وقتی کودکان غزه هدف تمرینی صهیونیستها میشوند(نگاه)
مترجم: سید محمد امینآبادی
کمیسیون تحقیق سازمان ملل متحد در ماه جاری میلادی گزارشی منتشر کرد که در آن آمده است اسرائیل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بهطور عمدی کودکان فلسطینی را هدف قرار داده و در این روند مرتکب نسلکشی، جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است. از زمان انتشار این گزارش، سازمان ملل با موجی از حملات شدید روبهرو شده است و حتی یکی از خبرنگاران ارشد تنها به دلیل اشاره به این گزارش، هدف تخریب و اتهامزنی قرار گرفت. پس از آنکه «الکس کرافورد»، خبرنگار شبکه اسکاینیوز، یافتههای سازمان ملل را در شبکه اجتماعی «ایکس» منتشر کرد، «جیک والیس سیمونز»، سردبیر پیشین روزنامه صهیونیستی «Jewish Chronicle»، وی را متهم کرد که «همان تبلیغات بیاساس همیشگی را، با تقویت همان افراد همیشگی، در خدمت همان دستورکار تاریک همیشگی منتشر میکند». «استیون پولارد»، ستوننویس روزنامه جریان اصلی تلگراف نیز با بازنشر پیام «کرافورد» نوشت: «عجب! چه کسی ممکن بود انتظار داشته باشد الکس کرافورد داستانهایی را منتشر کند که هیچ مدرکی برای پشتیبانی از آنها وجود ندارد، فقط برای اینکه بتواند تنها دولت یهودی جهان را بدنام کند؟ واقعاً شگفتزده شدم!» وزارت امور خارجه اسرائیل نیز همسو با این انتقادها، گزارش سازمان ملل را «افتراآمیز» و «قطعهای از تبلیغات به همان اندازه رسواکننده مانند گزارشهای پیشین آن» توصیف کرد. انتقاد بسیار جدیتر و مفصلتر در مقالهای در نشریه «اسپکتیتور» مطرح شد؛ جایی که «جاناتان ساکردوتی»، تحلیلگر سیاسی و از اعضای مؤسس هیئت امنای «کارزار مقابله با یهودستیزی»، استدلال کرد که گزارش سازمان ملل در اصل یک «فریب» است. «ساکردوتی» نوشت: «بار دیگر یکی از نهادهای سازمان ملل، اسرائیل را به سنگینترین جرایم قابل تصور متهم کرده است؛ این بار به قتل عمدی کودکان. اما بار دیگر، وقتی خود گزارش را باز میکنید، میبینید که شواهد لازم وجود ندارد». ساکردوتی در آغاز مینویسد: «کمیسیون مستقل بینالمللی تحقیق سازمان ملل گزارشی ۹۴ صفحهای منتشر کرده که مدعی است اسرائیل در جریان جنگ غزه، کودکان فلسطینی را بهطور عمدی هدف قرار داده است؛ عبارتی که تلویحاً به ارتکاب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت اشاره دارد». اما گزارش سازمان ملل، برخلاف ادعای ساکردوتی، صرفاً به صورت «تلویحی» به جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت اشاره نمیکند، بلکه این اتهامات را بهصراحت مطرح میکند. در صفحه ۷۶ گزارش آمده است: «بر اساس شواهد بررسیشده و در امتداد یافتههای گزارشهای پیشین، کمیسیون دلایل معقولی یافته است که نشان میدهد مقامهای اسرائیلی و نیروهای امنیتی اسرائیل همچنان در نوار غزه مرتکب نسلکشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی شدهاند و همچنین در کرانه باختری، از جمله قدس شرقی، مرتکب جنایت جنگی شدهاند». بنابراین، هیچ نکتهای در این گزارش بهصورت ضمنی بیان نشده است؛ اتهامات بهطور کاملاً صریح مطرح شدهاند.
