ظرفیتهای تمدنسازی عاشورا از یک رویداد تاریخی تا الگویی فراگیر(مقاله وارده)
دکتر مهدی جبرائیلی تبریزی
۱- برای درک ظرفیت تمدنسازی عاشورا، باید از نگاه صرفاً تاریخی به آن عبور کرد و آن را در چارچوب آموزههای قرآنی که «امتداد یک جریان تاریخی عمیق و ریشهدار در سنت های الهی است که تا به امروز ادامه یافته است»، تحلیل کرد. وجه تمایز عاشورا از سایر جنگها و قیامهای تاریخ، وجود «لایه نرمافزاری» آن است؛ بعدی که هویتی «آگاهیبخش، تبیینگر، فرهنگی و اقناعکننده» دارد. در واقع، عاشورا یک «رویداد تاریخساز، الگوساز و نقشآفرین» است که میتواند بشریت را در طول تاریخ به حرکت درآورد. از این منظر، قیام عاشورا را باید تفسیری عملی از مفاهیم کلیدی قرآن برای ساخت یک تمدن الهی دانست. نهضت حسینی، با تکیه بر اصولی که ریشه در مبانی قرآنی دارد، ظرفیتهای بینظیری برای الگوسازی، فرهنگسازی و تمدنآفرینی در اختیار بشر قرار
میدهد.
۲- عاشورا؛ تحقق عملی جامعه آرمانی قرآنی
قرآن کریم، هدف نهایی خود را ایجاد «زندگی نیکو» و جامعهای آرمانی معرفی میکند که در آن عدالت، عقلگرایی، حاکمیت امام، احسان، گسترش دانش و شکوفایی اقتصادی به عنوان ارکان اصلی حیات اجتماعی ترسیم شده است . قیام عاشورا، در حقیقت، تلاشی برای تحقق همین آرمانها در بستری است که از مسیر اصلی خود منحرف شده
بود.
زمانی که حکومت یزید، که تجلی و تجسم «جاهلیت» بود، جامعه اسلامی را به سمت نابودی ارزشهای دینی سوق میداد، امام حسین (ع)
با الهام از آیات الهی و مسئولیتپذیری قرآنی، به میدان آمد. ایشان در جمله معروف خود، فلسفه قیام را «طلب الإصلاح فی أمّة جدّی» (طلب اصلاح در امت جدم) معرفی میکند که دقیقاً در راستای هدف قرآنی ایجاد «حیات طیبه» و جامعهای اصلاحشده است.
۳- عاشورا؛ فرهنگسازی به جای جنگافروزی
یکی از مهمترین دستاوردهای قیام کربلا، تلاش بیوقفه امام حسین (ع)
برای «فرهنگسازی، اصلاحگری، تبیین و آگاهیبخشی» بود. در حالی که ارتش دشمن به دنبال پایان سریع جنگ بود، امام در همان بازه زمانی کوتاه، توانست عناصر فرهنگی و تربیتی عمیقی را به نمایش بگذارد. این جنبه از عاشورا، آن را از یک واقعه صرفاً نظامی و سیاسی به یک الگوی فرهنگی و تربیتی تبدیل میکند که میتواند مبنای شکلگیری یک تمدن مبتنی بر معرفت و اصلاح قرار گیرد. بخش نرمافزاری عاشورا، یعنی پیامها، خطبهها، دعاها و روشهای رفتاری امام، بستر «هویتسازی» و «انسجامبخشی» به جامعه شیعی را فراهم آورده است.
۴- مقاومت و آگاهیبخشی؛ دو اصل قرآنی در عاشورا
یکی از برجستهترین ظرفیتهای تمدنسازی عاشورا، تلفیق دو اصل قرآنی «مقاومت» و «آگاهیبخشی» است. قرآن کریم بر مقاومت در برابر ظلم و فساد تأکید دارد و امام حسین (ع) با ایستادگی در برابر حکومت جور، این اصل را به عینیت تبدیل کرد. اما نکته مهم این است که این مقاومت، بدون «جهاد تبیین» صورت نگرفت.
امام حسین(ع) در طول مسیر حرکت خود، با سخنرانیهای روشنگرانه در مکه، کوفه و روز عاشورا، ماهیت فاسد حکومت بنیامیه را افشا میکرد. این آگاهیبخشی، که ریشه در تأکید قرآن بر «تبیین» و «بیان» دارد، پیششرط هر گونه تحول تمدنی است. بدون آگاهی، جامعه نمیتواند مسیر اصلاح را تشخیص دهد و عاشورا، این آگاهی را به عنوان سنگ بنای تغییرات اجتماعی نهادینه کرد.
