تحلیل نظری انقلاب اسلامی
علامه محمدتقی مصباح یزدی
مقدمه
حقیقت اصیلترین، جاودانهترین و زیباترین راز هستی و نیاز آدمی است كه سلسله مؤمنان و عالمان صادق چه جانها كه در راه آن نباخته، و جاهلان و باطلپرستان چه توطئهها و ترفندها كه برای محو و مسخ آن نساختهاند. چه تلخ واقعیتی است مظلومیت حقیقت، و چه شیرین حقیقتی است این واقعیت كه در مصاف همیشگی حق و باطل، حق سربلند و سرفراز است و باطل از بینرفتنی و نگونسار. این والا و بالانشینیِ حقیقت، گذشته از سرشت حق، وامدار كوششهای خالصانه و پایانناپذیر حقیقتجویانی است كه در عرصه نظر و عمل كمر همت محكم بسته و از دام و دانه دنیا رستهاند، و در این میان، نقش و تأثیر ادیان و پیامبران الهی، و بهویژه اسلام و پیامبر اكرم صلىالله علیه وآله و جانشینان برحق و گرامی او علیهمالسلام، برجستهترین است.
دانشمندان نامآور شیعه، رسالت خطیر و بینظیر خویش را بهرهگیری از عقل و نقل و غوص در دریای معارف قرآن و برگرفتن گوهر ناب حقیقت از سیره آن پیشوایان و عرضه آن به عالم بشری و دفاع جانانه در برابر هجوم ظلمتپرستان حقیقتگریز دانسته و در این راه، دیدهها سوده و جانها فرسودهاند. اكنون در این عصر بحران معنویت كه دشمنان حقیقت و آدمیت هر لحظه با تولید و انتشارِ فزون از شمارِ آثار نوشتاری و دیداری و بهكارگیری انواع ابزارهای پیشرفته سختافزاری و نرمافزاری در عرصههای گوناگون برای سیطره بر جهان میكوشند، رسالت حقیقتخواهان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی، بهویژه عالمان دین، بس عظیمتر و سخت دشوارتر است.
در جهان تشیع، پژوهشگران حوزوی در علوم فلسفی و كلامی، تفسیری و حدیثی، فقهی و اصولی و نظایر آن كارنامه درخشانی دارند، و تأملات ایشان بر تارك پژوهشهای اسلامی میدرخشد. در زمینه علوم طبیعی و تجربی و فناوریهای جدید نیز پژوهشگران ما تلاشهایی چشمگیر كرده، گامهایی نویدبخش برداشته و به جایگاه درخور خویش در جهان نزدیك شدهاند، و میروند تا با فعالیتهای روزافزونشان مقام شایسته خویش را در صحنه علمی بینالمللی بازیابند. ولی در قلمرو پژوهشهای علوم اجتماعی و انسانی تلاشهای دانشمندان این مرز و بوم آنگونه كه شایسته نظام اسلامی است بهبار ننشسته و آنان گاه به ترجمه و اقتباس نظریههای دیگران بسنده كردهاند. در این زمینه كمتر میتوان ردّ پای ابتكارات و بهویژه خلاقیتهای برخاسته از مبانی اسلامی را یافت و تا رسیدن به منزلت مطلوب راهی طولانی و پرچالش در پیش است. از این روی، افزونبر استنباط، استخراج، تفسیر و تبیین آموزههای دینی و سازماندهی معارف اسلامی، كاوش در مسایل علوم انسانی و اجتماعی از دیدگاه اسلامی و تبیین آنها از مهمترین اهداف و اولویتهای مؤسسات علمی بهویژه مراكز پژوهشی حوزههای علمیه است.
مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمتالله علیه در پرتو تأییدات رهبر كبیر انقلاب اسلامی و حمایتهای بیدریغ رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای «مد ظلهالعالی» از آغازِ تأسیس بر اساس سیاستها و اهداف ترسیم شده از سوی حضرت آیتالله محمدتقی مصباح یزدی «دامت بركاته» به امر پژوهشهای علمی و دینی اهتمام داشته و در مسیر برآوردن نیازهای فكری و دینی جامعه، به پژوهشهای بنیادی، راهبردی و كاربردی پرداخته است. معاونت پژوهش مؤسسه برای تحقق این مهم، افزونبر برنامهریزی و هدایت دانشپژوهان و پژوهشگران، در زمینه نشر آثار محققان نیز كوشیده و بحمدالله تاكنون آثار ارزندهای را در حد توان خود به جامعه اسلامی تقدیم كرده است.
كتابِ پیشروی، بخشی از مباحث نظری و عملی مربوط به انقلاب اسلامی استاد فرزانه، حضرت آیتالله محمدتقی مصباح یزدی «دامت بركاته» است كه با تلاش پژوهشگر ارجمند جناب حجتالاسلام آقای قاسم شباننیا تدوین و نگارش یافته است.
