ایران با در هم شکستن راهبرد آمریکا قدرتی جهانی شد
روز صد و بیست و هفتم جنگ، روز دوباره سر برآوردن فریاد انتقام و خونخواهی رهبر شهید است و این پیام ملت ایران در روز وداع با امام شهیدش، چنان قدرتمند بود که به عنوان اصلی رسانههای بزرگ جهان تبدیل شد.
رسانهها و تحلیلگران، این وداع حماسی را نشانهای تازه از شکست تاریخی آمریکا و اسرائیل در نقشه حمله به ایران میدانند و میگویند که درست در نقطه مقابل، ایران، سلاح قدرتمند تنگه هرمز را فعال کرده و معادلات راهبردی را در منطقه و جهان دگرگون کرده است.
اعتراف به شکست بزرگ و راهبردی اسرائیل
در اینباره، دنیس سیترینویچ، رئیس میز ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل نوشت: این واقعیت که ایران به سطح غنیسازی مناسب برای استفاده نظامی نزدیک شده، تا حد زیادی نتیجه مستقیم سیاستهای اشتباه دولت اسرائیل است که دولت آمریکا را به خروج از برجام تشویق کرد. با این حال، این ادعا که ایران در آستانه تولید سلاح هستهای بوده، با ارزیابیهای جامعه اطلاعاتی آمریکا همخوانی ندارد. بنابراین حمله پیشدستانه توجیهی نداشت. مشکل سیاست ما فراتر از اینهاست. وقتی بنت نخستوزیر سابق از برنامههای سرنگونی حکومت ایران صحبت میکند، نشان میدهد که هنوز درسهای جنگ اخیر را درک نکرده است. نه کارزارهای شبکههای اجتماعی، نه حملات سایبری و نه فشارهای اقتصادی نتوانستند حکومت ایران را ساقط کنند؛ همانطور که ۳۹ روز جنگ همهجانبه نیز از عهده این کار برنیامد.
سیترینویچ میافزاید: امروز به وضوح میدانیم آسیبهای وارده به پروژه هستهای ایران، تهدید را برای آینده برطرف نکرده است. برعکس، ترکیب توانمندیهای باقیمانده، افزایش انگیزهها پس از جنگ و حذف رهبر عالی این کشور (که براساس ارزیابیهای بسیار، سالها مانع تصمیمگیری نهائی برای تولید سلاح هستهای بود)، نشان میدهد عملیات ما، ایران را از توانایی هستهای دور نکرده است. واقعیت پساجنگ، انگیزه و فوریت ایرانیها را برای بازسازی و شتابدهی به توانمندیهای خود با حداکثر انگیزه تقویت خواهد کرد. در سطح منطقهای نیز، این ادعا که کشورهای منطقه جنگ اسرائیل علیه ایران را «تحسین» میکنند، با پیامهایی که از ریاض تا مسقط صادر میشود تضاد کامل دارد. از نظر پایتختهای عربی، اسرائیل یک عامل بیثباتکننده دیده میشود. نگاهی به روند بهبود سریع روابط کشورهای خلیجفارس با تهران نشان میدهد که ذوبشدن یخ روابط آنها با ایران، بسیار نزدیکتر از هرگونه گشایش در رابطه با اسرائیل
است.
این جنگ به ایران مشروعیت جهانی داد
همچنین «آلون بندیوید»، خبرنگار امنیتی و نظامی کانال 13 اسرائیل ضمن گزارشی از 1000 روز جنگ در اسرائیل، گفت: اسرائیل حتی یک پیروزی هم بهدست نیاورد؛ محور مقاومت همچنان پابرجاست و ایران از نبرد اخیر تقویتشده خارج شد؛ حکومتی که پیشتر در انزوا قرار داشت، اکنون مشروعیت بینالمللی کسب کرد. این جنگ تنها هزینههای جانی، اقتصادی و روانی سنگینی بر اسرائیل تحمیل کرد بلکه جایگاه بینالمللی و منطقهای ما را نیز بهشدت تضعیف کرد؛ وضعیت راهبردی اسرائیل امروز بدتر از قبل است.
