کد خبر: ۳۳۳۵۹۴
تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۸
گزارش خبری تحلیلی کیهان

ایران در موضع قدرت است پیام ضعف به دشمن ندهیم

سرویس سیاسی-
حماسه نیروهای مسلح در نبرد رمضان، ابهت فانتزی واشنگتن را در هم کوبید و کاخ سفید را به گدایی تفاهم واداشت؛ امروز صیانت از اقتدار ایران هوشیاری می‌طلبد تا پالس‌های ضعف داخلی، دستاوردهای فاخر میدان را پیش چشم دشمن در پیچ‌های دیپلماسی قربانی نکند.
نبرد رمضان فراتر از یک درگیری نظامی محدود، نقطه عطفی بی‌بدیل در تاریخ معاصر منطقه و حتی جهان بود. در این آوردگاه سرنوشت‌ساز، فرزندان غیور امام شهید دست به کاری کارستان زدند که ساختار محاسباتی غرب را با شوکی عمیق روبه‌رو ساخت. این حماسه، ابهت فانتزی و حیثیت پوشالی غول نظامی دنیا را به لجن کشید و با ابتکارات بی‌بدیل تاکتیکی، طعم تلخ و گس شکست تاریخی را به کام ائتلاف شوم آمریکایی‌ـ‌صهیونیستی چشانید.
لکن در شرایطی که کاخ سفید تحت فشار خردکننده انسداد شریان‌های اصلی انرژی و سقوط آزاد ذخایر استراتژیک نفت خود، چاره‌ای جز عقب‌نشینی تاکتیکی و تمکین به تفاهم‌نامه اولیه ۶۰ روزه ندید، بار دیگر سناریویی تکراری و نگران‌کننده از پمپاژ «سیگنال ضعف» از سوی برخی مسئولان داخلی به گوش می‌رسد. این دست مواضع منفعلانه که یادآور روزهای خسارت‌بار برجام است، نه‌تنها موقعیت‌نشناسی عجیبی را به نمایش می‌گذارد، بلکه می‌تواند دست برتر کشور را در این کارزار مخدوش سازد و جاده‌صاف‌کن استراتژی خطرناک «چماق و هویج» کاخ سفید شود.
ایالات متحده آمریکا با اهدافی حداکثری(تغییر نظام سیاسی، نابودی توان دفاعی و برداشتن غبار هسته‌ای) پا به این معرکه نظامی گذاشته بود. تصور طراحان پنتاگون این بود که با اهرم فشار نظامی مستقیم، تهران را به زانو درآورده و شروط خود را دیکته خواهند کرد. اما طعم تلخ شکست چنان برای محور آمریکایی‌- صهیونیستی سنگین و خردکننده بود که ترامپ، قمارباز بی‌قاعده کاخ سفید، چاره‌ای جز عقب‌نشینی به سنگر دیپلماسی و گدایی تفاهم اولیه نیافت. 
اعتراف صریح 
رسانه‌های غربی و عبری
ابعاد شگرف و خیره‌کننده کاری که دلاوران نیروهای مسلح ما در میدان به سرانجام رساندند را نباید صرفاً در بیانیه‌ها و مواضع رسمی داخلی جست‌وجو کرد؛ بلکه اسناد این پیروزی استراتژیک در ستون‌های تحلیلی، آمارهای رسمی اندیشکده‌ها و اعترافات بی‌سابقه رسانه‌های تراز اول غربی و عبری نهفته است.
رسانه‌های تل‌آویو با وجود اصرار بر سانسور شدید نظامی، دیگر قادر به پنهان‌کاری ابعاد خسارات وارده به زیرساخت‌های خود نیستند و صراحتاً نوشته‌اند:
«بر خلاف سعی بر کم‌جلوه‌نمایی آسیب‌های ناشی از حملات موشکی ایران به پالایشگاه حیفا؛ 
حدود ۶۰ درصد از تولید فرآورده‌های نفتی داخلی اسرائیل از بین رفته و به کمبود شدید بنزین منجر شده است.»
از طرفی گزارش‌های رسمی آژانس‌های بین‌المللی انرژی فاش می‌سازند که کاخ سفید برای مهار قیمت جهانی سوخت عملاً تمام دارایی خود را به قمار گذاشته است. بر اساس داده‌های اداره انرژی آمریکا:
«ذخایر نفت خام در ذخایر استراتژیک ایالات متحده (SPR) به دلیل جنگ علیه ایران با کاهشی حدود ۵.۵ میلیون بشکه نسبت به هفته قبل، به رقم ۳۲۵.۷ میلیون بشکه رسید که به پایین‌ترین سطح خود تاریخ این کشور رسیده است. همچنین با گذشت حدود ۴ ماه از آغاز جنگ علیه ایران این ذخایر بیش از ۱۱۱ میلیون بشکه کاهش یافته است.»
جان جوزف مرشایمر، دانشمند علوم سیاسی برجسته آمریکایی صراحتاً اعلام می‌دارد: «ایران،برنده جنگ شده و برگ‌های برنده را در اختیار دارد.»
