کد خبر: ۳۳۴۲۹۱
تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۷
گزارش روز صد و چهلم جنگ

ایران می‌تواند آمریکا را فلج کند محاصره دریایی به نتیجه نخواهد رسید

بیش‌فعالی نظامی آمریکا، حتی در داخل این کشور هم چنگی به دل تحلیلگران نمی‌زند و تحسینی بر نمی‌انگیزد چرا که به اذعان نیویورک تایمز پس از بیست هفته، نه وزارت جنگ و نه دونالد ترامپ قادر نیستند هیچ چشم‌اندازی ترسیم کنند و بگویند که بر مبنای این چشم‌انداز، یک هفته است که به جنگ برگشته‌اند.
گم شو!
دیروز در پایان بیستمین هفته (یکصد و چهلمین روز) جنگ، عبور نفت از تنگه‌هرمز به ۷۰ هزار بشکه سقوط کرد در حالی که به گزارش مؤسسه کپلر، در ۵ روز قبل‌تر، میانگین جریان نفت ۵.۵ میلیون بشکه در روز ثبت شده بود.
دونالد ترامپ سعی می‌کند با عملیات پر حجم رسانه‌ای و برخی تحرکات ناکام نظامی علیه ایران، وانمود کند که ابتکار عمل را در اختیار دارد. او پنجشنبه ادعا کرد: «ما در ایران به دستاوردهای بزرگی رسیده‌ایم و خیلی، خیلی زود نتایج آن تلاش‌ها را خواهید دید».
اما پیت هگست وزیر جنگ آمریکا پس از بیست هفته جنگ با ذوق‌زدگی، تصویری از بمباران یک برج مراقبت فرودگاه در چابهار را منتشر کرد که ثابت می‌کند دست دولت آمریکا و پنتاگون چقدر از دستاورد خالی است.
در این‌باره گزارش روزنامه وال استریت ژورنال خواندنی است که نوشت: «آمریکا در پیامی رادیویی برای کشتی‌ها اعلام کرد مسیر جنوبی تنگه هرمز باز است؛ اما یک ملوان از طریق بی‌سیم در جواب گفت: گم شو!».
همچنین خبرگزاری رویترز دیروز گزارش داد: شرکت‌های حمل‌ونقل، دیگر به اسکورت‌های نظامی ایالات متحده در تنگه هرمز اعتماد ندارند.
محاصره دریایی به نتیجه نخواهد رسید
شبکه عبری «کان» هم دیروز اذعان کرد: محاصره دریایی علیه ایران به نتیجه نخواهد رسید. ایران می‌تواند دنیا را فلج کند و آمریکا و سایر کشورها بیشترین آسیب را خواهند دید! ایران با حملات خود به کشتی‌ها، عبور و مرور دریایی را مختل کرد و قیمت نفت افزایش یافت؛ تا زمانی که ایرانی‌ها به تهدید کردن ادامه دهند و همچنان به کشتی‌ها شلیک کنند، شرکت‌های بیمه کشتیرانی با مشکلات جدی برای بیمه کردن این کشتی‌ها روبه‌رو خواهند شد و هیچ شرکت کشتیرانی بدون بیمه وارد چنین مسیری نمی‌شود. وقتی آتش درگیری و حملات وجود دارد شرکت‌های بیمه حاضر به بیمه کردن کشتی‌ها نیستند، حتی اگر از ابتدا اسکورت نظامی ارتش ایالات متحده هم وجود داشته باشد. ما دیدیم حتی علی‌رغم محاصره دریایی علیه ایران، اختلال در صادرات نفت باز هم وجود داشت و قیمت‌ها افزایش
 یافت.
 مخالفت ۶۹ درصد آمریکایی‌ها با رویکرد ترامپ
نتایج نظرسنجی تازه واشنگتن پست- ایپسوس نشان‌دهنده شکست سیاسی دونالد ترامپ در جلب اعتماد عمومی نسبت به سیاست‌های جنگی در قبال ایران است. طبق این داده‌ها، تنها ۲۳٪ از آمریکایی‌ها معتقدند ترامپ به توافقی بهتر از برجام (۲۰۱۵) دست خواهد یافت، در حالی که ۳۷٪ پیش‌بینی توافقی بدتر را دارند. همزمان، ۶۸٪ از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی این جنگ را بی‌ارزش دانسته و ۶۹٪ با رویکرد ترامپ در قبال ایران مخالفند. به گزارش سی‌ان‌ان، این ارقام بالاترین نرخ نارضایتی عمومی از یک درگیری نظامی در تاریخ اخیر آمریکا را ثبت کرده و نشان می‌دهد سیاست‌های نظامی و اقتصادی ترامپ در این پرونده به یک بدهی سیاسی تبدیل شده است.
