تفاهمنامه به پایان رسید، ادامه مذاکره توجیهی ندارد
سرویس سیاسی-
هراس قمارباز کاخسفید از رستاخیز امت اسلامی و اهتزاز پرچمهای سرخ خونخواهی در تشییع بینظیر رهبر شهید، بار دیگر او را به هذیانگویی و عهدشکنی کشاند؛ واقعیتی که نشان داد تکیه بر سراب دیپلماسی و مذاکره با رژیم تروریستی آمریکا که تعهدات خود را با توهین و تجاوز پاسخ میدهد، از اساس بیمعناست.
رستاخیز عظیم امت اسلامی در بدرقه پیکر مطهر قائد شهید، معادلات استکبار را به هم ریخت. برافراشته شدن پرچمهای پرشمار و سرخرنگ خونخواهی در پهنه مقاومت از تهران تا نجف و کربلا، اقیانوسی از خشم مقدس را به نمایش گذاشت که خواب را از چشمان سران کاخ سفید ربود. دونالد ترامپ، قمارباز بدنام تاریخ که خود را هدف شماره یک انتقام میبیند، در مواجهه با این خروش بینظیر دچار کابوس شده و برای فرار از وحشت، به سنت همیشگی خود یعنی عهدشکنی و هذیانگویی پناه برده است. دست چدنی او اینبار نیز از آستین مخملی تفاهمنامهای بیخاصیت بیرون آمد تا به خوشخیالان ثابت کند تکیه بر سرابِ واشنگتن، فرجامی جز گستاخی بیشتر دشمن ندارد. مذاکره با رژیمی که بندهای توافق را با توهین و تجاوز پاسخ میدهد، از اساس بیمعناست.
شلیک به قلب تفاهمنامه اسلامآباد
ارتش تروریستی آمریکا در ساعات اولیه بامداد چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ با نقض آشکار تفاهمنامه، مرتکب تجاوز نظامی علیه چند مرکز پایش و نظارت در سواحل جنوبی ایران شد. این حملات نقض فاحش بند یک یادداشت تفاهم خاتمه جنگ مبنی بر توقف عملیاتهای نظامی است. تکرار این حملات، در کنار تصمیم اخیر خزانهداری آمریکا برای لغو مجوز فروش نفت ایران (که طبق بند ۱۰ یادداشت تفاهم به آن متعهد شده بود)، نقض ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز و تداوم اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی در لبنان، بخشهای اساسی تفاهم خاتمه جنگ را فاقد اثر ساخته است. مسئولیت پیامدهای خطرناک این تشدید تنش برعهده رژیم عهدشکن آمریکا است.
یاوهگویی ترامپ مفسد
از توهین به ملّت تا رؤیای تصرف خارگ!
پس از تجاوز اخیر آمریکا به خاک ایران، رئیسجمهور این کشور در اوج وقاحت، ایرانیها را «یک مشت آشغال»، «سرطان» و «بیعرضه» خواند و مدعی شد ایالات متحده بامداد چهارشنبه(17تیر) «بیست برابر سختتر از قبل» به ایران حمله کرده است. دونالد ترامپ با اعلام اینکه یادداشت تفاهم با ایران «مُرده» است، گفت: «دیشب محکم به ایرانیها زدیم. یک مرضی توی مغزشان هست. ازشان متنفرم.» وی در موضعی متناقض افزود: «اگر ویتکاف و کوشنر بخواهند با ایران مذاکره کنند، با آنها صحبت خواهم کرد، اما برای من این کار اتلاف وقت است. آنها میخواهند من را ترور کنند. باید سرطان را زود از ریشه درآورد.» در پایان این اظهارات، ترامپ به صراحت اعلام کرد مسیر دیپلماسی پایان یافته و در ادعایی جدید گفت: «ممکن است محاصره را دوباره از سر بگیریم. شاید جزیره خارگ را تصاحب کنیم؛ ایرانیها هیچ کاری نمیتوانند در برابرش انجام دهند.» این یاوهها از دهان شقیترین و فاسدترین موجود عالم خارج شده؛ کسی که اسناد رسواییهایش در دیار مفسد معروف، اپستین، بر پیشانیاش مهر ننگ زده است. پاسخ ما روشن است: کور خواندهای؛ شتر در خواب بیند پنبهدانه! خارگ که سهل است، تصرف یک وجب از خاک ایران رؤیایی است که با خود به گور خواهی برد!
پاسخ قاطع نیروهای مسلح
پاسخ غیورمردان نیروهای مسلح به این گستاخی، برقآسا و کوبنده بود و نشان داد دوران «بزن و در رو» به پایان رسیده است.
