قـلمهـا بایـد بـرخیـزنـد
ابوالقاسم وردیانی
روزهای سختی بر همه ما گذشت و لاجرم در جریان این تقابل روشن حق و باطل، روزهای ناهمواری هم در پیش رو خواهیم داشت. شنیدن خبر شهادت هموطنانمان و خرابیهای ناشی از جنگی که درجریان است، دل همه ما را خون
کرده.
بماند اصابت گاه و بیگاه موشکهای دشمن در نزدیکی و لرزیدن دیوارها و شکستن شیشهها و...
میدانم که در این شرایط تمرکز روی نوشتن کاری است بسیار دشوار، اما در این شرایط این تنها کاری است که از ما بر میآید و شاید تنها رسالت ما در این شرایط بینظیر در تاریخ ایران و حتی جهان، همین باشد.
سالها نوشتن را آموختیم و نوشتیم و تعلیم دادیم و حال رسیدهایم به جایی که باید این تجربهها را به سلاحی برای تقویت جبهه حق تبدیل کنیم.
نمی دانم از چه باید بنویسیم اما میدانم در این شرایط جنگی، موضوعات آنقدر فراوان است که گاهی فقط با گوش دادن میتوان به نکتههای نابی برای نوشتن رسید.
همانطور که نظامیان و سیاستمداران و دولتیان هریک به کار خویش مشغولند، ما نیز باید به کار خویش مشغول باشیم. آیا کسی ازآنها توقع دارد که عملیات و دیپلماسی و اداره کشور را رها کنند و به نوشتن
بپردازند؟
دقیقاً به همین دلیل ما هم باید کار خودمان را انجام بدهیم. تحلیل شرایط و دیدن دقیق تحولات کار همه ماست اما نباید به همین ختم شود. تمام اینها باید در قالبهای مناسب روایی نوشته و به مخاطب ارائه شود. شاید متنهای تولید شده در این شرایط زیاد تاثیرگذار نباشد _که به نظر من هست_ اما در آینده تمام اینها بخشی از تاریخ معاصر ما را خواهند ساخت و از خطر فراموشی نجات خواهند داد. چه کسی در زمان دفاع مقدس فکر میکرد که یادداشت ساده یک رزمنده گمنام در شب عملیات، امروزه بتواند رازگشا باشد و دریچهای به ناگفتههای آن دوران
بگشاید؟
آن زمان نمیدانستیم که اگر میدانستیم چه کارها که نمیکردیم و چه متنها که تولید نمیشد اما اکنون میدانیم و این تجربه و علم به این موضوع بار مسئولیت ما را سنگینتر میکند. قلم به دست بگیریم و آنچه را میتوانیم -در هر قالب روایی که برایمان مقدور است- بنویسیم و به اشتراک بگذاریم که تک تک این لحظات حساس و تاریخ ساز در حال گذشتن هستند...