کد خبر: ۳۳۵۰۹۳
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۹
سالگرد قرارداد رویتر و فروش ایران به انگلیس

برای شاه جز باد هوا چیزی باقی نگذاشته‌اند

 
دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان
«... افشای مفاد امتیازنامه (رویتر) اروپا را تکان داد. تی یر، سیاستمدار فرانسوی اظهار کرد برای شاه، جز باد هوا چیزی باقی نگذاشته‌اند!!...» 1
این جمله سر دنیس رایت، نخستین سفیر انگلیس در ایران پس از کودتای 28 مرداد درباره امضای قرارداد رویتر بود که در کتاب معروف خود به نام «انگلیسیان در ایران» آورد.
قرارداد رویتر وقتی ناصرالدین شاه قاجار در جمادی الاول 1289 قمری مقارن با جولای 1872 میلادی و مرداد 1251 شمسی، برای نخستین‌بار به اروپا سفر کرد، به تشویق صدراعظمش، میرزا حسین‌خان سپهسالار و معاونت وزیر امور خارجه وقت میرزا ملکم‌خان با بارون ژولیوس 
دو رویتر یهودی/انگلیسی بسته شد.
واگذاری همه منابع زیرزمینی و روزمینی به بیگانه
ظاهرا موضوع قرارداد رویتر، ایجاد راه‌آهن از خلیج‌فارس تا دریای خزر بود، اما طی این قرارداد، ایران متعهد شد که کلیه اراضی و مصالح مورد نیاز، انحصار بهره‌برداری از معادن زغال سنگ، آهن، مس، سرب، نفت و جنگل‌ها و آب‌های ایران را به رویتر واگذار نماید. همچنین اجاره گمرکات ایران به مدت 25 سال و امتیاز بانک و مؤسسات اعتباری نیز به آن اضافه شد به علاوه امتیاز توزیع گاز، زیباسازی شهر تهران، ایجاد راه‌ها، تلگرافخانه‌ها و...دهها امتیاز دیگر به رویتر واگذار شد! 2
در همان زمان بسیاری از کارشناسان و دیپلمات‌های خارجی در شگفت بودند که چگونه ممکن است یک پادشاه این‌گونه اختیار کشورش را در مقابل هیچ، به یک بیگانه واگذار کند. لرد کرزن (دیپلمات آن روز و صدراعظم آینده انگلیس) در کتاب خود به نام «ایران و مسئله ایران» نوشت: 
«... وقتي امتياز رويتر منتشر گشت مندرجات آن حاکي از تسليم کامل و خارق‌العاده کليه منابع صنعتي کشور به بيگانگان بود و اين کاري بود که هيچگاه در تاريخ سابقه نداشته و حتي شايد خواب آن را هم کسي نمی‌ديده است...» 3 
هنری راولینسون سرگرد انگلیسی و از شرق‌شناسانی که ترجمه برخی زبان‌ها و خطوط باستانی را منتسب به وی می‌دانند، در کتاب «انگلیس و روسیه در شرق» نوشت: 
«... این امتیاز که آن را بزرگ‌ترین خیانت میرزا حسین‌خان سپهسالار نخست‌وزیر ناصرالدین‌شاه می‌دانند، همه زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان را برای مدت هفتاد سال در اختیار دولت انگیس قرار داد...» 4‌
فروش ایران توسط پدران شبه روشنفکری امروز
و نکته جالب اینکه باعث و بانی تهیه و امضای این قرارداد ننگین (که آن را در مقابل 100هزار لیره باج به شاه ایران تحمیل کردند)، 2 تن از شبه روشنفکران تاریخ معاصر ایران بودند که همین امروز نیز مورد تقدیس و تجلیل شبه روشنفکران نوکیسه قرار دارند!!
اول؛ میرزا حسین‌خان سپهسالار (که به کمک مانکجیهاتریا از فراماسون‌های نشاندار انگلیسی، اولین دولت فراماسون را در ایران تشکیل داد) و دوران صدارتش توسط فریدون آدمیت (یکی دیگر از نویسندگان مورد وثوق جریان شبه روشنفکری)، حکومت قانون و ترقی خوانده شد!! و بارها و بارها در نشریات امروز این جریان هم مورد تحسین و تجلیل قرار گرفته است.
