هولناکترین خطای محاسباتی(مقاله وارده)
سیدمحمدحسین راجی
این روزها بازار تحلیلهای سیاسی و نظامی داغ است و رسانهها با کوهی از دادههای نگرانکننده انباشته شدهاند.
یکی با آمار و ارقام از مخاطرات محاصره دریایی میگوید و شبح بحران سوخت و گندم را بازسازی میکند؛ دیگری از آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی مثل آب و برق ابراز نگرانی میکند و آن یکی با چرتکه انداختنِ موازنه تسلیحاتی، هشدار میدهد که چون سلاح، تکنولوژی و بودجه نظامی دشمن برتر است، سرنوشت این تقابل از پیش مشخص است.
روی کاغذ و طبق فرمولهای رایج استراتژیک، همهچیز منطقی به نظر میرسد. اما اگر خطکشهای مادی و فرمولهای ریاضیِ اتاقهای فکر دنیا اینقدر دقیق و بینقص است، پس چرا تاریخ بارها و بارها این خطکشها را شکسته است؟ بیایید چند سؤال اساسی را مرور کنیم:
* با کدام موازنه کلاسیک نظامی و تکنولوژیک، یک ملت دستخالی توانست ژاندارم تا بن دندان مسلح منطقه را در سال ۵۷ سرنگون کند؟
* با کدام فرمول لجستیکی، در آغازین روزهای دولت شهید رجایی، وقتی گزارش دادند گندم انبارها فقط برای یک روز کافی است، کشور سقوط نکرد و سرپا ماند؟
* سال ۵۹ که طبق محاسبات پنتاگون، ایران باید ظرف دو هفته تسلیم میشد، چطور آن جنگ با تمام محدودیتها ۸ سال اداره شد و یک وجب خاک هم از دست نرفت؟
* در آن روزها که ما حتی در خرید سیمخاردار مضایقه داشتیم و تمام ماشین جنگی شرق و غرب پشت صدام بود، با کدام منطق مادی ورق برگشت؟
* چه کسی در اوج خوابآلودگی ما، کاروان پرطمطراق نظامیان آمریکا را در توفان شن طبس زمینگیر و خاکستر کرد؟
* با کدام فرمول مادی، در اوج جنگ نفتکشها در خلیجفارس، ابهت ناوهای مجهز و فوقپیشرفته آمریکایی شکست؟
* چطور در سالهای اخیر، مدرنترین پهپادها و جنگندههای متجاوز و رادارگریز دشمن در حالی که تمام سیستمهای ردیابیشان را خاموش کرده بودند، ساقط شدند؟
* و آیا حفظ شاهراه راهبردی تنگه هرمز با این سطح از اقتدار، صرفاً یک دستاورد فنی و چرتکهای است؟
پاسخ به این زنجیره از چراها، پرده از همان هولناکترین خطای محاسباتی برمیدارد که تحلیلگران امروز به آن دچار شدهاند. اشتباه بزرگ آنها این است که در تمام دو دو تا چهار تاهایشان، بزرگ ترین، اصلیترین و قدرتمندترین متغیر جهان هستی را نادیده گرفتهاند: «خدا و سنتهای تخلفناپذیر الهی.»
اینکه فکر کنیم چون در محاصره هستیم، چون امکانات مادی دشمن فراتر است، یا چون زیرساختهایمان در خطر است پس حتماً شکست میخوریم، نگاهی سکولار و منهای پروردگار است. بیشک، دستور قرآنی *«وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ»* ما را به آمادگی مادی و تسلیحاتی امر میکند و امروز هم به فضل الهی در اوج قدرت تجهیزاتی هستیم، اما خطای مهلک این است که «سلاح» را علت نهائی پیروزی بدانیم. سلاح، ابزارِ انجام تکلیف است، اما پیروزی فرآیندی فرامادی دارد: *«وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»
وقت آن رسیده که تحلیلگران ما، به جای غرق شدن در معادلات صرفاً مادی، چشم خود را بر واقعیتهای ماورائی باز کنند و سهمی هم برای قدرت بیپایان پروردگار باز کنند؛ همان قدرتی که در یک لحظه، تمام محاسباتِ روی کاغذِ ابرقدرتها را به هم میریزد. شکست واقعی ما نه در کمبود بنزین و گندم، بلکه در فراموشی «ربالعالمین» رخ میدهد.
راستی؛ در بین تحلیلگران و مسئولان ما، تاکنون چند واحد «توکل» پاس شده است؟