کد خبر: ۳۳۴۹۶۱
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۱
به بهانه شرایط خفت‌بار دشمن صلیبی صهیونی

آیا معجزه‌های این 5 ماه را دیدیم؟

 
دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
«هیچ‌کس فکر نمی‌کرد آمریکا و اسرائیل به این ذلت بیفتند، من ۷۰ سال قبل، از حوزه‌ پربرکت تهران یعنی مدرسه مروی به مدرسه فیضیه منتقل شدم. همان روزی بود که اسرائیل به مصر حمله کرده بود. من جلوی کتابخانه مدرسه فیضیه قدم می‌زدم، ببینم که اینها چه می‌گویند، آقای بروجردی چه‌کار می‌خواهد بکند!... همه متحیّر بودند که آیا آقای بروجردی مجاز است یک مجلس دعا (یعنی دعا) نه سیاست، نه کنگره؛ یک مجلس دعائی برای مصری‌های مسلمان بگیرد که گرفتار اسرائیل نشوند یا نه، آیا اجازه دارند یا نه! و بالاخره هم معلوم شد که اجازه ندارد؛ این وضع هفتاد سال قبل ما بود! یک بیان نورانی حضرت امیر دارند که گذشته و سابقه‌تان از یادتان نرود. بنابراین ما الان باید شب و روز شاکر باشیم که از آن درجه‌ای که اصلاً ما را به‌ حساب نمی‌آوردند به جایی رسیدیم که دو ابرقدرت حمله کرده است و ماند! این معجزه نیست؟ معجزه حتماً این است که یک سنگ حرف بزند؟!... هیچ فکر می‌کردیم که ما دو ابرقدرت را چُماله کنیم؟! هیچ فکر می‌کردیم؟ دنیا فکر می‌کرد؟ خود آنها فکر می‌کردند؟ الان شده این! این همین‌جوری پیدا شد؟! خیلی بی‌انصافی است اگر ما حق‌شناسی نکنیم!»
این سخنان حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در دیدار با ائمه جمعه و جماعات استان تهران در 24 تیرماه 1405 بود. 
در دوران حضرت موسی علیه‌السلام، به حول و قوه الهی، عصای حضرت به مار یا اژدهایی تبدیل شد و همه جادوی جادوگران فرعونی را بلعید، دستشان به اذن و نیروی خداوندی، ید بیضاء گردید و به ید قدرت الهی، رود نیل شکافته شد و قوم‌شان از آن عبور کرد و سپس امواج خروشان نیل بر سر فرعونیان آوار گردید و آنها را در قعر دریا فرو برد. 
اما باز هم سامری و سامریون و به دنبالشان بخشی از بنی اسرائیل، هیچ یک از این معجزات الهی را نمی‌دیدند و از حضرت می‌طلبیدند که معجزه‌ای بیاورد تا پیامبری‌اش را ثابت کند! 
آیا ما اینک این معجزاتی که در روزگار ما می‌گذرد را درک کرده و به فرمایش حضرت آیت‌الله جوادی آملی، معجزه را تنها در سخن گفتن سنگ خلاصه نمی‌کنیم؟! معجزاتی که اینک خود غرب و اعوان و انصارش را حیران و سرگردان و پریشان احوال کرده است. 
ابرقدرتی که خوار و خفیف شد
این آمریکایی است که 12 سال در ویتنام نیرو پیاده کرد و با هواپیماهای غول پیکر و انواع و اقسام بمب‌های ناپالم و فسفری و عامل نارنجی و کشتار جمعی و... مزارع و شهرها و روستاهای این کشور را شخم زد، حدود 3 سال با جنگ تمام عیار در کره به کشتار میلیون‌ها نفر از مردم این کشور دست زد و بخشی از آن را تحت عنوان کره جنوبی تحت اختیار درآورد، در جنگ جهانی دوم به عنوان تنها کشور با بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی صدها هزار نفر را به کام مرگ فرستاد.، اوضاع دو جنگ جهانی اول و دوم را به گونه‌ای گرداندند که در هر دو جنگ به عنوان منجی جنگ حضور یافته و کار را یکسره کرد. آمریکایی که با بودجه و نیروی نظامی 4 برابر چین و بیش از 12 برابر روسیه در صدر فهرست کشورهای قدرتمند نظامی جهان، بزرگ‌ترین زرادخانه را در اختیار دارد به علاوه مجموعه‌ای از عظیم‌ترین سرمایه‌گذاری‌های زنجیره‌ای دنیا که در پناه دخالت‌ها و تجاوزات نظامی کار می‌کنند.
