کد خبر: ۳۳۴۲۹۶
تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۲

وطن‌فروش؛ هموطن ندارد(یادداشت روز)

این روزها در ادامه رفتار خصمانه دشمن تحقیرشده، شاهد حملات نیروهای آمریکایی به مناطقی از کشورمان به ویژه استان‌های واقع در نوار جنوبی هستیم. حملات ناجوانمردانه‌ای که برخی گمان می‌کردند راه پایان آن، اعتماد به وعده‌های دشمن پای میز مذاکره است اما امروز حتی کودکان سرطانی تحت مداوا در بیمارستان؛ شهروندان عادی در حال عبور از پل‌ها، اعضای خانواده یک محیط‌بان ساکن در دفتر محیط‌بانی و سربازان وظیفه در آسایشگاه را نیز از قلم نمی‌اندازد.
دور جدید حملات دشمن که این بار بیشتر جنوب کشور را هدف گرفته است، بار دیگر موجی از همدلی و واکنش‌های مردم غیرتمند کشورمان در اقصی نقاط میهن را در بر داشته است. مردمی که نشان داده‌اند؛ هر بار و در هر شرایط دشوار که گوشه‌ای از کشور با آن مواجه می‌شود، سختی و رنج هموطنانشان را رنج و سختی خود می‌دانند.
در کنار این واکنش‌های طبیعی انسانی و قابل انتظار از هموطنان سلحشور و امتحان پس داده، شاهد برخی واکنش‌های به ظاهر دلسوزانه دیگر از سوی کسانی هستیم که پذیرش واقعی و صادقانه بودن این واکنش‌ها در مواردی سخت و در مواردی غیر ممکن است.
یک طیف از این واکنش‌ها مربوط به کسانی به ویژه از میان چهره‌های مشهور و اصطلاحاً سلبریتی‌های ورزشی و هنری و... است که بعد از جنگ 12 روزه در سال گذشته و جنگ 40 روزه اخیر که جمع زیادی از مردم عادی در کنار رهبر بزرگ و برخی فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان کشورمان طی این مدت به شهادت رسیدند، گویا تازه از خواب بیدار شده و با شروع موج جدید حملات دشمن که این بار بیشتر جنوب کشور را هدف گرفته تازه متوجه حمله دشمن به کشورمان شده‌اند. این افراد صفحات مجازی خود را بدون اشاره به خباثت دشمن در حمله به مناطق جنوبی کشور به مثلاً همدردی با مردم جنوب کشور اختصاص داده‌اند.
اشکال اما اینجاست؛ این طیف از چهره‌های به ظاهر معروف اما کم‌معرفت که همه شهرت و پول و اعتبار صنفی خود را مدیون این سرزمین و مردم و بستر فراهم شده برای فعالیت در فضای جمهوری اسلامی هستند، باید توضیح دهند که تاکنون کجا بوده‌اند؟ سکوت ادامه‌دار آنها در برابر جنایات ددمنشانه آمریکا و اسرائیل طی جنگ 40 روزه و کشتار هموطنان بی‌گناه از طفل شیرخواره تا زن و مرد و جوان و نوجوان، از نظامی و غیر نظامی و از دانشمندان برجسته کشور تا دانش‌آموزان مدرسه میناب چه علتی داشته است؟ وقتی این سکوت توجیه‌ناپذیر را از این طیف طی یک سال گذشته که کشور مورد حمله دشمن قرار داشت شاهد بوده‌ایم، امروز نباید به سینه چاکی مجازی یکباره آنها برای جنوب کشور مشکوک باشیم؟ راستی مگر 168 دانش‌آموز پرپر شده مدرسه میناب در اولین ساعت جنگ در نهم اسفند گذشته اهل جنوب نبودند که بسیاری از سینه چاکان امروز، در برابر شهادت مظلومانه آنها سکوت کردند و سکوتشان همچنان ادامه دارد؟ 
این طیف اگر می‌خواهند ابراز همدردی و واکنش‌های احساسی آنها به حملات در مناطق جنوبی کشور و هموطنان عزیز در این مناطق باورپذیر باشد، ابتدا همه جنایات رخ داده در جنگ‌های یک سال گذشته در 
اقصی نقاط کشور را محکوم کنند و همچنین جرأت و مردانگی نام بردن صریح از عامل این جنایات یعنی دشمن آمریکایی و صهیونی را نیز داشته باشند. واکنش این روزهای این افراد به گونه‌ای است که انگار در جنوب کشور سیل و زلزله آمده است. البته حساب سلبریتی‌های باشرفی که از ابتدای این جنگ کنار مردم و وطن ایستادند، از این طیف جداست.
اما گروهی دیگر که در کمال تعجب این روزها دلسوز مردمان جنوب کشور شده‌اند، طیف عمده‌ای از وطن‌فروشان خارج‌نشینی هستند که به شدت روی فراموشی و یا ضعف حافظه مردم امید بسته‌اند، امیدی که قطعاً با هوشیاری مردم ناامید خواهد شد.
این وطن‌فروشان که پیش از شروع جنگ، برای نابودی ایران به دامان دشمن دخیل بسته بودند و با التماس از خبیث‌ترین دشمنان این سرزمین و خواهش از عموهای اپستینی و صهیونی خود منتظر حمله به ایران و زیرساخت‌های کشور بودند، این روزها نگران جنوب کشور که مورد حمله ترامپ عزیزشان قرار گرفته است شده‌اند!
 آن وطن‌فروشانی که به قول خودشان، برای رسیدن «آن لحظه لعنتی» 
