کد خبر: ۳۳۴۴۲۱
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۹
سالگرد رحلت استاد محمدحسین فرج‌نژاد

معلمی که هرگز ناامید نشد

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان
5 سال گذشت، 5 سال از رفتن یکی از پژوهشگرانی که دغدغه آگاهی نسل جوان دیروز و امروز‌، یک لحظه برایش آرام و قرار باقی نگذاشته بود، چون به چشم می‌دید که ناآگاهی و جهل چه به روز بخشی از جامعه می‌آورد. او به این فرمایش امیرالمؤمنین حضرت امام علی علیه‌السلام سخت باور داشت که بزرگ‌ترین فقر مردم، جهل است. 
حرص می‌خورد و جوش می‌زد، خصوصا وقتی می‌دید برخی بی‌خیالند و در روزمرگی‌ها غرق شده‌اند، برخی که با بودجه‌های تحت اختیارشان چقدر می‌توانستند و می‌توانند در درمان بیماری و فقر ندانستن و ناآگاهی تاریخی جامعه و به خصوص نسل جوان نقش ایفا کنند ولی کَکشان هم نمی‌گزد، پشت میزها و درون جلسات عریض و طویل جا خوش کرده و مرتب حق جلسه برای خودشان ثبت می‌کنند. 
 هم طلبه و دانشجو و هم استاد و مدرس حوزه و دانشگاه
سخن از مرحوم استاد محمد حسین فرج نژاد است که دروس سطح و عالی حوزه را در مدارس شهر مقدس قم به پایان رساند. از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۸ در دروس خارج فقه اصول و تخصصی تفسیر حوزه علمیه قم شرکت نمود و در کنار آن از سال ۱۳۸۰ در رشته معارف اسلامی و اقتصاد وارد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله علیه) شد و کارشناسی خود را در سال ۱۳۸۵ دریافت کرد. مدتی بعد کارشناسی ارشد را در رشته فلسفه غرب در دانشگاه شیخ مفید به پایان رساند. پایان‌نامه‌اش، عنوان «نفی غایت از خدا و تأثیر آن بر اخلاق اسپینوزا» را داشت که در سال ۱۳۹۰ ارائه گردید. 
تا اینکه در سال ۱۳۹۲ در سطح دکتری رشته «حکمت هنرهای دینی» وارد دانشگاه ادیان شد. مرحوم فرج‌نژاد افتخار تلمذ در محضر اساتیدی همچون حضرات آیات جوادی آملی، مصباح یزدی، جعفر سبحانی، سید محمدرضا علم‌الهدی و حجج اسلام عباس کعبی، حمید پارسانیا، محمود رجبی و علی ربانی گلپایگانی را در کارنامه خود داشت. 
وی علاوه‌بر فقه فردی در عرصه‌های فقه حکومتی، فقه تمدن‌ساز، فقه‌الحدیث و به صورت ویژه در فقه رسانه فعالیت‌های درخور توجهی انجام داد. آن مرحوم همزمان با بهره‌گیری از علمای حوزه برای بهره‌گیری از اساتید دانشگاه تلاش فراوانی کرد. در این راستا از اساتیدی مانند دکتر موسی نجفی و دکتر موسی حقانی در عرصه سیاسی و تاریخ معاصر بهره برد.
و البته همه اینها را در گوشه کلاس‌ها و اتاق‌ها و حجره‌ها حبس نکرد، به طور مداوم در دانشگاه‌ها و مراکز آکادمیک سراسر کشور جلسه درس و سخنرانی داشت و مباحث تاریخی و هنری و روز را به نحو هوشمندانه و استادانه‌ای در کنار یکدیگر تحلیل می‌کرد، براساس آماری که تهیه شد، در یک سال قریب به 500 جلسه سخنرانی و درس در دانشگاه‌ها و حوزه‌های سراسر کشور برگزار کرد و در واقع رکوردی دور از دسترسی در این زمینه و در میان اهالی علم برجای گذارد! فعال فضای رسانه‌ای بود و دوره‌های متعدد سواد رسانه‌ای برای دانشجویان و طلاب برگزار نمود که بسیاری از فعالان رسانه و فرهنگ نیز در دوره‌های مختلف، همکار و در کنارش بودند.
هم در حوزه و دانشگاه تدریس می‌کرد و هم در جامعه الزهرا و جامعه المصطفی درس می‌داد و تعداد انبوهی از دانشجویان داخلی و خارجی از کشورهای مختلف، از کلاس‌هایش بهره می‌بردند. کلاس‌هایی که دانشجویان رشته‌های دکترا از عراق و اندونزی و چین و هند و... در آن حضور داشتند و به خاطر حضور استادی همچون دکتر فرج نژاد برعکس اغلب کلاس‌های دیگر دانشگاه‌ها، پرسشگر و با روحیه محققانه و جوینده مسائل جدید، کلاس را مورد استفاده قرار می‌دادند.
از همین ارتباطش با دانشجویان خارجی استفاده کرده و در ایام نزدیک به راهپیمایی اربعین، پذیرای بسیاری از زائران کشورهای مجاور برای سفر کربلا بود و از همان فرصت هم برای آگاهی دادن و بالا بردن سواد رسانه‌ای و هنری آنها بهره می‌جست.
مرحوم فرج نژاد کمبودهای مراکز آموزش عالی و دانشکده‌ها را با پوست و گوشت احساس کرده بود و نقاط ضعف و آسیب‌های آنان را می‌شناخت. چنان‌که در یکی جلسات آموزشی‌اش، منتقدانه و دردمندانه گفت:
«... دانشکده‌های هنری ما هم به جای اینکه حرف جدی و نگاه مدیریتی، فکری، اندیشه‌ای، تاریخی و... به دانشجویان هنر ما بدهند، چون من خودم هم در یکی از همین دانشکده‌ها درس خواندم، (می‌دانم) نگاه‌های کاملا فرم زده و تکنیک زده و دست چندم عرضه می‌کنند و حتی در فرم هم عقب هستند.. »
از همین روی رسم و روش برخوردش با مباحث مختلف که هم خودش انجام می‌داد و هم دانشجویان و هنرآموزانش را بدان‌ها تشویق و توصیه می‌کرد، این بود که به طور ریشه‌ای و تبارشناسانه با هر پدیده‌ای برخورد نموده و عمق ریشه‌های آن را مورد بررسی قرار دهند تا بتوانند به درستی و به گونه‌ای دقیق آن پدیده را تحلیل و تبیین کنند. از طرف دیگر منابع فراهم می‌آورد و گروه‌های تحقیقاتی سامان می‌داد و از درون آنها، متون و کتب ارزشمند و مورد نیاز امروز را بیرون می‌کشید. 
برای چاپ و انتشار آنها تا جایی که می‌توانست از امکانات دو سه سازمان و مؤسسه بهره گرفت‌، ولی آنچنان که باید هزینه‌ها را کفایت نمی‌کرد، بودجه‌ها و پولی که برای کتاب‌ها می‌دادند کافی نبود، و در بعضی مراکز، حتی اندیشه‌هایش را نیز برنمی‌تابیدند، برخی می‌گفتند توهّمی است! تند است!! برای امروز فایده ندارد و به کار ارتباط با جهان آزاد نمی‌خورد!
برای همین، از خودش و زندگیش مایه گذاشت تا هزینه چاپ کتاب‌ها درآید اگرچه بازهم برای پروژه‌ها و متون و کتب آماده‌اش کفایت نمی‌کرد اما او هرگز نا امید نشد و دست از تلاش  برنداشت.