ناایرانی؛ مثل نانجیب، مثل نامرد...
سید احمد ساویز
در این ایام گاه سؤالاتی در مورد برخی فارسیزبانان ناجوانمرد و بیگانهپرست به گوش میرسد، و گفته میشود: «نمیدانیم اینان را چه بنامیم. ایرانی باشی و این طور به هموطنت خیانت کنی و در خدمت اهداف دشمن باشی؟»
به راستی «ایرانی بودن» مستلزم چه خصوصیاتی است؟ احترامی که ما برای واژه ایرانی قائل هستیم، برای درونمایه این واژه است.
درونمایه ایرانی بودن، عشق به فرهنگ اصیل ایرانی، خانواده دوستی، عشق به مروت و جوانمردی، حریت و آزادگی، حق طلبی و ظلمستیزی و ظلم ناپذیری است. ایرانیان وارث یک اندیشه حماسی هستند که از عمق یک تاریخ تمدنی چند ده هزارساله برمیآید، و کدام کشوری در دنیای امروز این عمق تاریخی ۶۳ هزارساله را دارد؟ علاوهبر این ایرانیان در طول عمده تاریخشان خداپرست و موحد بودهاند.
به همین جهت ایرانی در ناخودآگاه تاریخی خود نوعی عدالت طلبی، حماسهجویی و سلحشوری دارد که در عین حال، متواضع و خاضع در برابر بارگاه الهی است.
تاریخ اندیشه ایرانی، یادآور مرام پهلوانی و فتوت است که در برابر مظلوم فروتن است و در برابر ظالم، مقاوم... وجه شگفتانگیز ملت ایران این است که بادهای سرد مادیگرایانه زمانه نتوانسته و نمیتواند این روح ایرانی را افسرده سازد. ایرانیان با اتصال به خداوند، روح حماسی و فرامادی خود را حفظ کردهاند و با درک درست از روایت مظلومیت عزتمندانه شهدای عاشورا، خود را در برابر ظالم شدن و ظلمپذیر بودن، هر دو، رویین تن ساختهاند. همین خصوصیات بوده که ما را در جنگ تحمیلی هشت ساله مقاوم ساخت، و باز همین خصوصیات بود که ما را در جنگ دوازده روزه علیرغم زخمها و شکافهای فرهنگی جامعه منسجم ساخت سیمرغوار از توطئه دشمن رهانید.
باری جماعت اندکی هستند که در مقابل میلیونها ایرانی، ضمن آن که به زبان فارسی سخن میگویند و احیانا ریشه و تغذیهشان در خاک این سرزمین بوده و حتی پدر و مادر ایرانی دارند، اما در روحیات و خصوصیات انسانی با ایرانیان نامشترکند و گویی بویی از آن خصوصیات نبردهاند. نمونهاش آن کسانی بودند که در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله در کنار دشمن بعثی قرار گرفتند و به او برای حمله به رزمندگان غیور و با شرف ایرانی و اجتماعات مردمی گرا میدادند. مردم این جماعت را منافقین مینامیدند. اینان مشابه آن کسانی هستند که در جنگ دوازده روزه و چهل روزه و بعد آن در خدمت آمریکا و اسرائیل بودند. این افراد گرچه مانند من و شما فارسی سخن میگویند و شناسنامه خود را از سازمان ثبت احوال ایران گرفتهاند، اما متاسفانه به عنوان عناصر خائن و درضدیت با منافع ملت خود در خدمت عناصر و سیستمهای اطلاعاتی دشمن ایرانستیز غربی قرار گرفتند.
من این عناصر را به اعتبار آن که قرار بود ایرانی باشند و درونمایه ایرانی داشته باشند، اما فقط ظاهر ایرانی دارند و از درونمایه تهی هستند، «ناایرانی» میخوانم.
اهل فن مستحضرند که «نا» در زبان فارسی، فقط منفیکننده نیست، و بیشتر در مواردی کاربرد دارد که انتظار صفتی از موصوف میرفته و - معالاسف- واجد آن نیست. پس میگوییم ناایرانی، همان طور که میگوییم نانجیب، ناجوانمرد، ناکس، ناخالص و نامرد.
ناایرانی، مانند میوهای است که ظاهرش خوب نشان میدهد ولی باطنش کرم خورده و فاسد شده و ناسالم است. خود را هموطن و همدرد شما نشان میدهد ولی روحش را به دشمن و فرهنگ بیگانه فروخته و در خدمت او قرار گرفته است.
نمونههای امروزی ناایرانیها نیز همانهایی هستند که در پشت صفحه تلویزیون دشمن، فارسی سخن میگویند اما از بمباران و مرگ هموطنان ما اظهار خوشحالی و پایکوبی میکنند. آیا به راستی برای اینان، واژهای بهتر از «ناایرانی» وجود دارد؟
پینوشت:
تاریخ زندگی انسان ایرانی در دره خرمآباد اخیرا توسط یونسکو با قدمت ۶۳ هزارسال تایید شده است.