جان مرشایمر: ایرانیها هرگز تسلیم نخواهند شد
استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو تاکید کرد: اقدامات آمریکا علیه ایران با این فرض واهی طراحی شده بودند که میتوان ایران را تحت فشار شدید به زانو درآورد، اما ایران نشان داد توان تحمل حجم عظیمی از فشار را دارد و هرگز تسلیم نخواهد شد.
دولت آمریکا پس از یک دوره آرامش نسبی در جبهههای نبرد، بار دیگر تصمیم گرفت اقدامات تجاوزکارانه خود را علیه جمهوری اسلامی ایران از سر بگیرد؛ تصمیمی که بلافاصله با پاسخهای پیوسته ایران به مبادی حملات در کشورهای منطقه مواجه شد و بار دیگر شبح یک نبرد تمامعیار را بر منطقه حاکم کرد.
جان مرشایمر، استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو، معتقد است برای درک درست شرایط کنونی باید روند این جنگ را در سه مرحله مجزا تحلیل کرد.
به گفته این نظریهپرداز برجسته، مرحله نخست این بحران از ۲۸ فوریه آغاز شد و تا ۸آوریل ادامه یافت؛ دورهای چهلروزه که طی آن ایالات متحده و اسرائیل کارزار بمباران راهبردی گستردهای را علیه زیرساختهای حیاتی ایران به راه انداختند. مرشایمر درباره توقف این حملات میگوید:
یکی از دلایل اصلی توقف عملیات هوائی پس از چهل روز این بود که این رویکرد کارایی لازم را برای تسلیم کردن ایران نداشت. از سوی دیگر، ذخایر مهمات راهبردی ما بهشدت رو به کاهش بود؛ تا جایی که امروز واشنگتن به ژاپن اعلام کرده که به دلیل کاهش شدید ذخایر موشکهای کروز تاماهاوک، نمیتواند تعهدات تحویل خود را در موعد مقرر عملی کند.
پس از ناکامی در فاز هوایی، آمریکا از ۱۳آوریل وارد مرحله دوم یعنی «محاصره دریایی» شد که تا ۱۷ ژوئن ادامه داشت. اما این ابزار نیز کارگر نیفتاد. مرشایمر تصریح میکند که امضای یادداشت تفاهم در ۱۷ ژوئن توسط دونالد ترامپ، اعتراف آشکار به شکست هر دو راهبرد بمباران و محاصره بود. او این سند را عملاً یک «سند تسلیم» برای آمریکا میداند، زیرا هر دو کارزار با این فرض واهی طراحی شده بودند که میتوان ایران را تحت فشار شدید به زانو درآورد، اما ایران نشان داد توان تحمل حجم عظیمی از فشار را دارد و هرگز تسلیم نخواهد شد.
ورود به چرخه
«اقدام در برابر اقدام»
با شکست دو مرحله قبلی، بحران اکنون وارد فاز سوم یعنی حملات متقابل یا همان چرخه «اقدام در برابر اقدام» شده است. مرشایمر با اشاره به درگیریهای شدید از ۷ تا ۹ ژوئیه تأکید میکند که این تبادل آتش، سومین دور از زنجیره حملات متقابل میان طرفین است و پدیده جدیدی به شمار نمیرود. نخستین دور این تقابلها در بازه ۹ تا ۱۱ ژوئن رخ داد؛ همان زمان که نیروهای ایرانی یک بالگرد آپاچی آمریکایی را سرنگون کردند. دور دوم نیز در اواخر ژوئن (۲۶ تا ۲۸ ژوئن) به وقوع پیوست.
ریشه اصلی شعلهور شدن دوباره این درگیریها، تلاش واشنگتن برای محک زدن مفاد تفاهمنامه
۱۷ ژوئن است. مرشایمر توضیح میدهد:
بر اساس ماده ۵ تفاهمنامه امضاشده، کاملاً روشن است که کنترل تنگه هرمز در دست ایران است و آمریکا حق عبور دادن کشتیهای جنگی از کانال عمان را ندارد. با این حال، ایالات متحده تلاش کرد با عبور دادن کشتیهای بیشتر، این توافق را نقض کند و پاسخ طبیعی ایران نیز حمله به این کشتیها بود. پیام تهران به واشنگتن کاملاً صریح است: یا باید تفاهمنامه را در تمام ابعاد آن محترم بشمارید، یا دیگر هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود.
