کد خبر: ۳۳۴۸۵۷
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۳
فریب آتش‌بس ترامپ را نخورید

ذخیره تسلیحاتی دشمن ته کشیده وقت شکستن محاصره دریایی است

سرویس سیاسی-
گزارش‌ افشاگرانه رسانه‌های غربی مثل نیویورک‌تایمز نشان می‌دهد عقب‌نشینی تاکتیکی ترامپ، ناشی از ته کشیدن ذخایر جنگی سنتکام است؛ از این ‌رو، اعتماد دوباره به فریب مذاکره، خطایی مهلک خواهد بود. اکنون زمان خاموشی میدان نیست، بلکه هنگام تثبیت نظم جدید با تداوم حملات کوبنده و شکستن محاصره دریایی است.
ماشین جنگی ایالات متحده در خلیج‌فارس به گل نشسته است. فاش‌شدن گزارش‌های محرمانه پنتاگون و اعتراف صریح رسانه‌های غربی از جمله نیویورک‌تایمز نشان می‌دهد عقب‌نشینی تاکتیکی ترامپ و مانور مجدد او بر سر «آتش‌بس» و «دیپلماسی»، نه از سر اقتدار، بلکه ناشی از «ته‌کشیدن ذخایر موشکی و پدافندی سنتکام» است. دشمن که در برابر حملات ضربتی و نقطه‌زن ایران فلج شده، اکنون نیازمند یک «دوره تنفس» برای بازسازی توان تسلیحاتی خویش است. در این نقطه حساس، هرگونه دل‌خوش‌کردن به لبخند دیپلماتیک واشنگتن یا تفاهم‌نامه‌های مرده متولد شده، خطای محاسباتی بزرگی است؛ وقت خاموشی میدان نیست، بلکه هنگام تثبیت نظم جدید با حملات کوبنده و شکستن محاصره دریایی است.
افشاگری نیویورک‌تایمز 
از عقب‌نشینی ترامپ
در حالی که ترامپ قمارباز در کلام، پُز قدرت می‌دهد و از «مهلت به دیپلماسی» سخن می‌گوید، گزارش‌های مستند و افشاگری‌های رسانه‌های آمریکایی از واقعیت دیگری در پس پرده کاخ سفید خبر می‌دهند. روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی جنجالی به نقل از مقام‌های آگاه و منابع ارشد نظامی در واشنگتن فاش کرد که ترامپ برنامه‌های خود برای گسترش و تشدید حملات علیه جمهوری اسلامی ایران را دست‌کم به طور موقت کنار گذاشته است.
علت اصلی این عقب‌نشینی ناگهانی، طبق نوشته نیویورک‌تایمز، این است که تشدید جنگ باعث شده ذخایر موشک‌های پاتریوت و دیگر مهمات پدافندی ارتش آمریکا در خاورمیانه به «سطحی نگران‌کننده و بحرانی» کاهش یابد. این تصمیم پس از جلسه بحرانی روز جمعه ترامپ با اعضای کابینه و مشاوران ارشدش اتخاذ شد؛ جلسه‌ای که محور اصلی آن، بررسی میزان باقی‌مانده از سامانه‌های رهگیر سنتکام بود.
ژنرال «دن کین»، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در جلسات خصوصی صریحاً و با لحنی هشدارآمیز به ترامپ یادآور شده است که اگرچه از سرگیری عملیات‌های گسترده روی کاغذ امکان‌پذیر است، اما ادامه این روند، ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا را به شکل خطرناکی نابود خواهد کرد. کشته‌شدن سه نظامی آمریکایی در اردن بر اثر ناکامی و فلج‌شدن سامانه پاتریوت نیز شوک سنگینی به بدنه فرماندهی ارتش آمریکا وارد کرده و ثابتی بر این واقعیت است که سپر پدافندی آمریکا دیگر کارایی ندارد.
علاوه ‌بر این، نیویورک‌تایمز به فاکتورهای دیگری نظیر آسیب‌پذیری شدید متحدان عرب واشنگتن در برابر پاسخ موشکی ایران، نگرانی از بحران عمیق انرژی، فلج‌شدن اقتصاد جهانی و آوار موج پناهجویان اشاره می‌کند. تحولات اخیر ثابت کرد که حملات ۱۳ شب متوالی آمریکا نه تنها نتوانست محاسبات نظامی تهران را تغییر دهد، بلکه طبق اعتراف مقام‌های آمریکایی، موجب انسجام، وحدت ملی و همبستگی بی‌سابقه‌ای در داخل ایران برای مقابله با تهدید خارجی شده است. از همین رو، مشاورانی نظیر جرد کوشنر، ترامپ را متقاعد کرده‌اند که از درگیری مستقیم عقب‌نشینی کرده و به ترفند قدیمی یعنی «دیپلماسی فرسایشی و فشار اقتصادی» روی آورد تا ارتش آمریکا از زیر بار فشار خردکننده موشک‌های ایرانی خارج شود.