علت این نارضایتی مردم آمریکا را می‌توان در مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ یافت. مالینوفسکی، نماینده سابق کنگره در این زمینه گفت: چیزی که برای آمریکایی‌ها مهم است افزایش قیمت‌ها و جنگ ایران است نه سخنرانی ترامپ. آیا قرار است جان رتکلیف، مسئول گزارش‌های اطلاعاتی روزانه‌اش، را برکنار کند؟ آیا چین یا حتی شی جین ‌پینگ را به‌خاطر ادعاها تحریم خواهد کرد؟ البته که نه. چون هیچ‌یک از این ادعاها واقعاً جدی نیست. فردا صبح، مردم آمریکا با افزایش قیمت‌ها، جنگ در ایران و تمام مسائلی از خواب بیدار خواهند شد که واقعاً برایشان اهمیت دارد. به نظر من، سخنرانی اخیر ترامپ هم مانند بسیاری از حاشیه‌سازی‌ها و انحراف‌های دیگری که مطرح می‌کند، به‌زودی به دست فراموشی سپرده خواهد
 شد.
خسارات جنگ یک تریلیون دلاری
دنیس کسینیچ، نماینده پیشین کنگره آمریکا نیز گفته است: هزینه این جنگ تاکنون، برای همه اهداف و مقاصد عملی، به حدود یک تریلیون دلار رسیده است. اقتصاد آمریکا متحمل هزینه‌های سنگینی شده و اسرائیل نیز از حملات موشکی آسیب فراوان دیده است؛ هرچند این موضوع را به‌صراحت نمی‌پذیرند، اما واقعیت همین است. حضور نظامی ایالات متحده در منطقه نیز محدود شده و به گمان من، در نهایت به‌تدریج از این منطقه محو خواهد شد؛ زیرا نحوه به‌کارگیری قدرت نظامی آمریکا به‌گونه‌ای بوده که دیگر در خدمت هیچ هدف واقعی و منافع ملی ایالات متحده نیست.
تردد از کانال آمریکایی: صفر!
سرهنگ دنیل دیویس، نظامی بازنشسته ارتش آمریکا و تحليلگر سیاسی با حمله به پیت هگست اظهار کرد: آقای وزیر، در ۷۲ ساعت گذشته چند کشتی از کانال شمالی تنگه هرمز که مورد تأیید ایران است عبور کرده‌اند و چند کشتی از کانال جنوبی مورد حمایت آمریکا و عمان؟ از مسیر شمالی مورد تأیید ایران، تعداد نسبتاً کمی کشتی عبور کرده‌اند؛ چیزی بین ۲۱ تا ۲۶ فروند. اما از مسیر جنوبی مورد حمایت آمریکا چطور؟ صفر! شاید بهتر باشد درباره اینکه چه کسی تنگه هرمز را کنترل می‌کند و چه کسی کنترل نمی‌کند، در اظهارات قاطعانه خود تجدیدنظر کنید. واقعیت آشکار این است که آمریکا با محاصره خود، رفت‌وآمد دریایی ایران را به حداقل رسانده؛ اما ایران نیز با اقدام متقابل، عملاً تردد کشتی‌ها از مسیر مطلوب آمریکا را تقریباً به طور کامل متوقف کرده است. همه اینها به ضرر آمریکاست. آقای رئیس‌جمهور، آقای وزیر؛ غرور را کنار بگذارید و پیش از آنکه اوضاع از کنترل همه خارج شود و منافع آمریکا به‌شدت آسیب ببیند، یا به این محاصره پایان دهید یا بر سر یک تفاهم‌نامه واقعی که هر دو طرف به آن پایبند باشند، مذاکره کنید.
یمن آماده انسداد باب المندب
در حالی که آمریکا نتوانسته قفل تنگه هرمز را باز کند، خبرگزاری رویترز گزارش داد: ایران از متحدان یمنی‌ خواسته برای بستن مسیر نفتی دریای سرخ آماده‌ باشند. سه منبع گفته‌اند که ایران از حوثی‌های یمن خواسته است در صورت حمله آمریکا به زیرساخت‌های برق ایران، برای بستن مسیر انتقال نفت در دریای سرخ آماده ‌باشند؛ اقدامی که می‌تواند تهدید تازه‌ای برای عرضه انرژی ایجاد کند.
دو منبع ارشد ایرانی و یک منبع منطقه‌ای آگاه گفتند که این موضوع در میان رهبران جمهوری اسلامی بررسی شده و پیام آن نیز به حوثی‌ها، متحدان ایران در یمن، منتقل شده است. 
