کد خبر: ۳۳۳۴۷۲
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۷
کدام منطق حکم می‌کند که ایران یکجانبه بار تعهدات را به دوش بکشد؟!

تفاهم‌نامه کار نمی‌کند پاسخ قاطعانه ایران به اقدامات تجاوزکارانه آمریکا

سرویس سیاسی-
سقوط عملی تفاهم‌نامه بر اثر نقض‌عهدهای مکرر کاخ سفید، تهران را به این نتیجه می‌رساند که وفاداری به یک سند بی‌خاصیت فاقد هرگونه توجیه است؛ منطقی که در پاسخ به اقدامات متجاوزانه آمریکا، با درهم کوبیدن پایگاه‌های حیاتی آن در میدان به اجرا درآمد.
تجربه تاریخی روابط بین‌الملل و به‌ویژه کارنامه سیاه ایالات‌متحده آمریکا در مواجهه با اسناد توافقات بین‌المللی، همواره یک گزاره ثابت را به اثبات رسانده است: «امضای واشنگتن فاقد ارزش حقوقی و ضمانت اجرائی است.» نگاهی به سرنوشت تفاهم‌نامه اخیر اسلام‌آباد بار دیگر این واقعیت عریان را پیش چشم افکار عمومی جهان و تحلیلگران سیاسی قرار داد که کاخ سفید، توافقات را نه به عنوان مسیری برای صلح و ثبات، بلکه تنها به عنوان ابزاری تاکتیکی برای مهار قدرت رقبای خود و خرید زمان ارزیابی می‌کند.
امروز، در شرایطی که بندهای حیاتی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد تحت هجوم نقض‌عهدهای مکرر و آشکار طرف آمریکایی غبار فراموشی گرفته است، این پرسش بنیادین و مهم در فضای نخبگانی و حاکمیتی ایران مطرح می‌شود: در شرایطی که واشنگتن به هیچ‌یک از تعهدات خود پایبند نبوده، چه دلیلی وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران به صورت یکجانبه بار اجرای تعهدات را به دوش بکشد؟ تفاهم‌نامه‌ای که در واقعیت فرسنگ‌ها با تصویر فانتزی ترسیم‌شده در رسانه‌های غربی فاصله دارد، عملاً کارکرد خود را از دست داده است.
شورای عالی امنیت ملی پیش از این در بیانیه‌ای با هوشمندی تأکید کرده بود:
«با بی‌اعتمادی کامل به دشمن بدعهد و پیمان‌شکن و با نظارت دقیق بر فرآیند مذاکرات و اجرای برنامه‌ها، چنانچه تخطی‌ و تخلفی از جانب طرف آمریکایی صورت گیرد، طبق برنامه از پیش تعیین شده، اقدام متقابل صورت خواهد گرفت.»
اکنون با عبور گستاخانه آمریکا از خطوط قرمز، زمان این اقدام متقابل فرارسیده است.
آناتومی 
یک تفاهم کاغذی بی‌خاصیت!
تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از همان بدو امضا، تحت‌الشعاع نگاه ابزاری و خوی استکباری ایالات‌متحده قرار گرفت. برخلاف قاب‌های دیپلماتیک، واقعیت روی زمین نشان‌دهنده یک دغل‌کاری سیستماتیک از سوی کاخ سفید است. برای درک بهتر این فروپاشی ساختاری توافق، باید به فکت‌های عینی و بندهای نقض‌شده نگاهی دقیق انداخت:
۱. نقض صریح بندهای ۱ و ۱۳ (تداوم جنگ و اشغالگری)
بند اول تفاهم‌نامه اسلام‌آباد صراحتاً بر خاتمه فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها، به‌ویژه در لبنان تاکید داشت و طرفین را از تهدید یا استفاده از زور منع می‌کرد. با این حال، رژیم صهیونیستی به عنوان بازوی نظامی آمریکا در منطقه، نه تنها حملات خود را در جنوب لبنان متوقف نکرد، بلکه مذاکره اخیر بیروت و تل‌آویو با میانجی‌گری واشنگتن، به جای تضمین تمامیت ارضی لبنان، عملاً سند تضمین اشغالگری و باز گذاشتن دست صهیونیست‌ها برای کشتار بیشتر شد. علاوه‌ بر این، ترامپ درست در روزهایی که تیم مذاکره‌کننده در سوئیس حضور داشت، ابایی از تهدید نظامی ایران به بمباران نداشت.
