نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر معاصر
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«... آیتالله خامنهای، بهترین گزینه ممکن جمهوری اسلامی برای رهبری پس از آیتالله خمینی بوده است. در بین روحانیونی که مجتهد هستند و مرجع تقلید نیستند، تنها کسی که هم تجربه سیاسی داشت، هم از نظر دانش تقریباً مورد پذیرش خود روحانیون طرفدار آیتالله خمینی بوده، آقای خامنهای است البته کسانی مثل آیتالله مشکینی، آقای رفسنجانی، آیتالله مهدوی کنی، و موسوی اردبیلی بودند ولی هیچکدام آنها تجربه آقای خامنهای را به عنوان رئیسجمهور نداشتند و از این گذشته، آقای خامنهای از نظر علم، به نظر بسیاری از کسانی که تخصص دارند، از آقای رفسنجانی و چند تن دیگر برتری
دارد.»
این تحلیل بیبیسی در 14 خرداد 1368 پس از رحلت حضرت امام و انتخاب حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای به رهبری انقلاب بود و این تنها بیبیسی نبود که در آن روزها زبان به این اعتراف صریح گشود. خبرگزاری آسوشیتدپرس هم در گزارشی که پس از انتخاب آیتالله سید علی حسینی خامنهای به رهبری منتشر نمود، ایشان را یک رئیسجمهور محبوب و دارای صداقت سیاسی معرفی کرد و نوشت:
«... خامنهای از محبوبیت گستردهای برخوردار است... وی در مباحثات آتشینِ فکری بین دیگر رهبران ایران شرکت میکند و... او رئیسجمهوری شاعر و یک روحانی با لحن سخن ملایم بود...»
امیدی که ناامید شد!
بسیاری از محافل غربی و سرانشان و رسانههای وابسته، امید بسته بودند پس از دوران حضرت امام و با انتخاب رهبری جدید، انقلاب و نظام جمهوری اسلامی از مواضع قاطع و انقلابی در برابر آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی کوتاه آمده و راه تسلیم و سازش را پیش بگیرد.
اما برخلاف این امیدهای واهی، امام شهیدمان از همان نخستین روزهای ولایت خویش، مواضع روشن و سازشناپذیری در مقابل آمریکا و غرب اتخاذ کرده و تا آخرین لحظه، این مواضع را بدون کم و کاست حفظ نموده، تا آنجا که بهطور مستقیم توسط همان سلطهگران آمریکایی و اسرائیلی به شهادت رسیدند.
تدارک جبهه فرهنگی علیه آمریکا و غرب
ایشان همانگونه که پس از پایان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس 8 ساله، جبهه استکبار آرایش خود را در برابر انقلاب و جمهوری اسلامی از تهاجم نظامی به تهاجم فرهنگی تغییر داد، از همان ماههای نخست رهبری نظام، به تبیین و تشریح این تغییر آرایش برای آحاد ملت پرداختند و تدارک جبههای فرهنگی برای مقابله با این تهاجم را به میدان آوردند.
نخستین سخنرانی امام شهیدمان درباره تهاجم فرهنگی در 7 آذرماه 1368 و برای روحانیون و طلاب حوزه علمیه قم بود:
«... الان یک جبههبندى عظیم فرهنگى -که با سیاست همراه است، با صنعت همراه است، با پول همراه است، با انواع و اقسام پشتوانهها همراه است- مثل یک سیلى راه افتاده که بیاید با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامى نیست. بسیج عمومى هم در آنجا هیچ تأثیرى ندارد. آثارش هم جورى است که ما تا به خود بیاییم، گرفتار شدهایم؛ مثل یک بمب شیمیایىِ نامحسوس بدون سروصدا -فرض کنیم در یک محوّطهاى یک بمب شیمیایى منفجر بشود یا بیفتد که احدى نفهمد که این بمب اینجا افتاد؛ پس از هفت هشت ساعت همه ببینند صورتهایشان و دستهایشان تاول زد- شما ناگهان در داخل مدرسههاى ما، در داخل خیابانهاى ما، در داخل جبهههاى ما، در داخل حوزهی علمیّه ما، در داخل مدارس ما، در داخل دانشگاههاى ما، نشانههاى این تهاجم تبلیغى و فرهنگى را خواهید دید؛ یک مقدارى هم الان دارید میبینید، بعداً هم بیشتر خواهد شد. یک کتاب چاپ میشود، یک فیلم به وجود میآید، تولید میشود، ویدئو میشود، میآید داخل کشور و دستبهدست میگردد بین جوانها، هدف آن هم ما هستیم؛ هدف آن اسلام است؛ هدف آن انقلاب است؛ تهاجمى [است] با این ابعاد!...»
در تمام این سالها، امام شهید بهطور مستمر درباره این تهاجم فرهنگی و گسترده شدن آن به «شبیخون فرهنگی» و سپس «ناتوی فرهنگی» سخنرانی کردند و نوشتند و تبیین نمودند و در پی آن هزاران جهادگر تبیین به میادین مبارزه و جهاد وارد شدند و اگرچه به فرمایش همان عزیز سفرکرده، راه طولانی در مقابل این جهاد قرار داشت ولی به رهبری خود آقای شهید، آن جهادگران چنان به رزم فرهنگی پرداختند که علیرغم همه طرح و نقشهها، سرانجام در خرداد 1404، جبهه صلیبی/صهیونی، به طور علنی و رسمی تهاجم فرهنگی را از اولویت خارج نمود و به همان شیوه همیشگی و قرون وسطایی خویش یعنی تهاجم نظامی دست زد.
