مبانی دینی خونخواهی و انتقامگیری از قاتـلان امـام شهیـد
آیتالله دکتر محسن حیدری
به دنبال اقدام آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی کودککش در به شهادت رساندن قائد عظیم امت و مرجع عالیقدر شیعیان جهان حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای(ره) و جمعی از فرماندهان و 168 کودک مدرسه میناب در 9 اسفندماه سال 1404، و نیز دیگر شهدای گرانقدر جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و رمضان، بتدریج حرف انتقام و خونخواهی از قاتلان جنایتکار مطرح شد. برخی از مؤمنین حکم شرعی انتقام گیری خون شهیدان را از برخی مراجع بزرگوار تقلید پرسیدند. بزرگانی همچون آیتالله العظمی نوری همدانی و آیتالله العظمی جوادی آملی بر ضرورت شرعی آن تصریح فرمودند. ۷۳ تن از خبرگان امّت که عموماً مجتهد عادل و آشنا به زمانه هستند، صریحاً در بیانیه مورخه ۶ تیر ماه سال ۱۴۰۵ هجری شمسی عاملان قتل رهبر شهید و دیگر شهدا به ویژه رئیسجمهور جنایتکار آمریکا و نخستوزیر پلید رژیم صهیونیستی را مهدورالدم اعلام کرده و مجازات آنها و انتقام خون امام شهید را بر هر مکلفی که به آنها دسترسی پیدا کند واجب دانستند تا جنایتکاران را به درک واصل کنند. این حقیقت در مراسم دهها میلیونی ملت ایران و حتی ملت عراق در طول یک هفته وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید به صورت یک خواسته عمومی، مطالبه ملّی و شعار غالب آن مراسم تاریخی تجلی پیدا کرد. نهایتاً رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای بر آن مطالبه عمومی به نحو مؤکّد در پیام ۱۸ تیر سال ۱۴۰۵ مهر تأیید زدند. بنابراین، مردمی بودن و شرعی بودن خونخواهی و انتقام گیری از آمران و عاملان آن جنایتها از روز روشنتر میباشد. برای تبیین مبانی شرعی و دینی مسئله خونخواهی و انتقام از قاتلان نکات زیر تقدیم میشود.
***
مبانی شرعی انتقام
مسئله خونخواهی و انتقام گرفتن از قاتلان، از ابواب مختلف فقهی و نصوص فراوان دینی قرآن و سنت قابل استفاده است.
1ـ کتاب القصاص
یکی از کتابهای فقهی کتاب القصاص است. قصاص در اصطلاح فقها این است که جانی به مانند جنایتی که نسبت به جان یا عضوی از اعضای دیگران انجام داده، مورد عقوبت قرار بگیرد. مثلاً اگر کسی را بکشد مستحق قصاص نفس یعنی کشته شدن او میشود.»(1) قصاص یک حق شخصی است که وارث مقتول میتواند با اجازه ولی امر آن را درباره قاتل اعمال کند، آن هم کسی که مباشر قتل باشد، نه آمر و نه معاون، مثل کسی که دیده بانی کرده باشد. البته آنها مجازات دیگری دارند ولی مستحق قصاص نیستند. قرآن درباره این حق میفرماید: «و کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید، جز بحق! و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیّاش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم؛ اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است!»(اسراء، 33) درباره فلسفه قصاص میفرماید: «و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است،ای صاحبان خِرد! شاید شما تقوا پیشه کنید.»(بقره، 179) در این آیه تقوا را نتیجه اصلی قصاص دانسته است. زیرا بر اثر قصاص جامعه به تقوا نزدیکتر میشود. موارد زیر به عنوان نشانههای تقوای حاصل از قصاص قابل ذکر است.
