کد خبر: ۳۳۵۲۹۳
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۷
گفت‌وگوی تفصیلی با مدیر انتشارات رسول آفتاب

رحیم مخدومی: ناشران انقلاب در حاشیه‌اند رانت‌خواران در متن

✍ سیدمهدی حسینی

ناشر دفاع مقدس می‌گوید سیاست‌های نادرست فرهنگی، بسیاری از ناشران را به تعطیلی کشانده است.
نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، چالش‌های صنعت نشر، مشکلات ناشران و عملکرد مدیران فرهنگی، محور گفت‌وگوی ما با رحیم مخدومی، مدیر انتشارات رسول آفتاب و از فعالان حوزه نشر، است. او در این مصاحبه از دغدغه‌های ناشران، عدالت در حمایت‌های دولتی و الزامات اصلاح سیاست‌های فرهنگی سخن می‌گوید. مخدومی در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه و نقش ناشران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب اظهار کرد:
راجع به این سؤال که ناشر و جایگاه ناشر و اهمیت آنها در نمایشگاه، چه از باب حضور و چه از باب نظرش، نفس نمایشگاه برای همین ناشران است. نمایشگاه تشکیل می‌شود که ناشرها حضور پیدا کنند و با توجه به چند فعالیتی که باید به‌عنوان ناشر انجام بدهند، در این بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی نشر شرکت کنند و ما اگر ناشر را از این جریان حذف کنیم، نمایشگاه کتاب موضوعیت پیدا نمی‌کند.
شاید اگر در مسئولین خللی ایجاد بشود که مثلاً کم یا زیاد بشوند، کار خودشان را درست انجام بدهند یا ندهند، نمایشگاه همچنان نمایشگاه کتاب نامیده بشود، یا بازدیدکنندگان هم همین‌طور. اما ناشر اگر حضور پیدا نکند، اگر نتواند وظایف خودش را درست انجام بدهد، طبیعتاً اصل فلسفه نمایشگاه کتاب زیر سؤال می‌رود.
مسئولین فرهنگی، فرهنگ را نمی‌شناسند 
این را من مقدمتاً از این لحاظ عرض کردم که انتظار داریم مسئولین متوجه این امر مهم باشند که من کمتر دیده‌ام به این موضوع توجه داشته باشند. با توجه به اینکه متولی امورات فرهنگی کشور هستند و طبیعتاً باید در مقوله فرهنگ، هم تخصص داشته باشند و هم دغدغه آن را داشته باشند اما متأسفانه حدأقل در طول این سالیانی که بنده به‌عنوان ناشر شرکت کرده‌ام، یعنی من خودم از سال 1389 در نمایشگاه کتاب شرکت کرده‌ام و هیچ سالی برای من رضایت‌بخش نبوده است. در ادامه صحبت‌ها، دلایل این عدم رضایت را هم اشاره خواهم کرد. در هیچ سالی در طول این مدت که دولت‌های مختلف آمده‌اند و رفته‌اند، سالی که من به‌عنوان یک ناشر راضی باشم از عملکرد مسئولین، متأسفانه تاکنون این اتفاق نیفتاده است، چه آنهایی که به اسم اصلاح‌طلب مدیریت امور را داشتند و چه زمانی که افراد اصولگرا مدیریت می‌کردند. همه اینها در موضوع مقوله فرهنگی، متأسفانه می‌لنگند و گویا هنوز رسالت انقلاب اسلامی را در بُعد فرهنگی متوجه نشده‌اند.
* با توجه به اینکه شما تجربه چندساله در کار نشر دارید، مهم‌ترین مشکل و موانع کار را در کجاها می‌بینید؟
یک بخشی از موانع قبل از برگزاری نمایشگاه است. ناشر در طول دوازده ماه سال کار می‌کند، ده روز را به نمایشگاه اختصاص می‌دهد. این خیلی مهم است که بعد از پایان نمایشگاه، تا شروع نمایشگاه در سال بعد، این همچنان ناشر است و دارد کار خودش را انجام می‌دهد. درست است که بازدیدکنندگان دیگر حضور ندارند و مدیران به عنوان مدیر نمایشگاه نیستند، ولی ناشری که در آن ده روز ناشر است، در بقیه ایام سال هم همچنان ناشر است. 
این ناشر 365 روز فعالیت می‌کند که ویترین این دوران را بیاورد و در آن ده روز به معرض نمایش عمومی بگذارد. اگر نتواند کار کند، طبیعتاً ما آنجا مشکلات را خواهیم دید. چطور می‌شود که نتواند کار کند؟ یکی از موانع، این است که توان مالی نداشته باشد. ما در طول این سال‌ها، خوب است آمار گرفته بشود که چه تعداد از ناشران خوب و فعال کارشان راتعطیل کردند. این باید برای مدیران فرهنگی کشور یک فاجعه تلقی بشود. 
