جایگاه و اهمیت توسل در زندگی
علی پوریا
حقیقت توسل، جستن وسیله برای تقرب به الله است؛ بنابراین، اگر کسی بخواهد به خدا تقرب یابد باید به وسیلهای توسل جوید که با الوهیت تناسب داشته باشد.
در ارزش توسل همین بس که خدا فرمان داده که برای جستن آن تلاش داشته باشد.(مائده، آیه 35)؛ از همین رو رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: الوسیلَةُ دَرجَةٌ عندَاللهِ لیسَ فَوقَها دَرجَةٌ؛ وسیله درجهای است نزد خداوند که بالاتر از آن درجهای نیست». (کنز العّمال، ح 3907)
بر اساس تفاسیر معصومان(ع)، وسایلی که مؤمنان بدان میتوانند به خدا تقرب جویند شامل قرآن، عباداتی چون نماز و سجده و از همه مهمتر، ذوات مقدس معصومان(ع) است که مظاهر کامل اسماء الله هستند؛ زیرا معصومان(ع) به سبب مظهریت اتم و اکمل، از نوعی سنخیت با خدای متعال برخوردار هستند و مؤمنان میتوانند از این سنخیت برای تقرب بهره جویند. امیرمؤمنان علی(ع) در تفسیر این آیه شریفه که خداوند میفرماید: «وابْتَغوا الیهِ الوَسیلةَ؛ و برای تقّرب به پروردگارتان وسیله بجویید» فرمودند: أنا وسیلَتُه؛ من وسیله تقرب به خدا هستم.» (مائده، آیه 35؛ تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۳۶۲ ) از عایشه نقل شده است که پیامبر (ص) درباره خوارج چنین فرمود: هم شرالخلق و الخلیفه یقتلهم خیرالخلق و الخلیفه، واقربهم عند الله وسیله؛ خوارج بدترین خلایق هستند که آنها را بهترین خلق از میان خلایق، که نزدیکترین وسیله به خداوند است، خواهد کشت.(شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 267) البته این اختصاص به امیرمؤمنان علی(ع) ندارد، بلکه شامل همه چهارده معصوم(ع) است. چنانکه حضرت فاطمه الزهراء(س) میفرماید: أحمَدو ا اللهَ الذّی لعظَمَتِهِ و نورِهِ یَبْتَغی مَن فی السَّمواتِ و الأرض إلیهِ الوسیلةُ و نَحنُ وسیلَتُه فی خَلقِهِ؛ حمد کنید پروردگار را که عظمت و نورش ایجاب میکند که اهل آسمانها و زمین (برای قرب به او ) وسیله بجویند و ما (اهل بیت) وسیله او در میان آفریدگانش هستیم.» (شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج ۸۶، ص ۲۱۱)
همچنین رسول اکرم (ص) فرمود: الأئمِةُ مِن وُلدِ الحسَینِ مَن أطاعَهُم فَقَد أطاعَ اللهَ ... وَ هُمُ العروَة الوُثقی و هُمُ الوسیلَةُ الی اللهِ عزّوجّل؛ امامان از نسل حسین هستند، هر که آنان را اطاعت کند به تحقیق اطاعت خدا را کرده است و هرکس از آنان نافرمانی کند، نافرمانی خدا را کرده است. آنان دستگیره محکم و وسیله تقّرب به خداوند عزّوجلّ هستند.»(سفینة البحار، ج 10، ص 295) بنابراین، معصومان وسیلههای الهی و اسباب توسلی هستند که باید از آنها برای امور دنیوی و اخروی بهره گرفت و از شفاعتشان بهرهمند شد؛ پیامبر اکرم (ص) به مرد نابینایی فرمودند: هنگام دعا بگو: اللهم إنی اسألک و اتوجه بنبیک محمد نبی الرحمه یا محمد إنی توجهت بک الی ربی فی حاجتی لتقضی لی. اللهم شفعه فی؛ یعنی بارالها، من از تو میخواهم و توسل میجویم به پیامبرت محمد که پیامبر رحمت است،ای محمد، من شما را بین خود و خدای خود واسطه کردم در مورد حاجتم تا حاجتم برآورده شود، خدایا شفاعت او را در حق من بپذیر.»(مسند احمد، ج 4، ص 138، سنن ترمذی کتاب الدعوات ج 13 ص 80 81؛ این روایت را بیهقی و ترمذی صحیح شمردهاند.)
