کد خبر: ۳۳۵۰۰۵
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۲
نگاهی به پایداری و مقاومت مردم جنوب ایران

جنوب، جان ایران است

نفیسه زارعی

جنوب؛ با بوی نخل و شط صدای جاشوها که تازه از دریا آمده‌اند، رنگ زندگی را روی صورت نوار جنوبی این سرزمین رنج‌دیده می‌پاشد، اینجا جنوب مقاوم است، جایی که نزدیک به نیم ‌قرن پیش ناگهان گلوله‌ای از دهانه‌ سلاحی سرد و وحشی شلیک شد و در این میان مردان و زنانی بودند که ایستادگی را معنا کردند، روایت این روزهای جنوب ایران در نبرد هرمز، روایتی شنیدنی است که نباید به سادگی از کنار آن عبور کرد، روزهای گرم تابستان در هنگامه‌ای که دشمن تروریست آمریکایی تقریباً یک روز را در تقویم برای شلیک گلوله‌ نامردی جا نمی‌اندازد و آرامش را از شهرهای جنوبی ایران ربوده، مردم طبق یک سنت تاریخی که در رگ و پِی‌شان ریشه کرده است، مقابل آنها ایستاده‌اند. 
انگار در همه‌ آنها یک رئیسعلی دلواری و شهید علیرضا تنگسیری زندگی می‌کند و نمی‌گذارد نبض مقاومت یک لحظه از تپش بیفتد، گزارش پیش‌رو نگاهی نو به مقاومت مردم خونگرم جنوب سرزمین عزیزمان ایران است.
یادگار تاریخ غیوران
تاریخ خطه‌ جنوب را که ورق می‌زنیم، سراسر حماسه و پایمردی را می‌شود در سطر سطر آن ملاحظه کرد. در گذشته نبرد با استعمارگران دنیای کهن همچون انگلیسی‌ها و پرتغالی‌ها و در دوران معاصر از قیام ملی شدن صنعت نفت، پیروزی انقلاب اسلامی تا دفاع مقدس اول و مقاومت ملی شکل‌گرفته حول محور خوزستان، همه با مرکزیت جنوب ایران بوده است، جنوبی که تنوع قومیتی آن، دشمن را به طمع نفت تا آنجا کشاند و سعی کردند تا از سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن بهره ببرند اما این خیال باطل خیلی زود بر آنها مسجل شد.
 محمد ماجدی کارشناس تاریخ معاصر در این زمینه معتقد است: «آنچه تاریخ جنوب ایران را از بسیاری مناطق دیگر متمایز می‌کند، تداوم یک الگوی مقاومتی‌است که در طول قرون، ماهیت دشمن تغییر کرده ‌اما روح مقاومت مردمی ثابت مانده است. نکته‌ای که در تحلیل تاریخی این منطقه غالباً نادیده گرفته می‌شود، نقش تنوع قومیتی خوزستان و جنوب ایران شامل عرب، بختیاری، لر، قشقایی به‌عنوان یک ظرفیت مقاومتی است، نه نقطه ضعف. استعمار انگلیس، به‌ویژه در دوره شرکت نفت ایران و انگلیس، تلاش کرد با تکیه بر همین تنوع، سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را پیاده کند؛ از تطمیع برخی شیوخ محلی گرفته تا تلاش برای برجسته‌سازی هویت‌های قومی در برابر هویت ملی. اما آنچه در عمل رخ داد، برعکس محاسبات استعماری بود در بزنگاه‌های تاریخی، از جنبش ملی‌شدن نفت تا دفاع مقدس همین تنوع قومی، در کنار هم و در ذیل یک آرمان مشترک ملی، به ‌صف شد.
مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر نمونه‌ای درخشان از این همگرایی است؛ شهری که مردم عادی‌اش، فارغ از تعلقات قومی، در کنار نیروهای نظامی ایستادند و روایت شهر خون را رقم زدند. این تداوم تاریخی تا نبرد هرمز نشان می‌دهد که هویت ملی در جنوب ایران، نه به رغم تنوع قومی، بلکه از دل همین تنوع و در تعامل با آن شکل گرفته و تحکیم شده است.