من خدمت شما عرض می‌کنم، در حال حاضر خیلی از شهرستان‌ها را داریم که حتی یک ناشر در آن شهرستان نداریم. در حالی که در همین شهرستان، تعداد فروشگاه‌های مواد دخانیات را اگر بررسی کنید خیلی زیاد است، تعداد فست‌فودها و ساندویچی‌ها و رستوران‌ها را بررسی کنید، یعنی تغذیه جسم و شکم شاید در حد فراتر از اشباع را مسئولین می‌بینند و به آنها خدمات می‌دهند، شهرداری‌ها و فرمانداری‌ها به آنها خدمات می‌دهند، اما برای تغذیه فکری، روحی، معنوی و فرهنگی یک شهرستان، حتی یک انتشارات وجود ندارد، جالب است که نه فرماندار دغدغه این امر را دارد و نه شهردار و نه حتی امام جمعه. هیچ خلأ در این زمینه احساس نمی‌شود. این نشان‌دهنده این است که مقوله فرهنگی متأسفانه شناخته نشده است. 
این عدم شناخت، از شخص رئیس‌جمهور شروع می‌شود، به وزرا به‌ویژه وزیر فرهنگ می‌رسد، بسیاری از وزرای فرهنگ این مسئولیت خطیر را برعهده می‌گیرند، ولی واقعاً مقوله فرهنگ را به‌درستی نمی‌شناسند. طبیعتاً مدیران کل و رؤسای ادارات و غیره هم در رده‌های بعدی قرار دارند. 
الان حدود پنج‌دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و ما هنوز بسیاری از اولویت‌های فرهنگی را نه تنها انجام نداده‌ایم، بلکه هنوز نشناخته‌ایم. ای‌کاش شناخته بودیم و جزو برنامه‌ها می‌گذاشتیم که مثلاً قرار است ده‌سال آینده، بیست‌سال آینده، این امر به سرمنزل مقصود برسد. 
وقتی این اتفاق می‌افتد، طبیعتاً اگر یک ناشر چون کار نشر یک کار فرهنگی است و آنچنان درآمدزا نیست و در فراز و نشیب‌های اقتصادی، یک ناشر شاید اولین صنفی است که زمین می‌خورد. نباید از یک مدیر فهیم انتظار داشت که به یک ناشر هم مثل یک طلافروش نگاه کنند. اگر یک طلافروش روزی ورشکسته شد مسئله به خودش مربوط است و یک امر کاملاً شخصی است، ولی امر نشر یک کار شخصی نیست. با افکار جامعه و با هدایت فکری و فرهنگی جامعه سر‌و‌کار دارد. 
ناشران و نویسندگان و اصحاب فرهنگ، اینها پیاده‌نظام‌های فرهنگی نظام جمهوری اسلامی هستند و در خط‌مقدم این نبرد دارند مبارزه می‌کنند و هیچ فرقی ندارند با رزمنده‌ای که در طول هشت سال دفاع مقدس می‌جنگید و طبیعتاً مسئولین خودشان را ملزم می‌دیدند که لباس و خوراک و مهمات مورد نیاز او را تأمین کنند. اگر مجروح شد او را مداوا کنند، اگر به شهادت رسید خانواده و بازماندگانش را مورد توجه قرار بدهند. جنس مبارزه عوض شده و حالت فرهنگی پیدا کرده، ولی کلاً فکرها در این زمینه تعطیل شده است و متأسفانه این را کاملاً یک امر شخصی می‌بینند. 
من سؤال شما در زمینه مشکلات و موانع را به دو بخش تقسیم کرده‌ام، یک بخش آنچه که قبل از نمایشگاه اتفاق می‌افتد که ما می‌توانیم اینها را لیست کنیم، موضوع بنیه مالی واقتصادی، جایی که می‌خواهند اجاره کنند، کارمندی که باید حقوق بدهد، چراغی که می‌خواهد روشن نگه دارد، هزینه‌های تولید کتاب، اینکه کتاب تولید شده را کجا باید بفروشد؟ چون خود این هم مستلزم هزینه است، تا بعضی از خدمات ابتدایی که قرار بوده وزارت ارشاد به ناشر بدهد مثل کاغذ. 
این ناچیزترین خدمتی بوده که وزارت ارشاد قرار بوده به ناشر بدهد، این وسط چه تبعیض‌هایی اتفاق می‌افتد، چه رانت‌خواری‌هایی که صورت می‌گیرد و مافیایی که دارند با پول بیت‌المال و کاغذ بیت‌المال، میلیاردها ثروت می‌اندوزند و بسیاری از ناشران مظلوم که دارند برای نظام کار می‌کنند، اینها حتی یک برگ کاغذ هم به آنها نمی‌دهند. 
در دولت آقای روحانی، حتی یک بند کاغذ به ما ندادند. وزیر همین آقای دکتر صالحی بود. در همان دولت ما ناشری داشتیم که برای انقلاب کار نمی‌کرد، فقط در یک سال 25هزار بند کاغذ گرفت! این مقدار کاغذ را من همان سال که محاسبه کردم، ماهیانه یک میلیارد تومان سود برای ناشر داشت. یعنی حتی اگر ناشر هیچ کتابی چاپ نمی‌کرد و فقط کاغذها را می‌فروخت، در مدت یک سال دوازده میلیارد تومان سود کسب می‌کرد، در حالی‌که ناشرهای انقلاب به‌خاطر اینکه پول پرسنل خودشان را نداشتند، کارمندان خودشان را جواب کردند و حتی بعضی از ناشران در منازل خودشان به فعالیت ادامه دادند. یعنی حتی دفتر و محل کارشان را هم تعطیل کردند. این وزیر، وزیر دولت جمهوری اسلامی است و می‌خواهد برای انقلاب کار کند. 
