معاون اجرائی ارتش: خلبان شهید کاظمی آیینه مجسم جرأت و شجاعت شد
معاون اجرائی ارتش، شهید مجید کاظمی را قهرمان و اسطورهای ماندگار در تاریخ ایران اسلامی دانست و گفت: اسطورهها ساخته نمیشوند بلکه در بزنگاههای تاریخی یک سرزمین، از دل حوادث متولد
میشوند.
امیرعلیرضا شیخ، معاون اجرائی ارتش جمهوری اسلامی ایران، روز جمعه (9 مردادماه) در یادداشتی، شهید امیر سرتیپ «مجید کاظمی» و همرزمانش را، اسطورههای بیپایان این سرزمین خواند و به تجلیل از اقدام قهرمانانه آنان پرداخت.
به گزارش مهر، متن این یادداشت به این شرح
است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«اسطورهها ساخته نمیشوند بلکه در بزنگاههای تاریخی یک سرزمین، از دل حوادث، متولد میشوند»؛ این حکایت حماسهسازان و رزمآورانی است که سوار بر زین آسمان، با دستانی بر قبضه شمشیر نور، لگام بر گردن باد زدند و در افق بیانتهای وطن، فریاد بر آوردند که «بگویید این جمله در گوش باد؛ چو ایران نباشد، تن من مباد.»
ابتدا با تمام وجود، دستم را سایبان صورت کرده و ادای احترام میکنم به تجلی واژه مردانگی، شجاعت، غیرت، ایثار و عشق به مام وطن که در شولای قهرمانی بر قامت خلبان شهید مجید کاظمی و سه همرزم ایشان در خلق حماسه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ منعکس شد.
تاریخ این سرزمین در بزنگاههایی که حیات تمدنی آن به خطر افتاده، شاهد تولد اسطورههایی است که جهان را انگشت به دهان کرده و دشمنان را به ستایش مردانگی و قهرمانی آنان واداشته است. امروز مردم مهربان شیراز، میزبان پیکر اسطورهای از جوانمردان نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران هستند که درس دفاع از وطن را در مکتب شهید عباس دوران گذراند و آیینه مجسم جرات و
شجاعت شد.
خلبان شهید مجید کاظمی از نخبگان پروازی نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که نامش را بر نیزه افتخار این خاک هک و تا همیشه تاریخ پرچم عزت و غیرت را در این سرزمین برافراشته کرد.
داستان زندگی این اسطورهها قصه یک پرواز نیست، شرح واقعه یک معجزه در صحنه جنگهای هوائی است، واقعهای که روح بلند یک سرباز ایرانی را در برابر تمامی قابلیتهای فناورانه دشمن به نمایش گذاشت و برتری ایمان در مقابل فناوری را ترجمه کرد.
او میدانست هرچه بیشتر اوج بگیرد حلقه محاصره موشکها و چشمان بیخواب پهپادها، مسیر او را، چون خط سرنوشت خواهند خواند. او با چشمان باز به حلقه دشمن زد و هواپیما را، چون اسبی تیزتک، در دل اژدهای فناوری فرو برد و نام سرباز ایرانی را که نماد تهور و مردانگی است بار دیگر به رخ جهانیان کشید.
این تهور و از خودگذشتگی ترجمه پیروزی خون بر شمشیر است و قهرمانی که شهادت را آغاز پروازی دیگر دید و با سینهای لبریز از تکبیر به سمت هدف شیرجه زد و پیش از آنکه شعلهها کابین را ببلعند، جان را به معبود سپرد تا جسمش غبار تاریخ شود و نامش پرچمی بر فراز دژهای افتخار شود.
امروز هر بار که باد بر فراز آسمان این کشور میوزد بالهای سوخته اوست که بر شانه سربازان این مرز و بوم تهنیت پیروزی میخواند؛ و سربازان این سرزمین این حماسه را با خود زمزمه میکنند که «هر جا که ایمان باشد آسمان میدان پرواز بیپایان است؛ و این حماسه سربازی، زمزمه مادران این مرزوبوم خواهد بود در گوش نسل آینده، با ترنم این اشعار بلند حماسی و تاریخی این تمدن کهن:
بلی، آنان که از این پیش بودند/ چنین بستند راه ترک و تازی
از آن این داستان گفتم که امروز/ بدانی قدر و برهیچش نبازی
به پاس هر وجب خاکی از این ملک/ چه بسیار است، آن سرها که رفته!
زمستی بر سر هر قطعه زین خاک/ خدا داند چه افسرها که رفته.