امام صادق(ع) فرمود: ما أحدٌ من الأوّلین و الآخرینَ الاّ و هُوَ یحتاجُ اِلی شَفاعَةِ محمّدٍ یومَ القیامَةِ؛ «هیچ کس از اولین و آخرین (مخلوقات) نیست مگر اینکه به شفاعت محمّد (ص)
در روز قیامت نیاز دارد. (المحاسن، ج 1، ص 293)
همچنین آن حضرت میفرماید: نَحنُ السَّبَبُ بَینکمُ و بینَ اللهِ عزّوجلّ؛ «ما (اهل بیت) سبب و وسیله خدا بین شما و پروردگار عزّوجلّ هستیم.»(بحار الانوار، ج 23، ص 10)
در دعای توسل نیز آمده است: یا سادَتی و موالیّ اِنّی توجَّهتُ بکم أئمَّتی و عُدَّتی لیومَ فقری ... فاّنکمْ وسیلتی الی الله...؛ ای بزرگواران و سروران من، من به سوی شما پیشوایان دینم توجه کردم، شما که پشتیبان من در روز نیازمندی و فقر در درگاه خدا هستید و به شما برای تقرّب به خدا تقرّب جستم و طلب شفاعت در نزد خدا از شما نمودم، پس مرا در نزد او شفاعت کنید و از خدا بخواهید مرا از گناهان نجات بخشد، پس شما وسیله من در درگاه خداوند میباشید.» (بحار الانوار، ج 99، ص 249)
توسل به اسبابی در تقرب، مهم و اساسی است که «محبوب» خدا باشد. بنابراین، مؤمن باید دنبال محبوبهای خدا باشد و از غیر محبوبهای الهی اجتناب کند؛ مراجعه به آموزههای قرآن، در شناخت محبوب بسیار مفید و سازنده است؛ پس هر چیزی که مصداق «ان الله یحبّ» باشد، میتواند در جایگاه اسباب توسل قرار گیرد. شکی نیست که افزون بر واجباتی چون نماز، زکات، حج، جهاد، عدالت، احسان و مانند آنها، قرار گیری در مقام محسنین و متقین و صالحین میتواند اسباب توسلی باشد که به عنوان محبوبهای خدا موجب تقرب بنده به خدا میشود. رسول اکرم (ص) فرمود: شَفاعتی لأمتّی مَن أحبَّ أَهل بیتی؛ شفاعت من شامل آن کسی از امتم میشود که اهل بیت مرا دوست داشته باشد. (کنز العمّال، ح 57)
امیرمؤمنان(ع) نیز میفرماید: اِنَّ أفضَلَ ما توسَّلَ بِهِ المُتَوَسَّلونَ إلی اللهِ سبحانَهُ: الایمانُ بِهِ و برسولهِ و الجهادُ فی سبیلهِ؛ برترین چیزی که متوسلان به خداوند سبحان میتوانند به وسیله آن توسّل بجویند و (به خداوند نزدیک شوند) عبارت است از: ایمان به خدا و رسول او و جهاد در راه خدا ...»(شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج ۷، ص ۲۱)
بر اساس تعالیم قرآن، پیامبر خدا(ص) حبیب خدا است و هر کسی دوست دارد تا محبوب خدا شود، از طریق حبیب خدا میتواند به خدا تقرب جوید؛ زیرا هیچ محبوبی در نزد حضرت حق، عزیزتر و محبوبتر از پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت نیست. البته مؤمنی که بخواهد از طریق محبوب خدا به خدا نزدیک شود، میبایست نوعی مناسخت و سنخیت و مشابهت با محبوب الهی برای خود ایجاد کند که این امر درباره معصومان با اطاعت و پیروی از ایشان تحقق مییابد.(آل عمران، آیات 31 و 32) باید توجه داشت که توسل هیچ منافاتی با توحید ندارد؛ زیرا اولاً: فرمان الهی به شکل عام در قالب «و ابتغوا الیه الوسیله»(مائده، آیه 35)، ثانیاً: فرمان الهی به شکل خاص برای پیامبر (نساء، آیه 64؛ محمد، آیه 19؛ ممتحنه، آیه 12؛ منافقون، آیه 5)، ثالثاً: امری مشروع و مقبول در نزد پیامبران از جمله یعقوب(ع)(یوسف، آیات 97 و 98) و پیامبر(ص) بوده است.(فتح، آیه 11)