الان هم سال دوم حاکمیت این دولت است و هنوز یک بند کاغذ به ما نداده‌اند. این کمترین خدمت و حمایتی بوده که وزارت ارشاد می‌توانسته از ناشران داشته باشد. اینها باید بفهمند که چگونه بسترسازی کنند برای اینکه فرهنگ انقلاب نشر پیدا کند، فرهنگ معارف اسلامی نشر پیدا کند، از اینها ما هیچ انتظاری نداریم.
* من از صحبت‌های شما این برداشت را کردم و آن، این بود که ناشرین یک دغدغه‌هایی و یک مشکلاتی دارند، بین این دغدغه‌ها با دغدغه‌هایی که باید مدیران مسئول داشته باشند یک فاصله ایجاد شده است. چطوری می‌توانیم این موفقیت را حاصل کنیم که دغدغه شما و دغدغه ناشران کاهش پیدا کند؟ یا دغدغه مدیران افزایش پیدا 
کند.
باید همه مطالبه‌گر باشند 
من فکر می‌کنم پاسخ یک کلمه است و آن مطالبه‌گری است. یعنی ما اگر بخواهیم منتظر بمانیم که مسئولین یک روزی اگر به بلوغ نرسیده‌اند به بلوغ فکری برسند، پنج دهه گذشت و اینها نرسیدند. زمان کمی نیست. اگر اینها صالح هستند و می‌خواهند کار کنند اما به بلوغ فکری و فرهنگی نرسیده‌اند،‌ خودشان نخواهند رسید، چاره کار کجاست؟ این است که مطالبه‌گری صورت بگیرد. 
گاهی اوقات ما می‌بینیم گویا اصلاً نیت اصلاح هم وجود ندارد و بعضی‌ها درست برعکس جریان انقلاب حرکت می‌کنند. این خیلی نگران کننده است. البته پاسخ این هم مطالبه‌گری است. هر شهروند سرباز انقلاب است و وظیفه دارد پاسداری کند از دستاوردی که به بهای خون پاکان به دست آمده است. 
این مطالبه‌گری جا نیفتاده است. من در ابتدای صحبتم از حرکت خوب مؤسسه قدر ولایت تشکر کردم، چون من همواره مؤسسه را مطالبه‌گر دیده‌ام و برای مؤسسه فرقی هم نمی‌کرد که چه کسی حاکم باشد. ایشان وظیفه مطالبه‌گری و روشنگری را در وقت لازم انجام داده‌اند. این تک‌صدایی‌ها طبیعتاً در هیاهوهایی که مافیا درست کرده‌اند، گم می‌شود. این نیاز دارد که صداها تقویت بشود و نیاز به چندصدایی هست تا صدا به گوش مسئولین برسد و اگر خواب هستند بیدار بشوند و احیاناً اگر خودشان را به خواب زده‌اند، مجبور بشوند که چشم بگشایند و به مشکلات رسیدگی کنند. 
* برخی از ناشران نسبت به ساختار و حوزه نمایشگاه انتقاد دارند. هم از مساحت غرفه‌ها و هم یارانه‌ها و مطالب اینجوری، نظر شما چیست؟
بی‌عدالتی در توزیع کاغذ و غرفه‌بندی
سال گذشته که نمایشگاه 1404 برگزار شد، مسئولیت غرفه‌بندی‌های نمایشگاه را به کسی دادند که به خاطر توزیع ناعادلانه کاغذهایی که اشاره کردم، ایشان باید پاسخگو می‌بود. یک ناعدالتی وحشتناکی را در توزیع کاغذ در دولت آقای روحانی رقم زده بود و از این بابت زیرسؤال بود. 
من توضیحی بدهم تا موضوع روشن بشود. یک وقتی هست به یک نفر اتهام اختلاس می‌زنند این فرد اثبات می‌کند که اختلاسی صورت نگرفته است. یک وقت است که منِ ناعادل را مسئول تقسیم یک فرصت، تقسیم یک منفعت می‌کنند، من تبعیض‌های وحشتناکی در این بین مرتکب می‌شوم که صدمرتبه از اختلاس بدتر است. چرا؟ چون صدها ناشر را زمین می‌زند تا چند ناشر نالایق که درست خلاف فرهنگ این مملکت کار می‌کنند را به اوج برسانند! این به‌نظر من جرمش سنگین‌تر از دزدی و قفل‌شکستن و اینهاست.
او توجیه می‌کند که ما کاغذ را در بازار آزاد توزیع نکردیم، این هم لیست و فاکتورهای ما، ما اینها را بین ناشرین توزیع کرده‌ایم! چرا به این ناشران داده است؟ چون آن آقا تعداد کتاب‌هایی که چاپ و منتشر می‌کند، صدبرابر ناشری است که به ناچار تعطیل شده است! چرا این ناشر کتاب چاپ نکرده؟ چون شما به او کاغذ نداده‌اید. اگر به ایشان هم کاغذ می‌دادید مثل آن ناشر دیگر و صد برابر چاپ می‌کرد، آیا مثل او از این رانت بعدی برای توزیع کتاب‌هایش برخوردار بود؟
من یک مثال بزنم. یک سال ما در سال اول ریاست‌جمهوری دولت آقای رئیسی، در جشنواره دانایی توانایی آموزش‌وپرورش مسئولیت پیدا کردیم. این جشنواره، یک جشنواره کتابخوانی است. ستادی داشت که این ستاد، کتاب انتخاب می‌کردند برای دانش‌آموزان سراسر کشور که در مسابقه کتابخوانی شرکت کنند. 