اوج وقاحت و نقض علنی این بند، در حملات مستقیم و تجاوزکارانه روزهای اخیر ارتش تروریستی آمریکا علیه خاک پاک جمهوری اسلامی ایران رقم خورد؛ جنایتی آشکار که البته با سد آهنین و پاسخ کوبنده، متناظر و همه‌جانبه نیروهای مسلح در میدان مواجه شد تا دشمن بفهمد هرگونه حماقتی، هزینه‌ای حیثیتی و مرگبار برای آن‌ها در پی دارد.
۲. افزایش آرایش نظامی و نقض بند ۹
برخلاف نص صریح بند ۹ تفاهم‌نامه که بر کاهش تنش و مدیریت تسلیحاتی دلالت دارد، گسیل مداوم نیروها، ناوگروه‌ها و تجهیزات پیشرفته آمریکایی به جغرافیای غرب آسیا نشان داد که کاخ سفید هرگز به دنبال صلح نبوده و تفاهم‌نامه را پوششی برای بازسازی آرایش تهاجمی خود می‌داند.
۳. دزدی مدرن و نقض بند ۱۱ 
مطابق بند ۱۱، واشنگتن متعهد شده بود منابع مالی و دارایی‌های مسدودشده ایران را بدون هیچ قید و شرطی برای استفاده در دسترس بانک مرکزی ایران قرار دهد. اما وقاحت ترامپ به جایی رسید که اعلام کرد این دارایی‌ها به صورت اعتباری آزاد شده و ایران صرفاً مجاز است از آن‌ها برای خرید محصولات تجاری و خرج‌های کشاورزی مشخص‌شده از سوی آمریکا استفاده کند؛ بازگشت به سیاست شکست‌خورده و توهین‌آمیز «نفت در برابر غذا».
۴. نقض بند ۵ (امنیت آبراه خلیج‌فارس)
طبق توافق، ایران با حسن نیت کامل و بر اساس سازوکار مدیریت آبراه خلیج‌فارس، فرصتی ۶۰ روزه و رایگان برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری فراهم کرد. اما شیطنت آمریکایی‌ها در حمایت از کشتی‌های متخلف و فراری دادن آن‌ها از قوانین نظارتی، این بند را نیز عملاً با چالش جدی مواجه ساخت.
تقابل عهدشکنی واشنگتن 
و قاطعیت تهران
برای درک انسجام حوادثی که به بن‌بست کنونی ختم شد، باید زنجیره اقدامات خصمانه آمریکا و پاسخ‌های متناظر ایران را بازخوانی کرد:
ماجرا از روز شنبه ۶ تیرماه آغاز شد. نیروی دریایی سپاه پاسداران بر اساس ترتیبات تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز را به ایران واگذار کرده است، نفتکش تجاری متخلف «کیکو» با پرچم پاناما را به دلیل نقض قوانین آبراه، با پهپادهای هجومی هدف قرار داد.
به دنبال این اقدام قانونی، ارتش آمریکا وارد فاز ماجراجویی نظامی شد. پایگاه خبری «آکسیوس» به نقل از یک مقام آمریکایی تایید کرد که واشنگتن با نقض مجدد آتش‌بس، حملاتی را علیه اهدافی در ایران انجام داده است. بلافاصله فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه (سنتکام) رسماً اعلام کرد که نیروهای آمریکایی به دستور مستقیم دونالد ترامپ، حملاتی را علیه زیرساخت‌های نظامی ایران، سامانه‌های نظارتی، شبکه‌های ارتباطی و سایت‌های پدافند هوائی و ساحلی (به ویژه در منطقه سیریک) انجام داده‌اند. سنتکام با وقاحت مدعی شد تردد در تنگه هرمز بدون وقفه ادامه دارد و آن‌ها آماده ضربات بعدی هستند.