سپس «ساکردوتی» به یکی از پروندههایی میپردازد که در گزارش کمیسیون ثبت شده و مربوط به نوزاد ۱۰ روزهای است که گفته میشود هدف شلیک یک «کوادکوپتر» قرار گرفته است. او این بخش از گزارش کمیسیون را رد میکند. «ساکردوتی» در این بخش چند ادعای بحثبرانگیز مطرح میکند. نخست، او میگوید «کوادکوپتر» برای هدف قرار دادن این نوزاد باید «از میان برزنت چادر میدید». این ادعا نادرست است؛ زیرا پهپاد میتوانسته پس از ورود به داخل چادر به سمت نوزاد شلیک کرده باشد. در صفحه ۱۶ گزارش سازمان ملل آمده است: «در ۱۲آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۰۰، یک نوزاد پسر ۱۰ روزه هنگامی که مادرش در داخل چادرشان در اردوگاه النصیرات به او شیر میداد، هدف شلیک یک کوادکوپتر قرار گرفت. مادر در چادر تنها بود و در حال شیر دادن به نوزادش بود که یک گلوله شلیکشده از سوی پهپاد به سر نوزاد اصابت کرد، از پشت سر او خارج شد و به بالش پشت سر مادر برخورد کرد.» در این گزارش هیچ جا گفته نشده است که شلیک از بیرون چادر انجام شده باشد. دوم، ساکردوتی مدعی است که کمیسیون صرفاً «به یک عکس از گلوله» استناد کرده است. این ادعا نیز نادرست است. گزارش سازمان ملل بهصراحت میگوید که کمیسیون «تصاویر مربوط به گلولهای را که به نوزاد اصابت کرده بود مشاهده و تحلیل کرده است.» بنابراین، موضوع تنها یک عکس نبوده، بلکه مجموعهای از تصاویر توسط کمیسیون بررسی و تحلیل شده است.
به گفته ساکردوتی، «تنها موردی که در گزارش ذکر شده و شاید در نگاه نخست باورپذیرتر به نظر برسد، رویدادی است که بر اساس روایت یکی از سربازان اسرائیلی و از طریق گزارش تحقیقی روزنامه هاآرتص در دسامبر ۲۰۲۴ نقل شده و به تیراندازی به یک نوجوان فلسطینی در نزدیکی یکی از گذرگاههای محدودشده در غزه مربوط میشود.» ساکردوتی این حادثه را بهگونهای روایت میکند که گویی زنجیرهای از اتفاقات ناخواسته باعث کشته شدن سهوی یک پسر ۱۶ ساله شده است؛ زیرا او وارد منطقهای ممنوعه شده بود. اما او اشاره نمیکند که گزارش هاآرتص تأیید میکند مرزهای این مناطق ممنوعه «مرزهایی نامرئی» بودهاند و حتی «سربازانی که در کمین مستقر بودند نیز نمیدانستند این خطوط دقیقاً کجا قرار دارند» ساکردوتی همچنین بخشی از شهادت همان سرباز به هاآرتص را حذف میکند؛ جایی که او توضیح میدهد یگانش، در حالی که هیچ اطلاعی نداشت این نوجوان مسلح است یا نه، با شور و هیجان از نیرویی کاملاً نامتناسب علیه او استفاده کرد. این سرباز میگوید: «ما طوری واکنش نشان دادیم که انگار با یک حمله گسترده نیروهای مسلح روبهرو شدهایم. موضع گرفتیم و شروع کردیم به شلیک. از دهها گلوله حرف میزنم، شاید هم بیشتر. حدود یک یا دو دقیقه بیوقفه به سمت بدنش تیراندازی کردیم. اطرافیانم هم تیراندازی میکردند و میخندیدند». در حالی که «ساکردوتی» ادعا میکند نیروهای اسرائیلی تنها پس از تیراندازی متوجه شدند که قربانی یک کودک بوده است، چنین مطلبی در گزارش هاآرتص وجود ندارد. این روزنامه از قول یکی از سربازان مینویسد: «به جسدی که غرق در خون بود نزدیک شدیم، از آن عکس گرفتیم و تلفن همراهش را برداشتیم. او فقط یک پسر بود، شاید ۱۶ ساله». این عبارت به معنای آن نیست که هیچیک از اعضای یگان پیش از کشتن او نمیدانستند که قربانی یک کودک است یا دستکم ظاهری کودکانه دارد. علاوهبر این، «ساکردوتی» به خوانندگان «اسپکتیتور» نمیگوید که گزارش هاآرتص تصریح میکند حتی پس از آنکه مشخص شد نوجوان کشتهشده یک غیرنظامی بوده است، اعضای یگان همچنان از این کشتار دفاع کردند و فرمانده آنان نیز بهدروغ قربانی را «تروریست» نامید.