اوج اقتدار رهبر شهید
تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا در جنگ 12 روزه، علاوه بر عجز دشمن در برابر دفاع جانانه فرهنگی جبهه انقلاب، امام شهید را در اوج اقتدار و عزت و شرف تاریخی این ملت نشان داد. فیصل بن موسی، نویسنده و اندیشمند مالزیایی و استاد دانشگاه ملی مالزی، پس از جنگ 12 روزه، در یادداشتی با عنوان «درک تأثیر علی خامنهای» نوشت:
«... یکی از موفقیتهای بزرگ ایران در شکست دادن اسرائیل و ایالات متحده در جنگ دوازده روزه که در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ به پایان رسید، بدون شک ارتقای جایگاه آیتالله علی خامنهای به سطحی بالاتر، یعنی جایگاهی نزدیک به یک شخصیت مقدس است که به نظر میرسد رقابت با آن برای هر کسی دشوار باشد. پس از این دوازده روز، نام علی خامنهای در غرب، بهویژه در میان نسل Z، به شدت مورد توجه قرار گرفته است. پستهای قدیمی او در توئیتر، که اکنون پلتفرم ایکس نامیده میشود، دوباره بازنشر شده و برای همگان قابل مشاهده است. این همان مرد سالخوردهای است که نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، آرزوی حذف او را دارد... اردوغان نیز از مدتها پیش آرزوی داشتن جایگاهی به بزرگی او را در سر میپروراند و...»
نویسنده یاد شده، رهبر شهید را در سیاست خارجی، (که بخش مهم مقاله فوق بود)، پیرو امام خمینی(ره) دانسته و تأکید کرده بود که ایشان در طول سه دهه پس از امام، همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تأکید داشته و دشمنی خود با آن را عملاً نشان دادند.
و شهید سید علی خامنهای، صادقترین و پایدارترین یار و همراه حضرت امام خمینی بود که بیش از هرکس دیگری، راه و تفکر و سیره ایشان را ادامه داد. آیتالله خامنهای شهید به مدت 36 سال، هر 14 خرداد بر مزار حضرت امام و در حضور عاشقانش از یادگارهای معنوی امام و چگونگی پاسداری از آنها میگفتند و با صبر و حوصله به تشریح آنها میپرداختند.
و اینچنین امام شهید، فرهنگ مقاومت دربرابر نظام سلطه جهان را در گستره همه مسلمانان و آزادیخواهان جهان، اشاعه دادند. چنانکه نتانیاهو در یکی از اعترافاتش در تاریخ 8 ماه مه 2018 به ناگزیر گفت:
«... قبلا درباره خطر هستهای ایران هشدار دادم، اما امروز میخواهم خطر پیچش تاریخ به نفع ایران را گوشزد کنم و بگویم (آقای) خامنهای از تنگه خیبر در عربستان تا تنگه جبل الطارق در مراکش را به لرزه انداخته و ملتها را به سوی خود جلب کرده است.دوستان هوشیار ما میدانند که خیلی وقت است رهبر ایران، رهبر منطقه و مسلمین جهان است...»
یک استراتژیست جهانی
یکی از دلائل این اعتراف، استراتژی و راهکار مشخص و روشنی بود که امام شهید همواره مطرح نموده و آن را با استدلال و منطق برای مخاطبان تحلیل میکردند. چنانکه فلینت لورت، مدیرکل سابق شورای امنیت ملی آمریکا، استاد دانشکده روابط بینالملل دانشگاه پنسیلوانیا و یکی از محققین برجسته بنیاد آمریکای جدید که پیش از آن، به عنوان یک متخصص ضدتروریسم در وزارت خارجه آمریکا شناخته شده و هشت سال نیز تحلیلگر ارشد سازمان سیا بود، درباره آیتالله شهید خامنهای گفت:
«... به عنوان کسی که سعی داشته ایران و سیاست خارجی آن را مطالعه کند باید بگویم که بسیار از آیتالله خامنهای به عنوان یک استراتژیست، تحت تأثیر قرار گرفتهام. میدانم که ایشان به عنوان رهبری مذهبی و ملی بسیار فراتر از آن است اما به عنوان کسی که بیشتر درباره سیاست خارجی کار میکند، فکر میکنم که ایشان به عنوان یک استراتژیست بسیار تأثیرگذار بوده است...».
در بخشی از مقالهای تحقیقی که بنیاد آمریکایی و استراتژیست کارنگی در سال 2008 تحت عنوان «بازخوانی آیتالله خامنهای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر» انتشار داد نیز آمده بود:
«... شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیتالله خامنهای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد...».
اندیشکدههای بینالمللی مانند «آمریکن اینترپرایز» هم در سالهای گذشته آیتالله سید علی حسینی خامنهای را به عنوان بزرگترین «ابر حریف» آمریکا معرفی کردند که نقشه راه را به خوبی میشناسد و از حمایت عمیق مردمی برخوردار است.
فیصل بن موسی در انتهای مقالهاش نوشت:
«... (آیتالله) خامنهای هم رهبر سیاسی و هم مرجع دینی است که نقش او را فراتر از سیاست و دین (فقه) میبرد. این موضوع باعث میشود که آرزوی صهیونیستها برای ترور او پیامدهای چندگانه و خطرناکی داشته باشد. ترور آیتالله خامنهای نه تنها به معنای حذف رهبر بزرگ ایران است، بلکه به معنای کشتن یک مجتهد یا عالم بزرگ شیعه است که از قدرت صدور فتوی برخوردار است. ترور آیتالله خامنهای همچنین خطر برانگیختن خشم جامعه شیعه در سراسر جهان، از جمله در غرب و خاورمیانه را به دنبال دارد...».