الف ) اجرای عدالت؛
ب) ایجاد امنیت جانی و بازدارندگی خاص و عام، هم برای کسی که نیت قتل دیگری را دارد و هم کسی را که تصمیم به قتل او گرفته شده است و هم برای دیگران. در کتاب احتجاج طبرسی از امام زین العابدین(ع) روایتی در تفسیر «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ» آمده است که میفرماید: «لكم يا أمة محمد في القصاص حياة، لأن من همّ بالقتل فعرف أنه يقتص منه فكفّ لذلك عن القتل كان حياة للذي همّ بقتله، وحياة للجاني الذي أراد أن يقتل وحياة لغيرهما من الناس إذا علموا أن القصاص واجب لا يجترءون على القتل مخافة القصاص»(2)؛ای امت محمد، برای شما در اجرای قصاص، زندگی نهفته است؛ زیرا کسی که قصد کشتن دیگری را داشته باشد، اگر بداند که در برابر این کار از او قصاص خواهد شد، از کشتن خودداری میکند. در نتیجه، این حکم موجب حفظ جان کسی میشود که قصد کشتن او را داشتهاند، و نیز موجب حفظ جان همان قاتلِ بالقوه میشود؛ زیرا با خودداری از قتل، خود نیز از قصاص و کشته شدن در امان میماند. همچنین باعث حفظ جان دیگر مردم نیز میشود، زیرا هنگامی که بدانند قصاص واجب است، از ترس اجرای آن جرئت ارتکاب قتل را نخواهند داشت. حضرت فاطمه (س) درخطبه فدکیه فرموده است: «فجعل الله الإيمان: تطهيرا لكم من الشرك و... والقصاص: حقنا للدماء»(3)؛خداوند ایمان را مایه پاکی شما از شرک قرار داد و...، و قصاص، از خونریزی جلوگیری میکند.
ج) تهذیب غریزه خونخواهی؛
د) اصلاح جامعه از وجود عناصر شرور؛
هـ) صیانت نظام اجتماعی از بینظمی و هرج و مرج.
قصاص حق مشروع است برای وارث مقتول، چه اینکه مقتول در یک دعوای شخصی یا جمعی یا ترور یا جنگ کشته شده باشد. البته غیر از وارث مقتول یا شخصی که از طرف او وکالت دارد کس دیگری حق ندارد آن را اعمال کند. چون اخذ به قصاص یا عفو با گرفتن دیه یا عفو بدون دیه، حق وارث و ولی دم است و جز شخص مباشر در قتل درباره هیچ یک اجرا نمیشود. حتی کسی که به او امر کرده باشد چنانچه مباشر عاقل و بالغ باشد. ولی آمر را به زندان ابد محکوم میکنند.
بر اساس این حکم قاتلان رهبر شهید انقلاب و تک تک شهدای مظلوم ما مستحق اعدامند و به حکم شرعی قصاص، چنانچه اولیای مقتولین، آن را اراده بکننداعمال این حق برای دیگران بدون اجازه اولیا دم جایز نیست. اما این حکم در صورتی که مسئله را در باب دفاع بررسی کنیم تفاوت دارد.
۲ـ کتاب دفاع
دفاع از خویش غریزهای است که خداوند حتی در حیوانات نیز نهاده است. در اسلام دفاع از خویشتن در مقابل مهاجم چه به صورت فردی و چه اجتماعی تشریع شده است. فقها در کتاب دفاع تصریح کردهاند که اگر دشمن به سرزمین اسلامی هجوم ببرد، بر مسلمانها واجب است که با هر وسیله ممکن دفاع کنند. وجوب دفاع، مشروط به حضور و اذن امام معصوم و یا نائب خاص یا عام او نیست.(4) در دفاع، کشتن مهاجم جایز است ولو اینکه مسلمانی را هم نکشته باشد و به قصد کشتن مسلمانان هجوم برده باشد. لذا فقها آن را یکی از اقسام جهاد دانستهاند؛ چون جهاد یا ابتدائی است یا دفاعی. درباره جهاد دفاعی آیات زیادی نازل شده است از جمله:
1ـ « اگر دشمنان، احترام آن(ماه حرام) را شکستند و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید. و (به طور کلّی) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّی کنید! و از خدا بترسید (و زیادهروی نکنید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است!»(بقره، 194)؛
۲ـ«به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفتهاند؛ و خدا بر یاری آنها تواناست.» (حج، 39)؛
۳ـ « و اگر پیمانهای خود را پس از عهد خویش بشکنند و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنها پیمانی ندارند؛ شاید (با شدّت عمل) دست بردارند!»(توبه، 12)؛
۴ـ «آیا با گروهی که پیمانهای خود را شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند، پیکار نمیکنید؟! در حالی که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند؛ آیا از آنها میترسید؟! در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید!»(توبه، 13)؛
۵ ـ «با آنها پیکار کنید، که خداوند آنان را به دست شما مجازات میکند؛ و آنان را رسوا میسازد؛ و سینه گروهی از مؤمنان را شفا میبخشد.(و بر قلب آنها مرهم مینهد)»(توبه، 14)
بر اساس جهاد دفاعی شکی نیست که مهاجمین، مخصوصاً آمرین، همه مهدورالدم هستند و هر کسی که بتواند آنها را بکشد باید اقدام بکند. در مسئله جهاد دفاعی محدودیتهای شرعی که در قصاص وجود دارد نیست، مثل اینکه ولی دم باید قصاص را مطالبه کند و جز او یا وکیل او آن هم با اجازه حاکم شرع هیچکس حق اقدام ندارد. این محدودیتها در دفاع نیست.