ایران، راهبرد آمریکا را درهم شکست
از سوی دیگر نشریه آمریکایی مدرن دیپلماسی اذعان کرد: ایران با این جنگ و شکست راهبرد شوک آمریکا، به جایگاه قدرت جهانی صعود کرد. در جریان درگیری نظامی اخیر با ایالاتمتحده و اسرائیل، ساختار اجتماعی و سیاسی ایران بهجای فروپاشی یا چندپارگی، در قالب یک انسجام واحد ظاهر شد و روایت «ملت یکپارچه» در برابر فشار خارجی تثبیت گردید. راهبرد «شوک و وحشت» که با هدف فرسایش سریع توان تصمیمگیری و فروپاشی درونی طراحی شده بود، به نتیجه مورد انتظار نرسید و محاسبات اولیه درباره امکان تغییر رژیم ناکام ماند. همزمان، فشار افکار عمومی در ایالاتمتحده نیز بهعنوان یک متغیر تعیینکننده عمل کرد، بهگونهای که اکثریت قابلتوجهی از شهروندان با ورود به یک جنگ انتخابی علیه ایران مخالفت نشان دادند. این وضعیت در کنار هزینههای مالی سنگین برای واشنگتن و تلآویو، ظرفیت تداوم جنگ را با محدودیتهای جدی مواجه کرد و شکاف میان اهداف اعلامی و توان واقعی عملیات را آشکار ساخت. این وضعیت شکاف میان اهداف اعلامی و ظرفیت عملیاتی را عمیقتر کرده و هزینههای حیثیتی و راهبردی را همزمان افزایش داده است. از نخستین روز آغاز تقابل، بستهشدن تنگه هرمز بهعنوان یک پیامد مستقیم جنگ، بهعنوان ابزار فشار راهبردی وارد معادله شد و گزارشهایی از مینگذاری در مسیرهای کشتیرانی برای مختلسازی جریان تجارت دریایی مطرح گردید. در همین چارچوب، دکترین «دفاع موزاییکی» با ساختار غیرمتمرکز و تقسیم نیروها به ۳۱ بخش عملیاتی مستقل فعال شد؛ سازوکاری که امکان تصمیمگیری لحظهای و اجرای حملات بدون انتظار برای فرمان مرکزی را فراهم ساخت.
صعود ایران به جایگاه چهارمین قدرت جهانی
مدرن دیپلماسی در ادامه مینویسد: همزمان، جنگ نامتقارن با اتکا بر پهپادهای ارزانقیمت و موشکهای متنوع در برابر سامانههای دفاعی بسیار پرهزینه، توازن هزینه-فایده را به زیان طرف مقابل تغییر داد و مفهوم فرسایش اقتصادی جنگ را برجسته کرد. گسترش درگیری به سطح منطقهای نیز با هدفگیری پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه دنبال شد و در ادامه، حملات به رادارهای راهبردی AN/FPS-132 در قطر و
AN/TPY-2 در اردن، و همچنین آسیب به ستاد ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و چندین پایگاه دیگر، بُعد جدیدی به میدان نبرد افزود. این الگو نشاندهنده انتقال جنگ به سطح چندلایه منطقهای بود.
ادامه جنگ به سمت الگوی فرسایشی حرکت کرد و در نهایت زمینهساز شکلگیری توافقی در قالب تفاهمنامه ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ میان تهران و واشنگتن شد؛ توافقی که با هدف مهار بحران و جلوگیری از آسیبهای گستردهتر به اقتصاد جهانی از جمله خطر رکود عمیق طراحی گردید. ارزیابی اهداف اولیه این درگیری همچنان محل مناقشه باقی ماند؛ اهدافی شامل تغییر رژیم، خلع سلاح ایران و تضعیف ظرفیت راهبردی کشور. در این چارچوب، برخی تحلیلها جایگاه ایران را بهعنوان چهارمین مرکز قدرت جهانی پس از ایالاتمتحده، چین و روسیه تعریف کردند. ریشه این موقعیت در روندی بلندمدت از سال ۱۹۷۹ و ایجاد ساختار موازی نظامی یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار ارتش رسمی دیده میشود.
حرف ما یک کلام؛ انتقام، انتقام!
دیروز، مراسم وداع ملت ایران با امام شهید خود و فریاد خونخواهی و انتقام، بهسرعت به خبر اصلی رسانههای مهم منطقه و جهان تبدیل شد. این همان قدرت نرمی است که جمهوری اسلامی ایران را در جنگ استوار نگاه داشت تا سیلیهای آبدار بر گوش متجاوزان بنوازد.
فرانس۲۴ دیروز در گزارشی گفت: خیابانها در ایران با تصاویر و پرچمهای سرخ و سیاه که نماد سوگواری و انتقام هستند، پوشیده شده است. پیشبینی میشود ۲۰میلیون نفر در مراسم تشییع رهبر ایران شرکت کنند.