جانفدایان خلیج‌فارس
جنگ یک پدیده‌ دست‌ساز ناگوار است که نمی‌شود به سادگی از کنار آن گذشت اما زمانی که این جنگ در نهایت نامردی به مردم سرزمینی تحمیل بشود که به صلح و مدارا شناخته شده‌اند ماجرا متفاوت می‌شود، ایالات متحده آمریکا بعد از حمله‌ نهم اسفند به تهران و ایجاد دوگانه‌ صلح-آتش‌بس، بازی نخ‌نمای نقض عهد را در تفاهم‌نامه اسلام آباد شروع کرد، این‌بار سهم جنوب از جنگ بیشتر از سایر استان‌های ایران بود با این حال نباید از نظر دور داشت که ایجاد جنگ فرسایشی برای ایالات متحده، علی‌رغم هزینه‌بر بودن می‌تواند کاربردهای مختلفی نظیر خسته کردن طرف مقابل را به همراه داشته باشد، آمریکا در نبرد هرمز با یک نامعادله که برخاسته از حماقت محض ترامپ بود، وارد شد و تاکنون نه تنها نتوانسته وضعیت تنگه هرمز را به پیش از نهم اسفند سال قبل برگرداند بلکه در باتلاق خودساخته دست و پا می‌زند، با این حال جنوبی‌هایی که دل‌شان به وسعت خلیج تا ابد فارس است، در شرجی و گرمای این روزهای جنگ‌زده نفس کم نیاورده‌اند و در مقابل هیبت ابرقدرت پوشالی ایستاده‌اند، این را می‌شود از روایت رسانه‌های مختلف تشخیص داد.
 محمد شیرانی از جاشوهای بندرعباسی است، او با لنج کار می‌کند و حالا به واسطه‌ دوستی جنوبی و از طریق تماس تلفنی با او ارتباط گرفتیم تا درخصوص وضعیت بندرعباس و چرایی حضورش در زنجیره انسانی جانفدایان خلیج‌فارس بپرسیم، او با همان لهجه دلنشین بندری می‌گوید: «برای ما جنوب حکم مادر را دارد، مگر می‌شود کسی به این سادگی بگذارد کسی روی مادرش دست دراز کند، به خدا که اگر ترامپ، سربازان آمریکایی را این سمت‌ها بفرستد ما خون آنها را در خلیج‌فارس می‌ریزیم و نمی‌گذاریم لکه‌ نحس ننگ خون‌شان روی زمین ایران بماند، حالا هم وقتی فهمیدم قرار است همشهری‌ها در کنار ساحل زنجیره انسانی با نام جانفدایان خلیج‌فارس تشکیل بدهند، من با زن و بچه خودمان را رساندیم. اصلا این که چیزی نیست زن و بچه و اولاًدم فدای ایران، فدای یک تار موی رهبر انقلاب.»
نفس‌های سخت اما امیدوارکننده
این روزهای جنگی آنهائی که سری به خوزستان زده‌اند حال و هوای آنجا را متفاوت از هر زمان دیگری می‌بینند، شاید شباهت عجیب جنوب 1405 را بتوان در بیش از چهار دهه‌ قبل و در برهه‌ حساس دفاع مقدس هشت ساله جست‌وجو کرد، حافظه‌ تاریخی آنهائی که آن سال‌ها را نفس کشیده‌اند به خوبی حصر آبادان، مقاومت خرمشهر، سوسنگرد و دشت عباس و دزفول و همه‌ شهرهای آن خطه قهرمان را مجسم می‌کند، به گفته‌ شاهدان عینی برپایی موکب‌های پذیرایی برای رزمندگان، پخت شیرینی و نان توسط زن‌های جنوبی بخش جدایی‌ناپذیر از سنت مهمان‌نوازی آنها حتی در اوج بحران است. 