آثار و شرایط توسل
یکی از راههای شناخت آثار توسل و نتایج آن توجه به آیات و روایات معصومان(ع) است که به آثار توسل توجه داده است؛ از جمله این روایات میتوان به زیارت جامعه کبیره اشاره کرد که از ناحیه امامهادی(ع) صادر شده است. آن حضرت فرمودند: و فازَ مَن تمسَّکَ بِکُم و أمِنَ مَن لَجأَ إلیکُم وَ سَلِمَ من صَدَّقَکُم و هُدِیَ مَن اعتصَم بکم ...؛ کسی که به شما (ائمه معصومین )، تمسّک جست، رستگار شد؛ و آن کس که به شما پناه آورد، ایمنی یافت؛ و کسی که شما را تصدیق کرد، به سلامت به سر منزل مقصود رسید؛ و هر کس که به ریسمان شما چنگ زد، هدایت شد؛ و کسی که ازشما پیروی کرد، جایگاهش بهشت خواهد بود.(مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره) دستیابی به وحدت روحی و اتحاد و انسجام اجتماعی،در سایه تمسک به حبل الله المتین اهل بیت است که ریسمان الهی آویختهای است که یک سر آن دست خدا و سر دیگر آن در دست بندگان متوسل مؤمن است.
امام باقر(ع) فرمود: آلُ محمّدٍ هُم حَبلُ اللهِ الذّی أمرَ بالاعتِصامِ به فَقالَ: و اعتَصِمُوا بحبلِ الله جمیعاّ و لاتَفرَّقُوا؛ اهل بیت پیامبر همان ریسمان الهی هستند که خداوند امر فرمود به آن چنگ زده و پناه ببرید، پس خداوند فرموده است: «همگی به ریسمان خداوند چنگ زده و پراکنده نشوید». (بحارالانوار، ج 24، ص 84)
بر اساس روایات تفسیری، بسیاری از پیامبران از جمله حضرت آدم (ع) برای قبولی توبهاش به معصومان به عنوان کلمات تامات الهی توسل جسته است؛ جلال الدین سیوطی شافعی چنین نقل میکند: «پیامبر (ص) فرمودند که حضرت آدم به درگاه خداوند چنین توسل جست: اللهم انی اسئلک بحق محمد و ال محمد سبحانک لا اله الا انت، عملت سوءا، و ظلمت نفسی، فاغفرلی انک انت الغفور الرحیم...؛ خدایا از تو درخواست میکنم به حق محمد و آل محمد که تو پاک و منزهی و غیر از تو خدایی نیست، من کار ناشایست انجام دادم و به خود ستم کردم. پس مرا ببخش که تو مهربان و بخشندهای.» (درّ المنثور، ج 1، ص 60)
از این قبیل روایات تفسیری به دست میآید که میتوان برای آمرزش گناهان به معصومان(ع) توسل جست؛ بلکه از آیات قرآن به دست میآید که پیامبر(ص) از سوی خدا مأمور میشود تا به عنوان وسیله مشروع برای تقرب و رسیدن به آمرزش دیگران قرار گیرد؛ خدا به صراحت میفرماید: و استغفر لذنبک و للمؤمنین و للمؤمنات؛ برای پیامدهای اعمال خودت و زنان و مردان مؤمن استغفار کن!(محمد، آیه 19) بر اساس تعالیم قرآن و روایات تفسیری معصومان(ع) توسل زمانی تاثیر دارد که همراه با تقوا (مائده، آیه 35)، جهاد در راه خدا(همان)، اقرار و اعتراف حقیقی به گناه و خطا(یوسف، آیه 97) به دور از لقلقه زبانی(فتح، آیه 11) و به دور از استکبار و گردنفرازی باشد.(منافقون، آیه 5)