جالب است که اعضای ستاد همان کسانی بودند که بیست‌وپنج هزار بند کاغذ گرفته بودند. این یک رانت، رانت دوم، اینجا کتاب خودشان را معرفی کردند به جشنواره، یک‌دفعه از یک عنوان کتاب سی‌هزار نسخه خریداری شد! ناشرهایی که تیراژ آنها ده عدد و بیست عدد است را شما مقایسه کنید با سی‌هزار جلد. این ناشر پُز این را می‌دهد که کتاب من در کمتر از یک سال به چاپ سی‌ام رسید. به جامعه نمی‌گوید که من از چه رانت و حمایتی برخوردار بودم و چگونه جامعه را فریب دادم! چگونه قانون را دور زدم و چطور حق صدها ناشر دیگر را خوردم. 
نمایشگاه کتاب هم که برگزار می‌شود، به همین ناشر غرفه‌ای می‌دهند نصف یک زمین فوتبال! چه کسی غرفه را واگذار می‌کند؟ همان کسی که مسئول توزیع کاغذ بوده! دقت کنید چطور به هم زنجیروار متصل هستند. در این بین منافعی که او می‌برد چی است؟ اینها همان مسائل پشت‌پرده است. 
ما همان زمان در نشریات به این کار اعتراض کردیم، در دولت آقای رئیسی. کسانی که به اسم اصولگرا قدرت را در دست گرفته بودند، ما گفتیم الان اختیار امر در دست شماست و به اینها رسیدگی کنید. ولی آقایان اصلاً توجهی نکردند.
یکی از معضلات همین تقسیم غرفه‌هاست. بنده ناشر دفاع‌مقدس هستم، ناشر خصوصی هستم، تمام جاهای طلایی مثل سرنبش‌ها، راهروهای اصلی اختصاص پیدا کرده بود به ناشران دفاع‌مقدس دولتی! این یعنی چی؟ یعنی برچه اساسی ناشر دفاع‌مقدس دولتی که شاید پنج تا کتاب خوب هم نتوانسته چاپ کند، در یک شهرستان فعالیت می‌کند و بودجه هم الی ‌ماشاءالله دارد، ولی چون اصلاً کارش این نیست، نتوانسته چیزی ارائه بدهد. از یک فرصتی برخوردار بوده، در کنار صدها اولویت دیگر، یک چیز دیگری به اسم انتشارات هم ایجاد کرده است.
حالا این مسئول چطور به خودش اجازه داده که یک ناشر خصوصی که با توان اندک مالی خودش با هزار مشقت صد عنوان کتاب خوب دفاع مقدس چاپ کرده، همچنان هم دارد در میدان می‌رزمد، او را در یک گوشه نمایشگاه قرار می‌دهند چون کسی را ندارد و مظلوم است و صدایش به‌گوش کسی نمی‌رسد. این کارها را چه کسی انجام داده؟ همان آقایی که تخلف بزرگ توزیع کاغذ را سرپوش گذاشته! 
الان خود من با مشکلاتی که در نمایشگاه دیده‌ام، تردید دارم که اصلاً شرکت بکنم یا نه؟ چون در اردیبهشت سال 1404 با بیست میلیون تومان ضرر از نمایشگاه خارج شدم. برای من که یک ناشر خصوصی هستم بیست میلیون تومان ضرر زمین‌گیر کننده است. نه‌تنها برای من سودآوری نداشته، بلکه ضرر هم داشته است. این‌بار اول هم نیست و همیشه به همین شکل بوده است. 
نه دولتی هستیم که از دولتی بودن حساب ببرند، به‌همین خاطر متأسفانه این بی‌عدالتی و این تبعیض در نمایشگاه بین‌المللی کتاب بسیار آزاردهنده است. 
* با توجه به نقایصی که اشاره کردید، تشکل‌هایی مانند مجمع ناشران و غیره، برای رفع این مشکلات چه اقداماتی انجام داده‌اند؟
بی‌اعتنایی مسئولین فرهنگی به تشکل‌های نشر
مجمع ناشران دفاع مقدس حدود پانزده سال است که تشکیل شده است. ما یک مجمع ناشران انقلاب هم داریم که آقای میثم نیلی مدیرعامل آن است، یک مجمع ناشران دفاع مقدس هم داریم. قدمت مجمع ناشران دفاع مقدس از مجمع ناشران انقلاب فکر کنم بیشتر باشد. منتها چون پشت آنها خالی بوده، با توجه به اهمیتی که داشته، اگر خدمت شما بگویم که بعد از پانزده سال هیچ جوانمردی از مسئولین هنوز پیدا نشده که یک دفتر دوازده متری در اختیار این مجمع قرار بدهد، ما امروز اینجا جلسه داریم، اینجا متعلق به انتشارات سروش است. یعنی ما هنوز دفتر و جای مشخص نداریم. با توجه به اهمیتی که رهبر معظم انقلاب برای موضوع دفاع مقدس قائل
 هستند. 
