافی برای تأثیرگذاری بر رویدادها برخوردار بود. به نظر من، همه اینها بهدلیل همین مسئله به پایان رسیده است. جنگ با ایران، فاجعهبارترین تصمیمی بود که یک رئیسجمهور آمریکایی در طول عمرم اتخاذ کرده است.
ایران در مسیر تبدیل شدن به قدرت برتر
در همین حال، وسلی کلارک، فرمانده پیشین ناتو گفت: این جنگ اکنون برای حفظ هژمونی آمریکا جنبهای وجودی پیدا کرده است؛ دیگر راه خروجی وجود ندارد. شکست در اینجا صرفاً یک عقبگرد موقت نیست، بلکه به معنای پایان نظم جهانی پس از سال ۱۹۴۵ خواهد بود.
«شانبل» تحلیلگر نظامی امنیتی اسکاینیوز هم میگوید: ایران در مسیر تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه است. ایرانیها این وضعیت را فرصتی میبینند. فرصتی برای بازیابی جایگاه خود. از نگاه آنها، آیندهای روشنتر در انتظار ایران است و این کشور میتواند به یک قدرت منطقهای تبدیل شود. تنها کاری که باید انجام دهند، دوام آوردن بیش از آمریکاست. از دیدگاه راهبردی، این همان موفقیتی است که ایران در پایان این مسیر به دنبال آن است.
موازنه جدید در خاورمیانه به نفع ایران
شبکه MS NOW گزارش داد: ایرانیها نشان دادهاند که حاضرند وارد چرخهای از خشونت شوند که در آن، آمریکا پیشتر چیزی به نام «برتری در تشدید» داشت. یعنی میتوانست از نظر نظامی، در هر مرحله از تشدید تنش، دست بالا را بگیرد. اما امروز ایرانیها دیگر از این سازوکار نمیترسند. وقتی درباره خواستههایشان از آمریکا، محاسبه میکنند، دیگر آن هراس پیشین را ندارند. آنها عملاً بر تنگه هرمز مسلط شدهاند. به متحدان آمریکا حمله میکنند. اگر اسرائیل به ایران حمله کند، آنها هم توان پاسخگویی به اسرائیل را دارند و اکنون حتی سربازان آمریکایی را در پایگاههایی هدف قرار میدهند که خود آمریکا هم درباره حضورشان در آن کشورها چندان صادقانه حرف نمیزند. در خاورمیانه یک موازنه تازه در حال شکلگیری است و این روند آمریکا را در موقعیتی ضعیفتر قرار میدهد. بنابراین میتوان گفت مداخله آمریکا در این جنگ، نهتنها موقعیت خودش، بلکه موقعیت متحدانش را هم در منطقه تضعیف کرده است.
برداشت پروفسور آمریکایی از پیام نافذ ایران
و بالاخره باید این تحلیل رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو را خواند که میگوید: بدون هیچ تردیدی، ایران در حال پیروزی در این جنگ است. ایران به چند دلیل دست بالا را دارد. نخست اینکه کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد. این مهمترین اهرم فشاری است که جریان تأمین انرژی جهان را با اختلال و محدودیت مواجه کرده است. دوم اینکه ایران پایگاههای آمریکا در منطقه را بهشدت هدف قرار داده است. بسیاری از این پایگاهها دیگر مانند گذشته قابلیت استفاده بهعنوان پایگاههای عملیاتی خط مقدم را ندارند. پیام ایران روشن است،
«آمریکا، منطقه را ترک کن!»