۵- تداوم تمدنی؛ از عاشورا تا آینده
برای بررسی ظرفیت تمدنسازی عاشورا، باید بین دو دیدگاه تمایز قائل شد: نخست، اینکه عاشورا را صرفاً یک رویداد یکباره در یک بازه زمانی محدود بدانیم که سپس پایان یافته است. دوم، اینکه آن را به عنوان امتداد یک جریان تاریخی بسیار طولانی و ریشهدار در گذشته بشری و ادامهدار در آینده در نظر بگیریم. رویکرد دوم، زمینهساز درک ظرفیت تمدنی عاشورا است، زیرا آن را به منبعی برای «الگوسازی» و «انگیزش» بشریت در طول اعصار تبدیل میکند. این نگاه، عاشورا را از یک خاطره تاریخی به یک «نقشآفرین» فعال و پویا در مسیر تمدنسازی ارتقا میدهد.
امام حسین (ع) با قیام خونین خود در کربلا، سکان تاریخ اسلام را به سوی احیای ارزشهای اصیل دینی و مبارزه با ظلم و انحراف چرخاند. این نهضت، در حقیقت تداوم رسالت انبیا و ائمه (ع) در هدایت بشر بود. از سوی دیگر، تمدن مهدوی، جامعهای آرمانی، عادلانه و سرشار از معنویت را نوید میدهد.
از سوی دیگر وعده الهی بر انتقام از قاتلان امام حسین (ع) توسط حضرت مهدی(عج) محقق خواهد شد. این پیوند انتقامجویانه، عاشورا را به نقطه آغازین یک حرکت تاریخی تبدیل میکند که نقطه پایان آن، برقراری عدالت جهانی توسط مهدی موعود (عج) خواهد
بود.
۶- عاشورا و مراسم آیینی؛ بستری برای هویت و کنش اجتماعی
یکی از مصادیق عینی ظرفیت تمدنسازی عاشورا، شکلگیری و تداوم سنتها و آیینهای مردمی حول آن است. این آیینها، به جای اینکه صرفاً نمایشی از اندوه باشند، نقشی کلیدی در شکلگیری «فرهنگ عاشورا» و هویت شیعی ایفا کردهاند. پژوهشها نشان میدهد که سنتهای عاشورایی در میان تودههای مردم، به «توسعه فرهنگ عاشورا در محدودههای تمدنی و فرهنگی» کمک شایانی کرده است. این آیینها به عنوان یک «سکوی مردمی» برای ایجاد تغییر در عرصههای اجتماعی و سیاسی عمل کردهاند.
مراسم عاشورا صرفاً یک آیین عزا نیست، بلکه «بیداری روحانی، تقویت ایمان، یکپارچهسازی و توانمندسازی هویت شیعی» را به دنبال داشته است. این آیینها با تمرکز بر اصول پویا و انقلابی عاشورا، «به یک نیروی الهامبخش با اصولی پویا تبدیل شدهاند که از آن به عنوان بستری برای تأثیرگذاری در عرصههای اجتماعی و سیاسی استفاده میشود». این روند نشان میدهد که چگونه یک رویداد تاریخی، از طریق نهادینهشدن در فرهنگ عامه، میتواند به موتور محرکه یک تمدن تبدیل شود که ارزشهای خود را بازتولید و گسترش میدهد.
ظرفیت عاشورا در تمدنسازی، ریشه در «بعد نرمافزاری» آن دارد که با مفاهیمی چون فرهنگسازی، آگاهیبخشی، الگوسازی و تداوم تاریخی گره خورده است. عاشورا با فراتر رفتن از یک رویداد نظامی، به منبعی الهامبخش برای شکلگیری هویت، انسجام اجتماعی و ایجاد یک جریان فرهنگی پویا و تأثیرگذار تبدیل شده است. آیینهای عاشورایی نیز به عنوان حلقه اتصال این نهضت به زندگی روزمره مردم، نشان میدهند که چگونه یک واقعه تاریخی میتواند مبنای یک تمدن زنده و پویا قرار گیرد که همواره ظرفیت اثرگذاری بر جامعه و تاریخ را دارد. در حقیقت، عاشورا الگویی برای «تمدنی مبتنی بر ارزش» است که از طریق فرهنگسازی و تداوم آیینی، مسیر خود را به سوی آیندهای روشنتر هموار
میسازد.