«بعثت نوین» در مقابل «رجعت استعمار کهنه» در رسانه
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
در ادبیات سیاسی و اجتماعی معاصر، سیر تطور غرب نشاندهنده گذار از جنگهای داخلی به عصر «استعمار کهن» است؛ دورانی که قدرتهای غربی با لشکرکشی به آفریقا، شرق و آمریکا، در پی غارت منابع و اندوختن ثروت بودند. این الگو که بر پایه فتح سرزمینی استوار بود، پس از جنگ جهانی دوم و با گسترش رسانهها و افزایش هزینههای نظامی، جای خود را به «استعمار مدرن» داد. در این پارادایم جدید، تمرکز از جنگ سخت به سمت سیاستورزی، مدیریت افکار عمومی و کاهش هزینهها معطوف شد. با ظهور فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، این روند به «استعمار نوین» بدل گشت که مشخصاً در ایران، از طریق تکنیکهای رسانهای، عملیات روانی و جنگ ترکیبی، اهداف استعماری را دنبال میکند.
ویژگیهای استعمار مدرن و نوین
نکته کلیدی در استعمار مدرن، فرآیند «استضعاف نرم» است که دیگر نه صرفاً توسط دولتها، بلکه توسط ابرشرکتها پیش میرود. در این دوره، جهان به نوعی پذیرشِ اجتناب از جنگ سخت دست یافته بود و اهداف غالباً از طریق اهرمهای اقتصادی و سیاسی دنبال میشد. حتی جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان که تحت لوای مبارزه با تروریسم صورت گرفت، یا بحران سوریه و فعالیتهای داعش، با وجود ماهیت نظامی، پیوستهای رسانهای سنگینی داشتند. در این میان، جنگ روسیه و اوکراین نیز به عنوان یکی از برجستهترین منازعات پس از جنگ جهانی دوم، اگرچه با صفآرایی آشکار شرق و غرب همراه است، اما کمتر با ادبیات صریح استعماری توصیف میشود؛ هرچند دونالد ترامپ با صراحت از مالکیت بر معادن اوکراین در ازای حمایت نظامی سخن میگوید.
ترامپ؛ بازگشت به استعمار عریان
دونالد ترامپ با شخصیتی خودشیفته و نمایش اقتدارگرایانه، تعارفات دیپلماتیک را کنار زده و با «رجعتی احمقانه» به الگوهای استعمار کهن، نظم بینالملل را به چالش کشیده است. او با شکستن قبح رفتارهای سیاسی، هتاکی به رقبا، خروج از معاهدات بینالمللی و راهاندازی جنگ تعرفهها، چهره عریان استکبار را به نمایش گذاشت. مطالبه صریح او برای در اختیار گرفتن منابع ملی کشورهایی نظیر ونزوئلا و اعتراف به اینکه هدف از جنگ، صرفاً دستیابی به «نفت» است، پرده از نمایشهای دموکراسیخواهانه برداشت.
مقاومت ملی و بعثت نوین مردم ایران
در جبهه مقابل، تقابل با ایران که با شعارهای فریبندهای چون «آزادی» آغاز شده بود، با مقاومت همهجانبه نیروهای نظامی و اتحاد ملی، دشمن را لحظهبهلحظه به عقبنشینی واداشت. اگرچه این مسیر با شهادت رهبران و فرزندان این مرز و بوم همراه شد، اما خون پاک شهیدان، بهویژه رهبر شهیدمان، موجبی برای یک «بعثت نوین» در میان مردم گشت. این قیام حقطلبانه در برابر بربریت ترامپیسم، طبق گواهی تاریخ، محکوم به پیروزی است.
ضرورت هوشیاری در جنگ شناختی
تجربه وقایع اخیر، از جمله ماجراهای دیماه و جنگ رمضان، نشان داد که دشمن پس از ناکامی در میدان سخت، سرمایهگذاری خود را بر «جنگ ترکیبی و شناختی» متمرکز کرده است. هدف اصلی در این کارزار، دستکاری در نظام تصمیمسازی مسئولان و تغییر محاسبات ذهنی مردم است.
ما پیش از این در همین ستون، به تبیین نظریههای عملیات روانی پرداخته بودیم که مصادیق عینی آن در حوادث سالهای اخیر تجلی یافت. با توجه به استمرار رفتارهای هیجانی و تاکتیکهای رسانهای ترامپ، ضروری است از این پس با نگاهی تخصصیتر، به واکاوی مصادیق جنگ شناختی و شیوههای مقابله با آن در بستر اجتماع بپردازیم تا نسل جوان و افکار عمومی در برابر این تهاجم نرم، مصونیت یابند.