و دوم؛ میرزا ملکم‌خان که در اغلب نشریات به اصطلاح روشنفکری و اصلاح‌طلب، پدر جریان اصلاح‌طلبی لقب داده شده و بارها و بارها به مناسبت‌های مختلف در این نشریات مورد تقدیر و ستایش واقع شده است.
 همین میرزا ملکم‌خان است که نخستین لژ فراماسونری را در ایران تحت عنوان «فراموشخانه» به وجود آورد و در سفر دوم‏ شاه در مسئله امتیاز لاتاري با گرفتن چهل هزار ليره‏ و تقسيم آن بين شاه و اطرافيانش، «اسباب آن را فراهم آورد.» 5 
تنها مردان میدان استقلال و آزادگی
اما بازهم تنها قشری که در مقابل این وطن‌فروشی تاریخی ایستاد، روحانیت و علما بودند. حاج ملا علی کنی از علمای بزرگ تهران و معروف به رئیس‌المجتهدین و از شاگردان «صاحب جواهر» در مقابل قرارداد رویتر اعتراض کرد و همراه گروهی از علما به دشمنی با میرزا حسین‌خان سپهسالار برخاست و وی را بی‌دین خواند. نامه‌های متعدد به ناصرالدین شاه نوشت و لغو قرارداد ننگین رویتر را خواستار شد.6  احمد کسروی در جلد اول «تاریخ مشروطه ایران» می‌نویسد: 
«...نامه‌هایی به ناصرالدین شاه نوشتند که سپهسالار را با خود به تهران نیاورد. این نامه در رشت به دست شاه رسید و چون ملایان در آن زمان بسیار نیرومند بودند، شاه ناگزیر شد حکمرانی گیلان را به سپهسالار بدهد. او را در آنجا گذاشت و خود، بی‌او به تهران آمد...» 7
قرارداد رویتر به همت علما و روحانیت لغو شد و یک بار دیگر حضور روحانیون شجاع و آگاه در عرصه سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر ایران باعث شد تا کیان و عزت و همچنین منابع و منافع آن از گزند مطامع بیگانگان دور بماند. محمدحسن‌‌خان اعتمادالسلطنه در کتاب «چهل سال تاریخ ایران» (المآثر و الآثار) از قول بنجامین اولین سفیر آمریکا در عهد ناصری در ایران، در کتاب «سفرنامه بنجامین»، درباره حاج ملا علی کنی نوشته است: 
«...حاج ملا علی کنی مردی مسن، محترم، باوقار و هیبت است ولی به رغم مقام و موقعیت خود، زندگی مجلّل و باشکوهی ندارد و خیلی ساده و معمولی به سر می‌برد. با آنکه املاک و دارایی هم دارد مع هذا درصدد نمایش دادن آنها نیست و در کمال سادگی زندگی می‌کند. موقعی که از منزل خارج می‌شود، فقط سوار یک قاطر سفید رنگ می‌گردد و یک نفر نوکر همراه اوست ولی مردم وقتی از آمدن او مطلع می‌شوند از هر طرف نزد وی می‌آیند و مانند یک موجود فوق طبیعی از این روحانی استقبال می‌کنند. یک اشاره از طرف او کافی است که شاه را از تخت سلطنت به زیر آورد... سربازان گارد محافظ سفارت آمریکا در تهران به من می‌گفتند، با آنکه از طرف شاه مامور حفاظت جان من و اعضای سفارت شده‌اند اگر حاج ملا علی کنی به آنها دستور دهد، بدون درنگ من و دیگر اعضای سفارت را خواهند کشت. خوشبختانه مردی که این همه قدرت و نفوذ کلام دارد، کسی است که خیلی رئوف و مهربان و ملایم است و هیچ وقت دستورات شدیدی صادر نمی‌کند...» 8 
سیره روحانیت مبارز در دویست سال اخیر
نگاهی اجمالی به تاریخ حداقل 200 سال اخیر نشان می‌دهد که روحانیون و علمای اسلام همواره در صف مقدم مبارزه با استعماگران و اشغالگران و متجاوزین به خاک ایران قرار داشتند، اگرچه همواره متهم بودند که دفاع از وطن و کشور و مرز و بوم را درجه دوم تلقی نموده و اصل را حراست از دین و مذهب برمی‌شمردند اما از آنجا که ایران را کشور صاحب‌الزمان‌(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) و ‌ام‌القرای جهان اسلام محسوب کرده و می‌کنند، دفاع و نگهبانی از خاک و مرزهای آن را حراست از دین و اسلام به شمار آورده و می‌آوردند. 