بنابراین، اگر شرایط فراهم نیاید، توسل هیچ تاثیری نخواهد داشت. از نظر روایات تفسیری، توسل به معصومان همانند بهرهگیری از «کشتی نجات» است که انسان را از گردابهای هلاککننده دنیا و آخرت میرهاند و به ساحل نجات امنیت و بهشت میرساند؛ ابوهریره میگوید: پیامبر اکرم (ص) درباره حضرت آدم(ع) و توسل او چنین فرمود: خداوند متعال به حضرت آدم خطاب فرمود: یا آدم!هولاء صفوتی...فاذا کان لک لی حاجه فبه ولاء توسل: فقال النبی: نحن سفینة النجاة من تعلق بها نجا ومن حادّ عنها هلک، فمن کان له إلی الله حاجة فلیسألنا أهل البیت؛ ای آدم؛ اهل بیت پیامبر برگزیدگان من هستند...هروقت حاجتی داشتی اینها را واسطه قرار بده.آنگاه پیامبر اسلام فرمودند: «ما کشتی نجات هستیم، هرکس سوار این کشتی شد، نجات خواهد یافت و هرکس سر پیچی کند، هلاک میشود، هرکسی حاجتی به سوی خداوند دارد، باید ما اهل بیت را واسطه قرار دهد.»(فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶، ح۱) توسل به ویژه برای رهایی از پیامدهای زیانبار اعمال در قالب استغفار، اختصاص به معصومان(ع) ندارد، بلکه میتوان به اولیای الهی از جمله پیامبران نیز متوسل شد؛ چنانکه برادران یوسف به یعقوب(ع) برای استغفار متوسل میشوند و آن حضرت نیز قول میدهد تا در زمان مناسب این اقدام را برایشان انجام دهد.(یوسف، آیات 97 و 98) امام صادق(ع) در دعای ندبه در بیان اوصاف پیامبران و اولیای خدا فرمود: ... وَ جَعَلتَهُم الذّریعَةَ الیک و الوسیلَةَ الی رضوانِک؛ ...«خداوندا؛ آنها را واسطه درگاهت و وسیلهای به سوی رضا و خشنودی خود قرار دادی.» (مفاتیح الجنان، دعای ندبه)
توسل به دعا برای تغییر سرنوشت
همه چیز در هستی در «ام الکتاب» نوشته شده و رخدادهای کلی و جزئی همگی بر اساس آن مشیت مقدر الهی است که حکیمانه است؛ اما انسان میتواند حتی مقدرات محتوم را تغییر دهد؛ زیرا حکم قطعی الهی، خدا را مجبور نمیکند تا از قدرت ارادی خویش محروم شود.(رعد، آیه 39) بنابراین، خدا میتواند در امّ الکتاب تغییر و تبدیل ایجاد کند؛ یکی از راههای تبدیل و تغییر درام الکتاب راه «دعا» و «توسل» است. از همین رو میسر بن عبدالعزیز از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمود: ادع و لاتقل ان الامر قد فرغ منه، ان عندالله عزوجل منزلة لا تنال الا بمئله و لو انّ عبداً سدّ فاه و لم یسئل لم یعط شیئا فسل تعط، یا میسر انه لیس من باب یقرع الا یوشک ان یفتح لصاحبه؛ای میسر؛ مبادا بگویی (هرکسی را به اندازهای خداوند مقدر کرده) و کار گذشته تغییرپذیر نیست. در نزد پروردگار عزیز و بزرگ مقامی است برای بندگان که به آن نخواهند رسید مگر با درخواست و سؤال. اگر بندهای دهان فرو بندد و سؤالی نکند هیچ چیز به او داده نمیشود، پس از خدا بخواه تا حاجت خود را بگیری. میسر؛ هر دری که کوبیده شود امید است که برای کوبنده بازگردد. (اصول کافی، ج 2، ص 485 ) درباره نقش دعا و تاثیر آن بسیار گفته شده است تا جایی که خدا در قرآن عنایت خویش به بندگان را منوط به دعایشان دانسته است. پس با دعا و تضرع میتوان درام الکتاب تغییر و تبدیل انجام داد و عنایت الهی را به سوی خود جلب کرد.(فرقان، آیه 77) امیرمؤمنان(ع) میفرماید: الدعاء مفاتیح النجاح و مقالید الفلاح و خیر الدعاء ما صدر عن صدر نقی و قلب نقی و فی المناجاة سبب النجاة و بالاخلاص یکون الخلاص فاذا اشتد الفزع فالی الله المفزع...