مجموع بیانات حضرت‌آقا راجع به دفاع‌مقدس را جمع‌آوری کرده‌اند، حدود هشتصد صفحه شده است. این عبارت که ادبیات دفاع مقدس باید افزایش صدبرابری پیدا کند را حدود چهار بار ایشان تکرار کرده‌اند. موضوع دفاع مقدس فرق می‌کند با موضوع روانشناسی یا آشپزی و شیرینی‌پزی و حتی موضوعات تخصصی و علمی. چرا که تمام این موضوعات فقط به یک قشر خاص اختصاص دارد. اما دفاع مقدس جدا از اینکه برای آحاد جامعه است، برای امنیت جامعه است، برای فرهنگ جامعه است و تهییج جامعه است. 
ولی با تمام این اهمیت‌ها، اصلاح‌طلب‌ها آمدند و حاکم شدند ولی اهمیت موضوع را درک نکردند. اصولگراها آمدند حاکم شدند ولی باز هم درک نکردند. وقتی در کمترین مطالبه که طبیعی‌ترین وبحق‌ترین مطالبه که یک جا برای فعالیت در اختیار ما بگذارند، این کار هنوز صورت نگرفته، در خیلی از موارد دیگر هم به همین شکل است.
الان تعداد اعضای مجمع ناشرین دفاع‌مقدس از اتحادیه ناشران که یک دفعه مسئولیت عظیم تقسیم غرفه‌ها را به آنها محول می‌کنند و ثروت بیت‌المال را در اختیار این افراد قرار می‌‌دهند با آزمون‌های خیلی بدی که اینها از خودشان نشان دادند، بیشتر است. یعنی اگر بخواهند حتی نگاه دموکراتیک هم داشته باشند به این موضوع، طبیعتاً باید مجمع ناشران دفاع‌مقدس در بسیاری از تشکل‌های وزارت ارشاد حضور داشته باشند و در تصمیم‌گیری‌ها و در ستادها نقش ایفا کنند ولی هیچ کجا نیستند.
ما حضور بعضی از این افراد را همیشه در شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب تهران می‌بینیم. کسانی که غرفه‌هایشان در نمایشگاه به اندازه نصف یک زمین فوتبال است! کسانی که 25هزار بند کاغذ در یک سال گرفته‌اند. اصولگراها هم که می‌آیند همین آقا را می‌آورند. اصلاح‌طلب‌ها هم ایشان را می‌آورند، ولی تشکل عظیمی مثل مجمع ناشران دفاع‌مقدس را اصلاً راه نمی‌دهند! این خیلی ظالمانه است. 
متأسفانه ما با خون‌دل این چراغ را روشن نگه داشته‌ایم. در طول این سال‌ها بسیاری از ناشران دفاع‌مقدس کارشان را تعطیل کرده‌اند چون نتوانسته‌اند کار کنند. حجم کارشان به‌تدریج کم و کمتر شد به حدی که بعضی‌ها تعداد کتاب‌هایی که در طول سال چاپ می‌کنند یکی دو جلد است که آن هم از لحاظ تیراژ کمتر از صد نسخه و مظلومانه دارند به فعالیت‌هایشان ادامه می‌دهند. 
* تشکّل‌های دیگر چطور؟ 
بعضی‌ها وصل به وزارتخانه‌ها هستند، بعضی‌ها هم به‌خاطر نگاه‌های سیاسی، وابستگی حزبی پیدا کرده‌اند و قدرتمند شده‌اند. از لحاظ ساختمان‌هایی که به اینها داده‌اند، از لحاظ فرصت‌های منفعت‌زایی که به اینها داده‌اند، اینها صاحب الاف و الوف شده‌‌اند. 
یک دفعه می‌بینیم در مدت یک سال فعالیت یک ناشر، خبر می‌رسید که دوازده فروشگاه دایر کرده است! مگر در کتاب چه خبر است که یک ناشر با یک سال فعالیت، درآمدی کسب می‌کرد که می‌تواند دوازده فروشگاه دایر کند؟! این نشان‌دهنده فساد در این کار است. در کنار آن می‌بینیم که مجمع بزرگ ناشران دفاع مقدس حتی یک اتاق ندارد که در آن فعالیت کنند. 
* در زمان برگزاری نمایشگاه، تمام ناشران از افت فروش صحبت می‌کنند. شما این مطلب را چطور می‌بینید؟
آوازهای فریبنده نمایشگاه
مردم جامعه برای هزینه‌های جاری خودشان شامل پوشاک، تغذیه و امثالهم، با توجه به گرانی‌های سرسام‌آور که وجود دارد، خودشان را ملزم می‌بینند که به هر شکل ممکن تأمین کنند. اما برای مقوله فرهنگ، ما از چنین تفکری برخوردار نیستیم و متأسفانه اولین چیزی که در شرایط سخت اقتصادی آن را تعطیل می‌کنیم هزینه‌های فرهنگی است. اینجا چه باید کرد؟ اینجا باید تسهیل‌گری صورت بگیرد. 