همچنین جنیس استاین، دانشمند علوم سیاسی سرشناس کانادایی در تحلیلی برای محافل غربی یادآور می‌شود: «آمریکا در راهبرد، اسرائیل در اهداف، هر دو مقابل ایران شکست خوردند!»
رسانه‌های بزرگی چون نیویورک تایمز نیز با شگفتی از جهش ژئوپلیتیک تهران پرده برداشته و تاکید کرده‌اند: «ایران در کنار آمریکا، چین و روسیه چهارمین قدرت جهان می‌شود.»
از سوی دیگر، شبکه خبری فاکس نیوز به عنوان رسانه نزدیک به جمهوری‌خواهان اعتراف کرد:«هیچ‌یک از اهداف ترامپ از جنگ علیه ایران محقق نشد.»
نشریه آلمانی اشپیگل نیز با تعابیری تند علیه هیئت حاکمه واشنگتن نوشت: «ترامپ در جنگ با ایران رسوا شد.»
تداوم این نبرد سپهر سیاسی خلیج‌فارس را برای همیشه تغییر داده است؛ به طوری که بر اساس گزارش‌ها، کشورهای حاشیه خلیج‌فارس از متحدان دیرینه خود به‌ویژه ایالات متحده، احساس ناامیدی و سرخوردگی دارند و در حال بازنگری در راهبردهای دفاعی و امنیتی خود هستند.
شدت فرسایش ماشین جنگی ایالات متحده در مواجهه با دژ مستحکم نیروهای مسلح، آژانس دفاع موشکی آمریکا را وادار به اتخاذ تصمیمات اضطراری و فوق سنگین مالی کرده است. بر اساس آمار رسمی فاش شده:
«بر اساس اعلام آژانس دفاع موشکی آمریکا،پنتاگون قراردادی ۷ساله به ارزش حداکثر ۳۵ میلیارد دلار با لاکهید مارتین منعقد کرده است تا سالانه صدها موشک رهگیر تاد را تولید کند.»
تکرار خطای برجام
و ارسال پالس ضعف
به اردوگاه دشمن
با وجود چنین دست برتر و بیانیه‌های رسمی از شکست سنگین غرب، آنچه مایه نگرانی عمیق دلسوزان انقلاب شده، مواضع شکننده و اظهارات قابل تأمل برخی از مسئولان داخلی است. تفاوت نظرات و پویایی‌های صحنه داخلی بی‌شک یکی از نقاط قوت ایران و نشانه‌ای از زنده بودن جامعه است، اما باید برخی جوانب منفی و آسیب‌زای آن را در مواجهه با دشمن مکار در نظر گرفت.
در دوره مذاکرات برجام و در حین گفت‌وگو‌ها، مسئولان وقت با ادبیاتی منفعلانه از خالی بودن خزانه سخن می‌گفتند و حتی آب شرب مردم را به رفع تحریم‌ها گره می‌زدند. 
متأسفانه این رویه غلط و موقعیت‌نشناسی استراتژیک در مقطع حساس کنونی نیز به شکلی دیگر در حال تکرار است. صحبت از کمبود نقدینگی، زیان‌های مادی جنگ و عدم فروش نفت در شرایط محاصره دریایی، آن هم در کوران نبردی تمام عیار، جز دشمن‌شادکنی و تضعیف اراده ملی برآیندی ندارد. 
یکی از مسئولان در روزهای اخیر اظهار نظر قابل تأملی مطرح کرده است: «در دوران محاصره دریایی یک بشکه هم نفروختیم.»
در همین راستا، یکی دیگر از مسئولان کشور نیز با تایید اثربخشی محاصره دریایی آمریکا بر خلاف ادعای برخی رسانه‌های غربی، اعلام کرد: «در دوره‌ای که بنادر کشور تحت محاصره مستقیم ایالات متحده قرار داشت، ایران قادر به صادرات هیچ مقدار نفت نبود؛ اما پس از پایان این وضعیت، صادرات نفت به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.»
این دست سخنان در چشم و گوش دشمن جز ارسال پیام ضعف نیست. این پالس‌های انفعالی، کارت‌های برنده میدان را می‌سوزاند و به واشنگتن این جسارت را می‌دهد که بر مواضع عهدشکنانه خود پافشاری کند.
تلاش واشنگتن
برای نقد کردن باخته‌های میدان 
ایالات متحده پس از شکست در تحقق اهداف حداکثری خود در «جنگ رمضان» و ناکامی فضاحت‌بار عملیات اصفهان در دست‌اندازی به اورانیوم ایران، اکنون تلاش می‌کند همان خواسته‌ها-یعنی توقف غنی‌سازی و خروج مواد هسته‌ای-را روی میز مذاکره نقد کند. واشنگتن برای وادار کردن تهران به تسلیم، ابزارهای فشار خود را فعال کرده است؛ از جمله تلاش برای فرسایش بازوهای منطقه‌ای مقاومت در لبنان و عراق، تقویت حضور نظامی و حفظ سایه جنگ. در مقابل، ایران با تکیه بر مقاومت موفق و تغییر موازنه، اعتمادبه‌نفس بیشتری یافته و به دنبال خنثی‌سازی این تهدیدات است.
