کد خبر: ۳۳۴۵۵۳
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۸
گزارش روز صد و چهل و چهارم جنگ

ترامپ در جنگ با ایران به اردک فلج تبدیل شده است

«ترامپ روز به روز به یک اردک فلج تبدیل می‌شود». این ارزیابی را شبکه سی ان ان تُرک در حالی در روز صد و چهل و چهارم جنگ و دهمین روز از دور جدید درگیری‌ها منتشر کرد که خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد پس از حمله به دو کشتی تحت مدیریت شرکت کشتیرانی یونانی دیناکوم، تردد در تنگه هرمز عملا متوقف شده است.
آمریکا در تنگنای فشار تصاعدی دو تنگه 
دیروز قیمت نفت پس از اعلام محاصره دریایی کشتی‌های عربستان توسط مقاومت یمن، به 91 دلار در هر بشکه رسید اما بانک گلدمن ساکس اعلام کرد در صورت تداوم اختلال در تنگه هرمز، قیمت نفت می‌تواند تا پاییز از ۱۲۰ دلار فراتر رود چرا که اختلال کشتیرانی در هرمز و احتمالاً در دریای سرخ ادامه دارد. بر پایه برآورد گلدمن، جریان نفت از خلیج‌فارس به کمتر از ۴۵ درصد سطح پیش از جنگ کاهش یافته است.
قیمت گاز در اروپا هم به بالاترین سطح چهار ماه گذشته رسید و نگرانی از کمبود عرضه در زمستان را افزایش داد. در این شرایط، رزماری کلانیک، عضو مؤسسه دیفنس پرایوریتیز درمورد محاصره عربستان توسط یمن گفت: چیزی که اهمیت دارد فقط از دست رفتن صادرات نفت از بندر ینبع نیست؛ بلکه از دست رفتن واردات غلات عربستان و کشور‌های خلیج‌فارس از مسیر دریای سرخ است. این همان راهبردی است که آمریکا تلاش می‌کند با آن ایران را تحت فشار قرار دهد.
شکستی که ترامپ می‌خواهد پنهان کند
همزمان، روزنامه معاریو نوشت: تنگه هرمز بزرگ‌ترین دستاورد استراتژیک تاریخ برای ایران است. تنگه هرمز، شکست دریایی آمریکاست که دولت دونالد ترامپ سعی در پنهان کردن آن دارد.
سرهنگ سابق پنتاگون دنیل دیویس هم می‌گوید: حوثی‌ها اعلام کرده‌اند که عملاً کار تمام شده است. اکنون اگر قطعی تنگه هرمز را در نظر بگیرید و تنگه باب‌المندب را هم به آن اضافه کنید، با یک بحران بزرگ رو‌به‌رو خواهیم شد. ما همین حالا یک مشکل واقعی داریم؛ به‌خاطر تمام اقداماتی که در پیروی نکردن از تفاهم‌نامه انجام دادیم. ده روز پیاپی شده که ما مدام مقابله می‌کنیم و ایران هر بار تلافی می‌کند که منطقی و واضح است و در نتیجه تنگه بسته شده است.
زمان علیه ترامپ کار می‌کند
در حالی که بر اساس نظرسنجی منتشر شده توسط فاکس‌نیوز «۶۹درصد مردم آمریکا از عملکرد ترامپ در موضوع جنگ با ایران رضایت ندارند»، لارا اینگراهام، مجری مطرح فاکس‌نیوز هشدار داد: «زمان برای رئیس‌جمهور ترامپ به‌سرعت در حال سپری شدن است تا پیش از آنکه رأی‌دهندگان پای صندوق‌های رأی بروند، راهی برای خروج از جنگ با ایران پیدا کند. این وضعیت موجب نگرانی بسیاری از جمهوری‌خواهان شده و این جنگ هم‌اکنون نیز از محبوبیت چندانی برخوردار نیست. اگر جمهوری‌خواهان می‌خواهند در انتخابات ماه نوامبر پیروز شوند، نباید اجازه دهند این بحران به یک دردسر و حاشیه‌سازیِ بی‌پایان تبدیل شود.