تا همین امروز و طی حوادثی که طی یک سال اخیر بر این کشور رفت، بازهم روحانیت و مرجعیت در صدر دفاع از ایران قرار گرفت، چنان‌که امام شهید حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای طی 37 سال ولایت خویش، آنچنان این ملت و کشور را رهبری کردند که علی‌رغم تحمل شدیدترین تحریم‌های به قول خود غربی‌ها فلج‌کننده، ایران به جایی رسید که حتی در سخت‌ترین دورانش، برای اولین بار در مقابل قلدرترین شیاطین عصر و زمان خود ایستاد و مقاومت کرد و آنها را به حقارت کشاند. و از همین روی رهبر شهید را ایرانی‌ترین ایرانی تاریخ خواندند. 
چو ایران نباشد تن من مباد؟!
اما آنان که همواره ادعای یقه چاک دادن برای وطن داشتند و با شعار «چو ایران نباشد، تن من مباد» گوش فلک را کر می‌کردند، بنا به کارنامه سیاه خود که تقریبا در هیچ‌یک از آوردگاه‌ها و میادین نبرد با اشغالگران و متجاوزین و استعمارگران حضور نداشته و به بهانه تجدد و تمدن و پیشرفت، اگر دست همکاری با آن اشغالگران نداده و عمله استعمار نشدند، به احتمال زیاد در پستوها و گوشه‌های عزلت، پنهان گردیدند، این بار نیز در دشوارترین و خونین‌ترین روزهای این سرزمین، بازهم برای قوای بیگانه هلهله کشیدند یا سکوت مرگبار گورستانی پیشه کرده و منتظر تغییر اوضاع ماندند و یا کر و کور و لال اساسا تجاوز نظامی دشمن و کشتار هموطنانشان را نفهمیدند!
درست مانند دوران جنگ‌های ایران و روس که طرف روس‌ها بودند و همدل با انعقاد قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای و در روزگار جنگ اول جهانی و هجوم ارتش بریتانیا به خاک میهن و اشغال جنوب، باز همدست و همراه و همدل با متجاوزین بودند تا برکشیدن مزدور دست‌نشاندهایی همچون رضاخان که به نام دیکتاتوری منور در کنارش قرار گرفتند تا پهلوی دوم و طرح‌های استعماری‌اش مانند انجمن‌های ایالتی و ولایتی و لوایح ششگانه و قانون حقارت‌بار کاپیتولاسیون و... که به نام ترقی‌خواهی و مدرنیسم حامی‌اش شدند. 
در روزهای انقلاب هم اساسا نفهمیدند، چه زمانی انقلاب اوج گرفت و چه وقت پیروز شد! فقط گوش به دهان رسانه‌های بیگانه، لاطائلات آنها را بلغور می‌کردند تا روزهای تجزیه‌طلبی و کودتا و ترور و جنگ تحمیلی و... که همواره در مقابل انقلاب و مردم قرار داشتند. 
درست مثل امروز که انگار طلسم شده‌اند و اصلا نمی‌توانند از مظلومیت شهدای میناب و لامرد و ناو دنا و فرماندهان و دانشمندان و مردم مظلوم و... کمترین چیزی بگویند اگرچه همه دنیا به نوعی تکلیف خود را با این فجایع روشن کرده‌اند اما این جماعت انگار خشکشان زده، به قول امروزی‌ها هنگ کرده‌اند، انگار از ته خط هم رد شده‌اند!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- انگلیسیان در ایران- دنیس رایت- ترجمه غلامحسین صدری افشار- صفحه 101
2 - خاطرات سیاسی امین‌الدوله- ص ٢٢ تا ٣٤
 3- مصطفی فاتح- پنجاه سال نفت ایران- صفحه ۲۴۵
 4- Henry Rawlinson: England and Russia in the East. Reprint of 1875،Adamant Media Coorporation,
 5- محمد خاتمی- فراماسونری- انتشارات کتاب صبح- چاپ اول، 1380
6 - روح‌الله حسينيان- چهارده قرن تلاش شيعه- صفحه‌های 206-251
7 - احمد كسروي- تاريخ مشروطه ايران- جلد 1- تهران- اميركبير- 1357- صفحه 10
 8- ایران و ایرانیان- ساموئل گرین ویلر بنجامین- صفحه 499