این چرخه نشان میدهد که حامیان بازگشت به جنگ در داخل آمریکا فاقد هرگونه «نظریه پیروزی» منسجم هستند. آنها پاسخ نمیدهند که وقتی کارزار هوائی چهلروزه نتوانست ایران را به زانو درآورد، تکرار آن با ذخایر تسلیحاتی بهشدت کاهشیافته پاتریوت و تاماهاوک چگونه به نتیجه خواهد رسید؟ از سوی دیگر، توانایی ایران برای پاسخ متقابل ثابت میکند که ساختار دفاعی و موشکی آن دستنخورده باقی مانده و در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهایش، توانایی هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی کشورهای حاشیه خلیجفارس و بستن همزمان تنگه هرمز و دریای سرخ را دارد؛ سناریویی که اقتصاد جهانی را به ورطه نابودی خواهد کشاند.
توهم نتانیاهو و شکست راهبردی اسرائیل در پرونده ایران
در حالی که رسانهها در غرب تلاش میکنند تصویری از پیروزی اسرائیل ارائه دهند، مرشایمر معتقد است تلآویو با یک شکست راهبردی در قبال ایران مواجه شده است. بزرگترین دغدغه امنیتی اسرائیل همواره برنامه هستهای ایران بوده است و اکنون با فروپاشی تفاهمنامه و توقف مذاکرات، هیچ توافق جدیدی جایگزین نخواهد شد و ایران مسیر خود را بدون محدودیتهای بینالمللی ادامه
خواهد داد.
مرشایمر با به چالش کشیدن سیاستهای بنیامین نتانیاهو میگوید: نتانیاهو یک فروشنده فوقالعاده ماهرِ توهم است که در وارونه جلوه دادن واقعیتها و روایتسازی تخصص دارد. او و لابی اسرائیل فشار سنگینی بر ترامپ وارد میکنند تا تفاهمنامه را کاملاً پاره کنند. اما آنها به این سؤال کلیدی پاسخ نمیدهند که اگر مذاکرات نابود شود، جایگزین آنها برای مهار برنامه هستهای ایران
چیست؟
همزمان، گزارشهایی از تلاش اسرائیل برای گشودن جبههای جدید علیه ترکیه (به عنوان یک عضو ناتو) به گوش میرسد؛ اقدامی که از نظر مرشایمر در شرایطی که اسرائیل همزمان در غزه، کرانه باختری، سوریه، لبنان و پرونده ایران درگیر است، یک خودکشی راهبردی محسوب میشود. تلآویو در حال حاضر نیز توان مدیریت بحرانهای چندگانه خود را ندارد و گشودن جبهه جدید، موقعیت نیمبند راهبردی آن را به طور کامل متلاشی خواهد کرد.
بنبست ترامپ و افزایش انگیزه ایران برای بازدارندگی هستهای
از نظر مرشایمر، واشنگتن با نقض سه بند اصلی تفاهمنامه، انگیزه تهران را برای حرکت به سمت «بازدارندگی هستهای» به حداکثر رسانده است. اولین مورد، نقض کنترل تنگه هرمز با عبور دادن کشتیهای آمریکایی از کانال عمان است که واکنش نظامی ایران را به دنبال داشت. دومین مورد، ممانعت ایالات متحده از فروش نفت ایران در بازارهای جهانی برخلاف تعهدات صریح تفاهمنامه است. سومین و مهمترین مورد نیز عدم خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان و تداوم عملیات علیه حزبالله است که بر اساس بند نخست تفاهمنامه باید متوقف میشد.
به گزارش ایرنا، مرشایمر در پایان تأکید میکند که ترامپ و مشاورانش در نهایت میدانند گزینه نظامی مؤثری علیه ایران ندارند. اظهارات ترامپ درباره تمایل به آغاز مجدد مذاکرات، ناشی از همین بنبست است. اگر ایران بر مواضع خود پافشاری کند و تنگه هرمز را ببندد، ترامپ ناچار خواهد شد برای نجات خود، فشار بیسابقهای به اسرائیل وارد کند تا نیروهایش را از جنوب لبنان خارج کند. در غیر این صورت، ایالات متحده با بحرانی روبهرو خواهد شد که هیچ راه خروجی از آن طراحی نکرده است. شرایط فعلی نشان میدهد ایران نه تنها تسلیم نشده، بلکه از همیشه مصممتر و به بازدارندگی نهائی نزدیکتر
شده است.