کیش و مات در سیاست
غرق در باتلاق جنگ
تنها فاکس نیوز (رسانه حامی ترامپ) نیست که از شکست در جنگ اظهار نگرانی می‌کند. خبر شکست بزرگ آمریکا در جنگ با ایران، به حد تواتر رسیده است. روزی نیست که چندین سیاستمدار یا تحلیلگر ارشد در غرب، ابعاد این شکست راهبردی را روایت نکنند. اخیرا نشریه ویک در کنار تیتر «جنگ بی‌پایان»، طرح گرافیکی را منتشر کرد که معاون اول ترامپ و وزیر جنگ آمریکا را در حال غرق شدن نشان می‌دهد. پیش از این، روزنامه تلگراف خبر داده بود «پنتاگون تحت فشار جنگ با ایران فروپاشیده است» و رابرت کیگان (از چهره‌های نومحافظه‌کار) در مقاله‌ای با عنوان «کیش و مات ترامپ در ایران» در نشریه آتلانتیک نوشته بود: «به سختی می‌توان زمانی را به یاد آورد که ایالات متحده دچار یک شکست کامل در یک درگیری شده باشد. اما شکست در تقابل فعلی با ایران ماهیتی متفاوت دارد؛ نه قابل جبران است و نه قابل نادیده گرفتن. هیچ بازگشتی به وضعیت پیشین وجود نخواهد داشت. ایران با کنترل تنگه هرمز به عنوان بازیگر کلیدی در منطقه و جهان ظهور می‌کند. این درگیری، به جای نشان دادن قدرت آمریکا، کشوری را نشان داده که غیرقابل اعتماد و ناتوان است. اهرم فشار تنگه هرمز، قدرتی بزرگ‌تر و فوری‌تر از برنامه هسته‌ای است که اجازه می‌دهد کشورها را مجبور به لغو تحریم‌ها کنند. ایالات متحده در خلیج‌فارس خود را به عنوان یک ببر کاغذی نشان داده است».
فاقد گزینه و دائماً در حال تغییر اهداف!
همچنین، روزنامه فایننشال‌تایمز در تحلیلی با عنوان «ترامپ در حال فرو رفتن در باتلاق ایران است»، نوشت: جنگ آمریکا و ایران در حال ورود به مرحله پیچیده‌تری است. ترامپ در یک بن‌بست راهبردی گیر افتاده و امیدها برای دستیابی به پیروزی آشکار کاهش یافته است. محافل امنیتی آمریکا در تعیین اهداف جنگ متواضع‌تر شده‌اند؛ یعنی به جای صحبت از دستیابی به پیروزی قاطع، بر بازگشایی تنگه هرمز و بازگرداندن محدودیت‌های هسته‌ای به سطح دوران اوباما تمرکز کرده‌اند، ولی حتی در مورد امکان دستیابی به این دو هدف نیز تردید وجود دارد. دولت دونالد ترامپ با یک بن‌بست راهبردی مواجه است که ممکن است به باتلاقی جدید در خاورمیانه تبدیل شود. ایران می‌خواهد از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، عوارض دریافت کند. دشوار است که ببینیم آمریکا در نهایت چگونه قادر خواهد بود از وقوع این اتفاق جلوگیری کند. چنین موقعیتی به تهران اجازه می‌دهد بر منابع انرژی جهان تسلط یابد. بمباران هم بعید است که موجب باز شدن تنگه هرمز شود. در حال حاضر هیچ اشتیاقی در کاخ سفید برای اعزام نیروهای زمینی وجود ندارد.
وضعیت آمریکا را
 هرگز تا این اندازه بد ندیده‌ بودم
ایان گلدبرگ، مدیر ارشد مرکز امنیت نوین آمریكا که قبلاً در کاخ سفید، وزارت دفاع، وزارت خارجه آمریکا خدمت کرده است، در تحلیلی خواندنی از جنگ نوشت: من نزدیک به ۲۰ سال روی ایران کار کرده‌ام. گزینه‌های ما هیچ‌وقت عالی نبوده‌اند، اما هرگز اوضاع را تا این حد بد ندیده‌ام. برای اولین بار در دوران حرفه‌ای‌ام، سردرگم هستم. وقتی این جنگ شروع شد، هشدار دادم که ایران احتمالاً ضعیف‌تر، اما تهاجمی‌تر و ریسک‌پذیرتر خواهد شد- و منطقه را در چرخه‌ای از درگیری‌های نظامی و بی‌ثباتی مزمن گرفتار خواهد کرد. چیزی که دست‌کم گرفتم، اهرمی بود که ایران از طریق تسلط بر تنگه هرمز به دست می‌آورد. برای لحظه‌ای، تفاهم‌نامه یک راه خروج احتمالی ارائه داد. این تفاهم‌نامه عمیقاً ناقص بود، اما از جایگزین‌ها بهتر بود. سپس شرایط مبهم و مذاکرات بی‌کیفیت باعث فروپاشی آن شد. اما مشکل اساسی مذاکره نبود. در وهله اول تصمیم فاجعه‌بار ترامپ برای شروع جنگ بود. نتیجه: افزایش قیمت نفت، شوک‌های اقتصادی، کاهش ذخایر دفاع موشکی ایالات متحده، متحدان بیگانه شده و در عوض دستاورد بسیار کم.