در گزارش هاآرتص آمده است: «یک افسر اطلاعاتی وسایل او را جمعآوری کرد و چند ساعت بعد، نیروها متوجه شدند که آن پسر عضو حماس نبوده، بلکه صرفاً یک غیرنظامی بوده است. این سرباز میگوید: «آن شب فرمانده گردان ما بابت کشتن یک تروریست به ما تبریک گفت و اظهار امیدواری کرد که فردا ده نفر دیگر را هم بکشیم. وقتی یکی از افراد گفت او غیرمسلح بود و شبیه یک غیرنظامی به نظر میرسید، همه با فریاد او را ساکت کردند.» «ساکردوتی» همچنین صلاحیت حرفهای کارشناسانی را که گزارش سازمان ملل بر یافتههای آنان تکیه دارد، زیر سؤال میبرد. او مینویسد: «یکی از پزشکانی که در گزارش به او استناد شده، صرفاً بر اساس محل اصابت گلولهها حدس میزند که سربازان اسرائیلی از کودکان بهعنوان هدف تمرین تیراندازی استفاده کردهاند؛ اما این نوع حدس و گمان، مدرک محسوب نمیشود.» اما این نتیجه صرفاً «حدس و گمان» نیست. در صفحه ۱۳ گزارش سازمان ملل، از این پزشک نقل شده که وی این ارزیابی را «بر اساس الگوی تجمع آسیبها» انجام داده و از وجود «یک الگوی بسیار روشن» سخن گفته است. بنابراین، نتیجهگیری او فقط بر مبنای این نیست که گلوله به کدام قسمت بدن اصابت کرده است، آنگونه که ساکردوتی ادعا میکند؛ بلکه بر این اساس است که در روزهای مشخص، بخشهای خاصی از بدن کودکان بهطور مکرر هدف قرار گرفتهاند و این تکرار، الگویی قابل مشاهده ایجاد کرده است.
«نیک مینارد»، جراح بریتانیایی متخصص دستگاه گوارش که بهصورت داوطلبانه در «بیمارستان ناصر» غزه فعالیت کرده است، نیز در تأیید این موضوع شهادت داده است. وی میگوید: «ما موارد متعددی از جراحات را دیدهایم که عمدتاً مربوط به پسران نوجوان است؛ برخی از آنها تنها ۱۱، ۱۲، ۱۳ یا ۱۴ سال سن داشتند و در محلهای توزیع غذا هدف گلوله قرار گرفته بودند. یک روز، مجروحان با اصابت گلوله به شکم به بیمارستان میآیند. روز دیگر، با جراحات ناشی از اصابت گلوله به سر یا گردن و روز دیگر همگی از ناحیه بیضه هدف گلوله قرار گرفته بودند. بنابراین، یک الگوی بسیار روشن وجود دارد و گویی نوعی بازی در جریان است؛ انگار یک روز قرار است سر هدف باشد، روز بعد شکم.» همین الگوی تکرارشونده و تمرکز جراحات در بخشهای مشخصی از بدن، از فرضیه «استفاده از کودکان بهعنوان هدف تمرین تیراندازی» پشتیبانی میکند؛ موضوعی که «ساکردوتی» به آن اشارهای نمیکند. گزارش سازمان ملل در دسترس عموم قرار دارد. ما از شما به عنوان خواننده این مطلب نمیخواهیم که صرفاً سخنان ساکردوتی یا حتی گفتههای ما را بپذیرند. از شما میخواهیم شخصاً این گزارش را مطالعه کنند و خود به نتیجهگیری برسند.»
لینک گزارش سازمان ملل:
https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/hrbodies/hrcouncil/sessions-regular/session62/a-hrc-62-crp-2.pdf
منبع: میدل ایست آی