کد خبر: ۳۳۳۹۷۵
تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۵
یک منبع سوری افشا کرد

نقش دختر صدام در ویرانی‌های سوریه و لبنان

سرویس خارجی-
یک منبع سوری فاش کرد که دختر دیکتاتور معدوم عراق میلیون‌ها دلار را برای حمایت از گروه‌های تروریستی به سوریه انتقال داده است؛ پیش‌تر نیز یک منبع سوری از تحرکات و پشتیبانی‌های لجستیکی و مالی دختر صدام با هدف تقویت فعالیت گروه‌های تروریستی در سوریه و لبنان پرده برداشته بود.
تحولات امنیتی و سیاسی غرب آسیا طی دو دهه گذشته نشان داده است که بسیاری از بحران‌های منطقه صرفاً نتیجه درگیری‌های میدانی یا اختلافات داخلی نیست، بلکه در بستری از رقابت‌های ژئوپلیتیکی، شبکه‌های فراملی و کنش بازیگران دولتی و غیردولتی شکل می‌گیرد. پژوهش‌های مراکز مطالعاتی و گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادهای معتبر بین‌المللی نیز بر این نکته تأکید دارند که فهم دقیق رخدادهای منطقه بدون بررسی پیشینه تاریخی، ساختارهای سیاسی و ارتباط میان بازیگران مختلف امکان‌پذیر نیست. از همین‌رو، تحلیل اسناد، گزارش‌ها و روایت‌های موجود، ابزاری مهم برای شناخت ریشه‌های بی‌ثباتی، نحوه شکل‌گیری بحران‌ها و پیامدهای آنها بر امنیت کشورهای منطقه به‌شمار می‌رود. درک این پیوستگی‌ها به مخاطب کمک می‌کند تا تحولات سوریه، لبنان و عراق را نه به‌عنوان رخدادهایی منفصل، بلکه در قالب زنجیره‌ای از رویدادهای به‌هم‌پیوسته ارزیابی کند.
پس از ساقط‌شدن صدام حسین، دیکتاتور سودایی عراق، و حزب منحله بعث در این کشور در سال ۲۰۰۳ و انحلال ساختارهای امنیتی و نظامی این حزب، بخشی از اعضای حزب بعث و برخی از وابستگان صدام و رژیم پیشین در داخل عراق یا خارج از آن به فعالیت خود ادامه دادند. گزارش‌های پژوهشی و حتی مطالعات دانشگاهی نشان می‌دهد که تعدادی از این افراد با اتکا به تجربه نظامی، شبکه‌های سازمانی باقی‌مانده و ارتباطات منطقه‌ای، در برخی پرونده‌های امنیتی و حمایت از گروه‌های مسلح یا ایجاد بسترهای بی‌ثبات‌کننده نقش داشته‌اند و همواره از متهمان اصلی این سنخ از پرونده‌ها بوده‌اند. همچنین در سال‌های اخیر، تحقیقات متعددی درباره ظهور و گسترش برخی گروه‌های افراطی، از جمله داعش، به نقش تعدادی از افسران سابق ارتش و دستگاه‌های امنیتی رژیم بعث در انتقال تجربه‌های نظامی و سازماندهی میدانی اشاره کرده‌اند؛ هرچند درباره دامنه و میزان نقش افراد مختلف میان پژوهشگران اختلاف‌نظر وجود دارد، اما اصل این دخالت‌ها به نوعی مورد اتفاق است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که بقایای ساختار حزب منحله و منحوس بعث و برخی از اعضای خانواده صدام، در کنار عوامل داخلی، رقابت‌های منطقه‌ای و مداخلات خارجی، یکی از مؤلفه‌های اثرگذار در تداوم ناامنی و پیچیده‌تر شدن بحران‌های عراق و برخی کشورهای همسایه 
بوده است.
رد پای منحوس خانواده دیکتاتور معدوم
حالا یک منبع سوری، روز شنبه، فاش کرد که «رغد صدام»، دختر دیکتاتور معدوم عراق، بیش از ۵۰۰میلیون دلار را برای حمایت از شماری از گروه‌های تروریستی به سوریه انتقال داده است. این منبع در گفت‌وگو با خبرگزاری «المعلومه» اظهار داشت: «تحرکات دختر صدام معدوم در قبال گروه‌های مسلح تروریستی در سوریه و تأمین مالی آنها، علامت‌سؤال‌های بسیاری را درباره پشت‌پرده این حمایت از گروه‌های تروریستی افراطی ایجاد کرده است. این کمک، نخستین مورد از نوع خود نیست؛ بلکه او پیش‌تر نیز یک‌میلیارد دلار برای تأمین مالی گروه‌های تروریستی در سوریه، عراق و لبنان پرداخت کرده بود. هفته گذشته نشستی در دمشق میان هیئتی به نمایندگی از رغد صدام که از اردن آمده بود، با مسئولان امنیتی وزارت دفاع شورشیان سوریه و فرماندهانی از گروه‌های مسلح از جمله فرقه الحمزات و فیلق‌الشام و همچنین سرکردگانی از گروه‌های تروریستی خارجی وابسته به حزب ترکستان برگزار شد.» این منبع خاطرنشان کرد نتایج این دیدارها تاکنون فاش نشده است.
