باز هم «بحثهای انحرافی» شروع شد!(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
بزرگان اهل علم و عقل درست گفتهاند که «بهترین و برازندهترین کامیابی و موفقیتها مربوط به کسانی است که توانستهاند علل شکست یا پیروزی خود را به درستی تجزیه و تحلیل کنند و از آن به بهترین نحو بهره بگیرند.» و این درست همان کاری است که گردانندگان ورزش و متولیان فوتبال باید بیش از هر زمان دیگری به آن اقدام کنند.
چند روز پیش هیاهوی جام جهانی بیست و یکم فرو نشست و تیم ملی اسپانیا با اقتدار به مقام قهرمانی رسید. به گمان اکثر قریب به اتفاق کارشناسان در سراسر دنیا با قهرمانی «ماتادورها»، حق به حقدار رسید، چرا که این تیم در مقایسه با سایر مدعیان «آمادهترین» و «تیمترین» بود و در تمام دیدارها- از جمله فینال- کاملا منسجم نشان داد و نبض بازی را در دست داشت و به اصطلاح از همه حریفان یک سر و گردن بالاتر بود.
جام جهانی تمام شد اما کار دنیا تمام نشده و فوتبال کماکان مسیر خود را رو به جلو دنبال خواهد کرد. سؤال مهم این است که آیا «فوتبال ما» میخواهد بدون درس گرفتن از تجربهها و عبرت گرفتن از واقعیات، همچنان به مسیر بیراهه خود ادامه دهد؟! آیا متولیان ورزش و مدیران فوتبال میخواهند همانند مقاطع پیشین، واداده و منفعل عمل کنند و عنان این رشته پرطرفدار و جذاب را رها کرده و آن را دربست در اختیار دلالها و رمالها و خلافکارها و انگلها بگذارند؟!
آیا رسانههای ما- از صدا و سیما گرفته تا «پلتفرم»ها- بعد از این رویداد بزرگ و جهانی با غفلت از مسئولیت مهم و تعیینکننده خود در قبال اصلاح ورزش و آینده بهتر آن، کماکان به دنبال راه انداختن بحثهای انحرافی و دعواهای کودکانه و تصفیه حسابهای شخصی هستند و با ساختن برنامههایی مسموم و مخرب که از آن سخت بوی عقدهگشایی و لودگی و حسادت و توهین و حرمتشکنی به مشام میرسد، بیخیال سرنوشت فوتبال ایران و آینده آن با هو و جنجال و به جان هم انداختن این و آن صرفا به جذب مخاطب بیشتر و درآمد چرب و نرمتر میاندیشند؟!
این فوتبال سخت گرفتار و آفتزده است و برای نجات آن از گرفتاریها و آفتزدایی، به بحثهای دلسوزانه و کارشناسانه نیاز دارد. این راست است و اصلا هم غیر قابل کتمان نیست که در بیماری و گرفتاری ورزش- و علیالخصوص فوتبال- تقریبا هیچکدام از کسانی که مسئولیتی دارند، وظیفه خود را به درستی انجام نمیدهند، سهل است که در تخریب آن سهم بسزا و غیر قابل انکاری دارند و جالبتر از همه اینکه بعد از هر رویدادی- از جمله حضور در جام جهانی- همین افراد نقش منتقد و معترض و مصلح را بازی میکنند!
فوتبال ایران در جام جهانی کموبیش بضاعت واقعی خود و حتی- با همت و غیرت ملیپوشان- فراتر از آن را نشان داد. باید واقعبین و منصف بود و کلاه خود را قاضی و پیش خود مرد و مردانه حساب کرد که آیا میتوان با توجه به رفتاری که با فوتبال میشود و بلاهایی که بعضی از نامدیران عقل کلمآب و جریانات به شدت نفوذ کرده، با همدستی و همکاری دلالی افسارگسیخته سر آن میآورند و نیز شرایط جنگی و نبود امکانات برای داشتن یک اردوی مناسب و حریفان تدارکاتی اسم و رسمدار و بالاخره خباثتها و شیطنتهای میزبان یاغی و قانونشکن این مسابقات، نتایج تیم ملی را که بدون باخت به کار خود پایان داد، «ناکامی و شکست» قلمداد کرد؟
برای این فوتبال چه کردهایم که از آن توقع بیش از این داریم؟! این رسانههایی که امروز کاسبکارانه و فرصتطلبانه و کینهتوزانه برای نتایج کسب شده در جام جهانی یقه پاره میکنند بگویند پیش از این کدام برنامه کارشناسی و آسیبشناسانه را برای کشف ریشههای فساد و دلالی در فوتبال ساختهاند؟
راستی آن است که این فوتبال سخت به اصلاح احتیاج دارد و زمین آن را به معنای واقعی باید شخم زد و همه کسانی که به هر عنوان نقش و مسئولیتی دارند، باید در کاروبار خود تجدید نظر و خود را به معنای واقعی اصلاح کنند. اگر این اتفاق نیفتد، در آینده و رقابتهای بعدی نه تنها پیشرفتی حاصل نخواهد شد، بلکه بعید نیست اتفاقات ناخوشایندی هم چهره بندد.
با پایان جام جهانی الان بهترین فرصت است که دلسوزان و خاکخوردگان فوتبال اولا در دام بحثهای انحرافی نیفتند و هوشیاری به خرج دهند و شأن و جایگاه خود را حفظ کنند و ملعبه و مضحکه «شومن»های شناخته شده و ابزاری برای تصفیه حسابهای شخصی و قدیمی آنها نشوند. «بحثهای انحرافی» یکی از آفات این ورزش است و سالهاست که درباره آنها مینویسیم. منظورمان از بحثهای انحرافی همان چیزی است که امروز شاهد آن هستیم و به جای پرداختن به مسائل اصلی، بحث «غار» و «ساعت» و «ویلای ترکیه» و «مدرک تحصیلی» و... موضوع روز فوتبال شده که این به نظر ما اصلا تصادفی نیست و سالهاست بعد از هر اتفاق بزرگ ورزشی به جای نقد و تحلیل مسائل اصلی، شاهد دعواهای حیدری- نعمتی و جنگهایی هستیم که اگر برای بعضی از منفعتجویان و عقبماندههای فرهنگی و حسودان و... نفعی داشته، حاصلی جز ضرر و هدر دادن فرصتها برای ورزش و فوتبال ما ندارد.
گویا دستها و جریاناتی نان و نام خود را در مطرح نشدن دردها و مشکلات اصلی ورزش میبینند. ثانیا مسئولان فوتبال و تیم ملی باید سعه صدر نشان داده و از «عاشق افکار خود بودن» دست بردارند و ناخواسته وارد بازی «شومنها» و... نشوند و با دعوت از چهرههای خوشنام و مقبول- که الحمدلله تعدادشان هم کم نیست- و شنیدن انتقادات دلسوزانه و فنی و همچنین پیشنهادات سازنده آنها گامهای مثبتی را برای ایجاد تحول و اصلاح در فوتبال بردارند.