صهیونیستها به هیچ تعهدی پایبند نماندند تداوم نقض آتشبس در جنوب لبنان
سرویس خارجی-
ارتش رژیم آپارتاید اسرائیل با نقض مکرر توافق آتشبس با لبنان، همچنان مناطق جنوبی این کشور را هدف حملات توپخانهای و موشکی خود قرار میدهد؛ البته خودش نیز با هلاکت نظامیانش بهای این عدم تعهد را میپردازد!
در میان تنشهای پیچیده منطقه، تفاهمنامه ایران و آمریکا امضا شد که ایران بندهای صریحی را درخصوص آتشبس لبنان گنجانده بود. این مفاد بر توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها از جمله لبنان، خودداری از تهدید یا استفاده از زور، و تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان تأکید داشت. با این حال، توافق یکطرفه و رسوایِ چارچوبی سهجانبه
(Trilateral Framework Agreement) میان لبنان، رژیم اسرائیل و آمریکا به دنبال آن شکل گرفت. این توافق به شکلی یکطرفه طراحی شد و عمدتاً بر خلع سلاح حزبالله، گسترش حاکمیت دولت لبنان تحت نظارت واشنگتن، و فراهم کردن شرایط خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی تمرکز داشت. این چارچوب، که ایران آن را ناسازگار با روح تفاهمنامه اسلامآباد میداند، عملاً مزایای امنیتی قابلتوجهی برای رژیم اسرائیل ایجاد کرد، بدون آنکه تعهدات متقابل محکمی برای توقف کامل تجاوزات و خروج فوری از خاک لبنان پیشبینی کند.
رژیم آپارتاید اسرائیل با عدم پایبندی به این تعهدات، به ادامه حملات و نقض آتشبس مشغول است و این رفتار بخشی از الگوی دیرینه و تاریخی آن محسوب میشود. تاریخ تأسیس و گسترش رژیم اسرائیل مملو از موارد عهدشکنی، نقض توافقهای آتشبس و استفاده ابزاری از مذاکرات برای کسب زمان یا موقعیت نظامی است. از نقض مکرر آتشبسهای سازمان ملل در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، تا نقض توافقهای ۱۹۸۲ در لبنان (از جمله ورود به غرب بیروت پس از خروج نیروهای فلسطینی)، و موارد متعدد نقض آتشبسهای اخیر با لبنان و غزه، در تمام این موارد، اسناد تاریخی و گزارشهای بینالمللی نشاندهنده الگویی مداوم از عدم التزام رژیم به تعهدات است. این سابقه نهتنها اعتماد به هرگونه توافق با این رژیم را تضعیف میکند، بلکه نشان میدهد که وعدههای صلح برای آن اغلب ابزاری تاکتیکی بوده تا در عمل، سیاستهای گسترشطلبانه و امنیتی خود را پیگیری کند.
ادامه نقض آتشبس توسط رژیم
به گزارش مهر به نقل از العهد، توپخانههای رژیم صهیونیستی بامداد دیروز اطراف منطقه ارنون در جنوب لبنان را گلولهباران کردند. همچنین صبح دیروز نیز منطقه استراتژیک «علی الطاهر» بار دیگر هدف حملات رژیم صهیونیستی قرار گرفت. با وجود گنجانده شدن آتشبس در مذاکرات اسلامآباد بین ایران و آمریکا و همچنین امضای توافق چارچوبی بین لبنان و رژیم آپارتاید اسرائیل، ارتش این رژیم همچنان به موشکباران مناطق جنوبی لبنان ادامه میدهد.
در این میان، منابع اسرائیلی مدعی شدهاند: «نتانیاهو منتظر چراغ سبز دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای تصرف پایگاه زیرزمینی حزبالله واقع در عمق خاک لبنان در ارتفاعات علی الطاهر است.» این منابع اسرائیلی افزودهاند: «ترامپ از نتانیاهو خواسته است تا در حالی که مذاکرات با ایران در جریان است، عملیات را به تعویق بیندازد.» البته گفتنی است، که این خبرها که وجود اختلافی بین ترامپ و نتانیاهو را پُررنگ میکنند دیگر مورد اعتماد بسیاری از مردم نیست، مردمی که بارها در عمل هماهنگی این دو در قتل و کشتار را دیدهاند. ارتش رژیم آپارتاید اسرائیل مدعی است بین ۳۰ تا ۴۰ نفر از اعضای یگان بدر حزبالله از جمله چندین فرمانده در داخل پایگاههای زیرزمینی در ارتفاعات علی الطاهر گیر افتادهاند.
البته این تجاوزات بهای خود را دارد چرا که مقاومت دستبسته نیست. ارتش رژیم صهیونیستی، دیروز، از زخمیشدن چند تن از سربازان خود طی درگیری با رزمندگان مقاومت اسلامی در بنتجبیل در جنوب لبنان خبر داد. به گزارش مهر به نقل از شبکه الجزیره، ارتش رژیم اشغالگر ضمن اعلام خبر زخمیشدن عدهای از سربازانش در درگیری در شهر بنتجبیل در جنوب لبنان، مدعی شد که با حملات هوایی، برخی از زیرساختهای حزبالله را هدف قرار داده است. روز پیش از آن هم منابع صهیونیستی به زخمیشدن سه نظامی اشغالگر در منطقه بنتجبیل در جنوب لبنان بر اثر تیراندازی رزمندگان مقاومت اذعان کرده بودند.
در پایان باید گفت، ادامه نقض آتشبس توسط رژیم آپارتاید اسرائیل در جنوب لبنان، نهتنها مفاد تضمینکننده حاکمیت لبنان در تفاهمنامه ایران و آمریکا را زیر سؤال میبرد، بلکه ماهیت یکطرفه توافق چارچوبی را بیش از پیش آشکار میسازد. این چارچوب که عملاً دست رژیم آپارتاید را برای تداوم سیاستهای امنیتی و اشغالگرانه باز گذاشته، بدون ایجاد مکانیسمهای الزامآور و متقابل برای خروج کامل و توقف دائمی تجاوزات، بیشتر به ابزاری برای تحمیل اراده رژیم اسرائیل بر لبنان تبدیل شده تا یک راهحل عادلانه. چنین رویکردی، که مقاومت لبنان را به عنوان عامل بیثباتی معرفی میکند، در حالی که خود متجاوز اصلی است، تنها بر آتش تنشها میدمد و هرگونه افق صلح پایدار را تیره میسازد.
تاریخ رژیم آپارتاید، تاریخنامهای از پیمانشکنیهای نظاممند است؛ از نقضهای مکرر قطعنامههای شورای امنیت و توافقهای آتشبس دهههای گذشته گرفته تا الگوی تکراری استفاده از مذاکرات به عنوان پوششی برای ادامه جنایات و گسترش مرزها. این رژیم که بارها تعهدات بینالمللی را فدای گرایشهای ایدئولوژیک خود همچون توهم «اسرائیل بزرگ» و رویکرد امنیتی خود کرده، نشان داده است که پایبندی به هیچ توافقی برایش اصل نیست، بلکه ابزاری موقت برای کسب منافع یکطرفه است. در چنین شرایطی، تنها با فشارهای قاطع بینالمللی و تقویت جبهه مقاومت میتوان در برابر این چرخه عهدشکنی ایستاد و حقوق ملتهای منطقه را احیا کرد.