به گزارش فارس، وی در ادامه همین گفت‌وگو اشاره کرد: «تحرکات اخیر در چارچوب زنجیره‌ای از حمایت‌های لجستیکی و مالی قرار دارد که هدف آن تقویت فعالیت گروه‌های تروریستی در داخل خاک سوریه است.» این منبع تأکید کرد که «این تحرکات، پرسش‌هایی را درباره ماهیت اهداف پشت‌پرده این حمایت‌ها برانگیخته است.» پیش‌تر نیز یک منبع سوری از تحرکات و پشتیبانی‌های لجستیکی و مالی دختر صدام معدوم با هدف تقویت فعالیت گروه‌های تروریستی در سوریه و لبنان پرده برداشته بود. گفتنی است، از این سنخ خبرها و افشاگری‌ها در طول چندین سال اخیر بارها و به انحای مختلفی منتشر شده است که انکار اصل ماجرا و اصل این دخالت‌ها را حتی برای دیرباورها و سختگیرها دشوار می‌کند.
تداوم بی‌ثباتی در سوریه
خبر دیگر آن‌که به گزارش مهر به نقل از آرتی، یک انفجار شدید اطراف مناطق کفریا و الفوعه در حومه شمالی ادلب را همزمان با پرواز هواپیماهای جاسوسی که گفته می شود به ائتلاف آمریکا تعلق دارد، لرزاند. این انفجار باعث ایجاد ترس و وحشت در میان مردم سوریه شده است. پیش‌تر نیز در زمان حضور رئیس‌جمهور فرانسه در دمشق، 2 انفجار در نزدیکی محل اقامت وی صورت گرفت که چندین کشته و زخمی برجای گذاشته است. گفتنی است، از زمان استقرار رژیم جولانی در سوریه تاکنون، چندان هم این کشور روی آرامش و ثبات به خود ندیده است و درگیری‌های مکرر داخلی (در شهرهای مختلف) و انفجارهای متعدد (در نقاط مختلف سوریه) همچنان ادامه
 دارد.
همچنین گفتنی است، رژیم جولانی ریشه در شورش‌های اولیه جنگ داخلی سوریه داشت، اما نقطه عطف واقعی آن در نوامبر ۲۰۲۴ (آبان-آذر ۱۴۰۳) رقم خورد. جولانی که ابتدا به‌عنوان فرمانده جبهه النصره (شاخه القاعده در سوریه) شناخته می‌شد، در سال‌های پس از ۲۰۱۱ با جدایی از داعش و بازسازی گروهش به‌عنوان هیئت تحریرالشام (HTS)، بر استان ادلب تسلط یافت و حکومتی موازی (موسوم به دولت نجات سوریه!) را اداره کرد. با ضعیف‌شدن نیروهای دمشق به دلایل مختلف، عملیات خود را آغاز کرد. این حمله برق‌آسا ظرف ۱۱-۱۲ روز، حلب را سرنگون کرد، سپس حماه، حمص و درعا را درنوردید و در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ (۱۷ آذر ۱۴۰۳) دمشق را اشغال کرد. جولانی که حمایت بیگانگان را داشت، با تسلط سریع بر پایتخت، خود را به‌عنوان چهره‌ای عمل‌گرا معرفی کرد؛ این تحول ناگهانی بسیاری را شگفت‌زده کرد، چراکه ریشه‌های ایدئولوژیک سلفی-جهادی HTS سایه‌ای بر مشروعیت آن انداخته است.
پس از سقوط دمشق و قدرت‌گیری جولانی، نیروهای گریز از مرکز در سوریه فعال‌تر شدند و کشور به سرعت وارد چرخه‌ای سنگین از هرج‌ومرج و تنش‌های قومی-مذهبی گردید. با اعلام دولت انتقالی در ژانویه ۲۰۲۵ (دی-بهمن ۱۴۰۳) و ریاست جولانی، تلاش برای ادغام گروه‌ها آغاز شد، اما اقلیت‌ها (کردها، دروزها، علویان) از تمرکز قدرت در دست تکفیری‌ها هراسیدند. کُردهای SDF در شمال‌شرق، که همیشه بر طبل تجزیه می‌کوبیدند، خواستار فدرالیسم و کنترل منابع شدند و درگیری‌هایی با ارتش جدید رژیم جولانی و شبه‌نظامیان ترکیه حمایت‌شده (SNA) رخ داد؛ دروزهای سویدا در تابستان ۲۰۲۵ (تابستان ۱۴۰۴) با حملات و کشتار مواجه شدند و علویان ساحلی نیز هدف خشونت‌های فرقه‌ای قرار گرفتند که هزاران کشته بر جای گذاشت. داعش از خلأ امنیتی برای احیای خود بهره برد، رژیم آپارتاید اسرائیل نیز حملاتی به عمق سوریه انجام داد و مذاکرات ادغام ناکام ماند؛ نتیجه، بازگشت آوارگی، ناامنی محلی و تضعیف وحدت ملی بود که سوریه را از امید به بازسازی به باتلاقی از بی‌ثباتی فرو برد و نشان داد که قدرت گرفتن تکفیری‌ها چگونه کشور را به ورطه هلاکت 
می‌اندازد.