کد خبر: ۳۳۶۰۶۱
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۱

قدرت مردم(یادداشت روز)

بعثت انقلابی مردم عزیز ایران، بدون اغراق کارآمدی همه اجزاء قدرت کشور را تضمین نمود و اگر این بعثت عظیم الهی نبود، چه‌بسا دشمن می‌توانست با تکیه بر توطئه پیچیده و چند لایه‌ای که برای فروپاشی ایران طراحی کرده و امکانات و جنگ‌افزار یک جنگ جهانی را برای آن پای کار آورد، به موفقیت‌هایی دست پیدا کند. از این رو در همین روزهای اخیر، رئیس‌جمهور شکست خورده آمریکا پس از آنکه با سد فولادین مردم ایران مواجه گردید، چند گام بزرگ به عقب برداشت و رسماً اعلام کرد «در مواجهه با مقاومت شدید ایران که فراتر از تصور بوده است، آمریکا سه راه پیش رو دارد؛ ادامه جنگ در سطح کنونی، تشدید جنگ و رفتن به سمت فشار اقتصادی. انتخاب من تشدید فشار اقتصادی است، به مذاکره هم فرصت می‌دهم چون ایرانیان - البته به زعم باطل او- به آن علاقه دارند.» یک روز پس از آن، ونس معاون او هم گفت «اولویت آمریکا ارزان نگهداشتن قیمت‌های بنزین، نفت و گاز در آمریکاست و حل بحث هسته‌ای ایران دیگر اولویت اول ما نیست.» 
این اظهارات ممکن است بیانگر همه آنچه در‌باره ایران دنبال می‌شود، نباشد و دشمنان هنوز هم دنبال اقدام نظامی علیه ایران باشند، کما اینکه سه روز پیش، سنتکام از یک تشکیلات نظامی جدید موسوم به «گروه ویژه فالکون استراک» و تغییر سیاست آمریکا در غرب آسیا از دفاعی به هجومی با ترکیب پهپادهای انتحاری هوایی، سطحی و زیرسطحی خبر داد تا با ایران و اعضاء تهاجمی جبهه مقاومت برخورد کند. یک گزارش وزارت جنگ رژیم غاصب هم در چند روز اخیر اعلام کرد «ارتش در خلال هفته‌های اخیر، هزاران تن تجهیزات شامل خودروهای نظامی gltv و homovay و کامیون‌های skadwash در بندر حیفا تخلیه کرده است.»
اما واقعیت خارجی به وضوح نشان می‌دهد آمریکا و رژیم در صحنه نظامی در برابر جمهوری اسلامی در دو جنگ اخیر همه حرف خود را زده‌اند و صحبت از تدارک تازه نظامی و توان جدید بلوفی بیش نیست. ترامپ و ونس که پیش از اسفند علی‌الظاهر در دو سوی موافق و مخالف جنگ نظامی علیه ایران دیده می‌شدند، حالا می‌گویند از میان سه گزینه به گزینه توأمان فشار اقتصادی و مذاکره فکر می‌کنند. این نه فقط اعتراف به شکست سنگین نظامی در مواجهه با قوای دفاعی ایران است، بلکه مهم‌تر از آن اذعان به شکست اساسی از مردم ایران است. بازگشت به فشار اقتصادی معنایی غیر از این ندارد که دولت آمریکا شکست بزرگ خود را در درجه اول ناشی از وحدت و استقامت ملت بزرگ ایران می‌داند. به میان کشیدن دوباره پای تحریم تلاشی مذبوحانه علیه ملت ایران است و این در حالی است که ترامپ در توجیه ضرورت حمله نظامی به ایران تصریح کرده بود که دیگر تحریم‌های ایران کارایی خود را از دست داده است. 