معاونت پژوهش مؤسسه امام خمینی(ره)
مطالعه انقلاب اسلامی ایران، بهعنوان یکی از تحولات سرنوشتساز تاریخ، برای هر آن کس که در عرصه سیاست و تاریخ گام مینهد، از اهمیت فراوانی برخوردار است. شناخت این پدیده مستلزم شناخت پدیده «انقلاب» است. در این رهگذر شناخت واژه «انقلاب»، قبل از هر بحث دیگری در این نوشتار ضرورت دارد. پس از ارائه تعریفی از انقلاب، بایسته است تعریفی از تحولات مهم اجتماعی دیگر نظیر اعتصاب، کودتا، شورش، اصلاح، و نهضت یا جنبش ارائه گردد تا وجه تمایز آنها از انقلاب مشخص شود و در نتیجه، این واژگان در مباحث، با یکدیگر خلط نگردند.
تعریف انقلاب[1]
«انقلاب»، از واژگانی است که از گذشته دور، هم در زبان عربی و هم در زبان فارسی، یكی از اصطلاحات نجومی و به معنای «حركت دورانی منظّم و قانونمند ستارگان»، «دور» و «گردش» بوده است. در قرآن کریم نیز این کلمه در دو معنای «رجوع و بازگشت» و «تحوّل و دگرگون شدن» استعمال شده است. اروپاییان برای القای معنای نجومی این کلمه از دیرباز، لفظ «Revolution» را بهكار میبردهاند. از سال1660میلادی بدینسو، این لفظ در غرب معنای جدید دیگری نیز یافت و برای قیام سریع، پرشور، و همگانی مردم بر ضدّ نظام حاكم بهكار رفت. اینكه چرا غربیان برای نامگذاری این قسم از حركتهای اجتماعی از اصطلاح نجومی استفاده كردند، خود، ادلّه و عللی دارد كه در کتب مختلف به آنها اشاره شده است[2] مترجمان فارسیزبان نیز، به پیروی از غربیان، قیام همگانی مردم را بر ضدّ نظام حاكم، «انقلاب» نام نهادند.
به هر حال، كلمه «انقلاب» در پهنه علوم انسانی و اجتماعی به دو معنا استعمال میشود: یكی به معنای تحوّل سریع، شدید و بنیادین كه بر اثر طغیان عموم مردم در اوضاع و احوال سیاسی جامعه روی میدهد و در نتیجه یك نظام سیاسی، حقوقی و اقتصادی جای خود را به نظام دیگری میدهد؛ و دیگری به معنای تحوّل شدید و ریشهای و غیر سیاسی که به كندی و بدون خشونت صورت میگیرد. مانند انقلاب علمی، انقلاب صنعتی، انقلاب فرهنگی، انقلاب ادبی و انقلاب هنری. وجه مشترك دو معنای لفظ «انقلاب» همان «تحوّل شدید، اساسی و كلّی» است. در این نوشتار مقصود از واژه «انقلاب» فقط معنای اوّل آن است، و معنای دوم به هیچروی، مراد نیست.
واژه انقلاب از واژگانی است كه در علوم مختلف دیگر همچون فلسفه و فقه نیز از آن یاد شده است. آیا میتوانید برخی از این تعاریف را به دست آورده ارتباط آنها را با تعریفی که در بالا ذکر گردید، مشخص سازید؟
انقلاب در مقایسه با دیگر حرکتهای اجتماعی
با تعریفی که از واژه انقلاب داده شد، میتوان به تفاوت آن با انواع دیگر حرکتهای اجتماعی، که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود، پی برد:
الف- اعتصاب
اعتصاب،[3] در دامنهدارترین معنای خود، به هر نوع تعطیلی گفته میشود كه به عنوان اعتراض به تجاوز به یكی از حقوق اجتماعی به عمل آید. بهعنوان مثال ممكن است همه سكنه ناحیهای پس از وقوع زمینلرزه یا طغیان رودخانه، به كندی و غیر مؤثّر بودن كمكهای ضروریای دولت، اعتراض داشته باشند و دست به «اعتصاب»
بزنند.
اعتصاب، به معنای خاصّ كلمه، یعنی معلّق ساختن هماهنگی كار از طرف كارگران و دستمزد بگیران، تا بهاینوسیله، یا بهطورمستقیم به كارفرما فشار وارد شود و یا قدرتهای محلّی یا دولت مجبور به دخالت شوند تا در این صورت كارفرما را در تنگنا بگذارند و به هر تقدیر، همه یا لااقلّ، قسمتی از درخواستهای كارگران و مزدبگیران برآورده شود.[4]
اعتصاب چه عمومی باشد و چه صنفی، چه اعتراضی بر ضدّ تجاوز به حقوق طبیعی (غیر وضعی) باشد و چه اعتراضی بر ضدّ تجاوز به حقوق شناخته شده و قانونی و یا این كه چه اعتراضی بر ضدّ تخطّی از عرف و عادات وآداب و رسوم معمول و متعارف باشد و چه باهدف تغییر تصمیمات كارفرمایان یا مدیران صنعتی باشد و چه قصد تغییر سیاستهای اقتصادی دولت را و چه قصد درهم شكستن و واژگون كردن نظام حاكم را داشته باشد، به هرحال، كم یا بیش با امور و شؤون سیاسی ارتباط و سر و كار مییابد. بنابراین، «اعتصابی وجود ندارد كه كم و بیش جنبه سیاسی نداشته باشد»[5] و با نظام حاكم، اصطكاك پیدا نكند.