روابط عمومی سپاه اعلام کرد: «بهدنبال حماسهسازی ملت در تشییع قائد شهید، ارتش تروریست آمریکا وحشتزده برای تحتالشعاع قرار دادن این رویداد، با تهاجم هوائی به پایگاههای ساحلی در هرمزگان و ماهشهر آتشبس را نقض کرد. در پاسخ اولیه، نیروهای دریایی و هوافضای سپاه طی عملیات مشترک موشکی و پهپادی، ۸۵ نقطه از تأسیسات مهم نظامی آمریکا در بندر سلمان بحرین و پایگاه هوائی علی السالم کویت را درهم کوبیدند و یک پهپاد9 MQ دشمن را سرنگون کردند.»
قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا (ص) نیز در اطلاعیهای قاطع اعلام کرد: «مبدأ هرگونه پشتیبانی از ارتش متجاوز آمریکا برای تجاوز به ایران، هدف مشروع نیروهای مسلح خواهد بود. تحت هیچ شرایطی اجازه دخالت در امور تنگه هرمز و مدیریت آن را نخواهیم داد. نیروهای مسلح پاسخ کوبندهای میدهند و مجدداً اعلام میگردد تنها معبر ایمن برای عبور کشتیها در تنگه هرمز، مسیری است که جمهوری اسلامی تعیین کرده است.» علاوه بر این روابط عمومی ارتش اعلام کرد: «بهدنبال تهاجم خصمانه دشمن و نقض مفاد ۱۴بندی تفاهمنامه، پهپادهای هجومی ارتش از بامداد امروز مراکز تجمع نیروهای متخاصم آمریکا در «پایگاه شیخ عیسی» مستقر در بحرین را مورد حمله قرار دادند. تمام پایگاههای آمریکا در منطقه هدف مشروع پهپادهای ارتش خواهند بود.»
کدام بندهای تفاهمنامه نقض شدند؟
تفاهمنامه اسلامآباد که ۲۸ خرداد توسط ایران، آمریکا و پاکستان (میانجی) امضا شد، ۱۴ بند دارد. نگاهی به وقایع اخیر روشن میکند که کاخ سفید چگونه این متن را قربانی خیانت و بدعهدی خود کرده است: بند ۱۰ (اسقاط تحریمهای نفتی): خزانهداری آمریکا ۳۱ خرداد مجوزی ۶۰ روزه برای فروش نفت ایران صادر کرد، اما اخیراً اعلام کرد این مجوز را لغو کرده و از ۷ ژوئیه هیچ معامله جدیدی مجاز نیست که این مصداق عینی نقض فاحش بند ۱۰ است.
بند ۱۱ (داراییهای مسدود شده): عهدشکنی اخیر نشان داد واشنگتن برخلاف گفتوگوهای گذشته، دسترسی ایران به منابع مالی خود را همچنان مسدود نگه داشته است. بندهای ۱ و ۲ (توقف جنگ و احترام به تمامیت ارضی): بند اول بر توقف جنگ در تمام جبههها از جمله لبنان تأکید دارد، اما ادامه عملیات نظامی اسرائیل و اعلام ایجاد منطقه حائل در جنوب لبنان این بند را مختل کرد. همچنین حملات اخیر آمریکا به جنوب ایران، بند ۱ و ۲ (احترام به تمامیت ارضی) را رسماً نقض نمود. بند ۵ (ترتیبات تنگه هرمز): با باز شدن کریدور عمانی با هماهنگی آمریکا و مینروبی انگلیس و فرانسه در آبهای عمان، طرفهای مقابل در حال دور زدن این بند هستند که بر مسئولیت ایران در تأمین امنیت تنگه هرمز تأکید دارد.
عاقبت اعتماد به آمریکا؛ از برجام تا تفاهم اخیر
مروری بر چهار دهه گذشته نشان میدهد حاصل اعتماد به واشنگتن همواره با نقض تعهدات، تشدید فشارها و ادبیات توهینآمیز همراه بوده است. ترامپ در حالی با توهین به ایرانیان آنان را پست نامیده که در جریان آتشبس و تفاهم اخیر نیز به خاک ما تجاوز کرد. تجربه ۴۰ سال گذشته به روشنی ثابت میکند که آمریکا توافقها را بهصورت یکجانبه کنار میگذارد؛ کما اینکه در بیانیههای الجزایر (۱۳۵۹) با ایجاد اختلافات طولانی بر سر اجرای تعهدات و داراییهای ایران بدعهدی خود را آغاز کرد و در مذاکرات دهه ۸۰ نیز همزمان با تعلیق داوطلبانه فعالیتهای هستهای کشورمان، به فشارها و مطالبات خود ادامه داد.