به دنبال این تجاوز، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور عهدشکن آمریکا با تکرار ادعاهای سنتکام در پیامی نوشت: «هواپیماهای ایالات ‌متحده همین حالا تأسیسات ذخیره موشک و پهپاد ایران و سایت‌های رادار ساحلی را مورد حمله قرار دادند! ممکن است روزی برسد که مجبور شویم کار را به‌صورت نظامی تمام کنیم؛ اگر این اتفاق بیفتد، جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت!»
پاسخ میدان به توهمات ترامپ کمتر از چند ساعت طول کشید. در ساعت ۲ الی ۳ بامداد روز یکشنبه ۷ تیر ماه، فرزندان غیور ملت ایران در یک عملیات مشترک بارانی از موشک‌های بالستیک و پهپادها را به سوی هشت زیرساخت مهم ارتش آمریکا در پایگاه «علی السالم» کویت و «ناوگان پنجم دریایی» در بندر سلمان بحرین شلیک کرده و آن‌ها را منهدم ساختند. اگرچه شبکه فاکس‌نیوز به نقل از مقامات ارشد آمریکایی تلاش کرد با ادعای سرنگونی ۹ فروند پهپاد ایرانی بار این شکست راهبردی را سبک کند، اما ابعاد انفجارها در پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا غیرقابل کتمان بود.
وزارت امور خارجه: 
آمریکا اصالت عهدشکنی خود را به تصویر کشید
در همین رابطه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در بیانیه‌ای رسمی، حملات هوائی ارتش تروریستی آمریکا در ساعات اولیه روز یکشنبه 
(۷ تیر ماه ۱۴۰۵) به چند تأسیسات پایش و نظارت در سواحل جنوبی کشور را به شدت محکوم کرد.
در این بیانیه، دستگاه دیپلماسی این حملات وحشیانه را نقض آشکار 
بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد و نیز نقض صریح بند اول یادداشت تفاهم خاتمه جنگ تحمیلی مورخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ دانست و تاکید کرد:
«این حملات نشان می‌دهد که رژیم آمریکا کمترین ارزش و اعتباری برای تعهدات خود قائل نیست و عهدشکنی بخشی از ماهیت این رژیم است.»
وزارت امور خارجه در پایان این بیانیه با یادآوری مسئولیت‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد و دبیرکل این سازمان در قبال صلح و امنیت بین‌المللی، بر عزم راسخ و مخدوش‌ناپذیر خود برای دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی ایران در برابر تجاوز نظامی آمریکا، وفق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد تاکید کرد. این موضع‌گیری رسمی نشان داد که تهران دیگر هیچ مشروعیتی برای ادعاهای دیپلماتیک کاخ سفید قائل نیست.
پاسخ آتشین در میدان
اما پاسخ اصلی و سرنوشت‌ساز، نه در پشت میزهای مذاکره، بلکه در پهنه نیلگون خلیج ‌فارس و با غرش موشک‌های بالستیک و پهپادهای نقطه‌زن جبهه حق رقم خورد تا ترامپ بفهمد ادبیات سخیف توئیتری و تهدید به نابودی جمهوری اسلامی، در دنیای واقعی چه هزینه سنگینی برای سربازان آمریکایی دارد.
به دنبال تجاوزات اخیر شیطان بزرگ به تاسیساتی در جزایر ایرانی، روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیه‌ای، از پاسخ قاطع نیروهای دریایی و هوافضای سپاه به تجاوزهای اخیر آمریکا خبر داد. 