نظام حاكم ممكن است به سبب آگاهی از اوضاع و احوال عمومی جامعه و عمق و وسعت اعتراض اعتصابیّون و خطرات ناشی از بیالتفاتی به خواستههای آنان یا سركوبی آنان، شیوهای مسالمتجویانه در پیش گیرد، با اعتصابگران به تبادل نظر و گفتوگو پردازد، و با جرح و تعدیل و حكّ و اصلاح خواستههایشان، به قسمتی از آنها تن دردهد و آنان را به ترك اعتصاب راضی كند. همچنین ممكن است، از سر بیخبری از واقعیّتها یا ترس از واكنشهای كارفرمایان، مدیران صنعتی و سرمایهداران، از توجّه به خواستههای اعتصابكنندگان یكسره سر باز زند و به قوه قهریّه و اعمال زور و خشونت متوسّل شود.
در اینصورت، بسته به اوضاع و احوال مختلف اجتماعی، قدرت اعتصابكنندگان، رهبری آنان، قدرت آنان، قدرت نظام حاكم، تدابیر و چارهاندیشیهای آنان و...، یا اعتصابكنندگان، اگرچه بهطور موقت، شكست میخورند و خاموش میشوند و یا اعتصاب، عمق، وسعت و اوج بیشتری میگیرد و موجبات تزلزل و سقوط و زوال نظام حاكم را فراهم میآورد.
ب- كودتا یا انقلاب كاخی
كودتا،[6] كه در اصل واژهای فرانسوی است، در معنای عام خود، یعنی شورش گروهی از دستگاه حاكمه بر ضدّ گروه دیگر و تلاششان برای بركنار كردن آنان از صحنه قدرت.
اگر كودتا به ابتكار گروهی از مقامات دولتی یا صرفاً توسط آنان صورت گیرد، «كودتا» به معنای واقعی، نام میگیرد، و اگر به ابتكار گروهی از مقامات ارتشی و نظامی یا صرفاً به وسیله آنان انجام پذیرد، «كودتای نظامی» نامیده میشود. بنابراین، فرق كودتا با انقلاب این است كه كودتا از بالا و به دست افرادی از نظام حاكم انجام میگیرد، در حالیكه انقلاب، طغیان عموم مردم و قشرهای پایین بر ضدّ نظام حاكم است.
كودتا، چون نتیجه نزاع بر سر قدرت است و به انگیزه از میان برداشتن حریفان و رقباست، بهطور طبیعی نمیتواند به خیر و صلاح عموم افراد جامعه منجر شود، اگرچه كودتاگران برای اینكه از تأیید و حمایت مردم برخوردار شوند، دست به یك سلسله فعّالیّتهای بهظاهر اصلاحگرانه و خیرخواهانه میزنند.
البته میتوان فرض كرد كه در اوضاع و احوالی كه مهیّای یك تحوّل بنیادی و انقلابی است، گروهی از مقامات دولتی یا ارتشی، نظام حاكم را ناگهان ساقط كنند و سپس قدرت و حكومت را به دست مردم بسپارند و خود نیز كنارهگیری كنند؛ ولی این فرضی است كه لااقل اكنون به وقوع نپیوسته است.
کودتای خزنده پیچیدهترین صورت کودتاست که عمدتا مبتنی بر سیاست نفوذ در نهادهای قدرت، از جمله سه قوۀ مجریه، مقننه و قضائیه و تشدید فضای اختلاف جناحهای حکومتی، پیش بردن پروژههای فعال و پرفشار جنگ روانی و تبلیغی و ترور شخصیت و حتی ترور فیزیکی علیه آنهایی که ممکن است توان مقاومت در برابر کودتا را داشته باشند و نیز استفاده از تاکتیکهای پیچیدۀ نفوذ از درون با بهرهگیری از جوّ بیتفاوتی مردمی، غفلت حاکمان و نارساییهای اقتصادی است.[7]
پانوشتها:
1- Revolution
2- ر.ك: بهمن آقایی و غلامرضا علیبابایی، فرهنگ علوم سیاسی، ج1، ص 34 و: شهریار زرشناس، واژهنامه فرهنگی، سیاسی، چ1، 1383، ص32 و: هانا آرنت، انقلاب، ص57.
3- Gre›ve,Strike
4- توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص173ـ171.
5- همان، ص172.
6- Coup d›Etat
7- Revolt, Insurrection, Insurgency, Rebellion, Backlash.