زنگ خطر کمبود ذخایر موشکی 
و استیصال پنتاگون
گزارش نیویورک‌تایمز یک ادعای ایزوله نیست، بلکه بخشی از یک واقعیت بزرگ‌تر است که سایر رسانه‌ها و نهادهای تحلیلی غرب نیز صراحتاً به آن اذعان کرده‌اند.
روزنامه انگلیسی گاردین در گزارشی تاکید کرد که ارتقای توان عملیاتی و تغییرات سخت‌افزاری در موشک‌های نقطه‌زن ایران، یک «تحول واقعی» در میدان نبرد ایجاد کرده است. به نوشته گاردین، پاسخ‌های کوبنده ایران پدافند هوائی آمریکا را با چالش بی‌پاسخ مواجه کرده و مصرف بی‌رویه رهگیرها باعث شده تا ذخایر استراتژیک موشک‌های پاتریوت و تاد آمریکا به حدود نصف کاهش یابد.
از سوی دیگر، روزنامه نیویورک‌پست از «دقت مرگبار و حیرت‌انگیز موشک‌های ایرانی در هدف‌گیری دقیق مراکز حساس نظامی آمریکا و مقرهای سازمان جاسوسی سیا» در منطقه خبر داده که خسارات سنگین انسانی و تجهیزاتی به ارتش تروریستی آمریکا وارد کرده است.
همزمان وب‌سایت خبری سی‌بی‌اس افشا کرد که مصرف شتاب‌زده و بی‌رویه موشک‌های گران‌قیمت نقطه‌زن در خاورمیانه، دولت ترامپ را دچار بحران و شکاف عمیق داخلی کرده است. فرماندهان ارشد پنتاگون اکنون بر سر یک دو راهی حیاتی مانده‌اند: آیا کل ذخایر موشکی واشنگتن را در نبرد با ایران بسوزانند یا آنچه مانده را برای بازدارندگی در برابر تهدید چین در اقیانوس آرام حفظ کنند؟
مهم‌ترین نشانه از ته‌کشیدن ذخایر تسلیحاتی آمریکا را وب‌سایت تحلیل نظامی TWZ و پایگاه وارزون فاش کردند. «کریستوفر کالیو»، مدیرعامل شرکت اسلحه‌سازی RTX (ریتیون سابق)، رسماً اعلام کرد که ارتش آمریکا برای نخستین‌بار پس از ۳۰ سال، ناچار شده است قراردادهایی به ارزش بیش از ۵ میلیارد دلار (از جمله یک قرارداد ۴۴۱ میلیون دلاری فوری) برای خرید مجدد موشک‌های قدیمی نسل قبل یعنی پاتریوت PAC2 (مدل GEM-T) به امضا برساند.
اینکه ارتش آمریکا پس از سه دهه مجبور می‌شود برای پرکردن خلأ پدافندی خود به سراغ تکنولوژی‌های دهه ۹۰ میلادی برود، گواهی روشن بر این حقیقت است که شلیک‌های مداوم و حجم سنگین موشک‌های ایرانی، سیستم‌های پیشرفته مدرن آمریکا را بکلی کلافه و انبار ذخایر آن‌ها را تخلیه کرده است. پیش‌تر نیز پنتاگون بیش از ۱۲۰۰ موشک رهگیر پاتریوت (هر کدام به ارزش ۴ میلیون دلار) را از دست داده بود و وضعیت فعلی به نقطه‌ای بحرانی و بی‌سابقه رسیده است.
وقت خاموشی میدان نیست
حال که دشمن در تله استراتژیک خود گرفتار شده و ماشین جنگی‌اش به اختلال افتاده است، واشنگتن بار دیگر نقاب «مذاکره» و «تفاهم» بر چهره زده است. در روزهای اخیر، همزمان با توقف ناگهانی حملات هوائی آمریکا به خاک ایران، مجدداً زمزمه‌هایی از دیپلماسی شنیده می‌شود و برخی مقامات دولتی از پیشرفت مذاکرات در عمان درباره تنگه هرمز بر اساس بند ۵ تفاهم‌نامه قبلی سخن می‌گویند. این روند نیازمند دقت نظر و هوشمندی مضاعف است؛ چرا که به نظر می‌رسد فریب آتش‌بس و ادعاهای دیپلماتیک ترامپ را نباید خورد. در تحلیل ابعاد پنهان این حرکت، چند ملاحظه اساسی مد نظر قرار می‌گیرد.
نخست اینکه واشنگتن تلاش دارد یک «دوره تنفس» برای خود ایجاد کند؛ آمریکا که با کمبود شدید موشک پدافندی روبه‌روست و توان ترمیم پدافندهای مستقر در منطقه را ندارد، به زمان نیاز دارد تا با استفاده از فضای مذاکره، جلوی پاسخ‌های ایران را بگیرد و به خطوط تولید اسلحه‌سازی‌های آمریکایی فرصت دهد تا زاغه‌های خالی‌شده سنتکام را دوباره پر کنند.