خبرگزاری فرانسه هم گزارش داد: حضور مردم ایران در مراسم وداع با رهبر، کمسابقه است، مردم ایران تا انتقام نگیرند، آرام نمینشینند.
شبکه آمریکایی سیانان، با بیان اینکه این تشییع میتواند بزرگترین مراسم تاریخ معاصر ایران باشد، افزود: تهران خود را برای یکی از بزرگترین مراسمهای تشییع در تاریخ معاصر آماده کرده است؛ آیینی که طی چند روز در شهرهای مختلف ایران و عراق ادامه خواهد یافت و انتظار میرود میلیونها نفر در آن حضور یابند. مصلای تهران، غرق در اشک و فریاد انتقام است. جمعیت یکصدا فریاد میزدند «حرف ما یکی است؛ انتقام! انتقام!». تشییع آیتالله خامنهای، رژه پیروزی ایران است. ترور آیتالله خامنهای ممکن است او را پس از مرگ تأثیرگذارتر از دوران حیاتش کرده باشد.
وحدت ملی ایرانیان در مراسم باشکوه تشییع
خبرگزاری آسوشیتدپرس هم خاطرنشان کرد: تشییع رهبر ایران، در میان خشم و درخواست انتقام از اسرائیل و آمریکا آغاز شد. عزاداران روز شنبه در تهران، مراسم چندروزه تشییع پیکر آیتالله سیدعلی خامنهای را آغاز کردند؛ در حالی که فضای شهر در اندوه و خشم فرو رفته، عزادران خواستار انتقام از اسرائیل و ایالاتمتحده شدند. شعارها فقط یک چیز را میگویند: انتقام!
بریت کلنت، خبرنگار ایبیسینیوز میگوید: میلیونها نفر در مراسم چند روزه تشییع پیکر آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر ایران شرکت کردهاند. خبرگزاری اسپانیایی افه هم نوشت: مراسم بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامیایران، بزرگترین تشییع تاریخ ایران را رقم زد و وحدت ملی ایرانیان را به نمایش گذاشت.
رویترز دیروز خبر داد: مراسم تشییع رهبر ایران پس از ۳۶ سال رهبری آغاز شد. آیتالله خامنهای در دوران رهبری خود، ایران را به یک قدرت ضدآمریکایی تبدیل کرد و نفوذ آن را در منطقه گسترش داد. همزمان، روزنامه والاستریتژورنال مینویسد: چهار ماه پس از ترور آیتالله خامنهای در نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل، ایران مراسم تشییعی باشکوه و بیسابقه برای او ترتیب داده که یک هفته به طول میانجامد و در پنج شهر از دو کشور (ایران و عراق) برگزار میشود. مقامات ایرانی پیشبینی کردهاند که تا ۲۰میلیون نفر در آیینهای سوگواری سراسر کشور شرکت کنند؛ دو برابر ۱۰میلیون نفری که در مراسم تشییع آیتالله خمینی در سال ۱۹۸۹ حضور داشتند.
انگشت در چشم آمریکا و اسرائیل
روزنامه صهیونیستی یدیعوتآحارونوت در گزارشی یادآور شد: حضور میلیونها نفر در مراسم تشییع رهبر ایران، نمایشی از قدرت و انگشتی در چشم آمریکاست. جمعیت عزاداران در تهران پرچم سرخ انتقام حمل میکنند و شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر میدهند.
روزنامه معاریو، با اشاره به برگزاری مراسم تشییع پرشکوه رهبر شهید انقلاب اسلامیایران نوشت: اسرائیل از ترور (آیتالله) خامنهای احساس شکست و سرخوردگی دارد. وبسایت عبری واللا هم مینویسد: مردم ایران در مراسم تشییع (وداع) با رهبر سابقشان (آیتالله) علی خامنهای، شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دادند. بر فراز پیکر رهبر سابق ایران، عمامهای سیاه به نشانه جایگاه مذهبی وی و انتساب وی به سادات قرار گرفته و در کنار آن، یک چفیه سیاه و سفید- که در ایران نماد بسیج بهشمار میرود- دیده میشود. علاوهبر این، تابوت وی با پرچمی سرخرنگ با نوشته «یا حسین» پوشانده شده که از کربلای عراق به تهران منتقل شده است؛ پرچمی که در ادبیات مذهبی و سیاسی ایران، نماد خونهای بهناحق ریختهشده و فراخوانی برای خونخواهی و انتقام محسوب میشود.
