عهدی با باران، پروازی تا خدا (حدیث دشت عشق)
برخی انسانها سرنوشتشان از همان روزهای کودکی با عشق و مسئولیت گره میخورد و سرانجام دفتر زندگیشان به مطلعِ زیباترین واژه یعنی شهادت ختم میشود. پاسدار شهید رضا اورادی، از غیورمردان تیپ عملیاتی مردم پایه ۸۸ انصارالرضا(ع) خراسان جنوبی، نمونهای عینی از این مخلصان بیادعا بود. او زندگی مشترکش را از سال ۱۳۷۸ با دارایی اندک اما دلی سرشار از امید آغاز کرد؛ از تلاش صادقانه در نانوایی پدر گرفته تا صبوری پشت فرمان خودروهای سنگین، برای او هر کاری میدانی برای تجلی مردانگی، رزق پاک و مسئولیتپذیری بود. رضا برای چهار فرزندش پناهگاهی امن و دوستی صمیمی بود و در خانه و محل کار، همواره به نظم، خوشخلقی و کمک به دیگران شناخته میشد. با آغاز جنگ رمضان، او پلاک شناساییاش را به گردن آویخت؛ گویی با آیندهای نانوشته آشنا شده بود. تنها چند روز پس از شهادت دوست صمیمیاش، شهید مرتضی ترابی، رضا در سهشنبه تلخ ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، در پی تجاوز ناجوانمردانه هوائی دشمن آمریکایی-صهیونیستی به یکی از مقرهای سپاه در بیرجند، آماج جراحتهای سنگین قرار گرفت و مظلومانه به قافله آسمانیان پیوست. گویی عهد عروجش را در آخرین پنجشنبه، بر سر مزار رفیقش بسته بود. شهادت این پاسدار مخلص، خروش حماسی و بیعت مجدد مردم ولایتمدار خراسان جنوبی را در میادین شهرهای استان رقم زد. پیکر مطهر او در ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ با بدرقه پرشور امت شهیدپرور بیرجند تشییع شد تا نام، یاد و خاطره ماندگارش برای همیشه در خیمه ولایت جاودانه بماند.