آمریکایی با بیش از 750 پایگاه در سراسر جهان و صدها مداخله و تجاوز و کودتای نظامی در کشورهای مختلف که همگی به غلبه ایالات متحده انجامیده و از این کشور، یک نیروی قدرتمند نظامی و سیاسی و اقتصادی نمایانده که کوچک‌ترین مخالفتی با خواست و اراده‌اش حتی از عهده همپیالگی‌های اروپایی‌اش برنمی‌آید. 
اما چگونه این قدرت غول‌آسای سیاسی و نظامی که به قول ترامپ، با ناوهای عظیم و جنگنده‌های رادارگریز و هواپیماهای پهن پیکر و رادارهای فوق پیشرفته و هوشمند و موشک‌های پیچیده، در یک مرحله (با همکاری ارتش اسرائیل) نتوانست بیش از 39 روز و در مرحله‌ای دیگر نتوانست بیش از 13 روز در برابر ایران دوام بیاورد و به خفت‌بارترین عقب‌نشینی‌های تاریخ خود تن در داد تا آنجا که صدای همه اعوان و انصارش را هم درآورد؟! چگونه شد چنین قدرت نظامی درجه اولی‌، اینک در برابر نیروهای مسلح ایران (با همه کمبودها و بیرون آمده از حدود نیم قرن تحریم‌های فلج‌کننده آمریکا و اروپا) به قول معروف کم‌آورده! یعنی نیرو و سلاح و موشک و رادار و هواپیما و.... کم آورده است!! به گونه‌ای که حتی اسرائیل جنگ‌طلب، می‌خواهد خود را از سیبل و هدف ایران دور نگاه دارد، چراکه دیگر نه توان تقابل را دارد و نه ذخیره‌ای برای آن سیستم‌های دفاع ضد موشکی! 
وقایعی که با عقل حسابگر نمی‌خواند
یعنی آخر همه آن هیمنه و قلدربازی‌ها و شاخ و شانه کشیدن‌ها همین بود؟!! که تنها در برابر یک سری موشک و پهپاد، به قول معروف قافیه را ببازد؟!!
اینک آن ابرقدرتی که در گردنکشی سر به آسمان می‌سایید، ناخودآگاه، قدرت کلامی و معرفتی قرآن را در برابر چشمان جهانیان گشوده که چگونه خانه عنکبوت با آن همه پیچیدگی و قدرت ظاهری، سست و پوشالی است. قدرتی که در محاسبات روی کاغذ، قرار بود 3 روزه نظام جمهوری اسلامی را سرنگون ساخته، اورانیوم‌های غنی شده را از خاک ایران خارج و قدرت موشکی ایران را نابود کرده و پرونده نیروهای مقاومت را در منطقه ببندد و... 
اینک چنان قدرتی فقط در برابر بسته شدن یک آبراه کوچک و باریک دریایی به نام تنگه هرمز درمانده که اگر پس از پایان جنگ 40 روزه، ظاهرا به پای تفاهم‌نامه‌ای آمد و سعی کرد با لطایف الحیل، کار خود را پیش ببرد، اینک پس از 13 روز کری خواندن و تهدید و حمله... کاملا درمانده که چه کاری باید انجام دهد؟! چه باید بگوید؟!! 