یارانه‌ای که اختصاص می‌دهند، بُن که اختصاص پیدا می‌کند، اینها باید درست مدیریت بشود و به‌دست مصرف‌کننده واقعی برسد. ما این را نمی‌بینیم. اسمش همیشه هست، بودجه هم صرف می‌شود، چون حضرات کارنامه درخشانی ندارند، طبیعی است که سوءمدیریتشان باعث می‌شود همین رانت‌خوارها که همیشه دنبال کمترین فرصت هستند برای چپاول، تا بوی کبابی به مشام آنها می‌رسد سر‌سفره حاضر می‌شوند و به یغما می‌برند! یا خود مسئولین هم مشکل دارند. یعنی یا بی‌عرضگی است یا مشکل! در هر دو صورت کسی که ضرر می‌کند، اکثریت ناشرانی هستند که به جایی وصل نیستند و ناشرانی هستند که سالم کار می‌کنند و در نهایت ضرر اصلی را مردم می‌بینند. مردم می‌آیند در نمایشگاه می‌چرخند و کتاب‌ها را نگاه می‌کنند ولی قدرت خرید ندارند. 
* معمولاً مسئولین در نمایشگاه‌ها، گزارش از حجم بالا و فروش خوب و مبالغ سنگین صحبت می‌کنند، سؤال این است که نمایشگاه بین‌المللی با توجه به هزینه‌ای که می‌کنند و با فروش‌هایی که صورت می‌گیرد و گزارش‌هایی که می‌دهند، چه نسبتی پیدا می‌کند با افزایش کتابخوانی که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب است؟
من الان نمی‌دانم مسئولینی که این آمارها را به شما می‌دهند، آیا فروش اغذیه‌فروشی‌های حاشیه نمایشگاه را هم با فروش کتاب‌ها اعلام می‌کنند یا آنها جداگانه است؟! چون اگر ما بگوییم اغذیه‌ای که در حاشیه نمایشگاه فروخته می‌شود، بیشتر از کتاب است، اغراق نکرده‌ایم. 
نمایشگاه را بسیاری از مردم به‌عنوان یک فرصت برای تفریح می‌بینند. در طول سال یک بازار دیدنی با کتاب و ناشران گوناگون فراهم شده، با خانواده و دوستان می‌آیند یک دوری می‌زنند، احیاناً یک ساندویچ و نوشابه‌ای هم می‌خورند، حتی ممکن است هیچ کتابی هم خریداری نکنند ولی برای تغذیه خودشان هزینه می‌کنند.  جدا از این قیمت بالای کتاب، وقتی ما با یک میلیون تومان کتاب در زمان اقتصاد غیربحران‌زده، می‌توانستیم بیست جلد کتاب بخریم، الان با یک میلیون تومان دو جلد کتاب می‌گیریم، این تعداد خیلی مهم است. از لحاظ رقم و اینها می‌بینیم که آمار بالاست. 
نکته دیگر، آمار فروش کتب کمک آموزشی است. این هم خیلی اهمیت دارد. بسیاری از خانواده‌ها برای آینده فرزندانشان دغدغه دارند و با هر شرایطی که باشد، مثل همان تغذیه جسم که به آن اهمیت می‌دهند، به کتب کمک آموزشی هم اهمیت می‌دهند و به هر قیمتی شده آن را تهیه می‌کنند و الان هم قیمت این کتاب‌ها واقعاً سرسام‌آور است. 
با توجه به حجم وتعداد صفحات این کتاب‌ها، قیمت تمام شده و چندصد بار چاپ، قیمت‌ها خیلی باید پایین‌تر از این باشد، ولی چون نظارت نیست، ما می‌بینیم که از کتبی که چاپ اول است ولی غیرکمک‌درسی است قیمت اینها بالاتر است. خانواده‌ها مجبورند کتب کمک‌درسی را تهیه کنند.
جدا از این، کتب ویترینی و فانتزی، یک سری کتب به‌ظاهر نفیس و گران‌قیمت که بیشتر به درد کادو می‌خورد، قیمت‌های وحشتناکی هم دارند. خیلی از اداره‌ها، دولتمردان، برای هدایا از این نوع کتب تهیه می‌کنند. شاید یک جلد از این کتاب‌ها برابری کند با سی چهل جلد کتاب معمولی. 
دولتمردان هم به هیچ وجه خودشان را ملزم نمی‌دانند که از این کتاب‌ها تهیه کنند، چون در اداره کتابخوان خیلی کم پیدا می‌شود و کتاب‌های به‌ظاهر کم‌ارزش از لحاظ فیزیک و ظاهر، ولی بسیار پرارزش از لحاظ محتوا، به درد هدیه دادن از نگاه آنها نمی‌خورد. کتاب‌های به ظاهر نفیس و فانتزی به درد کار آنها می‌خورد چون پول هم از جیب خودشان نمی‌خواهند بدهند. پول بیت‌المال است که خیلی راحت خرج می‌کنند.اتفاقات متعدد و گوناگونی به این شکل رخ می‌دهد که اینها هیچ‌کدام گفته نمی‌شود. یعنی ما با یک آمار کلی روبه رو هستیم که آمار تحلیل نمی‌شود. آمار کلی فریبنده است. آمار واقعی کف میدان است. یعنی اینها باید مرد و مردانه بیایند و جلوی غرفه‌ها یکی یکی مشتری‌ها را ببینند و با آنها صحبت کنند و ببینند اکثریت چی می‌گویند؟ درددل اکثریت چی است؟ زمانی که می‌خواهند از نمایشگاه خارج بشوند با چه خسارتی مواجه می‌شوند؟ چرا مجبورند بیایند؟ این خسارت‌ها باید فرد را منصرف کند، ولی چرا اینها مجبورند؟ چون در طول سال، یک بار قرار است یک ویترین بین‌المللی، یک فرصت ایجاد بشود برای ارتباط این دهانه کوچک غرفه با جامعه بزرگ، چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی. 
