کد خبر: ۳۳۵۰۹۸
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۹
جامعه‌شناس عضو هیئت علمی دانشگاه تهران:

تشییع امام شهید یک «تمرین تمدنی» و اتحاد ملت‌ها در قالب «امت اسلامی» بود

جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: برای قرن‌ها، جهان مدرن بر پایه «ملت‌های دولت‌محور» سازماندهی شده بود؛ ساختاری که در آن، مرزهای سیاسی هویت‌های جمعی را تعریف و محدود می‌کردند. اما آنچه در این تشییع رخ داد، نشان از بلوغ فرآیند 
فرو ریختن تدریجی مرزهای ملت‌ها و اتحاد آن‌ها در قالب «امت اسلامی» بود. مردم با حضور خود، نه به‌عنوان «شهروندان ایرانی» که به‌عنوان «امت اسلامی» و «وارثان یک تمدن جهانی» عمل کردند.
حامد حاجی‌حیدری، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با فارس در بررسی و تحلیل تشییع تاریخی امام شهید گفت: فکر می‌کنم رسانه‌های جهان هم از کلیشه‌های معمول خود در توصیف وقایع ایران خارج شدند و ناخواسته و واقعاً ناخواسته، این تشییع را متفاوت پوشش دادند. در کوران برگزاری جام جهانی در آمریکا و جشن 250سالگی کشور منحوس آمریکا، خبر تشییع رهبر شهید ما، تیتر یک و دقیقاً تیتر یک معتبرترین مطبوعات و خبرگزاری‌های غرب بود. آنان حتی کلیشه‌های خود در پوشش رویدادهای تشییع را مراعات نکردند و من فکر می‌کنم که تشییع ایرانی منطق خود را حتی به زاویه دید دوربین‌ها و قلم گزارشگران تحمیل کرد.
وی اظهار داشت: رویدادهای تشییع، معمولاً رویدادهای «پایانی» هستند که به گذشته تعلق دارند. مراسم، یک نقطه پایان است؛ پایان یک زندگی، پایان یک دوران، پایان یک روایت؛ سوگواران به پشت سر می‌نگرند؛ برای ازدست‌رفته‌ها اشک می‌ریزند؛ و پس از پایان مراسم، به زندگی عادی خود بازمی‌گردند. تشییع هکتور در ایلیاد، یک مراسم بود. تشییع مارتین لوتر کینگ، یک مراسم بود. در این‌ها، مردم برای بدرقه یک «پایان» گرد هم آمدند و پس از آن، هرکسی به راه خود رفت. اما برای همه مردم دنیا و حتی رسانه‌های مسلط آشکار بود که این بدرقه تازه یک آغاز هست. لحن مهم‌ترین روزنامه جهان، یعنی نیویورک تایمز این بود که این تشییع دارد آینده را می‌سازد؛ افق‌های تازه می‌گشاید؛ و شبکه‌ای از معنا و کنش را فعال می‌کند. پس از این قرار، سه نکته شایسته توجه هست: نخست این که تشییع، برای «تجدید بیعت با یک آرمان زنده» برگزار شد. مردمی که در خیابان‌ها حضور یافتند، با انرژی‌ای که در تصاویر جهان بازتاب قابلی یافت، دنبال ایجاد یک «امتداد تاریخی» بودند. این برای ما ایرانی‌ها، چیز تازه‌ای نیست. ما وقتی به تشییع امام خمینی(ره) هم رفتیم، حرف اصلی‌مان این بود که امام راهت ادامه دارد. وقتی به تشییع شهید سلیمانی یا شهید رئیسی و کلاً وقتی به تشییع هر شهید رفتیم، همین ذهنیت را داشتیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: جنبه دوم این