گلوی آمریکا در دستان ایران است
ویل شرایور پژوهشگر آمریکایی مسائل ژئوپلیتیک گفت: ناوهای جنگی آمریکا حتی توان نزدیک شدن به تنگه هرمز را هم ندارند، چه برسد به عبور از آن. ضمن اینکه عکس‌هایی که هگست در پایین منتشر کرده، مربوط به یک کشتی تجاری است که تفنگداران دریایی آمریکا در نزدیکی سواحل پاکستان یا هند آن را توقیف کرده‌اند. هگست یک شیاد و فریبکار است.
همزمان، کریس هجز، خبرنگار و نویسنده آمریکایی گفت: واشنگتن، در باتلاقی بی‌خروج گرفتار شده است. ایران به این دلیل که می‌تواند تنگه هرمز را ببندد و آسیب فوق‌العاده‌ای به اقتصاد جهانی وارد کند، به نوعی گلوی آمریکا را در دست دارد. در صورت بروز هرگونه درگیری مداوم یا یک درگیری مجدد طولانی‌ مدت، اقتصاد جهانی به یک رکود بزرگ جهانی سوق داده خواهد شد. آمریکا تلوتلوخوران، وارد یک باتلاق شده که نمی‌داند چطور از آن خارج شود. آمریکا اساساً از طریق یک کارزار نسل‌کشی ایجاد شد؛ یک کارزار نظامی برای سرقت زمین‌ها از بومیان و البته قتل‌عام تعداد عظیمی از آن‌ها بنابراین، این موضوع از همان بدو شکل‌گیری و خلق آمریکا وجود داشته است.
ترامپ کاملاً سرگردان مانده است
در همین حال، روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی خاطر نشان کرد که وزارت جنگ و دولت ترامپ دچار سردرگمی راهبردی در برابر حریفی هستند که در برابر دشمنان زانو نمی‌زند: در روز صد و سی و ششم جنگ علیه ایران، پرزیدنت ترامپ با طرحی جدید وارد میدان شد؛ اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز. اما تنها ۲۴ ساعت بعد، در پی اعتراضات شدید متحدان عرب، او با یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای طرح خود را ملغی کرد. این سردرگمی مطلق نشان می‌دهد رئیس‌جمهوری که به تحمیل اراده بر سایر کشورها عادت دارد، در پیشبرد جنگ علیه ایران کاملاًً سرگردان مانده است.
عملیاتی که قرار بود یک حمله «‌تر و تمیز» ۴ تا ۶ هفته‌ای باشد، در بیستمین هفته پرهرج‌ومرج خود دست و پا می‌زند و ثابت کرده که بداهه‌پردازی، رفتارهای تکانشی و تصمیمات لحظه‌ای، در این میدان هیچ کارایی ندارد. ترامپ که نمایش قدرت در صحنه جهانی را به نماد دوره دوم ریاست‌ خود تبدیل کرده بود، اکنون با حریفی رو‌به‌رو شده که به هیچ وجه در برابر اراده او سر خم نمی‌کند. این یک مناقشه ژئوپلیتیک پیچیده است که با پست‌های تند و پرخاشگرانه در شبکه‌های اجتماعی یا تهدیدهای تعرفه گمرکی قابل پیروزی نیست. 
ترامپ با کشوری مواجه شده که حاضر نیست بر اساس قواعد بازی او رفتار کند؛ قواعدی مبتنی بر تعظیم کردن، بوسیدن حلقه قدرت، تمجید از عظمت ترامپ و سپس التماس برای دریافت امتیازاتی که او مایل به اعطای آنهاست. 
ماجراجویی بدون چشم‌انداز و بی‌سرانجام در خاورمیانه، درس عبرت جدیدی است از اینکه چرا این منطقه در طول نسل‌ها، همواره به باتلاقی سیاه‌چاله برای جاه‌طلبی‌ رؤسای جمهور آمریکا تبدیل شده است. اهرم‌های قدرتی که به پیشبرد منافع ما در سایر نقاط کمک می‌کنند، لزوماً در این نقطه از خاورمیانه کارکردی ندارند.
چشم‌انداز گمشده پنتاگون
نیویورک تایمز همچنین در تحلیل دیگری نوشت: حملات متقابل ایران و آمریکا، پنجشنبه برای ششمین روز متوالی ادامه یافت. پنتاگون اطلاع‌رسانی محدودی داشته و توضیح روشنی درباره چشم‌انداز جنگ ارائه نکرده و همین موضوع، پرسش‌هایی را درباره چشم‌انداز درگیری ایجاد کرده است. از زمان فروپاشی آتش‌بس، پنتاگون جز اطلاعیه‌های کوتاه، توضیح بیشتری درباره اهداف و برنامه‌های جنگ ارائه نداده است. اطلاعیه‌های سنتکام از الگوی ثابتی پیروی می‌کنند؛ بیانیه‌هایی کوتاه که تنها به اعلام حملات موشکی و انتشار تصاویر و ویدئوهایی از نیروها و تجهیزات آمریکایی در خاورمیانه محدود می‌شوند.