حتی ترامپ که مرتب لاطائلات دیوانه‌وار مغزش را در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌کرد، اینک دیگر کاملا وامانده و حیران شده، که فرمانده سنتکام به او گفته دیگر بمباران ایران فایده‌ای ندارد! و مسئولان نظامی هشدار داده‌اند ذخائر موشکی و دفاعی و نظامی‌شان رو به اتمام است. ذخائری که بازیابی آنها، مسیری طولانی و پیچیده نیاز دارد.  اینک بسیاری از رادارهای پیچیده و سیستم دفاعی پیشرفته‌شان در پایگاه‌های نظامی منطقه، نابود شده و از کار افتاده، به شکلی که درحال خارج ساختن نیروهایشان از آن پایگاه‌ها هستند و در واقع همان اتفاقی که مد نظر بود یعنی خروج آمریکا از منطقه در حال روی دادن است.
اینک حتی خودشان به یاد نمی‌آوردند که برای چه وارد این جنگ شدند و چه می‌خواستند و در حال حاضر چه می‌خواهند؟ چگونه چنین واقعیتی ممکن است برای قوی‌ترین ارتش جهان اتفاق بیفتد؟ ارتشی که سابقه و تجربه جنگ‌های سخت چندین و چند ساله را داشته و دارد. 
یادمان باشد از کجا به این‌جا رسیدیم
کشوری که زمانی حتی در آن نمی‌توانستند برای دعا علیه اسرائیل، مجلس برپا کنند، اینک همان اسرائیل و ارباب گردن کلفتش را حیران و سرگردان کرده و به قول حضرت آیت‌الله جوادی آملی چُماله نموده است! 
آیا این معجزه نیست؟ آیا این معجزات را می‌بینیم؟ معجزاتی که در تاریخ معاصر ما حداقل از پیروزی انقلاب اسلامی شروع شد و یک ملت به پاخاسته را با سلاح الله‌اکبر به رهبری امام نستوه و شجاع بر رژیم تا دندان مسلح شاه پیروز گردانید. سپس با همین سلاح ایمان و ایستادگی در جنگی هشت ساله بر ارتش صدام و ده‌ها کشور حامی‌اش غلبه داد و بعد.... 
... و معجزه بزرگ این‌جا رخ داد که رهبری مؤمن و دلیر و بزرگ پس از 60 سال مبارزه خستگی‌ناپذیر و 37 سال هدایت یک امت، با همه زندگی و خانواده‌اش، عاشورا و کربلایی دیگر ایجاد کرد و خونش را نثار درخت اسلام و انقلاب نمود و همین خون پاک، باعث شد تا خداوند ملتی را مبعوث گرداند. 
و خون پاک شهدای دانش‌آموز و مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب و خون‌جوشان شهدای ورزشکار لامرد که با تازه‌ترین سلاح‌های کشتار جمعی به شهادت رسیدند و مظلومیت شهدای ناو دنا و تمامی شهدای این جنگ‌های تحمیلی، جادوی جادوگران زمانه را بلعید و فرعونیان را دوباره غرق کرد.
و معجزه این‌جا رخ داد که رهبر و شخصیت‌های سیاسی و فرماندهان ارشد نظامی کشور، به شهادت رسیدند و شدت هجوم دشمن، امکان روال عادی جایگزینی‌ها و جانشینی‌ها را دشوار ساخته بود و دو نیروی اتمی جهان، ایران را جولانگاه خود قرار داده و نیروهای پیاده‌شان را در سطح شهرها آماده خروج گردانده بودند اما مردم از سوی خداوند مبعوث شده و به میدان آمدند. 
همه دستگاه‌های کشور در غیاب عناصر اصلی به کار ادامه دادند و نیروهای مسلح بدون فرماندهان ارشد، پرقدرت‌تر از همیشه، کلیت شاکله وجودی دشمن را هدف گرفتند تا صورتی دیگر از کلام الهی، قرآن به چشم جهانیان بنشیند که:
«ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ الله رَمی»
بازهم معجزه‌ای دیگر رخ داد و در سخت‌ترین شرایط در حالی که دشمن افسارگسیخته، گرای سیاسیون کشور را می‌زد اما سرانجام پس از 9 روز رهبر جدید انتخاب شد، آن هم رهبری که هم قلب جریحه‌دار شده ملت داغدار رهبر شهید را التیام بخشید و هم روح مقاوم و مؤمن او را متجلی ساخت. 
و اینک معجزات پی‌در‌پی می‌آید و کاش آنها را ببینیم.