بنابراین در جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها بر ایران خون آمران مثل رئیسجمهور جنایتکار آمریکا و نخستوزیر کودک کش صهیونی و تمام فرماندهان و آمران آن جبهه ولو در کشتن مسلمانی مباشرت نداشته باشند، بر هر کس که بتواند آنها را از بین ببرد مباح است بلکه از نظر شرع اقدام واجب میباشد.
۳ـ حدّ محارب و مفسد فی الارض
یکی از حدود شرعی، حدّ محاربه است، که عقوبت آن یکی از این موارد چهارگانه است:
الف ) قتل؛
ب ) به دار آویخته شدن؛
ج ) بریده شدن دست و پا؛
د) تبعید.
آیه ۳۳ سوره مائده حد محاربه را بیان فرموده است:«کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمیخیزند و اقدام به فساد در روی زمین میکنند (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله میبرند،) فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته شوند؛ یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند.»
امام خمینی(ره) در تفسیر محارب میفرماید: «المحارب هو کلّ من جرّد سلاحه او جهّزه لاخافة الناس وارادة الافساد فی الارض؛ فی برّ کان او فی بحر، فی مصر او غیره، لیلاً او نهاراً. ولا یشترط کونه من اهل الریبة مع تحقّق ما ذکر، ویستوی فیه الذکر والانثی (5)؛ محارب کسی است که شمشیرش را برهنه میکند یا آن را تجهیز مینماید تا مردم را بترساند و میخواهد در زمین افساد نماید؛ خواه در خشکی باشد یا در دریا، در شهر باشد یا در غیر آن، شب باشد یا روز و در صورت تحقق آنچه که ذکر شد، شرط نیست که از اهل ریبه (افراد مشکوک و متهم) باشد، و مرد و زن...».طبق این قاعده، بر آمریکاییها و صهیونیستها که با موشک و جنگنده به ایران اسلامی حمله ور شدند تا ملت را بترسانند و به تسلیم وادارند ولو اینکه کسی را نکشته باشند، حکم محاربه با خدا و افساد فی الارض صدق میکند. در حالی که آنها علاوهبر تهدید و ارعاب، انسانهای پاک و در رأسشان رهبر شهید انقلاب را به شهادت رساندهاند.
۴ـ انتقام
انتقام در لغت به معنای مؤاخذه کردن همراه با کراهت قلبی است که به صورتها و مصادیق مختلف از قبیل: طعن و قدح، عیبجوئی، عتاب، انکار و عقوبت و مجازات ظاهر میگردد.»(6) در قرآن این معنا در ۱۷ مورد به همین معنای لغوی آمده است. در چهار مورد به بشر نسبت داده شده است و در ۱۳ مورد به خداوند سبحان.
نمونههایی از نسبت دادن انتقام به بشر در قرآن
۱ـ«به خدا سوگند میخورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفتهاند؛ در حالی که قطعاً سخنان کفرآمیز گفتهاند؛ و پس از اسلامآوردنشان، کافر شدهاند؛ و تصمیم (به کار خطرناکی) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام میگیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بینیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است؛ و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولیّ و حامی دارند، و نه یاوری!» (توبه، 74)؛ در این آیه، منافقان که به برکت اسلام از نعمتهای مادی و معنوی برخوردار شده بودند مورد نکوهش قرار گرفتند. آنان نه تنها قدر آن نعمتها را ندانستند بلکه برای انتقام گیری از پیامبر و مؤمنین توطئه چینی میکردند.
