تا آخرین قطره خون ایستادهایم(حدیث دشت عشق)
شهید لهراسب آقاجری، برادر شهیدان اسکندر و ظهراب آقاجری بیستم تیر سال ۱۳۳۹ در شهر میانکوه چشم به جهان گشود. دوران تحصیل خود را تا سال سوم دبیرستان با موفقیت سپری کرد و با شروع انقلاب اسلامی به عنوان یکی از فعالترین چهرههای مبارز مسجد علیآباد در اغلب راهپیماییهای علیه رژیم شرکت میکرد. با آغاز جنگ در جبهههای خرمشهر، محمدیه در محور دارخوین (خط شیر) و محور آبادان به ماهشهر حاضر شد و دلاورانه در مقابل تهاجم صدامیان ایستاد و سرانجام در بیستوششم تیر سال ۱۳۶۰ خون پاکش را در محور جادهی ماهشهر- آبادان تقدیم حضرت دوست کرد و به شهادت رسید. شهید لهراسب آقاجاری در وصیتنامهاش نوشت: «همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید هر نفس زندهای روزی طعم مرگ را میچشد و من نیز میدانم که مرگ روزی مرا در آغوش میگیرد پس چه بهتر که این پایان، پایان راهی مقدس باشد راهی که انسان را از دنیا به جهانی دیگر منتقل میکند و مرگ را نه پایان که تحول میگرداند. من از همان سالهای نوجوانی با مطالعه و اندیشیدن مسیر خود را شناختم و آگاهانه راه خدا را انتخاب کردم مکتب انسانساز اسلام را پذیرفتم، مکتبی که انسان را در همه ابعاد میسازد انسان بر سر دو راهی است: یا در پستی میماند، یا آنچنان اوج میگیرد که به ملکوت میرسد و به لقاءالله نزدیک میشود. دوران کودکیام در محرومیت گذشت و همین رنجها باعث شد درد محرومان را با جانم لمس کنم ما برای خدا و برای دفاع از مستضعفان ایستادهایم با قرآن در یک دست و سلاح در دست دیگر، تا آخرین قطره خون در برابر مشرکین، کفّار و دشمنان اسلام خواهیم جنگید.