خب حالا چه؟ ما می‌توانیم از طریق کاهش تحریم‌ها، صادرات نفت و دسترسی به سیستم بانکی بین‌المللی به ایران غرامت بدهیم. اما پس از چهل روز جنگ، تهران عصبانی، بی‌اعتماد و متقاعد شده که دست قوی‌تر را در دست دارد. هزینه آن آن‌قدر بالا- و آن‌قدر تحقیرآمیز- است که ترامپ هرگز آن را نخواهد پذیرفت. ما می‌توانیم از نظر نظامی تشدید کنیم، کاری که ایالات متحده انجام می‌دهد. اما امتیازات معناداری از سوی ایران به همراه نداشته است و به نظر می‌رسد ترامپ تمایلی به تحمل هزینه‌های گزینه‌های حداکثری ندارد. فشار بیشتر به معنای یک جنگ پرهزینه، خطرناک و بالقوه بی‌پایان است که خطرات جدی برای نیروهای آمریکایی و کل منطقه دارد، همان‌طور که این آخر هفته به طرز غم‌انگیزی شاهد آن بودیم. و شانس موفقیت کمی دارد. هرگونه توافقی مستلزم واگذاری امتیازات عمده‌ای از سوی آمریکا خواهد بود، در حالی که ایران را از نظر استراتژیک قوی‌تر از قبل از جنگ می‌کند. بنابراین خیلی جذاب و رسیدن به آن نیز آسان نیست.
سال‌ها طول می‌کشد تا آمریکا
 از این فاجعه استراتژیک خلاص شود
گلدبرگ می‌افزاید: محتمل‌ترین نتیجه این است که ما شاهد یک وضعیت عادی جدید هستیم: درگیری‌های مکرر بین آمریکا و ایران، حملات دوره‌ای آمریکا یا اسرائیل به برنامه هسته‌ای ایران، کنترل ایران بر منطقه خلیج‌فارس، قیمت‌های بالاتر نفت و حضور نظامی بزرگ‌تر و طولانی‌تر آمریکا در خاورمیانه. اما از آنجایی که هزینه‌های تشدید همه‌جانبه بسیار بالاست، هر دو طرف سعی می‌کنند از رفتن آن به آنجا جلوگیری کنند، اگرچه همیشه خطری وجود دارد. در نهایت، با ساخت خطوط لوله توسط کشورها، تنوع بخشیدن به منابع انرژی و ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین، قدرت نفوذ ایران کاهش خواهد یافت. اما این امر می‌تواند سال‌ها طول بکشد. ترامپ، یک جنگ غیرضروری را آغاز کرد و یک فاجعه استراتژیک ایجاد کرد که سال‌ها طول خواهد کشید تا از آن خلاص شویم. در حال حاضر، همه ما درگیر این آشفتگی هستیم.
ترامپ روز به روز به یک اردک فلج تبدیل می‌شود
اکانت توئیتری «منچ‌اوسینت» درباره حمله بی‌سابقه و پرتلفات ایران به پایگاه‌های آمریکا نوشت: اردن کلید ماجراست؛ آخرین و مهم‌ترین لایه دفاعی از اسرائیل. افزایش شمار اصابت‌های مستقیم، نتیجه مستقیم نابودی رادارها و دیگر تجهیزات آمریکایی در کویت، بحرین، قطر و همچنین کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر پدافند هوائی است؛ چیزی که در عرض چند روز امکان‌پذیر نبود. فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، طی ۲۰ سال کشورهای عربی را به یک گنبد دفاعی برای محافظت از اسرائیل تبدیل کرد و حالا ایران در حال برچیدن مرحله‌به‌مرحله این ساختار است.