بود که این تشییع، «زمان» را در خط یک «چرخه استعلایی حسینی» بازتعریف کرد. زمان در جهان مدرن، خطی است که از گذشته به آینده می‌رود و مرگ، پایان این خط است. اما در این تشییع و اساساً در تشیع، زمان از خطی بودن خارج شده و به یک چرخه استعلایی که هر سال باز می‌گردد و لااقل دو ماه تمام فضائل یک سال را به خود اضافه می‌کند و دوباره ادامه می‌دهد تبدیل شد. درست است که هر سال بازمی‌گردد و تکرار می‌شود ولی هر بار، چندین پله بالاتر ادامه می‌دهد. در این افق، هر شهادت تازه بر عمق درک مردم از شهادت اصلی یعنی شهادت امام حسین علیه‌السلام اضافه می‌کند و تعمیق می‌بخشد. مرگ در این الگو، پایان نیست؛ «پله‌ای است برای عبور از تاریخ» و «تولید حیات مضاعف» چند پله بالاتر. و در نتیجه، جنبه سوم این بود که تشییع، یک «بسیج و احضار عواطف حسینی» بود که بر زمینه‌های نهادی عمیقاً ریشه‌دار در تاریخ ما مستقر بود و بدون ضرورت هیچ فراخوان اداری و سازمان‌دهی متمرکز، می‌توانست و توانست میلیون‌ها انسان را در دو کشور و چند شهر به خیابان‌ها بکشاند. این سطح از مشارکت داوطلبانه، ریشه در «شبکه‌ای خودزا و تاریخی» دارد که در طول چهارده قرن با هر تکرار عاشورا، تقویت شده و بر دامنه و عمق آن افزوده شده است.
حاجی‌حیدری در پاسخ به این سؤال که تشییع امام شهید در تهران، نجف، کربلا، قم و مشهد برگزار شد، این امتداد جغرافیایی چه معنایی دارد؟ آیا می‌توان آن را نشانه شکل‌گیری یک امت و هویت فراملی دانست؟ بیان داشت: این امتداد جغرافیایی برای من، یک «نقشه امت» را ترسیم می‌کند؛ این نقشه‌ای است که در صدر تاریخ تشیع با هجرت رضوی به شرق گشوده شد و از همان زمان، خراسان را به عنوان افق موعود ترسیم کرد. یک پیوستار «حسینی-رضوی-موعود» درست شد. هجرت اجباری امام رضا‌(ع) از مدینه به مرو، یک «ترجمه گسترش‌یابنده» در شبکه تاریخ تشیع بود. تشیع تا پیش از آن، یک هویت حاشیه‌ای و عمدتاً عربی داشت؛ امّا با این هجرت، از مرزهای جزیره‌العرب و عراق فراتر رفت و خود را در دل مشرق‌زمین در بستر تمدنی کهن و گسترده بازتعریف کرد. خراسان با این هجرت و شهادت، به «باند پرواز تشیع» تبدیل شد؛ نقطه‌ای که تشیع در آن از زمین کربلا و نجف برخاست و برای پروازی جهانی، در مشهد با بال‌های زیارت و روایت به آسمان تاریخ پر گشود.
وی اظهار داشت: حالا و در جریان این تشییع، این نقشه از غرب و کربلا و نجف جان می‌گیرد؛ جایی که خون سیدالشهدا‌(ع) و عدالت علوی، دو ستون اصلی هویت شیعی را بنا نهاد. سپس به قم می‌رسد؛ جایی که معرفت ناب شیعی در حوزه علمیه به‌مثابه مغز متفکر این تمدن تولید و بازتولید می‌شود. از آنجا به تهران می‌رسد؛ جایی که این معرفت و شهادت، در قالب یک نظام سیاسی یعنی «ولایت فقیه»، در سده پانزدهم هجری متجلی شده و قدرت سیاسی تشیع را در عصر غیبت به عرصه ظهور رسانده است.
جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: این مردم بودند که در هر پنج شهر، خودجوش میادین را پر کردند و پرچم‌های سرخ را به اهتزاز درآوردند. این «نقشه امت» نه از روی میز برنامه‌ریزان سیاسی که از دل «شبکه خودجوش مردم» ترسیم شد. و این همان چیزی است که تشییع امام شهید را از تشییع‌های مشابه در دیگر نقاط جهان جدا می‌سازد. در بسیاری از نقاط جهان، تشییع یک مراسم «از بالا به پایین» است که توسط حاکمیت سازماندهی می‌شود. امّا در اینجا، مردم خودشان موتور حرکت بودند و حاکمیت به‌مثابه «آینه‌ای» بود که اراده آنان را بازتاب 
می‌داد.
وی بیان داشت: وقتی این تشییع را با تشییع‌های شاخصی که در تاریخ برای جان‌فدایان راه امت توصیف شده است مقایسه می‌کنیم، یکی از نکاتی که متوجه می‌شویم این است که این تشییع، عمیقاً به آینده نظر داشت و گذشته در آن کمرنگ بود. هکتور تروایی در دفاع از شهرش جان سپرد و مردم تروا با اشک، پیکر او را سوزاندند؛ امّا این سوگ جز حسرتی ابدی برای یک دوران از دست ‌رفته نبود و پس از سوزاندن پیکر، تروژان‌ها نصایح پایانی هکتور را هم سوزاندند و همان مسیری را ادامه دادند که به قربانی شدن هکتور منجر شد و نهایتاً تروی نابود شد. مارتین لوتر کینگ، با ترور ناجوانمردانه جان سپرد و نیم‌میلیون نفر در تشییع او شرکت کردند؛ امّا این سوگ با مصادره نهادی، به یک کلیشۀ سالانه دولت کاخ سفید بدل شد و نتوانست ساختارهای عمیق نابرابری را در آمریکا تغییر دهد. سالوادور آلنده در کاخ ریاست‌جمهوری در برابر کودتای پینوشه ایستادگی کرد و جان خود را در راه حاکمیت ملی سپرد؛ امّا تشییع او، یک مراسم یادبود ملی صرف باقی ماند و هیچ شبکه‌ای برای ادامه راه او شکل
 نگرفت.
حاجی‌حیدری خاطرنشان کرد: در تمام این نمونه‌ها، تشییع یک مراسم پایان بود؛ پایان یک زندگی، پایان یک دوران، پایان یک روایت. امّا در اینجا، ما با یک مراسم آغاز روبه‌رو بودیم. مردمی که در خیابان‌ها حضور یافتند، برای تداوم یک راه آمده بودند. راهی که در آن، مرگ پله‌ای است برای عبور از مرحله‌ای از تاریخ به سمت موعود و تولید حیات مضاعف، چند پله بالاتر. این همان آینده‌نگری عمیق تمدنی بود که تشییع امام شهید را در سایه آموزه حسینی-رضوی-موعود از تمام این نمونه‌ها جدا می‌سازد. در آن تشییع‌ها، مردم برای بدرقه یک شخصیت آمده بودند؛ امّا در اینجا، برای «تداوم یک راه». راهی که در آن، شهادت چراغی است که راه آینده را روشن می‌کند.
جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: برای قرن‌ها، جهان مدرن بر پایه «ملت‌های دولت‌محور» سازماندهی شده بود؛ ساختاری که در آن، مرزهای سیاسی هویت‌های جمعی را تعریف و محدود می‌کردند. اما آنچه در این تشییع رخ داد، نشان از بلوغ فرآیند فروریختن تدریجی مرزهای ملت‌ها و اتحاد آن‌ها در قالب «امت اسلامی» بود. مردم با حضور خود، نه به‌عنوان «شهروندان ایرانی» که به‌عنوان «امت اسلامی» و «وارثان یک تمدن جهانی» عمل کردند. این تشییع یک «تمرین تمدنی» بود؛ تمرینی که در آن، ملت‌ها در «شبکه‌های تاریخی امتی» حل می‌شوند و هویتی فراتر از دولت-ملت را تجربه می‌کنند.