2ـ«انتقام تو از ما، تنها بهخاطر این است که ما به آیات پروردگار خویش -هنگامی که به سراغ ما آمد- ایمان آوردیم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبائی را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران!»(اعراف، 126)؛
این آیه ناظر به سخنان ساحران مصر است. هنگامی که فرعون آنها را برای مقابله با معجزه عصای موسی(ع) فراخواند و آنها معجزه الهی را دیدند و به خدا ایمان آوردند و فرعون آنها را به قتل تهدید کرد، گفتند:ای فرعون، سبب انتقامگیری تو از ما تنها به خاطر ایمان ما به آیات الهی است.
نمونههایی از نسبت دادن انتقام به خداوند سبحان در قرآن
۱ـ « و پیش از تو پیامبرانی را بسوی قومشان فرستادیم؛ آنها با دلایل روشن به سراغ قوم خود رفتند، ولی (هنگامی که اندرزها سودی نداد) از مجرمان انتقام گرفتیم (و مؤمنان را یاری کردیم)؛ و یاری مؤمنان، همواره حقّی است بر عهده ما!» (روم، 47)؛
۲ـ«ولی هر کس تکرار کند، خدا از او انتقام میگیرد؛ و خداوند، توانا و صاحب انتقام است.»(مائده، 95)؛
۳ـ «چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او یادآوری شده و او از آن اعراض کرده است؟! مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت!» (سجده، 22)؛ « باید توجه داشت تعبیر به انتقام از نظر لغت عرب به معنی مجازات کردن است. هرچند مفهوم «تشفّی قلب» (فرو نشاندن سوز درون) در مفهوم این کلمه در استعمالات روزمره شناخته شده است، ولی در معنی اصلی لغوی آن وجود ندارد. لذا این تعبیر در مورد خداوند بزرگ در قرآن مجید بارها تکرار شده در حالی که او برتر از این مفاهیم است. او فقط از روی حکمت کار میکند.»(7) توضیح اینکه انتقام الهی از مجرمان به صورتهای مختلفی امکانپذیر است.
الف) عذاب اخروی؛
ب) عذاب استیصال در دنیا مثل عذاب فرعون یا غرق شدن در دریا و عذاب قوم لوط با سنگباران شدن آنها؛
ج) عذاب الهی با دستان مؤمنان مجاهد
مؤمنان به امر الهی انتقام را از مجرمان میگیرند. در واقع خداوند با دستان مؤمنان مجرمان را مورد عذاب قرار میدهد که در آیه زیر به آن اشاره شده است:
«با آنها پیکار کنید، که خداوند آنان را به دست شما مجازات میکند؛ و آنان را رسوا میسازد؛ و سینه گروهی از مؤمنان را التیام میبخشد. (و بر قلب آنها مرهم مینهد)»(توبه، 14)؛ در آیه دیگری از این سوره از زبان مؤمنان مجاهد میفرماید:«بگو:آیا درباره ما، جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟! (یا پیروزی یا شهادت) ولی ما انتظار داریم که خداوند، عذابی از سوی خودش (در آن جهان) به شما برساند، یا (در این جهان) به دست ما (مجازات شوید) اکنون که چنین است، شما انتظار بکشید، ما هم با شما انتظار میکشیم!»(توبه، 52)
بنابراین، در جنگ ظالمانه آمریکا و صهیونیستها علیه ایران و به شهادت رساندن رهبر شهید و دیگر شهدای مظلوم، قاتلان و آمران استحقاق انتقام الهی پیدا کردهاند. قطعاً خداوند از آنها انتقام میگیرد و یکی از اشکال انتقام الهی این است که به دست رزمندگان اسلام و یا به دست آزادگان دیگر در جهان به درک واصل خواهند شد.
5 ـ طلب ثار (خونخواهی)
«ثأر» در لغت به معنای کینه و عداوت است که بر اثر کشته شدن یک انسان در دل نزدیکان او ایجاد میشود و در دلهای آنان سوز و گداز و غم و اندوه پدید میآورد که تنها با ریختن خون قاتل آتش آن سوز و غم خاموش میشود. لذا به خون ثأر گفته میشود و طلب ثأر یعنی خونخواهی میباشد.(8) در متون دینی ما این واژه بیشتر درباره خونخواهی امام زمان(ع) از قاتلان اباعبدالله الحسین استعمال شده است.