همزمان، شبکه سی‌ان‌ان ترک با ابراز شگفتی نسبت به قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران و کنترل تنگه هرمز گفت: ایران توانست با کنترل تنگه هرمز، اهمیت این تنگه را در اقتصاد جهانی نشان دهد. ایران با حملات خود به کشورهای عربی نشان داد این جنگ برای او موجودیتی است. ترامپ روز به روز به یک اردک فلج تبدیل می‌شود؛ هر روزی که آمریکا پیروز نمی‌شود در واقع شکست می‌خورد و تنها راه او یعنی حمله زمینی نیز بیشتر پر هزینه خواهد بود.
ایران، هزینه‌های سنگینی را تحمیل کرد
از سوی دیگر،گلن کارل افسر پیشین سازمان سازمان سیا گفته است: ایران هزینه‌های سنگینی را بر ایالات متحده تحمیل کرد؛ این کشور همچنان بخش قابل‌ توجهی از توانایی‌های خود را برای دستیابی به اهدافش حفظ کرده است. هزینه‌های وارد بر ایالات متحده، چه از منظر انسانی و چه مالی، بسیار بالاست. دونالد ترامپ آمادگی پذیرش هزینه بسیار گزاف حمله زمینی را ندارد و ایالات متحده خود را در وضعیت ناممکنی قرار داده است.
همچنین، پس از روزنامه تلگراف که اخیرا به نقل از یک مقام پنتاگون نوشت «آمریکا موشک کافی برای ورود به جنگ تمام‌عیار با ایران ندارد، روزنامه واشنگتن پست، دیروز به نقل از مقام‌های آمریکایی فاش کرد: ایالات متحده به دلیل کاهش ذخایر سامانه‌های پدافند هوائی و مهمات دوربرد، با محدودیت‌های عملیاتی فزاینده‌ای در کارزار نظامی علیه ایران روبه‌رو شده است. یکی از مقام‌ها گفت ما تجهیزات کافی برای ادامه ایمن عملیات در اختیار نداریم و فکر نمی‌کنم کاخ سفید از این موضوع آگاه باشد.
ناامیدی سیا از تاثیر حملات بر محاسبات ایران
واشنگتن پست در گزارش دیگری اذعان کرد که تشدید حملات نظامی ترامپ علیه ایران موضع مذاکراتی تهران را تغییر نمی‌دهد: ارزیابی سیا نشان می‌دهد با وجود ادعای دولت ترامپ مبنی بر این‌که تنها از طریق قدرت باید با ایران مذاکره کرد، تکرار حملات آمریکا تأثیر چشمگیری بر موضع مذاکراتی ایران نخواهد داشت. تحلیلگران آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا همچنین به این نتیجه رسیده‌اند که تهران و واشنگتن در حال حاضر در وضعیت مبهم و نامعلومی بین صلح و جنگ گرفتار شده‌اند. یافته‌هایی که به دولت گزارش شده است، ظاهراً بر معضلی تأکید دارد که ترامپ در جنگی غیرقانونی که خود و نتانیاهو در اواخر فوریه آغاز کردند، با آن رو‌به‌رو است. چند مقام سابق و فعلی آمریکا از وجود یک ارزیابی اطلاعاتی جدید خبر می‌دهد که نشان می‌دهد بعید است این حملات بر تهران اثر چشمگیری داشته باشد یا حکومت را به تغییر موضع در مذاکرات وادارد.
نظامیان بی‌دفاع آمریکایی
 به راحتی شکار می‌شوند
در حالی که شبکه سی‌بی‌اس به نقل از مقامات آمریکایی گفت «در یک ماه اخیر نزدیک به ۱۰۰ نظامی آمریکایی در چندین حمله هوائی ایران به پایگاه‌های پنتاگون در منطقه مجروح شده‌اند»، روزنامه وال استریت ژورنال خاطر نشان کرد: حملات موشکی اخیر جمهوری اسلامی ایران که منجر به کشته شدن چند نظامی ارتش ایالات متحده شد، گزارش ناکامی در رهگیری پرتابه‌های پرسرعت ایرانی و آسیب‌پذیری پدافند هوائی آمریکا را نشان می‌دهد. آخرین حمله موشکی به پایگاه هوائی «موفق السلطی» یکی از سه حمله موشکی جداگانه به این پایگاه در عرض 
۲۴ ساعت بود که موفق به عبور از پدافند هوائی آمریکا در آنجا شده بود.