؛ الدعا ترس المؤمن و متی تکثر قرع الباب یفتح لک؛ دعا کلیدهای پیروزی و رستگاری است. بهترین دعاها آن است که از سینهای پاک و قلبی پرهیزکار خارج شود راز و نیاز سبب نجات است و انسان، با اخلاص و بیشائبه دعا کردن، از هر گرفتاری رهائی پیدا میکند، در هنگام وحشت و ترس شدید خداوند پناهگاه مؤمنین است.دعا سپری است برای مؤمن؛ هرگاه دری را زیاد بکوبی برایت باز میکنند.(اصول کافی، ج 2، ص 468 )
به هر حال، نمیتوان درباره نقش دعا به عنوان یکی از ابزارهای توسل بیتوجه بود؛ یعنی همان گونه که توسل به نماز و معصومان(ع) میشود، همچنین میتوان به دعا به عنوان وسیله برای توسل به خدا توجه یافت. بنابراین، حتی برای تبدیل قضا و قدر میتوان به دعا متوسل شد؛ چنانکه عبدالله بن سنان میگوید: سمعت ابا عبدالله یقول: الدعاء یرد القضاء بعد ما ابرم ابراما؛ فاکثر من الدعاء فانه مفتاح کل رحمة و نجاح کل حاجة و لاینال ما عندالله عزوجل الا بالدعاء و انه لیس باب یکثر قرعه الا یوشک ان یفتح لصاحبه؛ از حضرت صادق (ع ) شنیدم میفرمود: « دعا قضا و قدری که بسیار محکم شده باشد برمی گرداند. زیاد دعا کن زیرا دعا کلید بخشایش خدا و وسیله رسیدن به هر حاجت است. به آنچه در نزد خداوند است بنده نائل نمیشود مگر با دعا، همانطوری که دری بسیار کوبیده شود امید میرود که باز شود.»(اصول کافی، ج 2، ص 470) انسان میبایست در دعا اصرار داشته و برای اجابت تعجیل نداشته باشد. امام صادق علیهالسلام میفرماید:لا يَزَالُ اَلْمُؤْمِنُ بِخَيْرٍ وَ رَجَاءٍ وَ رَحْمَةٍ مِنَ اَللَّهِ مَا لَمْ يَسْتَعْجِلْ فَيَقْنُطَ فَيَتْرُكَ اَلدُّعَاءَ فقلت لَهُ كَيْفَ يَسْتَعْجِلُ؟ قَالَ: يَقُولُ قَدْ دَعَوْتُ مُنْذُ كَذَا وَ كَذَا وَ لاَ أَرَى اَلْإِجَابَةَ؛ مؤمن پيوسته در خير و اميدوارى و رحمت خداست مادام كه عجله نشان ندهد و نوميدانه دست از دعا نكشد. [راوى مى گويد: ]عرض كردم: چگونه عجله نشان مى دهد؟ فرمود: مىگويد: مدّتهاست دعا مى كنم و اجابتى نمىبينم. (اصول کافی، ج 8، صص 490)تأخیر و تقدیم در اجابت نباید شخص را نومید سازد؛ زیرا دعا همواره مورد اجابت است، هر چند که گاه با تأخیر باشد. امام صادق(ع)میفرماید: مومن براى حاجتى خداوند را مىخواند و لكن خداوند مىفرمايد: حاجتش را به خاطر اشتياق به دعايش به تأخير انداختم، هنگامى كه روز قيامت رسد خداوند متعال مىفرمايد: بندۀ من تو از من در دنيا حاجتى خواستى و من اجابتش را به تأخير انداختم، ولى ثوابش را به تو مى دهم، و باز حاجت ديگرى خواستى و من اجابتش را به تأخير انداختم و ثوابت دهم، امام فرمود: در اين هنگام مؤمن آرزو مىكند اى كاش هرگز حاجتهاى من در دنيا برآورده نشده بود و اين به خاطر ثوابهاى خوبش است.(اصول کافی، ج 3، ص 489)
البته برای دستیابی به اجابت باید به «تضرع» متوسل شد و حتی با چشمان اشکبار در برابر معبود اقدام کرد تا تقرب و اجابت انجام گیرد.(انعام، آیات 1 و 42 و 43؛ اعراف، آیه 2؛ مؤمنون، آیه 76)