مثلاً در سه موضع زیارت عاشوراء آمده است:
الف) «السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره»؛سلام بر توای آن که خدا از خون پاک تو و خون پدرت انتقام کشد.
ب) «أن یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد(ص)»؛از خدا درخواست میکنم که روزیام فرماید که با امام منصور از اهل بیت محمد(ص) خونخواه تو باشم.»
ج) «و أن یرزقنی طلب ثاری مع امام هُدیً ظاهر ناطق منکم»؛درخواست دارم که خداوند خونخواهی تو را به همراه امام هادی ظاهر ناطق به حق، روزیام گرداند. در حدیثی آمده است: «إذا خَرج القائم(ع)یطلب بدم الحسین و هو یقول: نحنُ أهل الدم طلّاب الثَّرَة»ای الثار(9)؛ وقتی حضرت قائم(ع) ظهور میکند خونخواهی امام حسین(ع) را میکند و میگوید: ما اولیای خونیم و خونخواهانیم.
مراحل تاریخی خونخواهی شیعه
نسبت به شهادت امام حسین(ع)
سه مرحله برای حرکت خونخواهی مربوط به سید الشهداء قابل ذکر است:
مرحله اول: دعوت به خونخواهی
اولین کسی که شعار یا لثارات الحسین در عصر عاشورا سر داد، یک زن بود. وی از آل بکر بن وائل و شوهر ش در اردوگاه عمر بن سعد بود. وقتی صحنه قتل فجیع اباعبدالله(ع) و به اسارت گرفتن دختران رسول اکرم(ص) را دید، بشدت تحت تأثیر قرار گرفت و شروع کرد به فریاد زدن و دعوت عشیرهاش برای یاری کردن یادگارهای رسولالله(ص) از دست جنایتکاران و قاتلان. از جمله گفت: «یا آل بکر بن وائل اتسلب بنات رسولالله!! لا حکم الّا الله یا لثارات رسولالله؛ای فرزندان بکر بن وائل! آیا نمیبینید که دختران رسولالله (ص) را به اسارت میبرند!؟ هیچ حکمی جز حکم خدا نیست. بشتابید به انتقام گرفتن برای رسول خدا.شوهر او به سرعت آمد و همسرش را به خیمهاش برگرداند.»(10)
این فکر و شعار بتدریج در میان اهل کوفه نضج گرفت و منتهی به برخاستن گروههائی علیه حکومت اموی شد.
مرحله دوم: پدید آمدن قیامهای اعتراضی با انگیزه خونخواهی شهیدان کربلا
اولین قیام خوانخواهی، قیام معروف به توابین به رهبری سلیمان بن صُرد خزاعی بود که بر اثر احساس گناه در بین شیعیان کوفه به خاطر کوتاهی کردن در نصرت اباعبدالله(ع) پدید آمد و راه توبه را در قیام علیه قاتلان امام حسین(ع) و کشته شدن در آن راه دانستند، لذا علیه حکومت بنی امیه برخاستند که به شهادت جمعی از آنها در عین الوردة در سال 65هـ انجامید. دومین قیام، قیام مختار بن ابی عبید ثقفی در سال 66هـ بود، که رسماً به عنوان خونخواهی برای امام حسین(ع) از قاتلان آن حضرت در کوفه به راه افتاد.او پس از براندازی حکومت مسلط بر کوفه و تشکیل حکومت شیعی، همه سران معروف به شرکت در لشکر اموی را به درک واصل کرد. از جمله 247 نفر که به صورت دسته جمعی اعدام شد و 35 نفر از فرماندهان مثل عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد، شمر، حرمله، سنان، خولی، و غیره در جاهای مختلف کشته شدند.
مرحله سوم: قیام جهانی مهدوی
یکی از اهداف امام زمان(ع) موقع ظهور، انتقامگیری از قاتلان امام حسین(ع) خواهد بود. برای حل این مشکل که در آن زمان کسی از قاتلان امام حسین(ع) وجود نخواهد داشت و همه به درک واصل شدهاند، سه راه وجود دارد.