این روند در توافق برجام به اوج رسید؛ جایی که در دولت اوباما با وجود اجرای کامل تعهدات از سوی ایران، تحریمها به طور واقعی لغو نشد و متعاقباً در دولت اول ترامپ با خروج یکجانبه آمریکا در سال ۱۳۹۷ و اجرای سیاست «فشار حداکثری»، صدها تحریم جدید و تروریسم دولتی علیه ملت ایران اعمال شد. در ادامه نیز مذاکرات احیای برجام در زمان بایدن به دلیل زیادهخواهی کاخ سفید به نتیجه نرسید و همزمان با فعالسازی مکانیسم ماشه و تحریمهای جدید تروئیکای اروپایی، پوچی ادعاهای غرب بار دیگر اثبات شد.
در نهایت، مذاکرات شکننده در دوره دوم ترامپ که به جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه ختم شد، نشان داد که خروجی عهدشکنی یکجانبه واشنگتن چیزی جز آتش و درگیری نیست. این تجربه تاریخی و مکرر، برای برخی مسئولان و جریانهای طرفدار مذاکره حقایق مهمی را روشن ساخت و ثابت کرد کعبه آمال آنها جز سرابی فریبنده نیست.
علیالاصول نمیشود به آمریکا اعتماد کرد
تاریخِ رابطه ایران و آمریکا، کتابی قطور از پیمانشکنیهاست و عقل سلیم تکرار خطا را محکوم میکند؛ چرا که ثابت شده علیالاصول نمیشود به آمریکا اعتماد کرد. امروز میدان برای پاسخ نهائی کاملاً آماده است، اما پیش از آن، دستگاه دیپلماسی باید فوراً پایان این تفاهمنامه بیخاصیت را اعلام کند. در فاز عملیاتی، اقدامات کشور باید در چند محور کلیدی استوار شود که نخستین گام آن، قطع کامل صادرات نفت از منطقه از طریق توقف خروج انرژی از خلیجفارس و تنگه هرمز است، بهگونهای که تا مدت طولانی امکان بازسازی این مناطق وجود نداشته باشد و فشار اقتصادی مهلکی بر غرب وارد آید. همگام با آن، انسداد محور مواصلاتی بابالمندب باید به عنوان راهبرد بعدی جهت سلب تجارت امن و قطع شریان لجستیکی جنگافروزان در دستور کار قرار گیرد.
از سوی دیگر، پیگیری استراتژی «هزینهزایی» و ضربات هدفمند نامتقارن، با تحمیل خسارتهای سنگین جانی به نیروهای آمریکایی، معادله
هزینه- فایده واشنگتن را منفی کرده و امنیت روانی آنان را به حداقل میرساند؛ چرا که آمریکا فقط زبان زور را میفهمد.
استانداردهای مزخرف ناتو
در این میان، بیانیه پایانی نشست سران ناتو در آنکارا کمدی استانداردهای دوگانه غرب را تکمیل کرد. آنها بدون محکوم کردن تجاوزات عیان آمریکا، وقیحانه از ایران خواستند به آزادی کشتیرانی در
تنگه هرمز احترام بگذارد و بر ضرورت جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای تأکید کردند.
سران این ائتلاف همچنین با اعلام افزایش هزینههای نظامی و تخصیص ۷۰ میلیارد یورو کمک به اوکراین در سال ۲۰۲۶، بار دیگر بر دفاع جمعی پای فشردند؛ رویکردی خصمانه که نشان میدهد آرایش جنگی غرب کامل است و در این کارزار، دل خوش کردن به سراب دیپلماسی، چیزی جز سادهلوحی استراتژیک نیست.
قماربازی که التماس خواهد کرد
سخن آخر اینکه امت اسلامی پرچمهای سرخ خونخواهی را برافراشته، ارتش و سپاه پایگاههای دشمن را در منطقه کوبیدهاند و قیمت نفت بلافاصله افزایش یافته است. این تازه آغاز کار است. وقتی نیروهای مسلح ما سفت و سختتر از قبل گلوی انرژی جهان را در تنگه هرمز بفشارند و کارت بابالمندب رو شود، شریان اقتصادی غرب قطع خواهد شد. ترامپِ قمارباز که از ترس انتقام هذیان میگوید، اینبار مأیوستر از همیشه برای آتشبس التماس خواهد کرد. امروز این موشکهای ایرانی هستند که سرنوشت را رقم میزنند؛ دستگاه دیپلماسی باید رسماً پایان تفاهمنامه را اعلام کند تا میدان، تکلیف این مفسد جزیره اپستین را یکبار برای همیشه روشن کند.