متن این پیام کوبنده به شرح زیر است:
«بسم الله قاصم الجبارین
فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ
مردم عزیز و شرافتمند ایران اسلامی؛
فرزندان غیرتمند شما در نیروهای دریایی و هوافضای سپاه طی عملیات مشترک موشکی و پهپادی در ساعت 
۲ الی ۳ بامداد امروز یکشنبه هفتم تیرماه، با پرتاب موشک‌های بالستیک و پهپاد به سوی هشت زیرساخت مهم ارتش کودک‌کش آمریکا در پایگاه علی‌السالم کویت و ناوگان پنجم دریایی در بندر سلمان بحرین آن‌ها را منهدم کردند و تجاوزهای اخیر آمریکا را با قاطعیت پاسخ دادند.
دشمن متجاوز که نقض عهد و پیمان‌شکنی در ذات او است، به بهانه مقابله نیروی دریایی سپاه با کشتی متخلف، اوایل بامداد امروز، به پنج پست ساحلی جمهوری اسلامی حمله کرده بود.
بر اساس تفاهم‌نامه اسلام‌آباد ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی است و من‌بعد با کشتی‌های متخلف قوی‌تر از گذشته برخورد خواهد شد و برخورد با تجاوز احتمالی دشمن به هر بهانه‌ای که باشد ولو مانند دیشب و امشب تجاوزها به اهداف کم اهمیت باشد، پاسخی خردکننده خواهد داشت.
دشمن بداند نقض آتش‌بس خلاف بند یکم تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است و توقف کلی روندها را در پی خواهد داشت.
و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم»
همگام با این پاسخ همه‌جانبه، فرماندهی نیروی دریایی سپاه نیز در پیامی صریح و هشداری جدی به متجاوزان تصریح کرد:
«شلیک‌های کور آمریکا به سیریک معمای اشراف ما بر تنگه را حل نمی‌کند. اما شلیک‌های ما به متخلفین، راه روشن عبور را به باقی شناورها یادآوری می‌کند. حساب پایگاه‌های آمریکایی منطقه جداست. آن‌ها جهنم را در این روزها تجربه خواهند کرد.»
به گزارش فارس، در جریان عملیات مقتدرانه مشترک نیروهای مسلح، هشت نقطه مرتبط با مواضع ارتش تروریستی آمریکا، شامل شیلترهای راهبردی و پرترافیک، مرکز کنترل و داده‌پردازی دریایی، برج‌های دیدبانی، سامانه‌های راداری و ارتباطی در پایگاه علی‌السالم و ناوگان پنجم که در روزهای اخیر فعال بوده و پس از جنگ احیا شده بود به صورت کامل منهدم شده است.
وقتی هیمنه ارتش تروریستی آمریکا فرو می‌ریزد
حتی کارشناسان ارشد نظامی خود آمریکا نیز نتوانستند بر واقعیت سرپوش بگذارند. آنتونی آگیلار، افسر سابق نیروی ویژه و مارک مونتگومری، دریادار بازنشسته آمریکایی در تحلیل‌های جداگانه‌ای اعتراف کردند که موازنه قدرت راهبردی همچنان در دست ایران است. به باور این دکترینرهای نظامی، واشنگتن توان تحمل هزینه‌های یک درگیری تمام‌عیار با ایران را ندارد و تلاش‌های سنتکام برای گسیل نیرو، صرفاً تلاشی مذبوحانه برای پنهان کردن ضعف ساختاری و اشراف مطلق پهپادی و موشکی ایران در سطح منطقه است.
بنابراین، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به دلیل خوی استکباری و نقض‌عهدهای مکرر آمریکا کارکرد خود را از دست داده است. امروز جمهوری اسلامی با اتکا به قدرت موشکی و پهپادی خود، این پیام قاطع را به کاخ سفید مخابره کرد که هرگونه ماجراجویی، پاسخ متناظری در عمق پایگاه‌های آنها در پی خواهد داشت و ایران دیگر هیچ تعهدی به بندهای سندی که ارزش آن روی کاغذ هم از بین رفته است، ندارد. زمانِ «بزن و در رو» سال‌هاست که به پایان رسیده است.