در فضای جدید، فوریت پرونده هسته‌ای برای جامعه جهانی و کشورهای منطقه رنگ باخته و جای خود را به امنیت شریان‌های انرژی داده است؛ چراکه اکنون بازگشایی و ثبات «تنگه هرمز» به مسئله اصلی و فوری دنیا تبدیل شده است. ایران با در دست داشتن این برگه استراتژیک، قدرت چانه‌زنی و امتیازگیری بالایی دارد و تمایلی به عقب‌نشینی هسته‌ای نشان نمی‌دهد. تهران با آگاهی از اینکه ترامپ به دنبال یک نمایش پیروزی نمادین با پیوند زدن نتایج جنگ به پرونده هسته‌ای است، هوشمندانه ورود به این موضوع را به تعویق انداخته تا تلاش‌های واشنگتن و پیام‌های میانجی‌گران را بی‌اثر کند.
مکر روبیو 
و ضرورت دواندن ترامپ قمارباز
ایالات متحده در تفاهم‌نامه اولیه شصت روزه با ایران، به دلیل پذیرش اجباری امتیازاتی که مطابق میلش نبود، تمایل بسیار زیادی به نقض عهد دارد و روند نقض تعهدات خود را به‌ویژه در جبهه لبنان آغاز کرده است. 
کاخ سفید همزمان به تهدیدهای لفظی و عملی روی آورده است؛ دونالد ترامپ ایران را به حمله مجدد تهدید می‌کند و سنتکام با استقرار پنجاه هزار نیرو، گشت‌های هوائی تحریک‌آمیز و حملات مقطعی به جنوب ایران، بندهای عدم تهدید را آشکارا نقض کرده است، با این حال تجربه نشان داده همان‌گونه که اقتدار میدانی ایران، آمریکا را پای میز تفاهم کشاند، تداوم فشارها و پاسخ قاطع نیز می‌تواند واشنگتن را به رعایت مفاد سند مجبور کند.
 در حوزه اقتصادی، مقامات آمریکایی مدعی‌ا‌ند ایران هیچ پولی دریافت نکرده است؛ مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پس از سفر به خلیج‌فارس صراحتاً اعلام کرد با انتقال پول موافقت نشده و این تفاهم‌نامه صرفاً «یک تکه کاغذ» و توافقی برای ادامه گفت‌وگو درباره گفت‌وگو است که این نگاه تحقیرآمیز، عهدشکنی دموکرات‌ها در برجام را این بار در دولت بی‌قاعده ترامپ بازتولید می‌کند.
 با وجود این، اسکات بنست، وزیر خزانه‌داری آمریکا، امتیازات اعطایی را بازگشت‌پذیر و صرفاً نقشی در قالب هویج برای پیشبرد اهداف ایالات متحده توصیف کرده است و ترامپ نیز با ادبیاتی متناقض، روزی از صلح سخن می‌گوید و روزی دیگر زبان به تهدید می‌گشاید تا سایه جنگ را حفظ کند. 
تحلیلگران معتقدند کاخ سفید از اتمسفر دیپلماسی برای اهدافی فراتر از متن توافق بهره می‌برد؛ تفاهم برای واشنگتن ابزاری بود تا نگرانی بازارهای جهانی را از انسداد تنگه هرمز کاهش دهد و از جهش بی‌سابقه قیمت نفت و تخلیه بیشتر ذخایر استراتژیک خود جلوگیری کند، در واقع آمریکا با این مانور، زمان لازم را برای تأمین تدارکات، تکمیل آرایش نظامی سنتکام و بازسازی توان همپیمانانش برای مرحله جنگی بعدی خریداری می‌کند و راهکار ایران در برابر این قمارباز، دواندن و فرسوده کردن او در میدان مذاکره و نبرد است تا کاملاً از پا بیفتد.
برای ترامپ و نتانیاهو
 خرمن آتش نسازید
بنابراین، زنهار که با دامن زدن به خط‌کشی‌های داخلی و بزرگ‌نمایی مشکلات، برای ترامپ و نتانیاهو خرمن آتش بسازید. در این پیچ تاریخی، شرط عقل و غیرت ملی، صیانت هوشمندانه از برگ‌های برنده و آمادگی تام و تمام در برابر سناریوهای چندلایه دشمن است؛ چراکه در جنگ روایت‌ها، هر سخن نسنجیده، گران تمام می‌شود. واقعیت صحنه عیان است؛ ابهت آمریکا صرفاً بزکی بر سیمای رسانه‌های غربی است، در حالی که اقتدار ایران حقیقتی ممهور در میدان است که نیروهای مسلح آن را به دشمن دیکته کرده‌اند؛ پس نباید به هیچ قیمتی اجازه داد پالس‌های انفعالی، دستاوردهای فاخر و حماسی نبرد رمضان را در مسلخ دیپلماسی التماسی قربانی 
کند.