راه اول: انتقام از نوادگان قاتلان اباعبدالله که راضی به جنایتهای اجداد خود هستند.
راه دوم: احیاء قاتلان و کشتن آنها مثل زمان رجعت.
راه سوم: مقصود از گرفتن انتقام، براندازی و از بین بردن جریان اسلام اموی است که همواره در طول تاریخ از صدر اسلام تاکنون و تا ظهور امام زمان(ع) به رهبری سفیانی در مقابل اسلام ناب محمدی(ع) به کار شکنی، بدعت گذاری، ترویج ظلم و فساد و انحراف و ظلم به طرفداران اسلام ناب و اهل بیت(ع) مشغول بوده و خواهند بود. پایان بخش حیات ننگین آن جریان موقع ظهور حضرت حجت به دست لشکریان آن حضرت(ع) خواهد بود و این است حقیقت خونخواهی برای شهدای کربلا است.
مراحل خونخواهی سید الشهدای انقلاب اسلامی
در رابطه با خونخواهی مربوط به سید الشهدای انقلاب اسلامی و دیگر شهدای مظلوم جنگهای تحمیلی آمریکا و صهیونیسها علیه ایران، آن سه مرحله هم قابل طرح است.
مرحله اول: مطالبه خونخواهی، که مخصوصاً در جریان تشییع پیکر مطهر شهیدان بشدت و علنی و رسمی مطرح شد، مراجع و خبرگان و به ویژه رهبر معظم انقلاب هم بر آن مطالبه به حق صحه گذاشتند.
مرحله دوم: عملیات اقدام به کشتن آمران و مباشران جنایت قتل رهبر شهید و دیگر شهدای مظلوم ایرانی که باید توسط رزمندگان اسلام و آزادگان جهان عملی شود.
مرحله سوم: استمرار مقاومت اسلامی و پشتیبانی مردمی و حاکمیتی از جبهه مقاومت برای ایزوله کردن غدّه سرطانی صهیونی و طرد خفت بار آمریکاییها از غرب آسیا و آزاد شدن ملتها از حضور نظامی و سیاسی استکباری آمریکا در این منطقه حسّاس از جهان است.
یقیناً آن خونخواهی تاریخی صرفاً برای التیام بخشیدن به دلهای ملت ایران و دیگر ملتهای همراه نیست. بلکه بر اثر وقوع انتقام از آمران و قاتلان شهیدان ما، حالت رعب و هراس همیشگی در دلهای جباران حال و آینده ایجاد خواهد شد، به طوری که کسی از آنان جرأت تکرار آن جنایتها در آینده پیدا نخواهند کرد. در نتیجه زمینه افول هر چه بیشتر سلطه گران آمریکائی و فروپاشی رژیم اشغالگر قدس ایجاد خواهد شد و امنیت ملی برای ایران و دیگر ملتهای مسلمان به ویژه در جبهه مقاومت اسلامی فراهم خواهد شد. بنابراین خونخواهی از آمران و قاتلان شهیدان علاوهبر التیام بخشیدن دلها از جراحتهای وارده، جنبه بازدارندگی دارد. همین بازدارندگی هم آفاق جدیدی برای پیشرفت کشور از جهات مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی خواهد گشود.
پانوشتها:
1.الفقه علی المذاهب الخمسة، الشیخ محمد جواد مغنیه، کتاب القصاص. 2. مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ج2، ص325، السید عبدالاعلی الموسوی السبزواری. 3.احتجاج طبرسی، ج1، ص99. 4. تحریر الوسیلة، امام خمینی(ره)، ج1، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، الدفاع 5. همان، ج2، کتاب الحدود. 6.التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، مادة: نَقَم. 7.تفسیر نمونه، ج17، ص161. 8. شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور، میرزا ابوالفضل الطهرانی، ج1، ص234. 9. مجمع البحرین، فخر الدین الطریحی، م1085هـ، ج3، ص234، تهران المکتبة المرتضویة لاحیاء الآثار الجعفریة، 1362هـ ش. 10. حیاة الامام الحسین(ع)، شیخ باقر قرشی، ج3، ص301؛ اللهوف ص74.