آلون میزراحی، تحلیلگر رسانهای اسرائیلی-آمریکایی که نگاهی انتقادی دارد، دیروز تاکید کرد: علی خامنهای همچون شمار بسیار اندکی از افراد، تاریخ را دگرگون کرد و شکل بخشید. او بزرگترین و تأثیرگذارترین رهبر معنوی و سیاسی باقی خواهد ماند که بسیاری از نسلها به خود دیدهاند. او مردی بسیار بزرگ و والا بود؛ انسانی شجاع، نابغهای دلیر و پیشگامی با اهمیتی تاریخی. درسهایی که بشریت میتواند و باید از او بیاموزد، پایانی ندارد. من شخصاً همواره با تحسینی عمیق به او خواهم نگریست. او بیهمتا بود. باشد که یاد او، راه را برای تمام کسانی که استوار میایستند و برای خیر و نیکی مبارزه میکنند، روشن سازد.
در کنار ملت ایران و برانگیزاننده آنها
دکتر یحیی ابوزکریا، نویسنده، روزنامهنگار و متفکر شهیر الجزایری در تحلیلی درباره شخصیت رهبر شهید انقلاب نوشت: از نگاه من سیدعلی خامنهای (رحمهاللهعليه)، الگویی واقعی برای ملت ایران بود. او قاطعانه مخالف این بود که در پناهگاهها یا زیرزمینهای امنیتی آن پنهان شود؛ او میگفت: سرنوشت من، سرنوشت ملت ایران است؛ اگر من پنهان شوم مردم ایران چه خواهند کرد؟ خون او همان عاملی است که این ایستادگی را امروز در خیابانهای ایران شعلهور کرده است.
عبدالباری عطوان سردبیر نشریه رأیالیوم در همین زمینه معتقد است: اکنون در مراسم بزرگ پیروزی از طریق تشییع پیکر رهبر شهید آیتالله سیدعلی خامنهای هستیم. این بزرگترین تشییع در زمان کنونی است. این تشییع در یک کشور شکستخورده نیست بلکه تشییع در یک کشور پیروز است. این مراسم پیروزی بزرگی است که ایران محقق کرد. ایران یک کشور بزرگ منطقهای است و در جنگ پیروز شد.
ستایش نویسنده لیبرال مصری از آیتالله خامنهای
در این میان، سامح عسکر، نویسنده لیبرال مصری: ببینید دوستان، من یک نویسنده لیبرال هستم و صدها دلیل دارم که با این شخص اختلافنظر داشته باشم. اما به کسانی که پس از مرگش به او توهین میکنند، میگویم: او به دست یکی از منفورترین، خشنترین و تروریستیترین موجودیتهای سیاسی تاریخ معاصر کشته شد. او در دفاع از کشورش جان باخت، زیرا حاضر نبود از قدرت کشورش چشمپوشی کند. او در دفاع از آرمان فلسطین کشته شد، آرمانی که بزرگترین مسئله انسانی دوران معاصر میداند. افراد دیگری بودند که شاید حاضر میشدند در برابر دریافت صدها میلیارد دلار از آمریکا، فلسطین را کنار بگذارند. او در حالی درگذشت که ثروتی نداشت و تنها در خانهای ساده با امکانات اولیه زندگی میکرد. او نسبت به عربها و مسلمانان گشادهرو بود و همواره در برقراری ارتباط و دوستی با همسایگان پیشقدم بود. او فقط با آمریکا و اسرائیل دشمنی آشکار داشت، بهویژه با اسرائیل که از نگاه او ابزار استعمار و بیثباتی در غرب آسیا و ریشه بسیاری از مشکلات منطقه بود. در دوران رهبری او، ایران با وجود تحریمها و فشارها، پیشرفت علمی قابلتوجهی هم داشت. تعداد مقالات علمی منتشرشده در ایران از حدود هزار مقاله در سال ۱۹۹۷ به بیش از ۵۰هزار مقاله در سال ۲۰۱۸ رسید. در دوران او، ایران به برنامههای هستهای و موشکی دست یافت؛ برنامههایی که این کشور را به یک قدرت منطقهای و بینالمللی تبدیل کرد. همچنین میانگین امید به زندگی از حدود ۵۰ سال به ۷۵ سال افزایش یافت؛ موضوعی که نشانه پیشرفت نظام سلامت ایران، علیرغم تحریمها، و جایگاه علمی پزشکان و بیمارستانهای ایرانی است.