صحبت از ترجیح فشار اقتصادی در میانه جنگی که به اعتقاد نخبگان آمریکایی، راهی جز فرار را برای ارتش آمریکا باقی نگذاشته است، دستان خالی مقامات جنایتکار آن را برملا کرده است. اینک سؤال این است اساسی‌ترین عاملی که گزینه‌های آمریکا را در برابر جمهوری اسلامی به فنا کشانده چیست؟ با یک بررسی از تأثیر عوامل و با در نظر گرفتن تأثیر تقاطع عوامل با یکدیگر می‌توانیم با قطعیت بگوییم مردم. واقعیت این است که مجموعه عوامل مختلفی مثل فرماندهی قاطع و هوشمندانه و ابتکارات نظامی و تاب‌آوری نیروهای نظامی در جنگی سخت، مدیریت مناسب دولت در حین جنگ، عامل جغرافیا و نقش‌آفرینی درخشان جبهه مقاومت در به فنا بردن نقشه پیچیده و عملیات چندوجهی سنگین دشمنان ایران بسیار مهم و تعیین‌کننده بوده‌اند اما در این‌جا یک نکته محوری وجود دارد و آن این است که نقش‌آفرینی همه این عوامل مهم وابسته به حضور حماسی مردم در میادین و خیابان‌ها بوده است. اگر نیروی قوی مردم در میادین و خیابان‌ها نبود، پشت جبهه به آشوب کشیده می‌شد آنگاه رزمنده پای لانچر به نتیجه‌بخش بودن کاری که در دفاع از تمامیت ارضی کشور انجام می‌دهد، اعتماد پیدا نمی‌کرد. آنگاه فرامین دقیق نظامی امکان اجرا شدن نداشتند و همچنین بدون نقش‌آفرینی مردم، قدرت جغرافیا معنای عینی پیدا نمی‌کرد و بالقوه باقی می‌ماند.
بر اساس آنچه از نقشه پیچیده و چند لایه دشمن فهمیده می‌شود، موفقیت تهاجم سنگین آمریکا که لااقل از سوی ۱۱ کشور در منطقه پشتیبانی می‌شد و قدرت اطلاعاتی و لجستیکی ناتو هم پشت آن قرار داشت، وابسته به وقوع همزمان دو اتفاق بزرگ امنیتی در داخل ایران بود؛ آشوب بزرگ امنیتی در شهرها و به‌ویژه در پایتخت و هجوم هزاران مزدور مسلح از محیط پیرامونی ایران به مرزها و استان‌های مرزی و تسخیر آن‌ها. آنچه این دو حلقه نظامی امنیتی دشمن را از کار انداخت و دو ضلع موفقیت تهاجم سنگین هوائی دشمنان را از هم گسیخت، حضور سریع، انبوه و پر قدرت مردم در خیابان‌ها و میادین همه شهرها و روستاهای کشور بود. وقتی خیابان‌ها و میادین در روزها و شب‌های متوالی بخصوص در چهل روز اول جنگ رمضان، آکنده از حضور بسیار سلحشورانه مردم شد، جرات هر نوع اقدامی را از آشوبگران خشونت‌طلبی که ۵۲ روز پیش از جنگ دست به آن جنایات زدند، گرفت و خیال نظام را از داخل راحت کرد. تأثیر دوم حضور انقلابی مردم، امنیت بخشیدن به مرزها و استان‌های مرزی بود. حضور میدانی و خیابانی مردم در شهرها و روستاهای استان‌های مرزی کشور، راه رخنه را بر روی نفوذ گروهک‌های مسلح بست تا جایی که در طول دوره جنگ و دوره آتش‌بس حتی یک روستای مرزی کشور سقوط نکرد و این در حالی بود که به اعتراف سران جنایتکار آمریکا و رژیم اسرائیل و چندین دولت عربی و غیرعربی سال‌ها برای هجوم سنگین هزاران عنصر مسلح مزدور به مرزهای شمال غربی کشور برنامه‌ریزی و میلیاردها دلار هزینه شده بود. ترامپ جنایتکار در حین جنگ با عصبانیت گفت پس این همه سلاحی که برای هجوم به مرزهای ایران تحویل داده شده کجا رفته است؟ 
یک وجه دیگر تبدیل میادین و خیابان‌ها به سنگر، آرامش یافتن نیروهای پشت لانچرهای شلیک موشک و پهپادهای هجومی و سامانه‌های دفاعی بود. مردم با قدرت، پشت جبهه را نگه داشتند و با حملات دشمن صحنه دفاع مدنی را ترک نکردند. ایست و بازرسی‌های مردمی راه ضربه زدن از پشت به خطوط مقدم جنگ را بست و موقعیت‌های تسلیحاتی که در مناطق مختلف کشور پراکنده بودند را در وضعیت امن قرار داد.
