کد خبر: ۳۳۳۸۳۰
تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۱

رهبرِ ما نه بَدَل داشت نه مخفیگاهی (به جای گفت و شنود)

امروز هم مثل یکصد و چند ده روز دیگر، از داغ جانگداز آقای شهیدمان، چشم‌ها در همه جهان اسلام در سوگ آن بزرگوار اشکبار و دل‌ها داغدار است.علمدار اما، اگرچه از عالم خاک کوچیده است ولی در عالم پاک به نظاره امت ایستاده است و امت پاکباخته خود را می‌بیند که در انتقام خون پاکش سر از پا 
نمی‌شناسند و مشت گره کرده آقای شهیدشان را به هنگام شهادت، نشانه ادامه مقاومت تا نابودی دشمنان اسلام و ایران می‌دانند و سوگند یاد کرده‌اند که این عهد را ارنی‌گویان به میقات ببرند. امروز هم در سوگ آقای شهیدمان، این ستون را دیگرگونه می‌نگاریم و به سروده‌ای از شاعر متعهد کشورمان آقای محمدحسین رحیمیان اختصاص می‌دهیم؛
 
گرچه رفته‌ست علمدار، علم هست هنوز 
کور شو چشمِ حرامی! که حرم هست هنوز 
خونِ این مرد به ‌ما جانِ دوچندان بدهد 
یادِ این مرد به ‌ما جرأتِ طوفان بدهد 
عشق و ایثار و شرف داد به‌ ما تعلیم، او 
دشمنش هر غلطی کرد نشد تسلیم، او 
رویتان باد سیه طایفه‌ گمراهی! 
رهبرِ ما نه بَدَل داشت نه مخفیگاهی 
آی ایران حسینی! نبری از یادش 
که فداییِ وطن شد نوه‌ نوزادش 
نهراسیم، خدا یاورِ ما هست هنوز 
دستِ مجروحِ پدر بر سرِ ما هست هنوز 
زحمتت رفت هدر، آی سگِ زرد! بسوز 
مثلِ مولاش علی، سیدِ علی شد پیروز 
شب‌به‌شب شیردلان در دلِ میدان هستند 
گرچه از داغِ پدر سخت پریشان هستند 
وای از این خشم که غرنده‌تر از سجیل است 
ذکرِ طوفانیِ ما مرگ بر اسرائیل است