اتحاد و انسجام و انتقام
روزنامه انگلیسی گاردین، وداع ملت ایران را «نمایش مقاومت و مطالبه انتقام» خواند و نوشت: مراسم تشییع آیتالله سیدعلی خامنهای، با حضور گسترده عزاداران در تهران آغاز شد. عزاداران با سر دادن شعارهایی، خواستار «انتقام» از عاملان حملات اخیر شدند.
شبکه تیآرتی ترکیه هم در گزارشی از تهران گفت: مردم اینجا شعار انتقام میدهند. مراسم تشییع آیتالله خامنهای به نمایش گسترده قدرت و انسجام در ایران در برابر دشمنان خارجی، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
قاطعیت ایران و بازگشت 8 کشتی به کریدور اصلی
تنگه هرمز، و میزان تردد از آن هم در کانون بحث رسانهها قرار دارد. دیروز فایننشالتایمز گزارش داد عبور کشتیها از تنگه هرمز در یک هفته گذشته، همزمان با تداوم آتشبس ۶۰ روزه، بیش از چهار برابر شده است. با این حال، حجم عبور هنوز بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ است؛ زمانی که روزانه حدود ۱۳۵ کشتی از این مسیر عبور میکردند.
از طرف دیگر، خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد: دادههای ناوبری نشان میدهد که با وجود ازسرگیری عبور و مرور از تنگه هرمز، تردد دریایی در این آبراه همچنان با چالشهایی روبهرو است؛ بهطوریکه دستکم ۸ کشتی بهطور ناگهانی در نزدیکی سواحل عمان، پیش از ورود به تنگه، مسیر خود را معکوس کرده و بازگشتند. برخی از آنها مسیر خود را به نزدیکی ایران تغییر دادند. این رخداد تازهترین نشانه از ادامه پیچیدگیهای کشتیرانی در تنگه هرمز بهشمار میرود؛ در شرایطی که ایران در پی اعمال کنترل خود بر یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان برای انتقال نفت است. ایران بارها تأکید کرده است که کشتیها نباید از تنگه عبور کنند مگر از طریق مسیر دریاییای که این کشور تعیین و استفاده از آن را مجاز اعلام کرده است.
شکنندگی تردد در تنگه هرمز و... شاید بابالمندب
مؤسسه کپلر نیز دیروز خبر داد: تردد در تنگه هرمز همچنان در مسیر احیای شکننده قرار دارد. کشتیهای تجاری همچنان بیشترین سهم تردد را به خود اختصاص دادهاند، در حالی که فعالیت شناورهای با پرچم ایران بهطور محسوسی افزایش یافته است. همچنین، بسیاری از شرکتهای کشتیرانی مسیرهای مرتبط با ایران یا مسیرهای با وضعیت «نامشخص/تاریک» را ترجیح دادهاند. این الگو نشان میدهد که اطمینان به بازگشت کامل شرایط هنوز حاصل نشده و عبور از تنگه بیش از پیش تحت تأثیر ملاحظات سیاسی، ریسکهای ناشی از الزامات قانونی و تحریمها، و همچنین ابهام درباره مذاکرات مربوط به هزینهها و نحوه مدیریت مسیرهای دریایی قرار دارد.
مدودف معاون رئیس شورای امنیت روسیه دیروز خاطرنشان کرد: تنگه هرمز اکنون برای ایران به سلاحی تبدیل شده است که از نظر اهمیت دستکمی از سلاحهای هستهای ندارد؛ اما یک «سلاح هستهایِ» دیگر نیز وجود دارد و آن تنگه بابالمندب است. روسیه، ایران، چین و دیگر کشورها میتوانند درباره ایجاد یک پلتفرم مشترک برای کشورهای تحت تحریم بهمنظور مقابله با محدودیتها و تحریمها گفتوگو و رایزنی
کنند.
در همین حال، آرون دیوید میلر مذاکرهکننده ارشد سابق آمریکایی گفته است: منازعه آمریکا-ایران اکنون وارد فاز جدیدی شده که احتمالاً طولانی خواهد بود؛ رقابتی بر سر دستکم چهار میدان؛ لبنان؛ تنگهها؛ نفوذ در کشورهای خلیجفارس؛ و دیپلماسیای که هنوز آغاز نشده. این نبردی بر سر برتری و اهرم فشار است، با ریسکی همیشهحاضر برای بازگشت به یک درگیری نظامی جدی.