منطقه به قبل از جنگ برنمی‌گردد
پروفسور جان مرشایمر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه شیکاگو معتقد است وضعیت خلیج‌فارس و ساختار ائتلاف آمریکا در منطقه به قبل از جنگ برنخواهد گشت. او گفت: اگر به ۲۷ فوریه بازگردیم، تقریباً همه، از جمله خود من، تصور می‌کردند که ایالات متحده یک شبکه بسیار قدرتمند از پایگاه‌های نظامی در خلیج‌فارس دارد؛ همچنین آمریکا توانسته یک ائتلاف قدرتمند با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس ایجاد کند و به نظر می‌رسید که در برابر ایران دست برتر را دارد. افراد زیادی، از جمله خودم درک نمی‌کردند که ایران تا چه اندازه می‌تواند با استفاده از موشک‌ها و پهپادهایش زیرساخت پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار دهد و ائتلاف آمریکا با کشورهای خلیج‌فارس را تضعیف کند. اما دقیقاً همین اتفاق افتاد. برای من دشوار است تصور کنم که آمریکا بخواهد دوباره آن پایگاه‌ها را در خلیج‌فارس بازسازی کند. نه‌تنها به دلیل تمایل نداشتن آمریکا به خاطر آسیب پذیری آنها، بلکه به دلیل تمایل نداشتن کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بابت استقرار چنین پایگاه‌هایی در خاک خود. بنابراین، بعید است که پس از اتفاقات ۲۷ فوریه به بعد، این شبکه پایگاه‌های نظامی و ساختار ائتلاف آمریکا در منطقه خلیج‌فارس بتوانند به همان شکل سابق باقی 
بمانند.
در همین زمینه نشریه فارین پالیسی در یادداشتی خبر داد که برخی کشورهای خلیج‌فارس در حال پیگیری توافق‌های جداگانه با ایران و متحدان آن هستند: طی هفته‌های اخیر گمانه‌زنی‌هایی مطرح شده است مبنی بر اینکه برخی کشورهای خلیج‌فارس در حال پیگیری توافق‌های موقت، موردی و جداگانه پساجنگ با ایران و متحدان آن هستند. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس از نظر جغرافیایی آن‌قدر به یکدیگر نزدیک‌اند که نمی‌توانند برای مدتی نامحدود، الگوی یک درگیری محدود و مستمر را در مجاورت مرزهای خود تحمل
کنند.
خشم مردم ایران از ترامپ بسیار عمیق است
مکس بلومنتال، روزنامه‌نگار و تحلیلگر آمریکایی از زاویه دیگری به جنگ پرداخته و گفت: در سفر به ایران نکاتی یاد گرفتم که بدون حضور در آنجا قابل‌ درک نبود؛ فضای کلی ایران مرا جذب کرد. بسیاری از مردم ایران، در دوران جنگ‌های تحمیلی رشد کرده و اکنون متحدتر از قبل شده‌اند و از دولتشان واکنش قاطع‌تری می‌خواهند. شدت خشم عمیق و میل به انتقام از ترامپ، همچنین از آمریکا و اسرائیل و نتانیاهو، مرا شگفت‌زده کرد. دولت منتخب ایران حاضر به اجرای چنین انتقامی نبود، چون با کسانی مذاکره می‌کرد که آیت‌الله خامنه‌ای را به‌شهادت رساندند؛ کسی که میلیون‌ها او را مثل پدر و راهنمای دینی خود می‌دانستند. عمق این خشم به تمام ابعاد سیاست ایران نفوذ کرده و دولت را وادار کرد تا از تفاهم‌نامه دست بکشد؛ تفاهم‌نامه‌ای که توسط ترامپ و اسرائیلی‌ها آن‌قدر نقض شده بود که عملاً آنها مدیریتش می‌کردند.
چهار رُکن روایت پیروزی ایران
تامیر هیمن، (رئیس پیشین سازمان اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل و مدیر کنونی اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل) در بیان چهار دستاورد راهبردی تهران نوشت: ایران با هوشمندی توانسته روایت «پیروزی» خود را بر چهار پایه راهبردی استوار کند: «حفظ ثبات و بقای نظام»، «اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز»، «تحمیل محدودیت‌های بازدارنده بر تحرکات نظامی اسرائیل علیه حزب‌الله» و «صیانت کامل از برنامه هسته‌ای». تحقق این مؤلفه‌ها برای تهران به‌مراتب با ارزش‌تر از گام ‌نهادن در مسیر دیپلماسی و توافق‌های آتش‌بس است.