یک وجه دیگر حضور گرم مردم در خیابان‌ها کمک اطلاعاتی بود. آشوب‌های امنیتی دی ماه نشان داد، دشمن توانسته است به تدریج شبکه‌ای از عناصر برهم زننده امنیت را در کشور به وجود آورد و نیز به شبکه‌ای از موقعیت‌های تروریستی دست یابد به گونه‌ای که این شبکه ترکیبی، در جنگ ۱۲ روزه بخشی از ظرفیت تهاجمی و دفاعی ایران را در معرض آسیب قرار داد و در اغتشاش امنیتی ۱۸ و ۱۹ دی ماه، به امنیت عمومی شهرهای زیادی از کشور و بخصوص پایتخت آسیب زد. فاصله حوادث دی ماه تا شروع جنگ سنگین رمضان که دشمن با اتکاء به این دو شبکه، امید زیادی به پیروزی سریع در آن پیدا کرده بود، فقط هفت هفته بود. در این‌جا هم آن عاملی که این ضعف امنیتی را جبران کرد، مردم بودند. کمک اطلاعاتی مردم به دستگاه‌های اطلاعاتی کشور که بی‌نصیب از ضربات دشمن نبودند، شبکه مزدوران و شبکه تجهیزات نظامی دشمن را از نقش‌آفرینی در حملات باز داشت. در این‌جا سرمایه دشمن یک جا به دست مردم به آتش کشیده شد. 
اینک دشمن، نومیدانه و برای انتقام از مردم از سلاح زنگ زده افزایش فشار اقتصادی حرف می‌زند و گمان می‌کند با کاربست فشار اقتصادی و حصار تجاری می‌تواند فشار را به حدی برساند که در خیابان دو دستگی ایجاد شده و مردم و دولت در مقابل هم قرار گیرند.
البته دشمن شکست خورده آمریکایی- صهیونی به سلاحی امید بسته است که «ریچارد نفیو» که در دولت اوباما، به قصد از پا درآوردن ملت ایران، تحریم‌های جمهوری اسلامی را معماری کرد، دو سال پیش به دولت کنونی آمریکا یادآور شد «تار و پود تحریم‌های ایران از هم گسسته و دیگر کسی به آن اعتنا نمی‌کند». تحریم‌هایی که به خیال ترامپ با قفل محاصره دریایی ایران محکم شده، در معرض تهدید از سوی تنگه‌های پرقدرت هرمز و باب‌المندب است. در واقع این آمریکا، اسرائیل و عوامل خیانتکار آنان در منطقه هستند که در تله تحریم‌های سخت و معتبر، گیر افتاده‌اند.
و مع‌الاسف برخی بدون توجه به آرزوی دشمن که اختلاف داخلی را شرط به ثمر نشستن فشارهای خود می‌داند، به اختلاف‌افکنی و ایجاد دودستگی در مردم سرگرم هستند. به تعبیر امام راحل عظیم‌الشأن این‌ها بترسند از اینکه باطن‌شان آشکار شود. آنگاه مردم با آن‌ها همان معامله‌ای می‌کنند که با عوامل دشمن کردند.

سعدالله زارعی

captcha