اتحادیه اروپا یا فدراسیون جنایتکاران جنگی؟!
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
یکشنبه هفتم تیرماه 1366 چند فروند هواپیمای رژیم بعث صدام، سکوت شهر کوچک سردشت در غرب کشور را شکستند و 7 بمب خردل در نقاط مختلف شهر رها کردند که دو بمب در بازار شهر و دو بمب دیگر در منطقه مسکونی افتاد. سردشت اولین شهری بود که بعد از جنگ جهانی اول و تصویب کنوانسیونهای منع سلاحهای شیمیایی، چهار بار پیاپی در اوج جنگ تحمیلی توسط رژیم بعثی مورد هدف بمباران شیمیایی قرار گرفت.
بر اثر این جنایت ضد بشری بلافاصله ۱۱۰ نفر از مردم مظلوم و بیدفاع این شهرستان مرزی به شهادت رسیده و هزاران نفر از زنان، کودکان و مردان مظلوم این دیار دچار مصدومیت ناشی از گازهای شیمیایی و سمی شدند، مصدومیتی که 4 دهه است نه تنها التیام نیافته بلکه هر سال سر باز میکند.
از شهر 12000 نفری سردشت طبق آمارهای رسمی 8025 نفر مصدوم شدند که این آمار شامل مصدومین خفیف نیز میگردید. حداقل 4500 نفر از مصدومین نیاز به درمان داشتند. 3000 نفر آنها در شهر سردشت به صورت سرپایی درمان شده و سپس در روستاهای مجاور مدتی را سپری کردند تا آلودگی شهر کاملاً مرتفع گشت. مابقی مصدومین که بالغ بر 1500 نفر میشدند، حال وخیمتری داشته و بایستی در بیمارستان بستری میشدند و لذا به خارج از سردشت اعزام گردیدند. بسیاری از آنها، هفتههای زیادی را در بیمارستان گذراندند و هنوز نیز از عوارض شدید ریوی و چشمی و پوستی رنج میبرند.
نقش آمریکا در جنایت بمباران شیمیایی سردشت
سردشت که در کنار حلبچه به عنوان بزرگترین قربانگاه جنگافزارهای شیمیایی شناخته شده، یکی از نقاط تاریک تاریخ جنگها به شمار میرود که حمایت مدعیان حقوق بشر از اقدامات تروریستی و سلاحهای کشتار جمعی و انفعال نهادهای بینالمللی را در این زمینه نشان میدهد. ایران پس از بمباران شیمیایی سردشت خواستار تصویب قطعنامهای بر علیه دولت صدام شد که با وتوی آمریکا مواجه گردید!
با گذشت حدود 40 سال از بمباران شیمیایی سردشت توسط رژیم بعث صدام، هنوز فجایع ناشی از آن التیام نیافته است و آثار مصیبتبار و همکاریهای حامیان صدام که با کمک و مساعدت به رژیم او و تجهیزش به سلاحهای کشتار جمعی، وی را در ارتکاب این جنایات یاری کردند، فراموش ناشدنی است.
اسنادی که بعدها منتشر شد نشان داد چه کسانی و چه دولتهایی بازیگران پشت صحنه این جنایات هولناک بودند و این تجهیزات چگونه به دست صدام رسید و چه کشورهایی از او حمایت میکردند.
بر اساس این اسناد، حدود 400 شرکت خارجی در تهیه مواد مورد نیاز بمبهای شیمیایی و سلاحهای کشتار جمعی با رژیم بعث همکاری داشتند. مستنداتی که چند سال بعد از این فجایع تکاندهنده به همراه گزارشهای تحقیقی سازمان ملل منتشر شد؛ نشان داد که در دستیابی رژیم صدام به جنگ افزار شیمیایی و میکروبی، شرکتهای اروپایی و آمریکایی نقش مستقیم داشتند. مطابق همین اسناد، دهها شرکت آلمانی، هلندی، فرانسوی، بلژیکی و آمریکایی در ارسال مواد شیمیایی و تکنولوژی استفاده از آن برای صدام، مشارکت کردند و حمله شیمیایی رژیم بعث به سردشت با حمایت و چراغ سبز آمریکا و غرب صورت گرفت.