ملاحظه دیگر تجربه تلخ تفاهم‌نامه‌های بی‌اعتبار است. اصرار برخی جریان‌های داخلی بر پیگیری تفاهم‌نامه‌هایی (نظیر آنچه در اسلام‌آباد شکل گرفت) که از همان روز اول توسط واشنگتن نقض شد و خود ترامپ صریحاً پایان آن را اعلام کرد، یک خطای محاسباتی تکراری به شمار می‌رود. طرف آمریکایی نشان داده که به محض مهار التهاب بازار انرژی و پر شدن مجدد انبارهای تسلیحاتی‌اش، تعهدات خود را نادیده خواهد گرفت.
ملاحظه سوم این است که دیپلماسی فعلی، پوششی برای تثبیت محاصره دریایی است. نکته اساسی اینجاست که آمریکا حملات هوائی به خاک ایران را متوقف کرده، اما محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران همچنان برقرار است. ترامپ می‌خواهد با خروج از زیر ضربات موشکی ایران، محاصره اقتصادی و دریایی ما را بدون دادن هیچ هزینه‌ای حفظ کند.
حقایق میدان روشن است؛ برای اعمال حاکمیت کامل ایران بر تنگه هرمز و ایجاد نظم جدید منطقه‌ای، تکیه بر کاغذپاره‌ها و تفاهم‌نامه‌های التماسی راهگشا نیست و تا زمانی که قدرت در میدان تثبیت نشود، دیپلماسی محض حق ایران را استیفا نخواهد کرد.
مسیر شکستن محاصره دریایی
اکنون جمهوری اسلامی ایران در موضع اقتدار قرار دارد و دشمن به دلیل ضعف‌های تسلیحاتی عقب‌نشینی کرده است. بنابراین، خاموشی میدان در این لحظه می‌تواند فرصت تجدید قوا به طرف مقابل بدهد. در همین راستا، شایسته است اولویت ایران بر شکستن محاصره دریایی در میدان جنگ از طریق تعریف یک معادله بازدارنده و متقابل متمرکز باشد.
برای تثبیت نظم جدید توجه به چند راهکار موازنه‌ساز حائز اهمیت است.
در وهله اول، پاسخ متقابل به محاصره دریایی اهمیت می‌یابد. در برابر ادامه محاصره بنادر ایران توسط ناوگان تروریستی آمریکا، بهتر است قانون ضربات متقابل در دستور کار باشد؛ به‌طوری‌که در ازای توقف یا توقیف هر کشتی تجاری متعلق به ایران، یکی از مراکز تجاری یا شریان‌های اقتصادی کشورهای میزبانِ ارتش تروریستی آمریکا در منطقه هدف قرار گیرد.
ملاحظه بعدی، تنظیم معادله نفت در برابر نفت است. در ازای هرگونه مانع‌تراشی برای نفت‌کش‌های ایرانی، وارد آوردن ضربات مستقیماً متوجه تأسیسات نفتی و صادراتی کشورهای پایگاه داده به ارتش آمریکا باشد. تا زمانی که صادرات نفت ایران به امنیت کامل نرسد، منطقی است که هیچ نقطه‌ای در خلیج‌فارس برای متجاوزان و حامیانشان امن تلقی نشود.
همچنین موضوع اخذ عوارض مقتدرانه از تنگه هرمز مطرح است. بدون اتکا به تفاهم‌نامه‌های منقضی‌شده، شایسته است جمهوری اسلامی ایران اعمال حاکمیت کامل بر تنگه هرمز را پیگیری کند و از تمامی کشتی‌های عبوری عوارض قانونی بگیرد و با شناورهای خاطی نیز مستقیماً در میدان نبرد برخورد شود.
در نهایت، هدف قرار دادن مستقیم ناوگان متجاوز مد نظر قرار می‌گیرد. ناوهای جنگی آمریکا که در خلیج‌فارس دست به محاصره زده‌اند، اکنون از توان پدافندی گذشته برخوردار نیستند و هدف‌گیری دقیق آن‌ها با موشک‌های بالستیک و پهپادهای انتحاری، می‌تواند اسطوره پدافندی آمریکا را به چالش بکشد.
سراب مذاکره 
جنگ زمانی به پایان می‌رسد که نظم جدید منطقه بر پایه حاکمیت مطلق ایران بر تنگه هرمز تثبیت شود. آمریکا معمولاً با مذاکره و امضای تفاهم نامه‌ها به این نظم تن نخواهد داد و بیشتر با زبان موشک عقب‌نشینی می‌کند.
امروز که ارتش آمریکا با بحران کمبود شدید مهمات دست ‌و پنجه نرم می‌کند، وقت عقب‌نشینی یا دل‌خوش‌کردن به سراب دیپلماسی نیست. راه ایجاد امنیت پایدار و رفع محاصره بنادر جنوب، از پاسخ‌های قاطع میدانی می‌گذرد؛ با تدبیر و ضربات بموقع، می‌توان دشمن را در همین نقطه ضعف تاریخی متوقف ساخت، محاصره دریایی را شکست و نظم منطقه‌ای را تثبیت نمود.