مریم اکبری که با هدف جمع‌آوری روایت‌های این روزها عازم جنوب شده به گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید: «آنچه از دل روایت‌های جمع‌آوری شده برایند می‌شود ایجاد یک سبک زندگی تازه در دل جنگ است، جنوبی‌ها در اوج گرما، نبود برق و فقدان امکاناتی که در شهرهای دیگر وجود دارد این روزها با رنج جنگ دست و پنجه نرم می‌کنند اما با این حال صدای زندگی عصرها در کنار دریا شنیده می‌شود، هرچند بعضی شب‌ها در شهرهایی مثل بوشهر و اهواز پدافند از همان ساعات ابتدائی غروب آفتاب با ریزپرنده‌های متخاصم مقابله می‌کند و گاهی صدای جنگنده و انفجار هم چاشنی آن می‌شود اما مردم هرگز نمی‌ترسند. انگار ریتم زندگی آنها با اتفاقات تلخ و شیرین این روزها تنظیم شده است، این را حتی در شهری مثل میناب که عملاً تعداد زیادی از خانواده‌ها در آن داغدار هستند هم مشاهده می‌شود، به نظر من این حجم از وطن‌پرستی و نوع‌دوستی تنها در میان ایرانی‌ها وجود دارد.»
این حرف‌ها و نقل‌ها ذهن آدم را می‌برد به سمت تیتر یکی از رسانه‌های معاند که البته برای ایجاد دوقطبی آن را استفاده کرده ‌اما معلوم است زبانش الکن مانده از این حجم از مقاومت که این‌طور نوشته است: روایت ایستادگی جنوب ایران زیر آتش آمریکا؛ نفس‌های سخت اما امیدوار کننده!
سیستانِ جان
در کنار همه‌ آنچه درباره‌ جنوب گفتیم نباید از زدن زیرساخت‌های اساسی که زندگی مردم را با چالش مواجه می‌کند به سادگی بگذریم، تخریب پل، منهدم کردن آب‌شیرین کن، دکل مخابراتی، برج دیده‌بانی دریایی و... زخم‎‌های دیرپایی را بر پیکر استان‌های جنوبی می‌گذارد، در سیستان و بلوچستان اما ماجرا کمی متفاوت‌تر است، آنجا بصیرت روزافزون مردم بسیاری از توطئه‌های داخلی را خنثی کرده است. 
غلام‌محمد طاهری از فعالان سیاسی و انقلابی این استان در گفت‌وگویی با گزارشگر کیهان در این خصوص می‌گوید: «تلاش اصلی دشمن ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و به‌طور خاص میان شمال و جنوب سیستان و بلوچستان بوده است؛ اما به دلیل آگاهی مردم و راهنمایی‌های مسئولان دلسوز نظام، این توطئه ناکام ماند. خوشبختانه روز به روز وحدت مردم استان بیشتر شد و پس از جنگ اخیر، شناخت مردم نسبت به دشمن افزایش یافته و این امر بر انسجام اجتماعی افزوده است.»
طاهری با اشاره به فعالیت گروهک‌های ضدانقلاب در این استان ادامه داد: «پس از ناکامی در ایجاد شکاف مذهبی، دشمن به سازماندهی گروهک‌های ضدانقلاب فعال در استان روی آورد؛ گروه‌هایی که در آن‌سوی مرزها سازمان‌دهی می‌شوند تا در صورت مشاهده ضعف یا خلأ امنیتی در داخل استان، زمینه ناامنی را فراهم کنند که با هوشیاری نیروهای امنیتی و نظامی، سپاه پاسداران، مرزبانان و همچنین مردم منطقه، این توطئه‌ها تاکنون خنثی شده است.»