جنایتکاران اصلی کدام کشورها بودند؟
کارشناسان سازمانهای بینالمللی از طریق جستوجو در گورهای دستهجمعی و جمعآوری نمونههایی از گاز خردل با استفاده از تکنولوژی تجزیه مولکولی و تطبیق آن با محصولات شرکتهایی که روی مواد شیمیایی متمرکز هستند، رد پای تولیدکنندگان گاز خردل را به دست آورده و با چنین بررسیهایی توانستند دریابند کدام کشور و حتی کدام کارخانه، مواد شیمیایی اولیه لازم برای گاز خردل را به صدام داده است.
شرکتهای فنوک، هام ماماتسو، فوتو نیکز کیکی، نک، اوزاکا و وایدا در ژاپن از جمله شرکتهای اصلی تجهیزکننده صدام بودند. در هلند شرکتهای کیاسبی هلند، دلف اینستر متزان در برنامه تسلیحاتی شیمیایی و لجستیک نظامی و ساخت آزمایشگاههای نظامی وزارت جنگ صدام نقش عمدهای داشتند. شرکت «مل کمی» آلمان به گفته «آبا وزند» از مدیران ارشد آن، تنها در سال 1984 (یعنی 1363 و در اوج جنگ تحمیلی صدام علیه ایران) معادل 10 میلیون دلار مواد شیمیایی به عراق صادر کرد.
طبق اسناد دفاتر این شرکت، در فهرست سفارش خرید عراق، هزار تن کلرور نیونیل، بیست تن فلوئور هیدروژنه پتاسیم، شصت تن اکسی کلرور فسفر، پنج تن اسید فلوئوریدریک و صدوپنجاه تن الکل ایزو پروپیل به چشم میخورد. اسناد دادگاه آلمان نشان داد که همه این موارد به مجتمع «سامرا» ارسال شده و در تولید گاز خفهکننده مورد استفاده قرار گرفتهاند. در همان دوره در جستوجویی در آلمان غربی سابق، دفاتر ۱۲ شرکت این کشور که متهم به فروش تسلیحات شیمیایی به صدام بودند بررسی شد و در جریان این بررسیها مدارک و شواهد فراوانی به دست آمد که این شواهد و مدارک در حدود هزار پرونده مجزا ثبت گردید.
در کشور سوئد نیز شرکت «ساب اسکانیا» در برنامه موشکی و شرکت «آیبیبی» در زمینه تسلیحات کشتار دستهجمعی، صدام را یاری کردند. همچنین شرکت اسپانیایی «آلاوساس یاکسپال» برای ماشههای الکترونیکی مخصوص انفجار بمب، ساخت فیوزها را برعهده داشت. در کشور بلژیک شرکتهای بازرگانی «کرافت مرکانتایل» و «پترولیوم فیلیپس» در زمینه تسلیحات شیمیایی و همچنین شرکت «اوئیپ اینسترومت» در زمینه لجستیک نظامی و ساخت آزمایشگاههای نظامی برای وزارت جنگ صدام همکاری داشتند.
بمبهای شیمیایی و ناپالم از انگلیس و فرانسه و اسپانیا و آلمان
«گری ملهولین» استاد حقوق دانشگاه ویسکانسین آمریکا و مدیر پروژهای به همین نام در 22 مارس 2000 اعلام کرد که رژیم بعث مجموعهای از کلیدهای اضافی برای پرتاب بمبهای شیمیایی را که برروی دستگاههای سنگشکن کلیه نصب میشد، به شرکت نظامی- الکترونیکی «تامسون لیاساف» سفارش داد. همچنین شرکت «اکسپال» در سال 1982 یک میلیارد ESP اسلحه به عراق صادر کرد.
طبق گزارشی که در سال 1986 (1365) تهیه شد، یک فروند کشتی حامل 68 تن بمب شیمیایی متعلق به شرکت «اکسپال» هنگام بارگیری در بندر سانتاندر در اسپانیا متوقف گردید ولی بعد به راه خود ادامه داد. این در حالی بود که درآوریل 1985 در پی یک حادثه هواپیمایی در یک پایگاه نظامی ناتو نزدیکی مادرید، هواپیمای بویینگ حامل بمب ناپالم و گاز خردل دچار سانحه شد (و از همین جهت خبرش به خارج درز کرد). در پی این حادثه مشخص شد که شرکت «اکسپال» این سلاحها را تهیه کرده تا به رژیم صدام تحویل دهد.