قبلاً عملیات پروژه آزادی برای بازگشایی تنگه هرمز، در کمتر از ۴۸ ساعت بعد متوقف شد، زیرا عربستان از بیم واکنش تلافی‌جویانه ایران، اجازه استفاده از حریم هوائی خود را به نیروهای آمریکایی نداد.
ترامپ هیچ گزینه خوبی ندارد
نشریه آتلانتیک با اذعان به اینکه ترامپ در قبال ایران، فقط انتخاب‌های هولناک دارد، یادآور شد: آمریکا پس از شکست آتش‌بس ژوئن و ازسرگیری درگیری‌ها، بر سر تنگه هرمز با ایران در بن‌بست قرار گرفته است. تهران کنترل تنگه را یک ضرورت راهبردی می‌داند و با تهدید محدود علیه کشتیرانی می‌تواند عملاً عبور و مرور را مختل کند. همزمان، حملات هوائی آمریکا نه مواضع ایران را تغییر داده و نه توان آن را کاملاً از بین برده، بلکه ذخایر مهماتی واشنگتن را فرسوده کرده است. سه گزینه پیش ‌روی آمریکا «ادامه وضع موجود، تشدید حملات به زیرساخت‌های حیاتی، پذیرش خواسته‌های ایران یا تهاجم زمینی»، همگی پرهزینه
 هستند.
دکتر آندریاس کریگ استاد دانشکده مطالعات امنیتی کالج کینگز لندن معتقد است: تنگه هرمز از یک سلاح هسته‌ای هم خطرناک‌تر است. این یک سلاحی است که ایران می‌تواند به‌راحتی، بدون عبور از آستانه خاصی یا داشتن ملاحظات بازدارنده، از آن استفاده کند؛ اماپیامدهای راهبردی آن در مقیاس جهانی خواهد بود. واقعیت این است که ما ابزار مؤثری برای بازداشتن ایران از به‌کارگیری این اهرم در اختیار نداریم.
نظامیان آمریکایی در تله مرگبار می‌افتند؟
وبسایت الجزیره با طرح این سؤال که آیا ترامپ برای اشغال جزایر ایران آماده می‌شود؟، نوشت:  حملات اخیر آمریکا به جزایر قشم، کیش و ابوموسی، همراه با بمباران شهرهای بندری جنوب ایران‌، بار دیگر احتمال تصرف بخشی از خاک ایران را مطرح کرده است. این گمانه‌زنی نخستین‌بار زمانی جدی شد که دو مقام آمریکایی از آمادگی وزارت دفاع برای عملیات احتمالی علیه جزیره خارک سخن گفتند. آمریکا از نظر نظامی قادر است جزیره‌ای کوچک را با اتکا به برتری هوایی، دریایی و نیروهای آبی‌خاکی تصرف کند. بااین‌حال، تصرف با نگهداری تفاوت اساسی دارد. قشم به‌دلیل وسعت و مجاورت مستقیم با سرزمین اصلی ایران هدفی بسیار دشوار است و حتی جزایر کوچک‌تر نیز در برد توپخانه، موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های تندرو ایران باقی می‌مانند. یک عملیات محدود برای تصرف جزیره احتمالاً به پنج تا ده هزار نیرو نیاز دارد. این نیروها زیر آتش مستقیم ایران فعالیت خواهند کرد و خطوط تدارکاتی آنها، از کشتی‌های پشتیبانی تا بالگردها و شناورهای پیاده‌کننده، در معرض موشک، پهپاد، مین و توپخانه قرار می‌گیرد. 
تهران برای شکست چنین عملیاتی لزوماً نیازی به بازپس‌گیری فوری جزایر ندارد؛ کافی است مواضع آمریکایی را به پایگاه‌هایی پرهزینه، فرسایشی و از نظر سیاسی تحقیرآمیز تبدیل کند. حفظ این مواضع به حفاظت دائمی دریایی، برتری هوائی و سرکوب مستمر سامانه‌های آتش ایران نیاز خواهد داشت. در این وضعیت، هزینه تلفات انسانی و واکنش داخلی، به‌ویژه در میان پایگاه سیاسی ماگا نیز بسیار سنگین خواهد بود