یعنی حمله به ایران لحظه‌شماری می‌کردند، یا با تصاویر ساختگی و مضحک، مدارس را محل استقرار سامانه‌های نظامی معرفی می‌کردند، آن بی‌وطن‌هایی که واکنش آنها به حملات دشمن و شهادت مردم بی‌گناه در این سرزمین، پایکوبی و شادی بود، آن مزدوران فارسی‌زبان دشمن که همین چند روز پیش رسماً عزادار مرگ ضدایرانی‌ترین سناتور آمریکایی و از حامیان اصلی جنگ علیه ایران بودند اما امروز بی‌شرمانه مردم جنوب را هموطن خطاب می‌کنند و برای آنها اشک تمساح می‌ریزند گویا فراموش کرده‌اند؛ کسانی که وطن خود را به دشمن فروخته‌اند، نمی‌توانند مردم این سرزمین را هموطن بدانند و بخوانند. هموطن آنها همان ترامپ و نتانیاهو هستند که دستشان به خون مردم این سرزمین آلوده است.
واقعیت آن است که تظاهر به دلسوزی این روزها از سوی وطن‌فروشان و مشوقان جنگ برای مردم جنوب کشور را باید در ادامه یک جنگ روانی و دوقطبی سازی اجتماعی تدارک دیده شده از سوی دشمن دانست. دشمن که در عرصه نظامی با همه خباثت‌ها و جنایت‌ها به در بسته خورده و در کنار دریافت پاسخ‌های سخت از نیروهای نظامی پر توان و با ایمان کشورمان، شاهد میدان‌داری حیرت‌انگیز مردم مبعوث شده و وحدت اجتماعی بی‌نظیر پس از گذشت قریب 140 روز از شروع جنگ است، چاره کار را در ایجاد شکاف اجتماعی و ایجاد تردید و شبهه در بین آحاد مردم به عنوان پشتیبانان نیروهای نظامی دیده است. 
دلسوزی‌نمایی وطن‌فروشان همسنگر با دشمن برای مردم جنوب بدون اشاره به عامل حمله به آنها و تلاش برای القای اینکه نیروهای نظامی کشورمان مقصر شروع مجدد جنگ هستند بدون اشاره به اینکه این دشمن مکار بود که دوبار در میانه مذاکرات و یک‌بار پس از امضای تفاهم و اقدام به نقض مکرر آن به کشورمان حمله کرد، خط اصلی تلاش دشمن برای ایجاد شکاف در بین مردم و خالی کردن پشت نیروهای نظامی است.
یک جنبه دیگر این سناریو، تلاش بی‌شرمانه برای بی‌اهمیت نشان دادن جنوب کشور و رها کردن ساکنان این مناطق از سوی مردم دیگر مناطق یا مسئولان و نظامیان است.
این البته تهمتی است که هرگز به مردم شریف این سرزمین و مسئولان نظام جمهوری اسلامی نمی‌چسبد.
گذشته از اینکه هم اکنون و در پاسخ به تجاوز دشمن به جنوب کشور شاهد سخت‌ترین پاسخ‌های نیروهای نظامی کشورمان در سطحی گسترده هستیم، تاریخ فراموش نخواهد کرد که هشت سال دفاع مقدس به عنوان شاهدی زنده و برگی زرین از فداکاری این مردم برای یکدیگر ثبت شده است.
آن روزها که مناطق جنوبی و غربی کشور با چراغ سبز و حمایت آمریکا و همپیمانان غربی و عربی آن مورد هجوم دشمن بعثی قرار گرفته بود، خیل جوانان حزب‌اللهی و وطن‌دوست از اقصی نقاط کشور روانه این مناطق شدند تا از وجب به وجب خاک این میهن دفاع کنند، امروز وجود مزار پر برکت قریب 300 هزار شهید دوران دفاع مقدس در دورترین روستاها و شهرهای شمالی، شرقی و مرکزی که در دفاع از خاک و مرزهای جنوبی و غربی میهن جان فدا کردند شاهد این سلحشوری و وطن‌دوستی است. 
اگر در دوران دفاع مقدس، برونسی‌ها و کاوه‌ها از خراسان، باکری‌ها و تجلایی‌ها از خطه آذربایجان، همت‌ها و خرازی‌ها و کاظمی‌ها از اصفهان، دستواره‌ها و متوسلیان‌ها و بروجردی‌ها از تهران، زین‌الدین‌ها و دقایقی‌ها از قم، سلیمانی‌ها و یوسف اللهی‌ها از کرمان، شیرودی‌ها و کشوری‌ها از خطه شمال، دوران‌ها از شیراز و بابایی‌ها از قزوین و... به همراه لشکریانی از جوانان بسیجی، سپاهی و ارتشی از اقصی نقاط کشور جان فدای حفظ تمامیت ارضی کشور و مرزهای جنوبی و غربی کردند، امروز هم همان نسل جان فدا و عاشق وطن و انقلاب در ارتش و سپاه و در آحاد ملت بیش از گذشته در میدان دفاع از کشور در هر نقطه و جغرافیایی حاضر هستند. 
تلاش دشمن برای ایجاد شکاف در بین مردم، فاصله انداختن میان آنها با نیروهای نظامی و شکست وحدت اجتماعی، ایجاد دوقطبی «مقاومت برای سرکوب دشمن» یا «رفتن به طرف صلح با شیطان» که چیزی جز تسلیم در این شرایط نیست، خوابی است که قطعاً با هوشیاری مردم آگاه کشورمان به کابوسی سخت برای دشمن و پادوهای وطن‌فروشش تبدیل خواهد شد.
دشمن در صحنه نبرد همواره جایی را هدف قرار می‌دهد که نقطه قوت است، این روزها که نقطه قوت ما وحدت و یکپارچگی اجتماعی در خلال جنگی سخت است، حمله دشمن به این نقطه قوت جای تعجب ندارد، مهم هوشیاری برای حفظ آن و خنثی کردن این توطئه است.

عباس شمسعلی