در فقرهای دیگر، پس از آن که یک کشتی عراقی در بندر نرماندی فرانسه متوقف و ۳۵۰۰۰ تن دیمتیل تسنوتات که از بندر لیورپول انگلیس به مقصد کویت برای تحویل به عراق توسط این کشتی حمل میشد، توقیف و ضبط شد، دولت انگلیس در ادعائی مضحک اعلام کرد که این مواد شیمیایی تنها برای تولید حشرهکش! به عراق ارسال شده است!!
همه جنایتکاران عضو اتحادیه اروپا بودند
یک وجه مشترک تمامی این شرکتها عضویتشان در مجموعهای به نامERT (مجمع سرمایهداران و صاحبان صنایع و کمپانیهای بزرگ اروپایی) بود که در سال 1993 اتحادیه اروپا را بنیان گذاردند و پس از آن نیز ادارهکننده واقعی این اتحادیه شدند.
در سال 2012 دو مستندساز جوان به اسامی فریدریش ماوزر و متیو لیتارت فیلم مستندی ساختند به نام «تجارت بروکسل: چه کسانی اتحادیه اروپا را اداره میکنند؟» و در آن با تکیه بر اسناد و فیلمهای حیرتانگیزی که زیر پوشش خبررسانی تهیه شده بود، از هویت گروه مالی و اقتصادی ERT بهعنوان ادارهکنندگان واقعی اتحادیه اروپا، پرده برداشتند.
اما وجه مشترک دیگر کمپانیهایی که از آنها نام برده شد، حضور سرمایهداران و سرمایهگذاران بزرگ آمریکایی و یا نمایندگان آنها در هیئتمدیره، ریاست و یا بنیانگذاری آنها بود.
شاید این موضوع بتواند پاسخ سؤال مهم و بیجوابی را هم بدهد؛ در شرایطی که ظاهراً جامعه جهانی در برابر تجاوز صدام به ایران ابراز بیطرفی کرده بود! چگونه بهطور همزمان و یکپارچه تقریباً مهمترین کمپانیهای سازنده سلاح و مواد شیمیایی در غرب (که تقریباً اغلب آنها در تیول کمپانیهای بزرگتر آمریکایی بوده و هستند) بعد از آزادسازی خرمشهر، به ارسال سلاح و تجهیز تسلیحاتی صدام اقدام کردند. درست پس از زمانی که تئوری معروف هنری کیسینجر (سیاستمدار کهنهکار آمریکایی) مبنی بر جلوگیری از پیروزی ایران در جنگ مطرح شد و کار تا آنجا پیش رفت که ناوگان پنجم آمریکا در خلیجفارس بهطور علنی با ایران درگیر جنگ شد.
سکوت گورستانی مدعیان حقوق بشر
در آن زمان هیچیک از سازمانها و مجامع بینالمللی اعم از سازمان ملل، شورای امنیت، خبرنگاران و پزشکان بدون مرز، عفو بینالملل، شورای حقوق بشر و... و هیچیک از کشورهای مدعی دموکراسی و حقوق بشر، جنایات شیمیایی صدام را حتی محکوم نکرده و هیچ قطعنامه و یا بیانیهای در اعتراض به کاربرد سلاح کشتارجمعی توسط صدام صادر ننمودند. همان سلاحهایی که به بهانهاش، درآوریل سال 2003 آمریکا و اعوان و انصارش به عراق حمله کرده و آن کشور را به اشغال خود درآوردند.
اما بررسی و تحقیقات بیشتر میتوانست منشأ تولید و صدور مواد شیمیایی بهکار گرفته شده در سلاحهای یاد شده را نیز به دست دهد که این موضوع، دستهای پنهان قدرتهای شریک در جنایت یادشده را آشکار میساخت. همان قدرتها و رسانههای وابستهشان براین موضوع سرپوش گذاردند و مانع از حتی طرح سؤال درباره این جنایت در مجامع بینالمللی شدند.
به هر حال برخی رسانههای مستقل، کارشناسان و متخصصین و پزشکان آزاد اندیش، رازهای این جنایت هولناک تاریخی را برملا ساختند و اگرچه همچنان همان رسانههای زنجیرهای سعی دارند، فاجعه بمباران شهرهای سردشت و حلبچه و قتلعام هزاران انسان بیدفاع از زن و مرد و کودک را از حافظه تاریخ پاک نمایند، ولی این لکه ننگ نیز مانند دیگر اجزاء کارنامه سیاه آمریکا و اعوان و انصارش، از صفحات تاریخ محوناشدنی است.