این فرصت را غنیمت می‌شمارند و حاضرند برای آن هزینه کنند و بیایند. اما این هزینه غیرمنصفانه است. این بخش را مسئولین فرهنگی باید انصاف به خرج بدهند. به‌نحوی عادلانه و درست رفتار کنند که این اتفاق نیفتد. یک ناشر با ورود به نمایشگاه، پایه‌های انتشاراتش نباید سست‌تر بشود، وقتی برمی‌گردد بتواند با نفس تازه و قدرت جدید ادامه کار بدهد.  
* این نشان می‌دهد که ضریب کتابخوانی بالاتر نرفته است، شما علائمی سراغ دارید که نشان بدهد نمایشگاه بین‌المللی با هزینه‌هایی که می‌کند باعث شده باشد ضریب کتابخوانی بالا رفته باشد؟ 
نه. من چنین چیزی ندیده‌ام. 
* بعضی از ناشران انتقاد دارند نسبت به تأثیر نمایشگاه بین‌المللی و همین طور از دائمی نبودن نمایشگاه در طول سال. یا همین‌طور نمایشگاه‌های دیگر که هیچ صحبتی دیگر در طول سال از کتاب نمی‌شود. وقتی نمایشگاه بین‌المللی برقرار است در رسانه‌ها گفته می‌شود، ناشران به بحث می‌پردازند ولی بعد از نمایشگاه دیگر خبری نیست و حتی مقالات خوبی هم در این زمینه ندیدم. اینکه مثلاً تحقیق کنند درباره اثرات نمایشگاه، نظر شما نسبت به این مسائل چیست؟ 
خالی کردن نمایشگاه‌های استانی از ناشران!!
نه‌تنها این انتقاد وارد است و انتقاد به حقی است، بلکه می‌خواهم بگویم ما در یکی دو سال اخیر، نه‌تنها پیشروی نداشته‌ایم، بلکه عقب‌گرد هم داشته‌ایم. من خاطرم هست نمایشگاه‌های استانی که می‌توانست یک مقدار عدم دائمی بودن نمایشگاه بین‌المللی را جبران کند و تا حدودی این خلاء را پُر کند. ولی اتفاقی که افتاد، در وزارت فرهنگ و ارشاد در زمان ریاست‌جمهوری آقای رئیسی، نمایشگاه‌های استانی را از حضور ناشر خالی کردند. این خسران بزرگی بود برای نمایشگاه‌های استانی. 
به ناشر گفتند شما فقط کتاب بفرست، کتابی هم که می‌رفت برای نمایشگاه، ما خودمان یک ناشر هستیم که چند وقت پیش در استان خراسان‌شمالی نمایشگاه استانی برگزار شد، بعد نمایشگاه به استان‌های دیگر رفت، از من به‌عنوان ناشر، کتابی که درخواست کردند در حجم یک کارتن کتاب بود. این یک کارتن کتاب معلوم نیست در چند استان باید بچرخد و آخر سر هم تماس بگیرند و بگویند تعدادی فروخته شده و بقیه کتاب‌ها را هم به‌عنوان مرجوعی تحویل بگیر. یعنی کاملاً به مسخره گرفتن موضوع کتاب و نمایشگاه کتاب است. چرا؟ چون من خودم به‌عنوان ناشر در نمایشگاه حضور ندارم. مهم‌تر از کتاب، خودِ من هستم که راجع به کتاب ترویج و تبلیغ کنم، خودم با مخاطب ارتباط داشته باشم. این ارتباطات فرهنگی است که در کنار کتاب معنا پیدا می‌کند و نویسنده‌های آن استان و ناشران آن استان را می‌بینم، یک تبادل و تعامل فرهنگی اتفاق
 می‌افتد.
من شنیدم کتاب‌ها را روی عطف می‌چینند و روی جلد نمی‌چینند که جلد دیده بشود. یعنی اگر مخاطب یک کتابی در ذهنش باشد، فقط دنبال همان می‌گردد، آن را پیدا می‌کند، می‌خرد و می‌رود. با تازه‌های نشر مواجه نمی‌شود. این یعنی نابود کردن کتاب. یعنی نه‌تنها نمایشگاه بین‌‌المللی نتوانسته این عیب را برطرف کند، بلکه یک عیب دیگر به آن اضافه کرده‌اند برای نمایشگاه‌های استانی. 
نمایشگاه‌های استانی هم، نمایشگاه‌های مظلومی بودند. حقیرانه در یک گوشه‌ای از این مملکت این نمایشگاه‌ها دایر می‌شد و مسئولین حق مطلب را برای آنها ادا نمی‌کردند. متأسفانه متولیان فرهنگی کشور هم همیشه دنبال این می‌گردند که یک کاری بکنند که هزینه‌ها کم بشود و این هزینه‌های صرفه‌جویی شده را کجا خرج می‌کنند را هم نمی‌دانم. برای اینها این طرح غلط، بد نبود و اینها هم دنبال 
کردند. 