به گفته او، در جریان حمله به منطقه، پل‌ها و نیروگاه‌ها هدف قرار گرفته، فرودگاه ایرانشهر و یک پادگان نظامی مورد حمله واقع شده که در آن شماری از نیروهای نظامی در حال استراحت شهید شدند و برج دیده‌بانی در چابهار نیز که عمدتاً برای رصد تردد دریایی و لنج‌های صیادی مردم استفاده می‌شد، آسیب دیده است. با این حال این حوادث تأثیر چندانی بر روحیه مردم منطقه نگذاشته و ساکنان کنارک، چابهار و ایرانشهر همچنان حتی در ساعات شب، حضوری فعال در صحنه دارند.
اشک تمساح مجازی برای جنوب
اما همه‌ رنج جنوب و روایت ایستادگی‌شان را نمی‌شود نه در کلمه و نه در قاب دوربین نمایش داد، هرچند عده‌ای از وطن‌فروشان بعد از حمله‌ مجدد آمریکا به این منطقه دوباره به دروغ، ژست دلسوزی برای این مردم گرفتند اما این‌بار ماجرا با دفعات قبل تفاوت داشت؛ زیرا بسیاری از کاربران فضای مجازی با دیدن این رفتار متناقض، دوباره در قامت یک ایران شدند و از خجالت آنهائی که انتظار حضور دشمن در ایران را در روزهای دی‌ماه 1404 داشتند، درآمدند.
 عرفان عظیمی 25 ساله و فعال شبکه اجتماعی است او هرچند اهل تهران است اما معتقد است حالا جنوب با شرایطی که برایش پیش آمده مبدل به جان ایران شده است، او درباره‌ فعالیت‌های ضدونقیض در شبکه‌های اجتماعی برای جنوب توسط برخی‌ها که وابستگی به جریانات سیاسی خاص دارند می‌گوید:«بعضی‌ها گمان می‌کنند حافظه‌ کوتاه مدت ایرانی‌ها خراب است برای همین خیلی زود همه چیز را فراموش می‌کنند، اما کور خوانده‌اند، محال است ما درد مادران میناب، رنج هم‌وطن‌های لامرد، غم غمگین هرمزگان و خیلی از حوادث دیگر را که در چند ماه گذشته اتفاق افتاد فراموش کنیم، کسانی که ترامپ عمویشان بود و تا همین چند وقت پیش درخواست حمله به ایران را می‌دادند باید بدانند که آنها تنها یک شباهت با ما دارند و آن متأسفانه در فارسی صحبت کردن است وگرنه آنها هم‌وطن ما نیستند، حالا هم حق این را ندارند برای جنوب اشک تمساح بریزند هرچند که اشک‌های مصنوعی آنها برای فاند گرفتن و جذب فالوور و ادامه‌ زندگی نکبت‌باری است که سرکردگانشان از آنها می‌خواهند.»
این روزها هرچند، تن جنوب تب‌دار است اما همدلی و مقاومت و پایداری مردم در کنار بصیرت بی‌انتهای آنها باید در تاریخ ثبت شود، این مردم همان امت مبعوث شده‌ای هستند که امام شهید در روزهای حضورش آنها را ستود، حالا همه‌ ایران جنوب است، هر پرتابه‌ای که اصابت می‌کند انگار سینه‌ هم‌وطنی در شیراز یا گلستان یا تهران و اصفهان و... را به درد می‌آورد و خون در رگ‌های یک ایران می‌جوشد.
بالاخره و بدون تردید روزهای روشن پیروزی فرا می‌رسد و آن وقت است که جنوب مثل سال‌هایی که خرمشهر آزاد شد، آبادان از حصر درآمد، بستان و دزفول لاله‌زار شد باز هم سربلند خواهد بود. هرچند در این جنگ، داغ بر دل‌ یک ایران می‌نشیند اما محصول این مقاومت با تثبیت حاکمیت ایرانی بر تنگه‌ هرمز، محو رژیم‌های وابسته عربی که تا بن و ریشه به آمریکا و اسرائیل وابسته هستند و فرار آمریکا از منطقه، به اذن خداوند متعال رقم خواهد خورد که ایزد منان فرموده است: دست او با ملتی است که از کافران پیروی نمی‌کنند و در راهش جهاد می‌کنند.