* شما برای نمایشگاه آینده که به صورت حضوری برگزار شود، انتظار دارید به چه کیفیتی اداره بشود؟ مهمترین مشکل را در چه می‌بینید که سعی در برطرف کردن آن بکنند؟
مدیریت نمایشگاه باید اصلاح شود
یکی از بزرگ‌ترین ایرادها در مدیریت نمایشگاه این است که مردمی نیست و باندی است. کار را باید مردمی بکنند. اینها که شعار دموکراسی می‌دهند، اینها به معنای واقعی کلمه بیایند و ببینند کدام موضوع کتاب‌ها در جامعه خواهان بیشتری دارد و عنوان‌های بیشتر و تیراژهای بیشتری چاپ می‌شود؟ گاهی اوقات مخاطب‌های میلیونی دارد. به معنای واقعی کلمه چشم و گوش خودشان را باز کنند و این موضوع را ببینند. 
مورد دوم: در تشکل‌ها اجتماع این تشکل‌ها را ببینند و منصفانه و به دور از نگاه باندی اینها را ببینند. نیایند به یک تشکلی از نظر عدّه و عُدّه کم، توجه کنند که مخصوصاً عدّه و عُدّه را کم کرده‌اند که به منافع بیشتری برسند، چون نگاه، یک نگاه فرهنگی نبوده و نگاه مطرح شدن بوده است. آنها هم اختصاصاً بیایند و اینها را ببینند. یعنی یک دورهمی برای خودشان درست کنند در پشت درب‌های بسته و تقسیم غنایم صورت بگیرد!
اگر وزارت ارشاد در طول سال فرصت‌های فرهنگی دارد، در این فرصت‌های فرهنگی که می‌خواهند افراد را برای تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی دخیل کنند، اینجا عادلانه نگاه کنند. صرفاً انتخاب آنها از جناح خاص و باند خاصی نباشد. گاهی اوقات این انتخاب‌ها هیچ ارتباطی هم با مقوله‌های فرهنگی ندارد. گاهی اوقات حتی ضدفرهنگ و ضدنظام هستند. طرف بیانیه امضاء کرده و از دشمن این ملت و نظام خواسته که شما بیایید و مشکل این مملکت را حل کنید. اعلان انزجار و بیزاری کرده از این نظام. بعد مسئولین وزارت فرهنگ در جمهوری اسلامی، این افراد را در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها عضو کرده‌اند؟! اینها چطور پاسخگو هستند. کسی که نه نظام را قبول دارد، نه مردم را قبول دارد، بها به دشمن مردم می‌دهد و بیانیه امضاء می‌کند، شما چطور توانستید بر این کرسی بنشینید و این افراد را هم در تصمیم‌گیری‌ها دخیل کنید و دلسوزان واقعی نظام و کسانی که شبانه‌روز برای فرهنگ این مملکت دوندگی می‌کنند را در هیچ ستاد و تشکلی جا ندهید؟! 
* حتی در مدیریت نمایشگاه هم این محسوس بود که ناشران خصوصی هیچ نقشی ندارند. حداقل اداره بخش ناشران خصوصی در نمایشگاه را به خود ناشران بخش خصوصی واگذار کنند. اگر نکته خاصی در ذهنتان هست که من سؤال نکردم بفرمایید. 
ما با قدرت نشر کتاب را حفظ می‌کنیم
ما ناامید نمی‌شویم، خیلی از اینها آمده‌‌اند و رفته‌اند و سنگ‌اندازی کرده‌اند و مانع‌تراشی کرده‌اند. هیچ کدام ما را ناامید نکرده‌ است. گاهی تضعیف شده‌ایم و کار برای ما سخت شده است ولی هیچ وقت اجازه ندادیم چراغ را خاموش کنند. 
من چندین سال دفتر انتشاراتی‌ام داخل خانه‌ام بود. نتوانستم به کارمندانم حقوق بدهم و آنها یکی پس از دیگری با شرمندگی به آنها گفتم که خودتان به فکر درآمد خودتان باشید. خودم تنهایی در منزل انتشارات را اداره کردم. الان هم حدود پانزده سال است که سابقه کار انتشاراتی دارم و با یک کارمند دارم کار می‌کنم. خیلی‌ها تعجب می‌کنند که این تعداد کتاب را با یک نفر من چطوری انجام می‌دهم. نگاه کاملاً یک نگاه جهادی است و مثل رزمنده‌ای که نباید خاکریز را ترک می‌کرد و برای خودش وظیفه می‌دانست که حتی اگر مهماتش تمام بشود، با چنگ و دندان باید بماند ودفاع کند، ما هم در حوزه فرهنگ داریم این‌طوری عمل می‌کنیم. 
شاید خیلی‌ها گلایه‌های ما را نشنوند، حضراتی که فرصت‌های نظام دست آنها می‌افتد و فرصت را غنیمت می‌شمارند برای تخریبگری بیشتر. شاید از ضعف ما احساس خوشایندی به آنها دست بدهد، ولی من می‌گویم این آرزو را به گور خواهید برد، چون ما تا زمانی که نفس داریم، با تمام توان این سنگر را حفظ خواهیم کرد. 

captcha